ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰
مقالات فیلم سینمایی

بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰

۱۵ آنتاگونیست که خواب را از چشمانتان می‌گیرند

آرش بوالحسنی
نوشته شده توسط آرش بوالحسنی تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۶:۰۰

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا شرورها (Villains) همیشه جذاب‌تر از قهرمان‌ها به نظر می‌رسند؟ در دنیای دراماتیک سینما، خلق یک شرور ماندگار، نیازمند ظرافت و مهارت بی‌نظیری است. نویسندگان و کارگردانان باید رقصی میان «همدردی انسانی» و «اعمال وحشتناک» طراحی کنند. بهترین شرورهای تاریخ سینما آن‌هایی نیستند که صرفاً بدجنس‌اند؛ بلکه آن‌هایی هستند که یک هسته احساسی قابل درک دارند که مخاطب می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند، حتی اگر از اعمالشان متنفر باشد.

اما دهه ۲۰۲۰ داستان متفاوتی دارد. در دورانی که قطب‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی به اوج خود رسیده و جهان‌بینی‌های متضاد، خطوط قرمز جوامع را ترسیم می‌کنند، سینما نیز بازتاب‌دهنده این شکاف شده است. با مرور لیست بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰، متوجه الگوی عجیبی شدیم: بخش بزرگی از این شخصیت‌ها «شرور خالص» هستند. بدون هیچ ویژگی مثبت، بدون هیچ رستگاری. گویی در دنیایی که اخبار روزمره پر از خشونت و بی‌رحمی است، سینماگرها هم به این نتیجه رسیده‌اند که گاهی شیطان، فقط شیطان است.

در این مقاله از ویجیاتو، ما ۱۵ مورد از مخوف‌ترین، پیچیده‌ترین و بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰ را برای شما معرفی کرده‌ایم. با ما همراه باشید در سفری به تاریک‌ترین نقاط ذهن نویسندگان سینما.

آناتومی شرارت در سینمای مدرن

قبل از اینکه به لیست بپردازیم، بیایید نگاهی به تغییر ذائقه سینمایی در این دهه بیندازیم. برخلاف دهه ۲۰۰۰ که تلاش می‌شد برای هر جوکری یک گذشته دردناک تراشیده شود، در دهه ۲۰۲۰ شاهد بازگشت «شرارت کلاسیک» در قالبی مدرن هستیم. شرورهای امروزی کمتر حرف می‌زنند و بیشتر عمل می‌کنند. بسیاری از آن‌ها (مانند ریدلر یا لکس لوتر) کاریکاتوری از چهره‌های واقعی و جنجالی دنیای ما هستند. همچنین مسئله دیگری که به چشم می‌خورد، تنوع ژانر است. از انیمیشن‌های کمدی تا اسلشرهای خونین، شرارت فرمول ثابتی ندارد.

فهرست بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰

در ادامه به معرفی بهترین شرورهای سینمایی در دهه ۲۰۲۰ می‌پردازیم. این فهرست بدون ترتیب خاصی بوده و ما هیچ‌کدام از این شرورها را رده‌بندی نکرده‌ایم.

باید فید-روتا هارکونن از فیلم Dune: Part Two

فیلم Dune Part Two

اقتباس Dune پیش از این هم چالشی برای دنی ویلنوو، نویسنده و کارگردان اثر بود. میان انبوه داستان‌های فرعی پیچیده و علمی-تخیلیِ سنگین و سیاسی‌اش، کار به جایی رسید که ویلنوو برای برخی اقتباس‌هایش قوانین خودش را ابداع می‌کرد. و سپس به Dune: Part Two می‌رسید، جایی که او باید فید-روتا هارکونن (آستین باتلر) را معرفی کند؛ یک شرور بیش از حد عجیب در داستانی که خودش هم بیش از حد عجیب است.

