ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

گیمرها و کنترل رویا: آیا ویدیوگیم باعث تجربه خواب شفاف می‌شود؟
اخبار و مقالات

گیمرها و کنترل رویا: آیا ویدیوگیم باعث تجربه خواب شفاف می‌شود؟

تبدیل کابوس به باس‌فایت؛ پایان انفعال در برابر ترس‌ها

آتنا حسینی
نوشته شده توسط آتنا حسینی تاریخ انتشار: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۳:۱۵

تصور کنید در راهرویی تاریک در حال دویدن هستید. سایه‌ای هولناک در تعقیب شماست، پاهایتان یاری نمی‌کنند، جاذبه زمین به شکلی بی‌رحمانه سنگین شده است و هر لحظه به پایان خود نزدیک‌تر می‌شوید. برای یک انسان عادی، این سناریو به یک کابوس فلج‌کننده ختم می‌شود که با بیداری ناگهانی، تپش قلب و پیشانی عرق‌کرده به پایان می‌رسد. اما تصور کنید در همان لحظه که سایه به شما می‌رسد، ناگهان متوجه می‌شوید که این تنها یک خواب است؛ و مهم‌تر از آن، به جای فرار کردن، برمی‌گردید، یک شمشیر نامرئی را احضار می‌کنید و با هیولای درون خوابتان وارد مبارزه می‌شوید. این توانایی شگفت‌انگیز برای تسلط بر جهان خواب، خواب شفاف یا لوسید دریمینگ (Lucid Dreaming) نام دارد.

شاید در نگاه اول، توانایی کنترل رویاها شبیه به فیلم‌های علمی‌تخیلی نظیر Inception به نظر برسد، اما علم روان‌شناسی سال‌هاست که این پدیده را به عنوان یک واقعیت اثبات‌شده بررسی می‌کند. در این میان، یک کشف شگفت‌انگیز و دور از انتظار توجه دانشمندان را به خود جلب کرده است: گیمرها، همان کسانی که ساعت‌های متمادی از زندگی خود را به خیره شدن به صفحات نمایشگر و کنترل آواتارها در جهان‌های مجازی اختصاص می‌دهند، بسیار بیشتر از افراد عادی قادر به تجربه خواب شفاف و کنترل رویاهای خود هستند. اما ویدیوگیم چگونه مغز ما را برای هک کردن دنیای خواب آموزش می‌دهد؟

بیداری در میانه‌ رویا؛ لوسید دریمینگ دقیقا چیست؟

گیمرها و کنترل رویا: آیا ویدیوگیم باعث تجربه خواب شفاف می‌شود؟

پیش از آنکه به ارتباط میان گیمینگ و مکانیزم‌های خواب بپردازیم، باید تعریف دقیقی از خواب شفاف داشته باشیم. رویاپردازی شفاف یا لوسید دریمینگ، وضعیتی است که در آن فرد خوابیده، به طور کامل آگاه می‌شود که در حال دیدن یک رویا است. در این حالت استثنایی از خودآگاهی، بخش‌هایی از قشر پیش‌پیشانی مغز (Prefrontal Cortex) که مربوط به منطق و تصمیم‌گیری هستند و معمولا در طول خواب خاموش می‌مانند، فعال می‌شوند.

هنگامی که این اتفاق رخ می‌دهد، رویا از یک فیلم سینمایی که شما تنها تماشاگر منفعل آن هستید، به یک بازی جهان‌باز تبدیل می‌شود که کنترلر آن در دستان شماست. در یک خواب شفاف، شما می‌توانید قوانین فیزیک را زیر پا بگذارید، پرواز کنید، محیط اطراف خود را تغییر دهید و حتی با شخصیت‌های درون خوابتان گفتگو کنید. رسیدن به این سطح از تسلط بر ناخودآگاه، برای بسیاری از افراد نیازمند سال‌ها تمرینات مراقبه و تکنیک‌های پیچیده روان‌شناختی است؛ اما به نظر می‌رسد گیمرها یک مسیر میان‌بر و ناخواسته را برای رسیدن به این مهارت پیدا کرده‌اند.

