ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

اخبار و مقالات

دیروز و امروز و فرداهایی که از راه نمی‌رسند

توهم آنورلاندو

علیرضا طالقانی
نوشته شده توسط علیرضا طالقانی تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ | ۲۰:۰۰

سه روز است که اینترنت قابل دسترس شده است. نمی‌گویم به حالت قبل برگشته، چون این گزاره خلاف واقعیت است. اینترنتی که با ده‌ها کانفیگ و پروتوکل یک استوری اینستاگرام را باز نمی‌کند، اینترنت عادی نیست. اینترنت برای یک خبرنگار، از نان شب هم واجب‌تر است، اما من به عنوان خبرنگار بازی‌های ویدیویی، در این سه روز نتوانستم به آن کسی که پیش از دی‌ماه امسال بودم، برگردم.

هنوز جدیدترین نمایش‌های رزیدنت ایول جدید و گیم‌پلی لیان کندی رابیش از یکبار تماشا نکرده‌ام. هنوز هیچ چیزی از نمایش دولوپر دایرکت ایکس باکس ندیده‌ام و نمی‌دانم بازی جدید فیبل و فورتزا هورایزن چه در چنته دارند. هنوز نمی‌دانم که چرا عموم گیمرها دارند بازی Highguard را می‌کوبند. نمی‌دانم، چرا که هنوز پس از سه هفته تاریک، آن خبرنگار و تولیدکننده محتوا که تمام شوق و اشتیاق زندگی‌اش نوشتن درباره بازی‌ها بود را پیدا نکرده‌ام.

گاهی از خودم می‌پرسم، مگر می‌شود پس از آن بیست روز تاریک ارتباطات، پس از شنیدن آن خبرها و دیدن آن رقم‌ها، در این وضعیت پر از تعلیق و بلاتکلیفی، با روانی سالم به زندگی سابق خود بازگشت. پاسخی پیدا نمی‌کنم. تنها می‌دانم نه فقط من، بلکه بسیاری از همکارانم و شما مخاطبان عزیز هم در چنین وضعیتی قرار دارید. نه میلی به تجربه بازی‌ها برایمان مانده، نه شوقی برای دنبال کردن جدیدترین اخبار. نمی‌دانم نام این درد که گریبان ما را گرفته و رها نمی‌کند چیست. تنها می‌دانم که این یکی از ده‌ها درد کمتر شناخته‌شده‌ای است که این روزها همه ما با آن گرفتار هستیم.

این اولین‌باری نیست که درگیر چنین احساساتی شده‌ایم. آبان 98، پاییز 1401، جنگ دوازده روزه و حالا دی 1404 که سهمگین‌تر از هر زمان دیگری بود. ما بارها قدم در چنین مسیری گذاشتیم و برگشتیم و توانستیم ادامه دهیم. هربار سخت‌تر بوده و می‌دانم که اثرات این بیست روز قرار است سهمگین‌تر از تمام دفعات قبل باشد. چه کسب‌وکارها و چه افرادی که شغل خودشان را با این قطعی اینترنت از دست دادند. چه رویاها و آرزوهایی که فرسنگ‌ها از ما دور و بعضی از آن‌ها نابود شدند. اما وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، تعجب می‌کنم که چطور سرپا مانده‌ایم. آیا این دفعه هم همان‌گونه است؟ نمی‌دانم و دیگر نمی‌خواهم به آن فکر کنم.

در زمان قطعی، افراد آمدند و خبر از اتصال اینترنت تا امروز و فردا و پس‌فردا دادند. دریغ از آنکه همین دیروز و امروز و فرداهاست که ما را هرروز از خودمان دورتر کرد. دریغ از درک این موضوع که همین امروز و فرداها، میخی بر تابوت آینده آدم‌ها و اهداف‌شان کوبید. دریغ از اینکه همین امروز و فرداها مسیر را تغییر داده، اهداف‌مان را دور و تفکر ما را دگرگون کرده است.

می‌دانم که حرف‌ها و دردها در این روزها بسیار است و در این نقطه، کلامی برای نوشتن از امید پیدا نمی‌کنم؛ با اینکه هنوز باور دارم که امید، تنها روزنه روشنایی ما در این تاریکی خواهد بود. اما راستش را بخواهید ترجیح می‌دهم این‌بار خودم را در همان گوشه تاریکی که بودم نگه دارم تا بفهمم در حال حاضر باید به فکر چه چیزی باشم. شاید در طول این مدت، امید مسیری برای رسیدن به من پیدا کند.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی