ورود به ویجیاتو

بازیابی رمز عبور

ورود با شبکه‌های اجتماعی

کاربر جدید هستی؟ ثبت نام کن

ثبت‌نام در ویجیاتو

ثبت نام با شبکه‌های اجتماعی

قبلا در ویجیاتو ثبت نام کردی؟ وارد شو

بازیابی رمز عبور

میتونی وارد ویجیاتو بشی یا ثبت نام کنی

بررسی بازی Greedfall - زیبای خسته‌کننده

وقتی فقط داستان می‌درخشد

۰

به عنوان یکی از علاقمندان به سبک نقش آفرینی بعد از تجربه Technomancer ساخته شرکت اسپایدرز انتظار بالایی از Greedfall نداشتم. شاید به همین دلیل بود که با سقف کم ارتفاع انتظارات این بازی را تجربه کردم و لابه‌لای همه خسته کننده بودنش گاهی آنقدر از آن لذت بردم که برخی از صحنه‌هایش را هرگز فراموش نکنم. بازی Greedfall از شرکت اسپایدرز به مراتب بهتر از Technomancer است اما همچنان ضعف‌های زیادی دارد.

Greedfall

  • امتیاز ویجیاتو65
  • امتیاز کاربران
    3 ratings4.3/10
  • امتیاز متاکریتیک75

بعید نیست که یک بازی نقش‌آفرینی در ابتدا کسل‌کننده باشد. اینگونه بازی‌ها باید از همان ابتدا دست بازیکنان را در انتخاب‌ها باز بگذارند و از طرفی آن‌ها را با مکانیزم‌های مختلف و داستان بازی آشنا کنند. همه عناوین نقش‌آفرینی حتی شاهکار‌هایی مثل مس افکت نیاز به زمان دارند. Greedfall هم از این قاعده مستثنی نبود. وقتی بازی را شروع می‌کنید شاید پیش خود بگویید «چرا وقتم را هدر می‌دهم؟». و این سوال شاید نزدیک به سه ساعت ذهنتان را درگیر کند.

وقتی راجع به یک بازی نقش‌آفرینی صحبت می‌کنیم بیش از هرچیزی داستان و شخصیت پردازی‌ها اهمیت دارد. اسپایدرز با عرضه تکنومنسر نشان داد که می‌تواند داستان‌های قابل توجهی را ایجاد کند اما در ارائه و شخصیت پردازی با مشکلات عدیده‌ای رو به روست. در Greedfall شخصیت پردازی تا حد قابل قبولی بهبود پیدا کرده و حتی می‌توان گفت به طور کلی Greedfall توانسته خودش را تا حدی به Dragon Age نزدیک کند.

خصوصا اگر یکی از خبره‌های بازی‌های نقش آفرینی باشید و به ماموریت‌های پیرامونی یا ساید کوئست‌ها اهمیت دهید، از همان ابتدای بازی با ماموریت‌های فرعی طولانی رو به رو خواهید شد. این ساید کوئست‌ها یکی از نقاط قوت این بازی محسوب می‌شود که در ادامه به دقت به آن می‌پردازیم اما وجود اینگونه ماموریت‌ها از همان ابتدای بازی ممکن است باعث شود کمی از آن‌ها دلسرد شوید. البته که اکثر این ماموریت‌ها از داستان جذابی برخوردار هستند اما وقتی هنوز با مکانیزم اصلی بازی آشنا نشده‌اید کمی سخت است تا بتوانید حتی با یک ماموریت شاهکار هم کنار بیایید.

در واقع باید گفت نقطه قوت بازی Greedfall بدون شک داستان اصلی بازی و همچنین برخورداری از داستان‌های جذاب برای ماموریت‌های فرعیست. البته برای این که بتوانید از داستان اصلی آن لذت ببرید باید صبر و حوصله زیادی داشته باشید. عمدتا ترجیح می‌دهم هیچ توضیحی راجع به پایان‌بندی بازی ارائه نکنم اما به طور کلی هیجان اصلی داستان بازی Greedfall تقریبا از اواسط بازی شروع می‌شود؛ جایی که حداقل ۷ الی ۸ ساعت بازی کرده‌اید.

وقتی بازی شروع می‌شود باید ظاهر شخصیت خودمان را ایجاد کنیم. موضوع مورد علاقه طرفداران بازی‌های نقش آفرینی به خوبی در Greedfall مورد توجه قرار گرفته و شما می‌توانید مشخص کنید که می‌خواهید شخصیتتان زن یا مرد باشد (که در ارتباطتان با دیگر همراهان و دوستان‌تان در بازی تاثیر گذار خواهد بود). اسپایدرز تلاش کرده تا آزادی عمل نسبتا خوبی در زمینه انتخاب ظاهر شخصیت در اختیار بازیکنان قرار دهد اما ممکن است با انتخاب یک ریش خاص، شخصیت‌تان کاملا مضحک به نظر برسد چرا که ریش به بدترین شکل ممکن روی صورت نشسته است.