جهان‌های مجازی به مثابه زمین تمرین ضمیر ناخودآگاه

برای درک اینکه چرا ویدیوگیم روی ساختار خواب تاثیر می‌گذارد، باید به ماهیت مشترک این دو پدیده نگاه کنیم. وقتی شما یک بازی ویدیویی را تجربه می‌کنید، در واقع در حال حرکت، کاوش و تعامل در یک محیط شبیه‌سازی‌شده و مصنوعی هستید. مغز شما یاد می‌گیرد که چگونه قوانین یک جهان غیرواقعی را بپذیرد، یک آواتار (نماینده فیزیکی شما در بازی) را هدایت کند و بر چالش‌های محیطی مسلط شود.

جالب است بدانید که رویاها هم دقیقا یک محیط شبیه‌سازی‌شده هستند که توسط ذهن شما رندر می‌شوند. هنگامی که یک گیمر ساعت‌ها وقت خود را صرف هدایت گرالت در دنیای ویچر یا گشت‌وگذار در خیابان‌های لوس‌سانتوس در GTA می‌کند، مغز او در حال تمرین مداوم برای جهت‌یابی فضایی و اعمال کنترل در یک واقعیت جایگزین است. این تمرین شناختی مداوم، باعث می‌شود تا وقتی فرد به خواب می‌رود، ذهن او آمادگی بیشتری برای درک این موضوع داشته باشد که:

من در حال تجربه یک محیط شبیه‌سازی‌شده هستم، پس می‌توانم آن را کنترل کنم.

تقاطع علم روان‌شناسی و ویدیوگیم؛ پژوهش‌های جین گاکنباخ

گیمرها و کنترل رویا: آیا ویدیوگیم باعث تجربه خواب شفاف می‌شود؟

ادعای ارتباط میان ویدیوگیم و کنترل رویاها تنها یک نظریه جسورانه نیست، بلکه ریشه در تحقیقات مستند و آکادمیک دارد. یکی از برجسته‌ترین محققان در این زمینه، دکتر جین گاکنباخ (Jayne Gackenbach)، روان‌شناس دانشگاه مک‌وان کانادا است که سال‌های زیادی از عمر خود را صرف مطالعه تاثیر مدیا بر ساختار خواب کرده است.

در یکی از مهم‌ترین مقالات او با عنوان “Video game play and lucid dreams: Implications for the development of consciousness” (گاکنباخ، ۲۰۰۶)، که در نشریه معتبر Dreaming به چاپ رسیده است، نتایج شگفت‌انگیزی از آزمایش روی گیمرها منتشر شد. پژوهش‌های گاکنباخ نشان داد افرادی که به صورت مکرر و حرفه‌ای ویدیوگیم بازی می‌کنند، نه تنها دفعات بیشتری خواب شفاف می‌بینند، بلکه در رویاهای خود به شکل عجیبی توانایی اعمال اراده و کنترل محیط را دارند.

طبق یافته‌های این پژوهش، گیمرها به دلیل اینکه در بیداری به طور مداوم در حال دستکاری کردن جهان‌های مجازی هستند، در خواب هم به طور ناخودآگاه محیط رویا را به چشم یک برنامه نرم‌افزاری یا یک فضای تعاملی می‌بینند. گاکنباخ در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که بازی کردن، مرزهای آگاهی را توسعه می‌دهد و به مغز اجازه می‌دهد تا حتی در تاریک‌ترین و عمیق‌ترین مراحل خواب REM (مرحله‌ای که بیشترین رویاها در آن رخ می‌دهد)، انسجام هویتی و قدرت تصمیم‌گیری خود را حفظ کند.

تبدیل کابوس به باس‌فایت؛ پایان انفعال در برابر ترس‌ها

شاید جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین بخش تحقیقات دکتر گاکنباخ، مربوط به نحوه مواجهه گیمرها با کابوس‌ها باشد. از منظر تکاملی، روان‌شناسان معتقدند که خواب و به خصوص کابوس‌ها، در واقع یک سیستم شبیه‌سازی تهدید (Threat Simulation) هستند. نیاکان ما در خواب سناریوهای ترسناک (مانند حمله حیوانات درنده) را می‌دیدند تا مغزشان برای واکنش در دنیای واقعی تمرین کند.

در افراد عادی، واکنش طبیعی به یک کابوس هولناک عموما فلج شدن، ترس بی‌نهایت و فرار کردن است. ذهن فرد غیرگیمر در برابر هیولای درون خواب احساس ضعف مطلق می‌کند. اما داده‌های تحقیقاتی نشان می‌دهند که واکنش گیمرهای هاردکور به کابوس‌ها کاملا متفاوت است. گیمرها در مواجهه با یک تهدید در خواب، به جای فرار و انفعال، واکنش مبارزه و تسلط را انتخاب می‌کنند.