و با این حال، ویلنوو و باتلر، فید-روتا را با جزئیاتی غنی و تهدیدی مشوش‌کننده زنده می‌کنند؛ با پوست مرمرین‌سفید و سر تراشیده‌اش که به نام حکومت هارکونن، پل آتریدیس و جنگجویان آزادی‌خواهش را در سراسر آراکیس تعقیب می‌کند. این اجرایی شوم از باتلر است که این شخصیتِ گسسته اما بی‌رحم را با محاسباتی سرد و درنده‌خوییِ وحشیانه اشباع می‌کند. به او سکانس برجسته فیلم داده شده است: یک نبرد گلادیاتوری تمام‌عیار در دنیای تک‌رنگ (مونوکروم) گیدی پرایم، که تضادی آشکار با شن‌های زنده آراکیس ارائه می‌دهد. او همچنین در یک لحظه عمویش، بارون هارکونن (استلان اسکارشگورد) را می‌بوسد. عجیب است!

مادر از فیلم Barbarian

فیلم Barbarian

دلیل بزرگی که فیلم Barbarian ساخته زک کرگر تا این حد عالی است، این است که شرور واقعی‌اش را برای بخش زیادی از فیلم پنهان می‌کند. پرده اول شما را به این باور می‌رساند که قرار است بیل اسکارشگورد شرور باشد، کسی که جورجینا کمپبل برخوردی ناجور و پتانسیلاً شوم با او دارد، پس از اینکه ظاهراً هر دو یک AirBNB مشترک را رزرو کرده‌اند. تمام بازاریابی فیلم حول محور یک زیرزمین شکنجه‌گاه نمور و ترسناک در این خانه می‌چرخد... حتماً او می‌خواهد دختر را به پایین ببرد تا کارهای وحشتناک شرورهای فیلم‌های ترسناک را انجام دهد که دختر مجبور به فرار از آن باشد، درست است؟

نه! به محض اینکه آن‌ها شروع به کاوش در آن تونل‌های کثیف و تاریکِ کنده‌شده در زیر خانه می‌کنند، اسکارشگورد توسط شرور واقعی فیلم حذف می‌شود: مادر (متیو پاتریک دیویس)، زنی درهم‌پیچیده و دفرمه که در آنجا زندگی می‌کند و ناامیدانه خواهان بچه‌ای است که مال خودش باشد. قطعاً این تنها شرور سینمایی است که در حافظه اخیر به یاد دارم که به زور به جاستین لانگ شیر می‌دهد؛ کسی که به درستی برای نقش صاحب‌خانه اجاره‌ایِ رذل و پست‌فطرت انتخاب شده است. این یک اثر ترسناک برجسته برای دهه ۲۰۲۰ است، به خاطر اینکه چگونه انتظارات شما را زیر و رو می‌کند.

ریدلر از فیلم The Batman

ریدلر دشمن بتمن یکی از بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰

اثری که از نظر تاریخی بسیار بیشتر از Dune در آگاهی عمومی ریشه دوانده، اقتباسی دریافت کرد که سعی داشت بخشی از عجایب کتاب‌های کمیک منبع اصلی را بازتاب دهد، زمانی که مت ریوز «بتمن» را ساخت. با مدت زمانی حدود سه ساعت و معرفی تفسیری با حال‌وهوای گوتیک از بروس وین توسط رابرت پتینسون به مخاطبان (من بتمنِ ایمو را تایید می‌کنم)، ما همچنین دوباره با تعدادی از شرورهای آشنا روبرو می‌شویم. با اینکه پنگوئنِ کالین فارل کسی است که سریال تلویزیونی نصیبش شد، اما این ریدلرِ پل دینو است که با خصومت شخصی خود برجسته می‌شود.

مناسب برای فیلم بتمنی که اساساً شخصیت را در دنیای فیلم Se7en می‌اندازد، ریدلرِ دینو فرسنگ‌ها با تفسیر اغراق‌آمیز و تئاتری جیم کری در Batman Forever فاصله دارد. دینو بدخواهیِ رقت‌انگیزِ پرسوناژ خود روی پرده را، همانطور که در فیلم‌هایی مثل There Will Be Blood و Prisoners تثبیت شده بود، در آغوش می‌گیرد تا یک ریدلرِ روان‌‌پریشِ قابل‌تشخیص‌تر بسازد؛ کسی که یک گروه آنلاین از پیروان را به یک اوباش خشونت‌طلبِ شورشی علیه شهر گاتهام بسیج می‌کند. شباهت‌های زیادی به واقعیت در اینجا وجود دارد.

