یادداشت: اشتیاقی که آرامآرام رنگ باخت
دلنوشته از روزهایی که نمیدانیم چگونه داریم میگذرانیم
چند روزیست که تلاش دارم تا درباره برخی اتفاقات یادداشتی بنویسم. به طور مثال میخواستم به مناسبت یک سالگی عرضه بازی Clair Obscur: Expedition 33 یک یادداشت بنویسم و از تأثیراتی که این بازی شخصاً روی من داشت بگویم. اما... ذهنم یاری نمیکند و به قولی دستانم به نوشتن درباره چیزی که زمانی دوستش داشتم نمیرود.
در یکی از مکالماتی که با یکی از دوستانم داشتم، او گفت که برای لحظهای باورش نمیشد که عنوان بعدی جیمز باند با نام First Light در عرض یک ماه دیگر عرضه میشود. دوست من سال گذشته و همزمان با اولین نمایش گیمپلی، این بازی را پیشخرید کرده است و بزرگترین ناراحتی او آن است که نمیتواند عنوانی را که خریده به محض انتشار بازی کند.
برای بسیاری از ما وضعیت مشابه است. بازیهای ویدیویی جدای از آنکه تبدیل به یک سرگرمی لاکچری شده است، در ایران دیگر در دسترس هم نیستند. با گذشت دو هفته هنوز کمتر کسی توانسته بازی Pragmata را تجربه کند. به شخصه حتی نمیدانم که این بازی قرار است چه شکلی باشد، قرار است چه داستانی تعریف کند، قرار است چگونه آن سیستم گیمپلی خاص پیادهسازی شود. یا اینکه هاوسمارک با Saros چگونه توانسته نظرات بازیکنان بیشتری را جلب کند؟
گذر زمان در این روزها به عجیبترین شکل خود پیش میرود. تعجب میکنیم که چه بازیهایی میآیند و میروند و ما تمام رویدادهای مربوط به آنها را از دست میدهیم. اما در نگاهی کلیتر که به آن نگاه میکنیم، متوجه میشویم که این زندگی است که به این سرعت در حال عبور است... و چه فرصتهایی که نیامده و ندیده از دست میروند.
پس از اتفاقات دیماه، یادداشت مشابهای را نوشتم و تازه در آن نقطه که اینترنت هم به شکلی نصفه و نیمه متصل بود، از بیحوصلگی خودم برای دنبال کردن جدیدترین اخبار و اتفاقات نوشتم. درست است که زندگی ادامه پیدا کرد و بالاخره رشتههایی برای اتصال به این جریان پیدا کردیم، اما چهل روز جنگ و به دنبال آن تداوم قطعی اینترنت، فقط و فقط بیشتر ما را در بلاتکلیفی و تعلیق فرو برده است.
شاید مسئله این نباشد که ما از بازیها جا ماندهایم؛ شاید حقیقت این است که برای مدتی، از خودِ زندگی عقب افتادهایم. میان خبرهایی که نیمهکاره خواندیم، بازیهایی که هرگز تجربه نکردیم و اشتیاقی که آرامآرام رنگ باخت، چیزی درون ما ساکت شد. قصدم از نوشتن این دلنوشته، القای ناامیدی نیست اما صادقانهترین توصیف از وضعیت این روزها است. شاید روزی برسد که دوباره با شوق از یک بازی بنویسیم، نه از حسرتش؛ و آن روز، همین کلمات پراکنده، اولین قدمهای بازگشت ما خواهند بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
والا دغدغه من این چیزا نیستن واقعا، شاید شما چون رسانه اید و باید خبر پوشش بدید اینطوری هستید. هر بازی بخوایم کرکی دانلود میکنیم و گیمپلیشو این استریمر ها تو آپارات میزارن . پراگماتا هم کرک شده موجوده
اصن ایران یه طوریه که اولویت های آدم نمیتونه مثل اولویت های یه فرد اروپایی یا آمریکایی باشه
یه پیشنهاد برای ویجیاتو دارم بی زحمت تونستید پروفایل و بخش کامنت هارو درست کنید که هرکسی یه پروفایل با معرفی و توضیحاتی از خودش داشته باشه و این کامنت هایی که میده رو بتونه ببینه و اگه جوابی به کامنتش اومد براش نوتیفیکیشن بیاد تو سایت.