اسپایدرز در ارائه داستان خوب عمل کرده و از این حیث باید بازی Greedfall را تحسین کرد. شما در نقش یک دیپلمات باید به دنبال پادزهری برای بیماری خطرناکی به نام Malichor بگردید. بیماری یاد شده جان بسیاری از افراد را گرفته و حتی مادر شخصیت اصلی بازی هم با آن دست و پنجه نرم می‌کند. شما در نقش De Sardet همراه با Kurt و کنستانتین رهسپار جزیره‌ای جادویی به نام Teer Fradee می‌شوید تا راه علاج این بیماری را بیابید.

در این مسیر با افراد مختلفی آشنا خواهید شد که هرکدام اهل بخشی خاص از سرزمین هستند. Siora دختری از اهالی بومی منطقه است که به شما مراجعه می‌کند تا به او برای ایجاد صلح و نجات مردمان سرزمینش کمک کنید. Petrus مردی مسن از سرزمین Theleme فردی مذهبیست که شما را همراهی خواهد کرد. Vasco کاپیتان کشتیست و Aphra یک دانشمند اهل سرزمین Bridge Alliance است که به کمک‌تان خواهد آمد.

اسپایدرز به خوبی تلاش کرده شخصیت‌های مختلف این بازی را طوری طراحی کند که با آن‌ها ارتباط برقرار کنید و نگاهتان به هرکدام با توجه به شخصیتی که دارند متفاوت باشد. برخی از اوقات که حوصله‌تان از مسیر‌های طولانی در بازی سر می‌رود یا اینکه به طور کامل روند داستان‌ها را گم می‌کنید -موضوعی که در Greedfall کمابیش اتفاق می‌افتد- می‌توانید با شخصیت‌های همراه خود صحبت کنید و حتی برخی ماموریت‌های مختلف را همراهشان به انجام برسانید. در بازی‌های نقش آفرینی کیفیت ارتباط بین شخصیت اصلی بازی و همراهانش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ Greedfall هم به این موضوع پرداخته و به شما اجازه می‌دهد تا حتی با برخی از همراهانتان وارد روابط عاطفی شوید.

البته باید به این موضوع اشاره کنیم که این ارتباط‌ها آنطور که باید پرداخت خوبی ندارند و به سادگی می‌توانید آن‌ها را تجربه کنید. چالش قابل توجهی در ایجاد یک رابطه در Greedfall دیده نمی‌شود. کافیست چند ماموریت انجام دهید و در نهایت با انتخاب دیالوگ‌هایی کاملا واضح ارتباطتان با شخصیت‌های مختلف بازی را بهبود دهید. متاسفانه انتخاب‌های ساده و به دور از چالش در Greedfall تنها به بهبود ارتباط با همراهان ختم نمی‌شود.

همانطور که گفتیم بازی Greedfall از همان ابتدا شما را درگیر ساید کوئست‌ها می‌کند. از گم شدن یک پسر نوجوان که در کشتی کار می‌کرد گرفته تا حل معمای حضور یک شیمی‌دان مرموز در شهر که باعث شده سفیر Alsaad از شما بخواهد او را پیدا و دستگیر کنید. این ماموریت‌ها از داستان‌هایی غنی برخوردار هستند و بدون شک اگر فقط به روایت داستان توجه کنید از آن لذت خواهید برد. اما این ماموریت‌ها با این که هرکدام داستان متفاوتی دارند، در پرداخت کاملا یکسان هستند.

در Greedfall شخصیت شما می‌تواند توانایی‌های مختلفی کسب کند اما یکی از توانایی‌ها که در پیشبرد اهدافتان به شدت کارآمد خواهد بود، سرمایه‌گذاری روی کاریزما است. این توانایی به شما اجازه می‌دهد تا با صحبت‌های تاثیرگذار و حتی تهدید افراد، بدون جنگ و خونریزی به اهداف خود برسید. اکثر ماموریت‌ها در بازی Greedfall با بهره‌مندی از المان کاریزما قابل حل خواهند بود. از طرفی تکیه بیش از حد اسپایدرز روی انتخاب دیالوگ باعث می‌شود حس کنید هیچ درگیری یا مبارزه‌ای در این بازی نقش آفرینی وجود ندارد و از طرفی تکرار مکررات و سفر‌های نسبتا بیهوده و طولانی برای حل و فصل یک مشکل باعث می‌شود از انجام ماموریت‌های جانبی خسته شوید.

با این که می‌توان داستان بازی را تحسین کرد، اما نباید این نکته را از یاد برد که Greedfall از المان‌هایی استفاده کرده که شبیه به آن را زیاد دیده‌ایم. به عنوان مثال تقابل کلیسا و علم یکی از مواردی است که در اکثر بازی‌های نقش‌آفرینی به آن اشاره می‌شود. در این بازی هم دو ملت مختلف که یکی معتقد به کلیسا و دیگری معتقد به علم هستند به طور ممتد با یکدیگر در جنگ به سر می‌برند. شما به عنوان یک دیپلمات در تلاشید تا با هر دو ملت روابط خوبی برقرار کنید و با کمک آن‌ها بتوانید به هدف خود که یافتن راه علاج برای بیماری Malichor است، برسید.

در این راه شما به شهر‌های مختلف در جزیره خواهید رفت که به شدت شبیه به یکدیگرند. تفاوت شهر‌ها تنها در ظاهر آدم‌هاست و وقتی وارد یک شهر می‌شوید تفاوت چشمگیری احساس نمی‌کنید. مثلا شهر‌هایی که تحت کنترل Bridge Alliance هستند تنها پوشش متفاوتی در بین مردان و زنانش دارند. یکی از معضلات اصلی این بازی آن است که وقتی وارد قصر هرکدام از گروه‌ها می‌شوید، با پلانی کاملا مشابه مواجه خواهید بود. اتاق‌ها و آشپزخانه‌ها به طور کامل شبیه به یکدیگر هستند و حتی پرسنل همه کاخ‌ها کار‌های یکسانی را انجام می‌دهند؛ موضوعی که به شدت ناامید کننده است و باعث می‌شود حس کنید سازنده‌های بازی در طراحی محیط کمکاری فراوان کرده‌اند.

اما اصلی‌ترین معضل بازی Greedfall مبارزات آن است. تنوع شیوه‌های مبارزه وضعیت قابل قبولی دارد اما تنوع دشمنان و حرکاتشان پرضعف است. پیروزی در مبارزات اصلا کار سختی نیست و تنها کافیست یک بار در مقابل موجودات مختلف قرار بگیرید تا به راحتی راه شکست دادنشان را بفهمید. سیستم مبارزات در بازی Greedfall با توجه به کلاسی که در حین ساخت شخصیت انتخاب کرده‌اید می‌تواند متفاوت باشد. البته باید به این موضوع دقت کنید که در هر بخش از بازی می‌توانید تصمیم بگیرید که نحوه مبارزه‌تان را تغییر دهید. در اولین تجربه‌ام از Greedfall و به خاطر تمایل شخصی به جادوگر‌ها، کلاس انتخابی من Magic بود. با پیشرفت در این کلاس می‌توانید هم تیمی‌های خود را پشتیبانی کنید و از راه دور و با استفاده از اِسپِل‌ها به دشمنان‌تان حمله کنید.

دو کلاس دیگر یعنی Warrior و Technical هرکدام ویژگی‌های متفاوتی را در اختیار بازیکن قرار می‌دهند که می‌توانید با انتخابشان با دشمنان درگیر شوید. البته باید حواستان باشد که پس از انتخاب هرکدام از کلاس‌ها به درستی توانایی‌های مربوط به همان کلاس را ارتقا دهید تا شخصیت قدرتمند‌تری داشته باشید. متاسفانه بازی Greedfall در زمینه بالانس کردن گیم‌پلی هم ضعیف عمل کرده. برخلاف بسیاری از بازی‌های نقش‌آفرینی که مبارزه کردن با دشمنان مختلف دشواری‌های زیادی دارد، مبارزات در Greedfall به شدت آسان است. البته شاید دلیل اصلی آن عدم توجه سازندگان بازی به متعادل کردن نحوه پیشرفت و قوی شدن De Sardet باشد. از اواسط بازی به حدی شخصیت De Sardet قوی شده بود که به راحتی می‌توانستم بدون ترس از کشته شدن همه دشمنان را یکی پس از دیگری شکست دهم.

وجود تعداد زیادی از پوشن‌های سلامتی و ساده بودن ساخت و ساز گلوله باعث می‌شد که خیلی راحت منابع مورد نیازم را تامین کنم و بدون ترس از کشته شدن، مبارزات را یکی پس از دیگری پیروز شوم. عدم وجود چالش باعث شد که تنوع ترتیب داده شده در شیوه جنگیدن با دشمنان پس از گذشت زمان تکراری شود. از طرفی هوش مصنوعی کسانی که در مقابل‌تان قرار می‌گیرند به شدت خنده‌دار است. می‌توانید با سرعت زیاد به مرکز درگیری بروید و سپس با همان سرعت از سمت دیگر فرار کنید. به محض فاصله گرفتن از دشمنان آن‌ها دیگر شما را دنبال نخواهند کرد. موضوعی که در یک بازی نقش‌آفرینی به شدت ناامیدکننده است.

یکی دیگر از سیستم‌های مورد توجه در Greedfall که می‌تواند در روند ارتباط شما با دیگر گروه‌ها تاثیر گذار باشد، کیفیت مراودات سیاسی شخص De Sardet با گروه‌های مختلف است. در بخش‌های مختلف بازی شما باید انتخاب‌هایی داشته باشید که می‌تواند به نفع یا ضرر یکی از گروه‌ها باشد. کیفیت ارتباط با اشخاص و گروه‌های مختلف در این بازی با Reputation اندازه گیری می‌شود و با هر انتخاب میزان تغییر پیدا کردن ارتباط شما با گروه‌ها و اشخاص نمایش داده خواهد شد.

مدت زمان بازی

داستان اصلی: ۱۵ ساعت
داستان و ماموریت فرعی: ۳۱ ساعت
صد در صد کردن بازی: —

به طور کلی می‌توان گفت بازی Greedfall توانسته تا حد قابل توجهی یک گیم‌پلی نقش‌آفرینی قابل قبول ارائه کند. به طور حتم نمی‌توان از لحاظ سخت‌افزاری و خصوصا تجربه و سرمایه، شرکت اسپایدرز را با غول‌های توسعه بازی‌های نقش‌آفرینی مقایسه کرد. شاید اگر اینطور بود در Greedfall انیمیشن حرکت چهره شخصیت‌های مختلف کمی بهتر طراحی می‌شد و می‌توانستیم کمی احساس در آن‌ها ببینیم. همچنین صداگذاری‌های بهتری را شاهد بودیم و ساختار داخلی ساختمان‌ها با هم متفاوت بودند.

موضوع امیدوارکننده در رابطه با Greedfall و اسپایدرز این است که این شرکت موفق شده یک داستان پخته و قابل توجه ارائه کند. این بازی می‌تواند شروع یک سری بازی موفق از Greedfall باشد و استودیو اسپایدرز با کار بیشتر قادر است دنیایی غنی حتی خارج از جزیره Teer Fradee ارائه کند. به همین دلیل می‌توان به طور کلی گفت Greedfall یک نقش‌آفرینی قابل قبول بوده که با وجود مشکلات زیاد می‌توان تجربه‌اش کرد و لذت برد.

البته در نقد این بازی بهتر است عدم تجربه و سرمایه کافی را مد نظر قرار ندهیم. شرکت فرانسوی تلاش کرده تا یک بازی نقش‌آفرینی تولید کند. در این راه توجه اصلی شرکت روی داستان بوده و در ارائه مبارزات موفق عمل نکرده. تنها داستان در یک بازی نقش‌آفرینی قادر به رقم زدن اتفاقی مطلوب نخواهد بود چرا که سرگرم‌کننده نبودن بازی و عدم وجود مبارزات چالش‌برانگیز باعث می‌شود به مرور، داستان خوبش را هم از یاد ببرید.

خلاصه بگم که...

بازی Greedfall داستانی خوب همراه با شخصیت پردازی قابل قبول دارد که می‌تواند تجربه‌ای جذاب از یک عنوان نقش آفرینی برایتان به ارمغان بیاورد. البته گاهی اوقات خسته کننده شدن بیش از حد بازی و تکراری بودن محیط آن باعث می‌شود از ادامه تجربه آن تا حدی دلسرد شوید.

می‎خرمش

Greedfall یک بازی نقش آفرینی قابل قبول برای طرفداران این سبک است و از طرفی ارائه داستانی جذاب و قدرتمند همراه با تعداد بالایی از ساید کوئست‌‌ها باعث می‌شود عنوانی خاطره‌انگیز برای طرفداران این سبک باشد. برخورداری از المان‌های اصلی یک بازی نقش آفرینی، Greedfall را به یکی از خوب‌های این سبک تبدیل می‌کند.

نمی‎خرمش

Greedfall با این که داستان خوبی ارائه می‌دهد اما ماموریت‌هایی مشابه و یکسان دارد که پیمودن آن‌ها گاهی خسته کننده می‌شود. از این گذشته به خاطر عدم رعایت تعادل در افزایش قدرت شخصیت اصلی بازی، مبارزات به مرور زمان تکراری می‌شوند و هیچ چالشی برای بازیکن ندارند.
  • امتیاز ویجیاتو65
  • امتیاز کاربران
    3 ratings4.3/10
  • امتیاز متاکریتیک75
.کپی شد https://vgto.ir/10l

نظر تو چیه ؟

avatar
1000
  مشترک شدن  
اطلاع رسانی کن
ورود
بارگذاری...
ثبت نام
بارگذاری...