ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

آخرین نامه: داستانی کوتاه از دنیای This War of Mine
اخبار و مقالات

آخرین نامه: داستانی کوتاه از دنیای This War of Mine

وقتی کلمات از گلوله‌ها باارزش‌تر می‌شوند

آتنا حسینی
نوشته شده توسط آتنا حسینی تاریخ انتشار: ۳ فروردین ۱۴۰۵ | ۲۳:۴۵

پوگورن دیگر یک شهر نبود؛ پیکری بود مثله‌شده که استخوان‌های بتنی‌اش از زیر پوست سوخته‌ آسفالت بیرون زده بود. در گوشه‌ یک خانه‌ نیمه‌ویران که بوی نم و باروت در منافذ دیوارهایش رسوخ کرده بود، «مارکو» نشسته بود. شعله‌ لرزان یک شمع کوچک، تنها مرز میان او و تاریکی مطلقی بود که از پنجره‌های شکسته به داخل هجوم می‌آورد. بیرون، صدای دوردست تک‌تیراندازها مثل تیک‌تیک ساعتی بود که زمان مرگ را شمارش می‌کرد. در این اتمسفرِ منجمد، که هر تکه چوب حکم طلا را داشت، مارکو چیزی در دست داشت که از نظر منطق بقا، کاملا بی‌ارزش بود، یک تکه کاغذ چروکیده و زرد شده.

آن کاغذ، نه نقشه‌ای برای پیدا کردن کنسروهای لوبیا بود و نه آدرسی برای رسیدن به داروی ضدعفونی‌کننده؛ آن، آخرین نامه‌ همسرش بود که ماه‌ها پیش، پیش از آنکه خطوط تلفن قطع شوند و جاده‌ها با ایست‌بازرسی‌ها مسدود گردند، به دستش رسیده بود. مارکو کلمات را برای هزارمین بار مرور می‌کرد. در دنیای This War of Mine، حافظه خطرناک‌ترین دارایی یک انسان است. خاطرات مثل خنجری دو لبه عمل می‌کنند؛ هم گرمای لازم برای ادامه دادن را فراهم می‌کنند و هم با یادآوری آنچه از دست رفته، ریشه‌های امید را می‌سوزانند. او می‌دانست که سوزاندن این کاغذ می‌تواند برای چند دقیقه دمای اتاق را بالا ببرد، اما با از بین رفتن آن، آخرین پیوند فیزیکی‌اش با «انسان بودن» نیز به خاکستر تبدیل می‌شد.

در روان‌شناسی بقا، مفهومی به نام «استمرار خویشتن» وجود دارد. وقتی تمام زیرساخت‌های زندگی فرو می‌ریزد، فرد نیاز دارد به چیزی چنگ بزند که ثابت کند او هنوز همان کسی است که پیش از فاجعه بوده است. برای مارکو، آن نامه تکیه‌گاهی بود که او را از تبدیل شدن به یک «ماشین زنده‌ماندن» باز می‌داشت. در بازی، ما مدام با این پرسش روبرو هستیم: آیا برای زنده ماندن، باید از آنچه زندگی را ارزشمند می‌کند دست کشید؟ مارکو به دستان لرزانش نگاه کرد. او در شب‌های گذشته برای به دست آوردن یک بطری آب، مجبور شده بود از پیرزنی بی‌دفاع دزدی کند. آن نامه، تنها محکمه‌ای بود که هنوز او را بابت سقوط اخلاقی‌اش بازخواست می‌کرد و به او یادآور می‌شد که او فراتر از یک سارق درمانده، مردی است که زمانی دوست داشته می‌شد.

جنگ در This War of Mine، صدایی مهیب ندارد؛ بلکه یک سکوت ممتد و فرساینده است. مارکو کاغذ را تا کرد و در جیب داخلی کت پاره‌اش قرار داد. او تصمیمش را گرفته بود. سرما سخت بود، اما تهی شدن از معنا، سخت‌تر. او به یاد آورد که در صفحه نمایش ذهنِ ما، همیشه آماری از میزان گرسنگی و خستگی شخصیت‌ها وجود دارد، اما هیچ شاخصی برای میزان «شکستگی روح» تعریف نشده است. او می‌دانست که اگر این نامه را بسوزاند، شاید بدنش گرم شود، اما در اعماق وجودش چیزی منجمد خواهد شد که دیگر هیچ خورشیدی توان ذوب کردنش را نخواهد داشت. بقا، تنها به معنای تپیدن قلب نیست؛ بقا یعنی وقتی همه‌چیز به خاکستر تبدیل شده، هنوز چیزی در جیب داشته باشی که بوی دنیایِ قبل از آوار را بدهد.

وقتی اولین شعاع‌های بی‌رمق خورشید از میان دود غلیظ افق پوگورن بالا آمد، مارکو هنوز بیدار بود. او زنده مانده بود، نه به خاطر تکه نانی که در انبار داشت، بلکه به خاطر کلماتی که در سینه پنهان کرده بود. این داستان، روایت همه‌ ماست وقتی در محاصره‌ی استرس‌ها و بحران‌های محیطی قرار می‌گیریم. گاهی حفظ یک یادگاری، خواندن یک خط شعر یا حتی مرور یک خاطره‌ دور، همان «آخرین نامه‌ای» است که مانع از فروپاشی ما می‌شود. در دنیای This War of Mine و در دنیای واقعی، جنگ شاید خانه‌ها را ویران کند، اما تا زمانی که کلمه‌ای برای خواندن و خاطره‌ای برای محافظت وجود داشته باشد، محاصره هرگز کامل نخواهد بود.

آتنا حسینی
آتنا حسینی

تقریباً از زمانی که یادم میاد، وقتی بچه بودم من‌رو همیشه پای کنسول و کامپیوتر پیدا می‌کردن، از همون زمان عاشق بازی‌های Open World و شوتر بودم و رفته رفته با بازی‌هایی که خط داستانی عمیقی داشتن، ارتباط برقرار کردم. گیمر بودن من و علاقه‌ام به دنیای گیم همه به کمک پدرم شکل گرفت و با وجود مخالفت‌های شدید مامانم، پدرم همیشه من‌رو به این سمت سوق می‌داد. از علایق دیگه‌ام می‌تونم به دیدن فیلم و سریال مخصوصاً ژانر رازآلود و روانشناسی اشاره کنم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (3 مورد)
  • steagmer
    steagmer | ۴ فروردین ۱۴۰۵

    باورم نمیشه
    هر بار جنگ میشه یا یه قطعی به وجود میاد یاد این بازی میوفتم ولی هیچچچچچچچ وقت فرصت نشده برم سراغش
    شاید به بهونه این مقاله بهش سر بزنم
    مرسی آتنا
    مرسی ویجیاتو
    امن باشین ❤️

    • آتنا حسینی
      آتنا حسینی | ۱۰ فروردین ۱۴۰۵

      ارزش تجربه بسیار بالایی داره این بازی👌
      خواهش می‌کنم، توام مراقب خودت باش❤️

      • Mhf
        Mhf | 4 هفته قبل

        ممنون که تو این شرایط مقاله های جالب و سرگرم کننده ای می نویسید توی این وضعیت جنگ و قطعی نت همین مقالاتن که به ارامش روانی ما کمک می کنن

        ممنون از تیم ویجیاتو

مطالب پیشنهادی