چگونه آواتار شما در بازی شخصیت واقعیتان را تسخیر میکند؟
نقابهایی که ما را میسازند...
ساعتها در صفحه ساختن شخصیتتان خیره ماندهاید. فرم فک را تنظیم میکنید، رنگ چشمها را به دقت از روی پالت رنگی برمیگزینید، قد کاراکتر را تا انتها بالا میبرید و یک زرهی پر زرق و برق و باشکوه بر تن او میپوشانید. شما در حال ساختن یک قهرمان هستید؛ کسی که قرار است در سرزمینهای اسکایریم، خیابانهای نئونی نایت سیتی یا سیاهچالههای ورلد آو وارکرفت به جای شما قدم بردارد. اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که در این فرآیند جادویی، شاید این تنها شما نیستید که آواتار را شکل میدهید؟ چه میشود اگر این آواتار دیجیتالی، در حال بازنویسی کدهای شخصیتی شما در دنیای واقعی باشد؟
به عنوان گیمر، ما همیشه عادت داشتهایم که بازیها را به عنوان یک مسیر یکطرفه ببینیم: ما کنترلر را در دست میگیریم، دکمهها را فشار میدهیم و کاراکتر روی صفحه، ارادهی ما را اجرا میکند. اما علم روانشناسی و ارتباطات انسانی، پرده از راز شگفتانگیزی برداشته است که نشان میدهد این رابطه، یک خیابان دوطرفه است. وقتی شما در کالبد یک جنگجوی قدبلند، یک الف زیبا یا یک فرماندهی کاریزماتیک فرو میروید، ذهن شما به صورت ناخودآگاه ویژگیهای آن کاراکتر را به عاریت میگیرد. این پدیده، توهم یا خیالپردازی نیست؛ بلکه یک پدیده اثباتشدهی علمی است که در دنیای آکادمیک با نام اثر پروتئوس شناخته میشود. در این مقاله، قصد داریم با عینک یک ژورنالیست ویدیوگیم، به اعماق این تئوری روانشناختی شیرجه بزنیم و ببینیم چگونه پیکسلها، روان ما را در دنیای واقعی دستخوش تغییر میکنند.
تولد یک نظریه؛ اثر پروتئوس چیست؟

برای درک بهتر این پدیده، باید سفری به سال ۲۰۰۷ داشته باشیم؛ زمانی که دو محقق برجسته به نامهای نیک یی و جرمی بیلنسون مقالهای تاریخساز با عنوان «اثر پروتئوس: تاثیر بازنمایی تغییریافتهی خود بر رفتار» در ژورنال Human Communication Research منتشر کردند. اما پیش از آنکه به سراغ آزمایشهای جذاب آنها برویم، بیایید ببینیم چرا نام پروتئوس برای این تئوری انتخاب شده است.
در اساطیر یونان باستان، پروتئوس خدای دریاها بود که یک ویژگی منحصربهفرد داشت: او میتوانست شکل ظاهری خود را به هر موجودی تغییر دهد. یی و بیلنسون با الهام از این اسطوره، استدلال کردند که در محیطهای مجازی بازیها، انسانها به نوعی پروتئوسهای مدرن هستند. ما میتوانیم ظاهر، قد، جنسیت و حتی نژاد خود را با چند کلیک تغییر دهیم. اما سوال اصلی این دو محقق این بود: وقتی ما ظاهر خود را در یک محیط مجازی تغییر میدهیم، آیا رفتارمان هم متناسب با آن ظاهر جدید تغییر میکند؟
برای پاسخ به این سوال، آنها آزمایشهای مبتکرانهای در محیط واقعیت مجازی انجام دادند. در یکی از این آزمایشها، به گروهی از شرکتکنندگان آواتارهایی داده شد که چهرههای بسیار جذابی داشتند و به گروه دیگر، آواتارهایی با چهرههای کمتر جذاب اختصاص یافت. سپس از آنها خواسته شد تا با افراد غریبه (که در واقع توسط محققان کنترل میشدند) ارتباط برقرار کنند.
نتیجه شگفتانگیز بود، کسانی که آواتارهای جذابتری داشتند، در طول مکالمه فاصلهی فیزیکی کمتری با غریبهها میگرفتند و اطلاعات شخصی بیشتری را با اعتماد به نفس بالا به اشتراک میگذاشتند. در آزمایشی دیگر، محققان روی فاکتور قد تمرکز کردند. به شرکتکنندگان آواتارهایی داده شد که از نظر قدی بلندتر یا کوتاهتر از مخاطبشان بودند. سپس آنها را در یک موقعیت مذاکره و چانهزنی بر سر پول قرار دادند. افرادی که آواتارهای بلندقدتری داشتند، در مذاکرات بسیار پرخاشگرتر، مطمئنتر و سازشناپذیرتر عمل کردند، در حالی که آواتارهای کوتاهقد خیلی زود کوتاه آمده و شرایط ناعادلانه را پذیرفتند. یی و بیلنسون (۲۰۰۷) با این آزمایشها ثابت کردند که ظاهر کاراکتر ما در بازی، به سرعت به ضمیر ناخودآگاه ما سیگنال میدهد که:
چگونه باید رفتار کنیم!
جادوی تغییر شکل؛ وقتی آواتار فرمان میدهد