وقتی یک گیمر در رویا مورد حمله قرار می‌گیرد، ذهن او که سال‌ها برای مبارزه با باس‌فایت‌ها آموزش دیده است، به طور خودکار موقعیت را تحلیل می‌کند. آن‌ها کابوس را نه به عنوان یک بن‌بست وحشتناک، بلکه به عنوان یک مرحله سخت از بازی می‌بینند که باید بر آن غلبه کنند. همین تغییر زاویه دید باعث می‌شود تا هیولاها و موقعیت‌های دلهره‌آور در خواب، قدرت فلج‌کننده خود را از دست بدهند و به جای آنکه فرد با وحشت از خواب بپرد، درون همان خواب بر ترس خود غلبه کند و کابوس را به یک رویای حماسی و اکشن تغییر دهد.

گیمینگ به عنوان ابزاری برای تراپی

این کشفیات علمی، پیامدهای بسیار مهمی برای دنیای روان‌درمانی به همراه دارد. مدت‌هاست که از تکنیک‌های درمانی مختلفی برای کمک به سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) که از کابوس‌های مکرر رنج می‌برند، استفاده می‌شود. تحقیقات گاکنباخ و دیگر پژوهشگران به این ایده دامن زده است که شاید بتوان از ویدیوگیم (به خصوص بازی‌های واقعیت مجازی یا VR) به عنوان یک ابزار درمانی برای آموزش کنترل خواب به بیماران استفاده کرد.

با قرار دادن این افراد در محیط‌های مجازی و آموزش دادن مکانیزم‌های کنترل و مبارزه با تهدیدات سایبری، ذهن آن‌ها یاد می‌گیرد که در مواجهه با تروماها و کابوس‌های شبانه، دکمه فرار را رها کرده و کنترل اوضاع را در دست بگیرد. این موضوع بار دیگر ثابت می‌کند که ویدیوگیم‌ها چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده و اتلاف وقت هستند؛ آن‌ها در حال بازنویسی نورون‌های مغزی ما و ارتقای سطح شناختِ ما از واقعیت‌های پیرامونمان هستند.

دنیای ویدیوگیم همواره به عنوان پناهگاهی برای فرار از مشکلات دنیای واقعی شناخته شده است؛ مکانی که در آن می‌توانیم قهرمان باشیم، جهان‌ها را نجات دهیم و به دور از دغدغه‌های روزمره، داستان‌های حماسی را زندگی کنیم. اما تحقیقات علمی حول محور ارتباط گیمینگ و خواب شفاف نشان می‌دهد که این مدیوم قدرتمند، در حال تجهیز کردن ذهن ما با سلاح‌هایی است که حتی پس از خاموش شدن کنسول‌ها و کامپیوترها نیز با ما باقی می‌مانند.

تجربه کنترل کردن رویاها، جنگیدن با کابوس‌ها و تبدیل شدن به معمارِ جهان ناخودآگاه، دستاورد روانی شگفت‌انگیزی است که بسیاری از بازیکنان بدون آنکه بدانند، در حال تمرین و تقویت آن هستند. دفعه بعد که در دنیای یک بازی غرق شدید و با تمرکز بالا در حال پشت سر گذاشتن موانع بودید، به خاطر داشته باشید که شما تنها در حال تسخیر یک جهان پیکسلی نیستید؛ شما در حال آموزش دادن به ذهن خود هستید تا در تاریک‌ترین ساعات شب نیز، کنترلر واقعیت را محکم در دست نگه دارد.

آتنا حسینی
آتنا حسینی

تقریباً از زمانی که یادم میاد، وقتی بچه بودم من‌رو همیشه پای کنسول و کامپیوتر پیدا می‌کردن، از همون زمان عاشق بازی‌های Open World و شوتر بودم و رفته رفته با بازی‌هایی که خط داستانی عمیقی داشتن، ارتباط برقرار کردم. گیمر بودن من و علاقه‌ام به دنیای گیم همه به کمک پدرم شکل گرفت و با وجود مخالفت‌های شدید مامانم، پدرم همیشه من‌رو به این سمت سوق می‌داد. از علایق دیگه‌ام می‌تونم به دیدن فیلم و سریال مخصوصاً ژانر رازآلود و روانشناسی اشاره کنم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی