شکست Supergirl؛ آیا آینده DCU در خطر است؟
بررسی سرنوشت دنیای جدید دیسی
فیلمی که قرار بود یکی از ستونهای اولیه دنیای سینمایی جدید دیسی باشد، حالا به یک دردسر جدی برای کمپانی برادران وارنر تبدیل شده است. فیلم Supergirl با بودجهای در محدوده 170 تا 186 میلیون دلار وارد اکران شد و در نهایت نتوانست انتظاری را که از یک فیلم پرخرج ابرقهرمانی وجود داشت برآورده کند. فروش جهانی این فیلم به حدود 126.1 میلیون دلار رسید؛ عددی که برای یک پروژه اینقدر بزرگ، میتواند عواقب وحشتناکی داشته باشد.
ماجرا فقط به فروش پایین محدود نمیشود. Supergirl در همان دورهای اکران شد که DCU جیمز گان تازه داشت پا میگرفت و مخاطبان منتظر بودند تا بعد از چند سال یک دنیای سینمایی منسجم از دی سی را ببینند. از همین رو، هر نتیجه ضعیف برای این مجموعه، خیلی زود به یک بحث بزرگتر تبدیل میشود: آیا شکست Supergirl فقط یک لغزش تجاری است یا میتواند آینده DCU را هم تحت تاثیر قرار دهد؟ با ویجیاتو همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
شکست فیلم سوپرگرل چقدر سنگین بود؟

اگر بخواهیم فقط با عددها درباره فیلم Supergirl حرف بزنیم، تصویر خیلی روشن است. این فیلم با بودجهای که در گزارشها میان 170 تا 186 میلیون دلار آمده، در گیشه جهانی به حدود 126,118,944 دلار رسید. از این رقم، 72,118,944 دلار از بازار داخلی و 54,000,000 دلار از بازار بینالمللی آمد. یعنی 57.2 درصد فروش از داخل آمریکا و 42.8 درصد از بازارهای خارجی تامین شد. برای فیلمی که قرار بود یکی از پایههای مهم DCU باشد، این عددها از همان اول قابل دفاع نبودند.
خبر: فیلم Supergirl به میزان ۱۰۰ میلیون دلار ضرر دیده است
افتتاحیه داخلی 38 میلیون دلاری هم نشان داد که فیلم از همان روزهای اول با مشکل روبهرو بوده است. وقتی یک فیلم ابرقهرمانی با چنین بودجهای، شروعی در این سطح دارد، ادامه مسیرش هم سخت میشود. Supergirl نه فقط از نظر فروش نهایی، بلکه از نظر سرعت رسیدن به این ارقام هم نتوانست به جایگاه یک عنوان موفق نزدیک شود. به همین دلیل است که خیلیها از آن به عنوان یکی از ضعیفترین عملکردهای یک فیلم مهم دیسی در سالهای اخیر یاد میکنند.
نکته مهم اینجاست که Supergirl در مقایسه با انتظاراتی که از یک پروژه پرچمدار وجود داشت، شکست تجاری سنگینی خورد. این فیلم حتی با وجود واکنشهای قابل قبول به حضور میلی الکاک، نتوانست تبدیل به همان محصولی شود که Warner Bros. روی آن حساب کرده بود. وقتی هزینه ساخت بالا باشد و هزینه تبلیغات هم حدود 120 میلیون دلار برآورد شود، رسیدن به 126 میلیون دلار فروش جهانی عملا یعنی فاصله زیاد با نقطه سر به سر. همین مسئله باعث شده شکست Supergirl فقط یک شکست معمولی نباشد، بلکه به یک نمونه جدی از خطر در برنامهریزی DCU تبدیل شود.
دلیل اصلی شکست فیلم Supergirl چه بود؟

یکی از مهمترین دلیلهای شکست فیلم Supergirl این بود که این شخصیت در گیشه، همسطح چهرههای بزرگ دیسی نیست. در دورهای که سینما هنوز هم بیشتر با نامهای بزرگ جواب میدهد، بتمن، سوپرمن و واندروومن همچنان برای مخاطب شناختهشدهتر و مطمئنتر هستند. بتمن از زمان فیلم تیم برتون در 1989 هنوز جایگاه خودش را حفظ کرده، سوپرمن اگر فیلم خوب داشته باشد مخاطب را جذب میکند و واندر وومن هم در صورت داشتن محصول درست، همچنان میتواند توجه جلب کند. شخصیت سوپرگرل اما از همان ابتدا باید در مسیری سختتر حرکت میکرد.
بخوانید: ۱۰ + ۱ سریال برتر دنیای دی سی
این موضوع فقط به میزان محبوبیت شخصیت برنمیگردد، بلکه به شکل روایت فیلم هم مربوط است. Supergirl به جای اینکه روی یک ساختار پیوسته و گسترده تکیه کند، بیشتر بر یک داستان مستقل بنا شد. همین تصمیم بخشی از مخاطبان را که انتظار داشتند این فیلم بیشتر به گسترش دنیای مشترک دیسی کمک کند، دور کرد. در واقع، Supergirl در بازاری اکران شد که بخشی از تماشاگران هنوز به دنبال حس اتصال بین آثار هستند، نه یک فیلم جداافتاده که بیشتر روی خودش بایستد. همین جاست که شکست Supergirl فقط به فروش پایین ختم نمیشود و به انتخابهای روایی هم گره میخورد.
از سوی دیگر ساخت یک فیلم ابرقهرمانی در چندسال اخیر کمی سختتر شده؛ چراکه مخاطبان دچار تحولهای زیادی شدند و دیگر معیارهای قبلی جوابگو نیستند. مخاطب این ژانر وقتی با آثاری چون Into the Spider Verse روبه رو میشود، معیارش تغییر میکند. او دیگر صرفا دنبال سکانسهای ضد و خورد تخیلی و اکشن ابرقهرمانی نیست؛ حال مخاطب امروز حتی به نحوه طراحی اکشن هم دقت میکند. فیلم سوپرگرل چنین دیدگاهی را در نظر نگرفت و صرفا با یک اسم قهرمان نسبتا شناخته شده و چند سکانس اکشن، میخواست قهرمان گیشه شود اما در نهایت با سقوط مرگباری مواجه شد.
چنین شکست تجاری چه تاثیری بر آینده DCU دارد؟

برای آینده DCU، شکست Supergirl بیشتر از آنکه یک بحران فوری باشد، یک آزمون جدی است. کمپانی برادران وارنر در چند سال گذشته بارها تاکید کرده بود که دیسی یک پروژه ده ساله است و تا وقتی Superman در تابستان گذشته به 618 میلیون دلار فروش جهانی رسید، این حرف برای بازار هم قابل قبول به نظر میرسید. اما حالا، با عملکرد ضعیف Supergirl، فروش این نقشه بلندمدت سختتر از قبل شده است. وقتی یکی از فیلمهای مهم مسیر جواب نمیدهد، طبیعی است که نگاهها به کل برنامه حساستر شود.
مشکل اصلی اینجاست که استراتژی فعلی دیسی روی فیلمهای انفرادی و جدا از هم تکیه دارد. همین رویکرد، همانطور که یک مدیر سابق برادران وارنر هم گفته بود، یک بازی پرریسک است. چون بازار امروز فقط بر پایه اسم برند جلو نمیرود و بیشتر به سمت انسجام فرنچایزها حرکت کرده است. به زبان ساده، اگر تماشاگر حس نکند این پروژهها به یک تصویر بزرگتر وصل میشوند، احتمال همراهی او کمتر میشود. از همین زاویه است که شکست Supergirl میتواند روی آینده DCU اثر بگذارد، نه به خاطر یک فیلم، بلکه به خاطر زیر سوال رفتن مدل فعلی.
با این حال، هنوز نمیتوان گفت این اتفاق مسیر DCU جیمز گان را از ریل خارج کرده است. Supergirl در فصل مالی اخیر بیشتر به یک هشدار شبیه بود تا یک ضربه نهایی. این فیلم نشان داد که دنیای سینمایی دی سی هنوز باید اعتماد مخاطب را مرحلهبهمرحله بسازد. اگر پروژههای بعدی بتوانند این اعتماد را برگردانند، سوپرگرل فقط یک لغزش خواهد بود. اما اگر چند فیلم بعدی هم نتوانند انتظارات را برآورده کنند، آن وقت بحث درباره خود مدل فعلی جدیتر میشود.
از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که کمپانی برادران وارنر و البته جیمزگان در همین مقطع با فشارهای بیرونی هم روبهرو است. ماجرای خرید 111 میلیارد دلاری پارامونت که در حال حاضر با پرونده ضدانحصار هم مواجه است، فضای تصمیمگیری را پیچیدهتر کرده است. در چنین شرایطی، هر نتیجه ضعیف در گیشه، فقط یک آمار بد نیست؛ بلکه به بخشی از تصویر کلی آینده استودیو تبدیل میشود.
واکنش Warner Bros. به شکست Supergirl چه بود؟

واکنش برادران وارنر به شکست فیلم Supergirl بیشتر از جنس احتیاط بود تا اعتراف به بحران. داوید زاسلاو در تماس مالی سهماهه دوم، برخلاف انتظار، اصلا از Supergirl نام نبرد و حتی از همان چارچوب پررنگ «برنامه ده ساله» هم که قبلا از آن دفاع میکرد، فاصله گرفت. او بیشتر از زمانبندی اکرانها حرف زد تا از استراتژی کلی، و همین خودش یک پیام روشن داشت: استودیو نمیخواهد فعلا درباره شکست Supergirl وارد فاز توضیح و دفاع شود.
زاسلاو در عوض روی پروژههای آینده تاکید کرد و گفت DC احساس خوبی دارد و یک خط تولید قوی پیش رو است. او از Man of Tomorrow گفت و توضیح داد که جیمز گان روی این پروژه با شدت زیادی کار میکند. او حتی اشاره کرد که روز قبل از آن عکسهایی از فیلم دیده و آنها را چشمگیر توصیف کرده است. همچنین گفت با مت ریوز درباره Batman صحبت کرده و از روند کار او هم رضایت دارد. این نوع صحبت کردن، بیشتر شبیه تلاش برای هدایت نگاه بازار به سمت آینده است تا ماندن در سایه شکست Supergirl.
در همین واکنش، فیلم Clayface و سریال Lanterns هم به عنوان بخشی از مسیر بعدی معرفی شدند. زاسلاو گفت Clayface خوب به نظر میرسد و Lanterns هم به زودی روی HBO میآید. از سوی دیگر، پیتر سفرن در ماه ژوئن گفته بود فیلم Supergirl فقط یکی از بخشهای یک استراتژی بلندمدت بزرگتر است. تفاوت لحن او با زاسلاو هم مهم بود. سفرن سعی کرد تصویر مطمئنتری ارائه دهد، اما زاسلاو ترجیح داد به جای توضیح درباره خود Supergirl، روی آثار بعدی و تقویم انتشار تکیه کند.
پروژههای آینده DCU که میتوانند شکست Supergirl را جبران کنند

اگر قرار باشد آینده DCU بعد از شکست Supergirl دوباره جان بگیرد، نگاهها قبل از هر چیز به سه فیلم پیش رو: Man of Tomorrow، Clayface و Lanterns است. Man of Tomorrow در حال تولید است و حتی خود زاسلاو هم از تصاویرش با هیجان حرف زده. این پروژه، به دلیل جایگاهی که در مسیر DCU دارد، میتواند یکی از مهمترین تستهای بعدی برای جیمز گان باشد. اگر این فیلم بتواند هم از نظر روایت و هم از نظر استقبال عمومی موفق باشد، بخشی از فشار از روی کل مجموعه برداشته میشود.
فیلم Clayface هم برای دیسی اهمیت زیادی دارد، چون نشان میدهد استودیو فقط روی عنوانهای شناختهشده تکیه نمیکند و به سراغ مسیرهای متفاوت هم میرود. از طرف دیگر، Lanterns که به زودی روی پلتفرم استریمینگ HBO میآید، میتواند به تثبیت فضای کلی این جهان کمک کند. البته The Batman Part II هم هرچند بیرون از برنامه DCU قرار دارد، اما هنوز در تصویر کلی دیسی نقش دارد و هر تغییری در مسیر آن روی نگاه عمومی تاثیر میگذارد. اگر این پروژهها خوب عمل کنند، شکست Supergirl میتواند فقط یک عقبگرد موقت باشد، نه نشانهای از فروپاشی.
نکته مهم این است که موفقیت آینده دی سی یو فقط به یک فیلم وابسته نیست. Warner Bros. حالا باید ثابت کند که این مجموعه میتواند از شکستها عبور کند و دوباره اعتماد مخاطب را به دست بیاورد. اگر Man of Tomorrow، Clayface و Lanterns بتوانند کیفیتی قابل قبول داشته باشند، Supergirl در نهایت به عنوان یک تجربه ناموفق دیده میشود، نه یک نقطه پایان. این همان مسیری است که میتواند دنیای سینمایی دی سی را از وضعیت فعلی بیرون بیاورد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.