بیایید این تئوری را از آزمایشگاههای دانشگاه استنفورد بیرون بیاوریم و به اتاقهای گیمینگ خودمان بیاوریم. تصور کنید در حال تجربه یک بازی نقشآفرینی بزرگ هستید. شما یک کاراکتر پالادین با زرهای درخشان و شمشیر نورانی ساختهاید که نماد عدالت و قدرت است. طبق اثر پروتئوس، شما نه تنها در محیط بازی تمایل بیشتری به کمک کردن به دیگر بازیکنان تازهوارد و رهبری کردن گروهها پیدا میکنید، بلکه این حس اعتماد به نفس و اقتدار تا مدتی پس از خاموش کردن کنسول یا کامپیوتر نیز با شما باقی میماند.
بازیها به دلیل ماهیت تعاملی و غوطهوری بالایی که دارند، بستر فوقالعادهای برای اثر پروتئوس فراهم میکنند. وقتی شما در یک فیلم سینمایی قهرمانی را میبینید، تنها یک ناظر هستید. اما وقتی در یک بازی هستید، شما خود آن قهرمانید. ذهن شما به سرعت مرز بین من واقعی و من دیجیتالی را کمرنگ میکند. وقتی آواتار شما در بازی به خاطر ظاهر کاریزماتیکش مورد احترام سایر NPCها یا بازیکنان قرار میگیرد، مغز شما دوپامین ترشح میکند و این موفقیت اجتماعی را به نام خودش ثبت میکند.
از دنیای مجازی تا واقعیت؛ ردپای آواتار در زندگی روزمره

شاید بپرسید:
بسیار خب، من در بازی شجاعتر میشوم، اما آیا این موضوع تاثیری در دنیای واقعی هم دارد؟
پاسخ یک «بله» قاطع است. تحقیقات بعدی که بر پایه مطالعات یی و بیلنسون انجام شد، نشان داد که اثر پروتئوس به مرزهای مانیتور محدود نمیشود. این پدیده اثری به نام Spillover Effect یا اثر سرریز دارد.
گیمرهایی که ساعتها در قالب کاراکترهای قدرتمند، جذاب و رهبر بازی میکنند، اغلب گزارش میدهند که در دنیای واقعی هم در موقعیتهای اجتماعی احساس تسلط بیشتری دارند. به عنوان مثال، نوجوانی که در مدرسه از کمبود اعتماد به نفس رنج میبرد، وقتی شبها در قالب یک فرمانده نظامی در بازیهای تیمی موفق عمل میکند، به مرور زمان لحن صحبت کردن، فرم ایستادن و جراتورزیاش در دنیای واقعی هم بهبود مییابد.
البته این شمشیر دو لبه است. اگر آواتار شما در بازی یک شخصیت تبهکار، خشن و بیرحم باشد (مثلا در بازیهایی که بر پایه انجام جرم و جنایت طراحی شدهاند)، ممکن است به صورت موقت میزان همدلی شما کاهش یافته و افکار پرخاشگرایانهتری را تجربه کنید. ذهن ما سعی میکند انتظاراتی را که از ظاهر و نقش آواتار میرود، برآورده کند و این همگامسازی، به سرعت وارد رفتارهای روزمرهی ما میشود.
فراتر از سرگرمی؛ کاربردهای اثر پروتئوس در درمان و آموزش

شناخت اثر پروتئوس تنها برای گیمرها جذاب نیست، بلکه توسعهدهندگان بازیها و روانشناسان هم از این تئوری به عنوان یک ابزار قدرتمند استفاده میکنند. امروزه در روشهای نوین درمان فوبیا و اضطراب اجتماعی، از بازیهای مبتنی بر واقعیت مجازی استفاده میشود. روانشناسان به بیمارانی که از صحبت در جمع میترسند، آواتارهایی بسیار جذاب، بلندقد و خوشلباس میدهند. بیمار با قرار گرفتن در این کالبد دیجیتالی، به صورت ناخودآگاه احساس قدرت و امنیت میکند و راحتتر میتواند با ترسهایش روبرو شود.
همچنین در حوزه سلامت و تناسب اندام، محققان متوجه شدهاند که اگر در بازیهای ورزشی (مثل بازیهای نینتندو)، آواتار کاربر یک ورزشکار عضلانی و خوشفرم باشد، کاربر در دنیای واقعی انگیزه بیشتری برای ورزش کردن پیدا میکند و حتی در حین بازی، تحرک بدنی شدیدتری از خود نشان میدهد؛ زیرا ذهن او در تلاش است تا با هویت ورزشکار حرفهای آواتارش هماهنگ شود.
مسئولیت ما در برابر نقابهای دیجیتال

با پیشرفت تکنولوژی، ظهور موتورهای گرافیکی خیرهکنندهای مثل Unreal Engine 5 و ورود به عصر متاورس، آواتارهای ما بیش از پیش به واقعیت نزدیک شدهاند. ما در حال ساختن هویتهای دوم و سومی هستیم که در فضاهای مجازی زندگی میکنند. اثر پروتئوس به ما یادآوری میکند که انتخابهای ما در بازیها، تنها یک سرگرمی توخالی نیست. زرهای که انتخاب میکنیم، فرم صورتی که میتراشیم و نقشی که برمیگزینیم، در حال حکاکی کردن خطوطی نامرئی بر روی شخصیت واقعی ما هستند.
به عنوان یک گیمر، دفعه بعد که وارد بخش Character Creation شدید و خواستید آواتار جدیدی خلق کنید، لحظهای صبر کنید. به این فکر کنید که دوست دارید چه کسی باشید؟ دوست دارید چه ویژگیهایی را در خودتان تقویت کنید؟ شجاعت؟ مهربانی؟ کاریزما؟ آواتار شما تنها یک عروسک خیمهشببازی در دستان شما نیست؛ بلکه آینهای است که میتواند نسخه بهتری از شما را به دنیای واقعی بازتاب دهد.
در نهایت، بازیها ثابت کردهاند که چیزی فراتر از یک مدیوم برای فرار از واقعیت هستند. آنها بستر و آزمایشگاهی برای کشف و بازآفرینی خود هستند. تئوری یی و بیلنسون به ما آموخت که در دنیای صفر و یک، این ما هستیم که نقابها را میسازیم، اما در نهایت، این نقابها هستند که ما را شکل میدهند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
از نظر من این مقاله واقعا یه شاهکاره،ممنون از نویسنده عزیز یعنی خانوم آتنا حسینی.🌹
ممنونم که اطلاعات ما رو هم بالا میبرید،باتشکر.
هیچ وقت از این زاویه به کاراکترهای گیم نگاه نکردم بودم ! ممنون از نویسنده ، موضوع جالب توجهی بود :)
من بیشتر وقتا کاراکتر زن رو انتخاب میکنم XD
من ببشتر وقتا کاراکتر زن رو انتخاب میکنم XD
خیلی ممنون واقعا مقاله خوبی بود
برچسبهایی که به ما زده میشن هم همین تاثیر رو داره. اگر به کسی بگیم شجاع ولی اون آدم ترسو باشه، نا خودآگاه طور دیگهای رفتار میکنه چون ذهنش تلاش میکنه تا با هویتی که بهش دادیم هماهنگ بشه.
همیشه با گیم هایی که کاراکتر سازی داره ارتباط بهتری برقرار میکردم...حالا میدونم چرا
مرسی از آتنا بخاطر این مطلب مفید...خسته نباشی❤
خوشحالم که این مقاله تونسته کمکت کنه😍❤️
خیلی ممنون واقعا مقاله خوبی بود
چه مطلب عمیقی بود تا حالا خیلی از گیمرها در مورد کارکتر سازی اینقدر دقت نکرده بودند.اما چه دنیای پیجیدهایی داره.
اما شاید جالب باشه تنها بازی که خیلی به شما احترام میگذارد بازی avowed هست من بازی دیگه ایی ندیدم که اینقدر NPCها برای حضور شنا در شهر احترام بزارند و حتی آرزو داشتند جای شما باشند.
خیلی ممنون از نظرت! واقعاً دنیای کاراکترسازی تو بازیها خیلی عمیق و پر از جزئیاته و میشه کلی در موردش حرف زد.
به نکته خیلی جالبی در مورد بازی Avowed اشاره کردی. استودیوی آبسیدین (سازنده بازی) همیشه تو ساخت دنیاهای پویا و نقشآفرینیهای عمیق کارش درست بوده. اینکه NPCها اینقدر به حضور، جایگاه و تصمیمات بازیکن ریاکشن نشون میدن و احترام میذارن، حس غوطهوری (Immersion) تو بازی رو به شدت میبره بالا. قطعاً تجربه همچین تعاملی و دیدن بازخورد مستقیم دنیای بازی به کاراکتری که ساختی، واسه هر گیمری بینهایت لذتبخش و متفاوته!
💅
جالب بود
همون اول مقاله اسکایریمو دیدم به لحظه فکر کردم رایان نوشتنش بعد دیدم نه آتناست.سوالی دارم آتنا،آیا شما توسط رایان تسخیر و یا هیپنوتیزم شدهاید😂
خیلی مطالب جذاب و ناب و متفاوتی که رو که خانم حسینی کار میکنن دوست دارم
خسته نباشید ❤️
خیلی ممنون از لطفت! واقعاً خوشحالم که مطالب برات جذابه و ازشون لذت میبری. ممنون از همراهی و انرژی خوبت. ❤️