رمیک از فیلم Sinners

فیلم Sinners

شرور فیلم Sinners، کوکتل رایان کوگلر از درام مافیایی جنوبی دوران جیم کرو، اکشن خون‌آشامی پرهیاهو و قطعات موزیکالِ خیره‌کننده، رمیک (جک اوکانل) است؛ یک خون‌آشامِ آوازخوانِ نغمه‌های محلی ایرلندی که چرخه ظلم را با تهاجم به فضای فرهنگی سیاه‌پوستان که توسط اسموک و استک مور (هر دو با بازی مایکل بی. جردن) تاسیس شده، تداوم می‌بخشد. او هماهنگی دقیق فیلم بین دو حالت آن را در بر می‌گیرد: داستان ترسناک عامه‌پسند (پالپ) و کالبدشکافی تاریخیِ بیماری‌های اجتماعی.

در واقع، با Sinners، کوگلر خود را در حال تکامل مأموریت ترسناکِ بسیار خاصِ جردن پیل می‌یابد؛ مأموریتی با زیربناهای مضمونیِ آگاهِ اجتماعی که مفاهیم اغراق‌آمیز را به واقعیت لنگر می‌کنند. رمیک تجسم این ایده است: او پرخاشگر و لاف‌زن است، در مأموریتش و توانایی‌اش برای خونریزی بی‌رحم است، نمادی برای اینکه چقدر راحت چرخه می‌تواند بچرخد تا ظالم تبدیل به مظلوم شود... و او همچنین ارتش خون‌آشامانش را در یک ترانه ایرلندیِ پر سر و صدا و همراه با کوبیدن پا و دست زدن، در میان لحظات کشتار رهبری می‌کند. فیلم Sinners یکی از متمایزترین بلاک‌باسترهایی است که مخاطبان در سال‌های اخیر به آن دل بسته‌اند و شخصیتی مانند رمیک ثابت می‌کند که کاراکترهای غنی از نظر مضمون و با جزئیات کنجکاوانه، به خلق آن کیفیت مجذوب‌کننده کمک می‌کنند.

دمنتوس از فیلم Furiosa: A Mad Max Saga

فیلم Furiosa: A Mad Max Saga

فیلم Furiosa: A Mad Max Saga منتقدان خود را دارد؛ معلوم شد وقتی در حال ساخت پیش‌درآمدی برای چیزی هستید که اغلب، حتی توسط خود جرج میلر، به عنوان یکی از بزرگترین فیلم‌های اکشن تمام دوران ذکر می‌شود، راضی کردن همه سخت است. در واقع، Mad Max: Fury Road استاندارد جدیدی برای فیلمسازی اکشنِ تماشایی تعیین کرد، اما فیلم Furiosa یک نشان افتخار دیگر به کمربند میلر اضافه می‌کند؛ با اودیسه‌ای چند ساله در سراسر ویست‌لند که علاقه زیادی به جغرافیای عاطفی شخصیت اصلی‌اش دارد و وزن بیشتری به سفر او در Fury Road می‌افزاید.

تجربیات سازنده فیوریوسا (آنیا تیلور-جوی) تا حد زیادی به مبارزات او علیه دمنتوس (کریس همسورث) بستگی دارد؛ رهبر گروه موتورسواران که با خدمه دیوانگانِ سوار بر آهنِ خود به اطراف سفر می‌کند و ویست‌لند را به وحشت می‌اندازد. یک فرزند واقعی ویست‌لند، دمنتوس عمدتاً پریشان‌حال و سایکوتیک است که به کریس همسورث فرصتی عالی می‌دهد تا از زندان چند ساله مارول که در آن قرار گرفته بود خارج شود و به او اجازه داد تا به نقشی قدم بگذارد که می‌گذارد بسیار بی‌مهاباتر باشد و توسط هیچ فضیلتِ قهرمانانه‌ای کنترل نشود. دمنتوس عمدتاً یک هیولای عجیبِ کودک‌ربا و قاتل است که او را به یک افزودنی عالی برای افسانه در حال گسترش «مدمکس» میلر تبدیل می‌کند.

لکس لوتر از فیلم Superman

لکس لوتر فیلم سوپرمن

لکس لوتر شاید به عنوان یک شخصیت برای دهه ۲۰۲۰ چندان منحصر به فرد نباشد، اما تصویرگری نیکلاس هولت از او در «سوپرمن»، ریبوتِ احیاکننده جیمز گان از این فرنچایز، به طرز قابل توجهی مرتبط با لحظه فرهنگی و سیاسی ما احساس می‌شود. به عنوان یک غول تکنولوژیِ ابرثروتمند که مصمم است اراده و حوزه نفوذ خود را بر دنیای اطرافش تحمیل کند (که به معنی قربانی کردنِ موجودی است که به دلیل خیرخواهی و ریشه‌های متفاوتش، او را تهدیدی برای این قدرت می‌داند)، لکس لوترِ فیلم Superman ۲۰۲۵، شروری برای دنیای مدرن است.

این نوع از اجراست که به «سوپرمن» تعادلی از غم و امید می‌دهد که آن را به چنین هوای تازه‌ای برای شخصیت و برای وضعیت کلی فیلم‌های ابرقهرمانی تبدیل می‌کند. طراوت‌بخش است که نه تنها دوباره یک فیلم کمیک‌بوکیِ پرشور، حقیقتاً سرگرم‌کننده و خلاقانه داشته باشیم، بلکه فیلمی که چنین درکِ روشن‌بینانه‌ای از دنیایی که در آن اکران شده دارد. لکس کمک می‌کند تا آن تکیه‌گاه دقیق بین آن دو واقعیت تجسم شود، در حالی که هولت به او یک لاف‌زنی و زودرنجیِ اغراق‌آمیز می‌بخشد که به عنوان یک کاریکاتور تاریک از تایکون‌های (کلان‌سرمایه‌داران) بدخلقی عمل می‌کند که آمده‌اند تا به زور در زندگی روزمره ما مداخله کنند.

نوربات از فیلم Wallace & Gromit: Vengeance Most Fowl

فیلم والاس و گرومیت ۲۰۲۵

صحبت از شرورهای مرتبطِ فرهنگی شد، کاملاً بجاست که مخترعانِ دست‌وپاچلفتیِ انگلیسی شهر کوچک، والاس و گرومیت، خود را رودررو با یک باتِ هوش مصنوعی ببینند که تار و پود دوستی‌شان را تهدید می‌کند. آن بات، نوربات (ریس شیراسمیت) خواهد بود؛ یک نسخه خودکار و «هوشمند» از یک کوتوله باغچه که توسط والاس (بن وایتهد) اختراع شده و توسط دشمن قدیمیِ این زوج، فیدرز مک‌گرا، هک می‌شود تا گرومیت را گیج کرده و به وحشت بیاندازد.

دلیلی وجود دارد که Wallace & Gromit: Vengeance Most Fowl به امتیاز ۱۰۰ درصد راتن تومیتوز رسید: این فیلم با شادیِ تمام احمقانه و خنده‌دار است و به طرز بامزه‌ای از اضطراب وجودیِ ناشی از تجاوز تکنولوژی هوش مصنوعی به زندگی روزمره ما صحبت می‌کند. خودِ نوربات البته نماینده این موضوع است، اما وجودِ خودِ «والاس و گرومیت» به عنوان یک کل نیز همینطور است. آیا سرزنشی بزرگتر از فرآیندِ پرزحمت و دقیقِ سرهم کردنِ یک فیلم انیمیشن استاپ-موشن، نسبت به کمبودِ خلاقیتِ واقعیِ ذاتی در تقلیدِ خودکارِ هوش مصنوعی وجود دارد؟

