کابوس در زیر میکروسکوپ؛ ریشههای علمی ویروسهای رزیدنت ایول
مرز بین واقعیت علمی و وحشت سینمایی، به نازکی یک رشته DNA است
مجموعه Resident Evil فراتر از یک فرنچایز در سبک وحشت و بقا، همواره ویترینی از ترسهای بیولوژیک بشریت بوده است. از همان اولین باری که در سال ۱۹۹۶ وارد عمارت اسپنسر شدیم، شرکت آمبرلا به ما آموخت که علم، بدون اخلاق، میتواند هیولاهایی به مراتب ترسناکتر از ارواح و شیاطین خلق کند. اما نکته تاملبرانگیز اینجاست که این ویروسها و جهشهای نمادین، صرفا زاییده تخیل نویسندگان کمپانی کپکام نیستند. در واقع، بسیاری از مکانیسمهای مرگبار دنیای رزیدنت ایول، از ویروسها، باکتریها و پدیدههای بیولوژیکی الهام گرفته شدهاند که همین حالا در آزمایشگاههای واقعی یا قلب جنگلهای آفریقا و آمازون تحت مطالعه قرار دارند. در این مقاله، به بررسی دقیق ریشههای علمی این عوامل بیماریزا میپردازیم. با ویجیاتو همراه باشید.
ویروس پروژنیتور (Progenitor)؛ بازخوانی پرونده ابولا در آفریقا

ریشه تمامی فجایع بیولوژیک در دنیای بازی، ویروسی به نام Progenitor است؛ عاملی که در دهه ۱۹۶۰ توسط آزول اسپنسر و ادوارد آشفورد در گلی به نام پلکان خورشید کشف شد. این ویروس پایه و اساس تمامی تحقیقات بعدی آمبرلا بود و شباهتهای ساختاری آن با ویروسهای خانواده فیلوویریده (Filoviridae) غیرقابل انکار است.
شباهت ساختاری با ویروس ابولا

ویروس ابولا (Ebola) به دلیل ظاهر ماریشکل و رشتهای خود شناخته میشود. پروژنیتور هم در اسناد بازی به عنوان ویروسی با ساختار پروتئینی پیچیده توصیف شده که نرخ مرگومیر بسیار بالایی دارد. ابولا با حمله به دیواره عروق و ایجاد خونریزیهای داخلی گسترده (Hemorrhagic fever)، بدن را به سرعت از پا در میآورد. این دقیقا همان مشکلی بود که محققان آمبرلا در ابتدا با آن روبرو بودند؛ ویروس پروژنیتور به قدری تهاجمی بود که میزبان را پیش از بروز جهشهای مدنظر، از بین میبرد.
مفهوم انتخاب طبیعی و مقاومت ژنتیکی

در داستان بازی، تنها تعداد انگشتشماری از انسانها (مانند فرزندان خانواده وسکر) توانایی همزیستی با این ویروس را داشتند. این موضوع بر پایه مفهوم پلیمورفیسم ژنتیکی (Genetic Polymorphism) بنا شده است. در دنیای واقعی، جهش در ژنهایی مانند CCR5-delta 32 باعث میشود برخی افراد به طور طبیعی در برابر ویروس HIV مقاوم باشند. نویسندگان رزیدنت ایول با الهام از این حقیقت علمی، ایده انسان برتر یا ابرانسانهای آمبرلا را خلق کردند که بدنشان به جای فروپاشی، ویروس را برای ارتقای فیزیکی به خدمت میگیرد.
ویروس تی (T-Virus)؛ تلفیق هاری و فاشئیت نکروزان

ویروس تی یا Tyrant Virus، مشهورترین عامل بیماریزا در تاریخ بازیهای ویدئویی است. اگرچه زامبیهای کلاسیک راکونسیتی نماد این ویروس هستند، اما مکانیسم اثرگذاری آن ترکیبی هوشمندانه از چند بیماری واقعی است. اصلیترین ویژگی قربانیان ویروس تی، پرخاشگری بی حد و حصر و اشتهای سیریناپذیر است. در علم عصبشناسی، این علائم شباهت عجیبی به مرحله پیشرفته بیماری هاری دارد. ویروس هاری با هدف قرار دادن سیستم لیمبیک در مغز، غرایز اولیه مانند خشم و گرسنگی را فعال کرده و همزمان قدرت تفکر منطقی را از بین میبرد. گاز گرفتن، که روش اصلی انتقال زامبیهاست، دقیقا استراتژی تکاملی ویروس هاری برای بقا و سرایت به میزبان جدید است.
نکروز و فساد بافتی (Necrosis)

ظاهر متلاشی شده زامبیها صرفا برای ایجاد ترس نیست؛ این وضعیت از بیماریهایی نظیر فاشئیت نکروزان (Necrotizing Fasciitis) الهام گرفته شده است. این بیماری که توسط باکتریهای گوشتخوار ایجاد میشود، بافت نرم و عضلانی را به سرعت تجزیه میکند. در سناریوی رزیدنت ایول، ویروس تی باعث میشود متابولیسم بدن به شدت بالا برود، اما از آنجایی که سیستم گردش خون مختل شده، بافتها شروع به تخریب و فساد میکنند، در حالی که میزبان هنوز علائم حیاتی حرکتی دارد.
پدیده لیکرها (Lickers) و جهش ثانویه

زمانی که میزبان ویروس تی در شرایط خاصی قرار میگیرد (مانند تغذیه بیش از حد یا آسیب شدید)، وارد فاز جهش ثانویه میشود. این بخش از داستان به مفهوم تراختن ژنی (Horizontal Gene Transfer) اشاره دارد؛ جایی که ویروس شروع به بازنویسی کدهای ژنتیکی میزبان برای تطبیق با محیط میکند. افزایش طول زبان و حذف پوست در لیکرها، تصویری اغراقآمیز از سازگاریهای بیولوژیکی افراطی در طبیعت است.
ویروس جی (G-Virus)؛ فراتر از سرطان و تکامل بدخیم

در حالی که ویروس تی بر پایه بازسازی بافتهای مرده بود، ویروس جی بر اساس تکثیر بیرویه سلولهای زنده عمل میکند. این ویروس که توسط ویلیام برکین خلق شد، مستقیمترین ارجاع بازی به بیماری سرطان و ناهنجاریهای کروموزومی است. در ویروس جی، سلولها وارد چرخهای از تکثیر بیپایان میشوند که در پزشکی به آن نئوپلاسم (Neoplasm) یا تومور میگویند. تفاوت اصلی اینجاست که در ویروس جی، این تومورها عملکردی تهاجمی و فیزیکی پیدا میکنند. رشد سریع تودههای گوشتی و استخوانی در بدن ویلیام برکین، در واقع نسخهای تسریعشده از رشد تومورهای بدخیم است که ساختار اصلی بدن را به نفع بافتهای جدید تغییر میدهند.
ژنهای هومئوتیک و تغییر نقشه بدن

ظهور چشمهای غولآسا روی بازو یا پشت میزبانان ویروس جی، یکی از ترسناکترین المانهای طراحی بازی است. این موضوع ریشه در ژنهای هاکس (Hox Genes) دارد. این ژنها مسئول تعیین نقشه کلی بدن مهرهداران هستند. جهش در این ژنها میتواند باعث شود یک عضو (مثلا یک جفت پا یا چشم) در مکانی کاملا اشتباه بروید. ویروس جی با مختل کردن این نظم ژنتیکی، بدن را به یک بوم نقاشی برای ناهنجاریهای ریختی تبدیل میکند.
انگل لاس پلاگاس (Las Plagas)؛ تسخیر اعصاب و زامبیسازی بیولوژیک

با انتشار نسخه چهارم، رزیدنت ایول از مفهوم زامبی فاصله گرفت و به سراغ نوع جدیدی از وحشت رفت؛ انگلهای باستانی. لاس پلاگاس برخلاف ویروس تی، میزبان را نمیکشد، بلکه او را به یک برده مطیع تبدیل میکند. این کانسپت یکی از واقعگرایانهترین بخشهای کل سری از نظر علمی است.
پدیده نوروپارازیتولوژی (Neuro-parasitology)

در طبیعت، انگلهایی وجود دارند که دقیقا مشابه لاس پلاگاس عمل میکنند. معروفترین آنها زنبور وحشی Emerald Cockroach Wasp است. این زنبور با تزریق زهر به مغز سوسک، بخش کنترل حرکت ارادی او را فلج کرده و سوسک را به یک زامبی تبدیل میکند که با پای خودش به لانه زنبور میرود تا خوراک لاروها شود. لاس پلاگاس با چسبیدن به نخاع و سیستم عصبی مرکزی میزبان، همین مکانیسم را پیاده میکند؛ یعنی هوش و توانایی حرکتی میزبان حفظ میشود، اما اراده او کاملا در اختیار انگل (و میزبان ملکه) قرار میگیرد.
ساختار اجتماعی و فرومونها

