گیمرهای ایرانی در چنگال گرانیهای افسارگسیخته
یادداشتی درباره گرانی، حذف سرگرمی و جامعهای که تسلیم نمیشود
بهمن ۱۴۰۳ و تیر ۱۴۰۴ دو یادداشت درباره اثر گرانی در بازار بازیهای ویدیویی و تاثیر آن بر گیمرهای ایرانی نوشتم. از اینکه قیمت کنسولها سربهفلک کشیده بود تا اینکه بیقانونی در بازار بازیهای فیزیکی بیداد میکرد. حالا در دی ۱۴۰۴ دیگر بحث خرید بازی و دستگاه مطرح نیست. با نگاهی به قیمت سختافزارها و بازیها در فروشگاههای مختلف و البته در نظر گرفتن نوسانات ارزی، باید قبول کنیم که اسباب سرگرمیِ بسیاری از نوجوانان و جوانان از چنگال آنها بیرون کشیده شده است.
وقتی قیمت کنسولی مثل نینتندو سوییچ اولد به حدود ۴۰ میلیون تومان رسیده، وقتی هر چقدر تلاش کنیم، به اندازه خرید یک کنسول نسل قبل آوردهای نداریم، وقتی هزینه خرید یک بازی احتمالا با حقوق ماهیانه یک فرد برابر باشد، باید قبول کرد که بازیهای ویدیویی در سبد خرید هیچ فردی قرار نمیگیرد؛ چرا که آن فرد بیش از هر چیزی باید اساسیترین نیاز خودش را در نظر بگیرد.

در اینجا، درباره سرگرمیای صحبت میکنیم که راه فرار بسیاری از ما از شرایط سخت بود. چه هنگام جنگ و چه هنگام شرایط ملتهب جامعه، این بازیهای ویدیویی بودند که میتوانستند برای لحظهای هم که شده حال ما را خوب کنند. پیش از این، باور داشتیم که سرگرمی حق هر انسانیست و هر فرد باید برای سالم نگه داشتن ذهن خودش هزینه کند و محصولات سرگرمی بخرد. این قانون نانوشتهای است که در جهان وجود دارد اما به مانند هر مسئله دیگری، مسئله ما ایرانیها از جهان جداست. حقیقت تلخ آن است که روزنه این راه فرار خیلی وقت است که در حال بسته شدن است.
به طور مثال، شخصا در تخفیف اخیر پلیاستیشن دیدم که بازی خوب و تحسینشدهای مانند Ace Combat 7 حدود ۹۰ درصد تخفیف خورده و پنج دلار شده است. هنگام پرداخت ریالی متوجه شدم که باید بیش از ۸۰۰ هزار تومان خرج کنم. توجه کنید که تخفیف ۹۰ درصد، احتمالا قیمت یک بازی را به کف خواهد رساند و این کف قیمت برای ما نزدیک به یک میلیون تومان (یا برای درک بهتر عمق فاجعه، ده میلیون ریال) هزینه خواهد داشت. دیگر حتی لازم نیست این هزینه را با دو سال گذشته مقایسه کنیم؛ پنج دلار در تیر امسال معادل چهارصد هزار تومان بود. سقوط ارزش پول ملی اینگونه خودش را نشان میدهد. اینگونه است که قدرت خرید مردم روز به روز کمتر شده است.

از خرید قانونی بازیها که بگذریم، به راهحلهای ثانویه مثل بازی کرکی خواهیم رسید؛ اما مگر سیستمها تا چقدر میتوانند کشش اجرای بازیهای جدید و بهروز را داشته باشند. در حال حاضر هزینه ارتقای سیستم با خرید و بستن یک سیستم بالارده در دو سال گذشته برابری میکند. درست است که مشکل کمبود قطعات در حال حاضر جهانی است، اما بازار کامپیوتر ایران خیلی زودتر به استقبال گرانی افسارگسیخته رفته بود. اگر همین فرمان در کشور ادامه داشته باشد، خرید سیستمهای کامپیوتری هم تبدیل به آرزو خواهد شد. سیستمهایی که لزوما قرار نیست فقط اسباب سرگرمی باشند. این سیستمها قرار است برای کارهای دانشجویی استفاده شود، قرار است برای کارهای مرتبط با ادیت ویدیو و عکس استفاده شود، قرار است پل ارتباطی تکنولوژی با زندگی روزمره باشد.
صحبت از گرانی بازیها و دستگاهها، تکرار مکررات است. امروز وضعیت به جایی رسیده که دیگر هزینه برای سرگرمی دغدغه بسیاری از گیمرها نیست. معیشت و هزینه برای ضروریترین اقلام حالا تبدیل به حرف اول و آخر بسیاری از ما شده است. وقتی خرید اقلامی مثل روغن و تخممرغ برای ما و خانوادهها دشوار شود، دیگر چه کسی به بازی و کنسولها فکر میکند؟
شاید وقتش رسیده به جای پرسیدن اینکه «چرا بازیها اینقدر گران شدهاند»، بپرسیم در کشوری که سرگرمی به رویا تبدیل میشود، آینده قرار است چه شکلی باشد؟ آیندهای که در آن حتی حق خوشحال بودن هم گران است.

با همه اینها، تجربه نشان داده که حذف شادی و سرگرمی از زندگی، باعث توقف انسان نخواهد شد. انسانها همیشه راهی برای حرکت پیدا میکنند. حتی ممکن است این حرکت با سکوت باشد، اما این سکوت روزی به نتیجه تبدیل خواهد شد. همانگونه که پسرک قرمزپوش در بازی Inside از چوب خالی مشعلی برای حرکت در تاریکی ساخت، ما هم روزی از این مسیر عبور خواهیم کرد. هرچند سخت، اما عبور خواهیم کرد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
واقعا خیلی متن قشنگ و عمیقی بود
لذت بردم
امیدوارم قیمتها هرچه زودتر دوباره درست بشوند
یه روز خوب میاد ...
انگار تو دلم رخت بشورن
امیدوارم همه چی درست میشه