آرت از فیلم Terrifier

فیلم Terrifier

چه عاشق فیلم‌های Terrifier باشید و چه از آن‌ها متنفر باشید،، به نظر می‌رسد آرت دلقک (دیوید هاوارد تورنتون) حقش است که در این لیست جای داشته باشد، به خاطر اینکه یک شرور اسلشرِ کاملاً جدید است که توانست به روح زمانه عمومی نفوذ کند. نه، او ممکن است هنوز در سطح یک مایکل مایرز یا جیسون ورهیز در آگاهی جمعی نباشد، اما فیلم‌های Terrifier جایگاه کالتِ واقعی دارند و شما می‌توانید به راحتی هر سال تعداد زیادی از لوازم جانبی آرت را در فروشگاه اسپریت هالووین محلی خود پیدا کنید.

همچنین حرف‌هایی برای گفتن در مورد استقبال گسترده‌ترِ طرفدارانِ وحشت از شیرین‌کاری‌های شرورانه و سادیسمی آرت و سه‌گانه دیمین لئونه (تاکنون) به عنوان یک کل وجود دارد. فیلم‌های Terrifier می‌توانند برای مخاطبان جریان اصلی سخت به فروش برسند: آن‌ها فیلم‌های اسلشری هستند که در جابجا کردن مرزهای خون‌ریزی و سلیقه خوب لذت می‌برند، برخلاف ساختن اتمسفر و اجازه دادن به قتل‌ها برای نقطه‌گذاریِ یک حال‌وهوای کلی. حال‌وهوا در Terrifier از قتل‌های بیش از حد وحشیانه جدایی‌ناپذیر است و این به نظر نشان‌دهنده یک دوران فرهنگی و سیاسی-اجتماعی است که ذاتاً به همان اندازه وحشی احساس می‌شود.

آدریان گریفین از فیلم The Invisible Man

فیلم مرد نامرئی

آدریان گریفین (الیور جکسون-کوهن) وارد این لیست می‌شود بخاطر اینکه نسخه مدرن‌شده لی ونل از «مرد نامرئی» چقدر غیرمنتظره تأثیرگذار از آب درآمد. جکسون-کوهن نقش پارتنرِ آزارگر سیسیلیا کاس (الیزابت ماس) را با یک حس استحقاقِ تمسخرآمیز و ازخودراضی در تواناییِ مالکیت و کنترلِ شریک عاطفی‌اش بازی می‌کند. به همین دلیل است که وقتی سیسیلیا سعی می‌کند او را ترک کند، او آزمایش علمی فوق‌سری خود را به کار می‌اندازد: یک لباس خطای دیدِ پیچیده که به او اجازه می‌دهد نامرئی باشد. سپس او حتی فراتر می‌رود و سیسیلیا را با این کار شکنجه می‌دهد که باعث می‌شود همه اطرافیانش باور کنند او دیوانه است.

آدریان شرورِ بسیار بزرگی است زیرا تماشای اینکه او با رها کردن سیسیلیا در میان شبکه حمایتی‌ای که باور دارند او در حال تجربه نوعی ترومای تشدید شده است (به جای اینکه توسط پارتنر سابق نامرئی‌اش تعقیب و مورد وحشیگری قرار گیرد)، چقدر می‌تواند حقیقتاً خشم‌برانگیز باشد. این چیزی است که فیلم The Invisible Man را به چنین به‌روزرسانیِ ترسناک و به‌موقعی تبدیل می‌کند: ونل سناریو را برای تمام تنش و ترس‌های واقعی که می‌تواند به دست آورد استخراج می‌کند، اما حسِ شناختِ بزرگتری از اینکه چگونه جامعه ما غالباً داستان‌های زنان آسیب‌دیده را کم‌اهمیت جلوه داده و باور نمی‌کند، وجود دارد.

جین جکت از فیلم Nope

فیلم Nope

چند شرور در بلاک‌باستر تریلر علمی-تخیلی پاپ جردن پیل یعنی Nope وجود دارند که همگی با درجات مختلفی از همدردی به تصویر کشیده می‌شوند: گوردی، میمون خشمگین اما استثمار شده؛ ریکی= پارک (استیون یون)، شاهد جنون گوردی و سپس جاذبه اصلی فیلم، یک موجود بیگانه که توسط دوقلوهای برادر و خواهر، او.جی (دنیل کالویا) و امرالد هی‌وود (کیکه پالمر)، «جین جکت» نامیده می‌شود. وقتی آن‌ها یوفو را می‌بینند، وسواسِ ضبط آن روی دوربین را پیدا می‌کنند و به عنوان نویسندگانِ یک بیانیه فرهنگی مهم عمل کرده و به دنبال سود بردن از آن هستند.

فیلم Nope به مجموعه‌ای از مضامین به هم پیوسته و سنگین می‌پردازد، از تلاش جمعی که برای ثبت یک نمایش واقعی لازم است، تا این واقعیت که خیلی وقت‌ها نمایش مورد بحث، یک شخص یا موجود است که برای حفظ موفقیت سرمایه‌داری اهرم قرار می‌گیرد. فیلم Nope یک نمایشِ تریلر است که عمدتاً درباره وحشت‌های استثمار است و جین جکت شروری عالی است. فیلم Nope به طرز درخشانی نوشته شده است؛ به طوری که شرایط و اعمال هر شخصیت می‌تواند به مفهوم مضمونیِ اینکه ما چگونه در صنایعی که چنین استثماری را تشویق می‌کنند عمل می‌کنیم، ردیابی شود و جین جکت تقطیرِ کامل و واحدی از این ایده است.

جوبو توپاکی از فیلم Everything Everywhere All At Once

این واقعیت که فیلم Everything Everywhere All At Once برنده بهترین فیلم در اسکار شد، هنوز گهگاهی از ذهنم می‌گذرد و مرا مبهوت می‌کند. هرگز هیچ دلیل خوبی برای پیش‌بینی اینکه این درامِ خانوادگیِ کمدیِ اکشنِ علمی-تخیلیِ احساساتیِ بی‌شرمانه، بیش‌فعال و پربار، چنین مسیر موفقیت‌آمیزی در جوایز داشته باشد وجود نداشت، اما دنیل شاینرت و دنیل کوان روایتِ نیازِ برنده بهترین فیلم به یک انتخابِ قابل پیش‌بینی بودن را رد کردند.

چطور ممکن است فیلمی با شروری به نام جوبو توپاکی (استفانی شو)، پرسوناژی از جهان‌های موازیِ شکستهِ دخترِ ناراضیِ یک خانواده مهاجر، بتواند روایتِ فصل جوایز را تا انتهای خط حمل کند؟ و حتی در آن صورت، جوبو توپاکی فقط یک لایه از مفاهیمِ شیداییِ بسیاری است که آشوبِ گوش‌خراش و مهربانیِ Everything Everywhere All At Once را شارژ می‌کنند؛ فیلمی که با درخواستِ دلسوزانه‌ای برای درک و همدلی، با آشفتگی و سردرگمیِ جهان روبرو می‌شود.

لانگ‌لگز از فیلم Longlegs

فیلم Longlegs

بخش زیادی از بازاریابی شرکت نئون برای فیلم Longlegs بر پنهان کردنِ قاتل سریالیِ هم‌نام با عنوان فیلم با بازی نیکلاس کیج از طریق پرسپکتیوهای مبهم و کات‌های سریع متمرکز بود. با تریلرهایی که واکنش‌های مخاطبان را پررنگ می‌کردند و اساساً Longlegs را ترسناک‌ترین فیلم جدید تمام دوران می‌نامیدند. این تمایز ناعادلانه‌ای برای Longlegs است که بخواهد در حد آن ظاهر شود و خود فیلم به نظر می‌رسد این پیشنهادات را تضعیف می‌کند. چرا که خودِ لانگ‌لگز به تدریج به عنوان یک مهره عجیب اما مطیع شیطان ارائه می‌شود.

اما این جهت‌گیریِ جذابی برای ترسیمِ آنتاگونیست مرکزیِ یک فیلم در ژانر وحشت است. نیکلاس کیج کاملاً در نقشِ بسیار مهمی که کمک می‌کند فیلمِ آز پرکینز آوازِ عجیب خود را بخواند، ساکن می‌شود. پرکینز در به کارگیری شرور حساب‌شده عمل می‌کند؛ لانگ‌لگز در واقع برای مدت زمان زیادی روی پرده در Longlegs نیست، اما حضور او و حتی بیشتر از آن، مفهومِ ضمنیِ آنچه اعمالش به دنبال دارد، مثل یک مهِ سنگین روی بقیه فیلم می‌نشیند و به رویدادها رازی شوم می‌دهد.

گابریل از فیلم Malignant

گابریل از فیلم Malignant

صحبت از شروری شد که بازاریابی تصمیم گرفت پنهانش کند! خطر اسپویل برای فیلم Malignant در پیش است، چون هیچ راهی برای صحبت درباره اینکه چه چیزی در مورد آنتاگونیست فیلم عالی است بدون وارد شدن به جزئیات وجود ندارد؛ حتی اشاره کردن به او هم لو دادن است، چون در هیچکدام از متریال تبلیغاتی لو نرفته است. گابریل شخصیت بزرگی است نه تنها به خاطر جلوه‌های ویژه عملیِ زیبا و منزجرکننده‌ای که برای کمک به خلق او به نمایش گذاشته شده، بلکه به خاطر غافلگیری وجودِ خودِ او که در پشت سرِ قهرمان داستان، مدیسون میچل (آنابل والیس) به عنوان یک دوقلوی غیرهمسان زندگی می‌کند که حالا بازگشته تا از دنیای بی‌رحمی که او را دور انداخته انتقام بگیرد. وقتی او از راه می‌رسد، فیلم Malignant از یک فیلمِ خانه ارواحِ استودیوییِ ترسناک به یک هرج‌ومرجِ سبکِ اکسپلوتیشن تغییر می‌کند.

باز هم، همه این‌ها در حالی است که او پشت سرِ مدیسون زندگی می‌کند و به Malignant اجازه می‌دهد تا وارد برخی صحنه‌های اکشن مطلقاً دیوانه‌وار شود. صحنه‌هایی که با کنترلِ بدن توسط گابریل به صورت معکوس، دوزِ اضافه‌ای از دیوانگیِ اغراق‌آمیز به آن‌ها داده می‌شود. به عنوان بازگشتِ خوش‌آمدِ جیمز وان به ژانر وحشت، فیلم Malignant یک موفقیت تمام‌عیار است و به مخاطبان یک نمادِ وحشتِ جدیدِ حقیقتاً منحصر به فرد داد که از یک کانسپتِ شگفت‌انگیزِ متولد شده است.

گلادیس از فیلم Weapons

فیلم Weapons

باید به زک کرگر آفرین گفت؛ برای خلق دو شرور سینمایی که به اندازه کافی قابل توجه بودند تا به این لیست راه پیدا کنند. احتمالاً تا الان درباره فیلم Weapons می‌دانید، اولین موفقیت واقعی و تمام‌عیار کرگر. بنابراین، احتمال خوبی وجود دارد که درباره گلادیس (ایمی مادیگان) بدانید؛ افسونگرِ شیطانیِ علوم غریبه که مردم را تسخیر می‌کند تا آن‌ها را وادار به انجام دستورات خشونت‌آمیزش کند، با اجرایی از مادیگان که به شدت توسط طرفداران Weapons تحسین می‌شود. کسانی که او را ستایش می‌کنند و سعی دارند یک نامزدی بهترین بازیگر نقش مکمل زن در جوایز اسکار را برایش محقق کنند.

زمان نشان خواهد داد که آیا مردم می‌توانند رأی‌دهندگان آکادمی را به اراده خود خم کنند و استعدادی از قبیلِ ترکیبِ وحشت-کمدیِ کرگر را روی آن صحنه باپرستیژ ببرند یا نه. اما ناگفته نماند که گلادیس روی پای خود می‌ایستد، حتی بدون به رسمیت شناخته شدن توسط یک هیئت جوایز. او لحن عجیب و مومنتومِ رو به جلوی Weapons را درون یک شرورِ کاملاً شرور حفظ می‌کند.

استیون جی. لاک‌جا از فیلم One Battle After Another

فیلم یک نبرد پس از دیگری

در ادامه بحثِ احتمال رسیدن ایمی مادیگان به اسکار، اگر یک نفر باشد که برای او نامزدی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از پیش مقدر شده به نظر می‌رسد، آن شان پن در نقش کلنل استیون جی. لاک‌جا است. تلاقیِ عجیبِ تریلر سیاسی و کمدیِ طولانیِ پل توماس اندرسون که الهام‌گرفته از توماس پینچن است، با تحسین‌های فراوانی روبرو شده و هیچکس بیشتر از پن برای اجرایش به عنوان مرد نظامیِ فوق‌العاده فاشیست و نژادپرستی که مثل یک سایبورگ راه می‌رود مورد توجه قرار نگرفته است.

به نظر من لاک‌جا بهترین شرور سینمایی سال ۲۰۲۵ است، اما استدلالی وجود دارد که او بهترین شرور سینمایی دهه تا به اینجا باشد. هر چقدر هم که دلخوریِ موجه نسبت به خود بازیگر وجود داشته باشد، پن در نقش لاک‌جا از آن نوع اجراهایی است که شما را وزوزکنان از سالن سینما بیرون می‌فرستد، در حالی که از یادآوری اینکه وقتی یک بازیگر نقشی را اینچنین بی‌قید و شرط زندگی می‌کند چه شکلی است، مبهوت شده‌اید. در شاهکاری از یک فیلم، لاک‌جا یک شگفتی از یک شرور است.

جمع‌بندی

لیست بهترین شرورهای سینما در دهه ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که سینما همچنان آینه‌ای تمام‌نما از ترس‌های ماست. از ترسِ تکنولوژی (نوربات) تا وحشت از افراط‌گرایی (لاک‌جا و ریدلر) و حتی ترس از ناشناخته‌های کیهانی (جین جکت). این شخصیت‌ها شاید ما را بترسانند، اما به ما اجازه می‌دهند تا با تاریک‌ترین بخش‌های وجود انسان و جامعه در محیطی امن روبرو شویم.

به نظر شما جای کدام شرور در این لیست خالی است؟ آیا فکر می‌کنید شرورهای مارول یا دی‌سی پتانسیل بیشتری داشتند؟ یا شاید فیلم ترسناکی دیده‌اید که ما از قلم انداخته‌ایم؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.

سوالات متداول

ترسناک‌ترین شرور دهه ۲۰۲۰ کیست؟

اگر معیار ترس روانی باشد، «مادر» در فیلم Barbarian یا «لانگ‌لگز» بسیار ترسناک هستند. اما اگر خشونت فیزیکی معیار باشد، «آرت دلقک» بی‌رقیب است.

چرا جوکر واکین فینیکس در این لیست نیست؟

با وجود بازی درخشان فینیکس، لیست ما بر روی شخصیت‌هایی تمرکز دارد که در دهه ۲۰۲۰ ظهور کرده و تاثیر تازه‌ای گذاشته‌اند. جوکر (۲۰۱۹) متعلق به پایان دهه قبل است (هرچند دنباله آن در این دهه اکران شد، اما اثرگذاری قسمت اول را نداشت).

بهترین بازیگری نقش منفی متعلق به کیست؟

رقابت سختی بین آستین باتلر (فید-روتا) و شان پن (لاک‌جا) وجود دارد. هر دو با تغییر فیزیکی و صداسازی، اجرایی فراتر از حد انتظار ارائه داده‌اند.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی

مطالب مرتبط از نگاه دیجیاتو
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
۱۴ بهمن ۱۴۰۴