در رزیدنت ایول ۴ و ۵، شاهد هستیم که مبتلایان (Ganados و Majini) قادر به برقراری ارتباط و انجام کارهای گروهی هستند. این موضوع ریشه در فرومونهای حشرات اجتماعی دارد. انگلهای لاس پلاگاس از سیگنالهای شیمیایی برای هماهنگی استفاده میکنند؛ دقیقا مشابه روشی که ملکه در یک کلونی مورچه، هزاران کارگر را کنترل میکند. این ذهن کندویی یک حقیقت بیولوژیک است که کپکام به زیبایی آن را در کالبد یک فرقه مذهبی وحشتناک به تصویر کشید.
ویروس سی (C-Virus)؛ پیلهسازی و بازگشت به دگردیسی حشرات

در رزیدنت ایول ۶، با ویروس سی روبرو میشویم که ترکیبی از ویژگیهای ویروس تی، جی و لاس پلاگاس است. ویژگی شاخص این ویروس، ایجاد حالتی به نام Chrysalid (پیلهسازی) است. فرآیند پیلهسازی در این ویروس کاملا بر اساس چرخه زندگی حشرات (مانند پروانهها) طراحی شده است. در طبیعت، حشره داخل پیله عملا به یک مایع غنی از پروتئین تبدیل میشود و سپس با استفاده از سلولهای بنیادی، دوباره از نو ساخته میشود. ویروس سی با تحریک آنزیمهای هضمکننده در بدن انسان، بافتها را ذوب کرده و در یک بازه زمانی کوتاه، آنها را به فرمهای هیولایی (مثل J'avo) تبدیل میکند. این بازسازی سریع بافتی در علم پزشکی به عنوان یک آرزو برای ترمیم اعضا شناخته میشود، اما در بازی به یک سلاح بیولوژیک ویرانگر بدل شده است.
پایداری و انتشار آیروسل

نحوه انتشار ویروس سی در شهرها، یادآور تهدیدات واقعی بیوتروریسم است. پایداری این ویروس در محیط و قابلیت انتقال از طریق هوا (Aerosol)، شباهت زیادی به باکتری سیاهزخم (Anthrax) دارد که میتواند سالها در شرایط سخت زنده بماند.
پدیده کپک (The Mold)؛ قارچشناسی و حافظه ژنتیکی

در رزیدنت ایول ۷ و ۸، کپکام به سراغ قلمرو قارچها رفت. موجودی به نام مگامایسیت (Megamycete) که منشاء این کپک است، یکی از جالبترین ایدههای علمی بازی را ارائه میدهد. در دنیای واقعی، قارچها از طریق شبکههای زیرزمینی به نام میسلیوم با هم در ارتباط هستند که به آن اینترنت جنگل میگویند. کپک در رزیدنت ایول دقیقا همین کار را میکند؛ تمام افرادی که آلوده میشوند، به یک شبکه واحد متصل هستند. از نظر علمی، قارچها میتوانند سیگنالهای الکتریکی ارسال کنند و کپکام از این حقیقت برای خلق مفهوم آگاهی مشترک بین اعضای خانواده بیکر و میراندا استفاده کرد.
حافظه ژنتیکی و بازسازی سلولی

کپک برخلاف ویروس، میتواند ساختار سلولی میزبان را کاملا با بافت قارچی جایگزین کند. این موضوع توضیحدهنده قدرت بازسازی عجیب ایتن وینترز است. در بیولوژی، قارچها قدرت تجزیه و بازسازی فوقالعادهای دارند. ایده ذخیره شدن آگاهی افراد مرده در شبکه کپک هم از فرضیههای علمی در مورد توانایی ذخیرهسازی دادهها در ساختارهای بیولوژیک (DNA Storage) الهام گرفته شده است.
رزیدنت ایول ثابت کرد که برای ترساندن مخاطب، همیشه نیاز به موجودات ماوراءطبیعی نیست. گاهی اوقات، دستکاری در کدهای ژنتیکی، تحریک یک انگل باستانی یا جهش در یک قارچ ساده، میتواند فجایعی به مراتب هولناکتر از هر جن و پری خلق کند. کپکام با مطالعه دقیق روی ویروسهایی مثل ابولا، هاری و انگلهای واقعی، نشان داد که مرز بین واقعیت علمی و وحشت سینمایی، به نازکی یک رشته DNA است.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.