این تعامل رو بالا میبره
ملتی که ادبش قناعت را فضیلت شمارد، هر ساله دچار قحطیست... (علی حاتمی - هزار دستان)
تا دیروز میگفتیم سیستمامون گیم های امروزی رو نمیکشه باید بریم تو یوتوب ویدیو شو ببینیم الان همون اینترنت رو هم نداریم.....
من که از دی ماه سمت کنسولم نرفتم،یه بار فقط روشن کردم یه دست fc بازی کنم،اونم وسط بازی خاموشش کردم،راستش خجالت میکشم از جوونای دست گلمون که رفتن از پیشمون به خاطر اعتراض به چیزایی که الان همه ما به اون چیزا بیشتر معترضیم.
نمیتونم بازی کنم وقتی میبینم کسانی هستن که خرید یه کنسول بازی براشون شده آرزوی محال.
نمیدونم آیا دوباره میشه شاد بود؟؟؟؟؟؟میشه ذوق داشت؟؟؟نمیدونم......
میفهممت
حرفها و جملاتتون خیلی زیبا و تلخ هستن. بسیار درست هم هستن انگار از زمین و زمان عقب افتادیم، انگار از هر چیزی که دوست داشتیم دور موندیم و انگار یک مانعی برامون وجود داره باعث جلوگیری از لذت میشه. درسته میدونم حرفهام ممکنه شعار گونه به نظر برسه من خودم رو خیلی اذیت کردم ولی بعدش متوجه شدم من هر چقدر ناراحت باشم و خودمو اذیت کنم چیزی عوض نمیشه چون ما هیچ کاره هستیم و تو انتخاب هیچ چیزی دست نداریم. فقط تنها چیزی که میتونم بگم این هستش که امیدوارم هر اتفاقی میوفته به خیر باشه چون ماها مستحق بهترینها هستیم چطوره که بقیه هستن ما هستیم.
همش اون آهنگ میاد تو سرم :
چی بخونم ... جوونیم رفته ... صدام رفته دیگه ...
[ گل یخ ]
اینکه اشتیاق تونو از دست دادین درک میکنم ، خودم توی این مدت خوشبختانه تونستم ۴ تا بازی تموم کنم و امیدوارم بازم بتونم
یه کنسول کپی خور دارم بخاطر همین مشکلی از لحاظ دسترسی به بازی هام ندارم
ولی خب این افکار عقب افتادن از زندگی مدام با آدم هست اینکه کاش یه کاری از دست مون بر میومد
من چند بار توی کامنت هاتون گفتم یکی از سرگرمی هام پست گذاشتن توی کانال گیمی تلگرامم بود که الان ۶۲ روز هست ازم گرفته شده و حقیقتش اصلا نمیدونم این مدت رو چطوری از نظر روحی دووم آوردم
من آرزوی تجربه کردن بازی های نسل نهم رو ندارم، یه آرزوی محال برام حساب میشه
سعی میکنم همین بازی هایی که در دسترسم هست رو تجربه کنم
یه کامنت میخوام بزارم ولی همش ارور 405 میده
و منی که دیگه بازی رو فقط میتونم از طریق خوندن خبرش دنبال کنم ... چه برسه بخوام بازیش کنم (نه نت هست - نه پولی برای کارت گرافیک)
از پس خریدن این عناوین که بر نمیایم . که همینم بهش فکر کنین خییییلی دردناکه . از خرید یه بازی خیلیا برنمیان . بازی !!!
من که به شخصه Pragmata و Saros و First Light رو میخواستم از یوتیوب ببینم .
ولی حتی به خاطر اینترنت نمیتونم گیمپلی ببینم .
یعنی عملا فقط نشستیم خبر میاد که این بازی منتشر شده . نه میشه تجربش کرد نه گیمپلی دید .
خیلی میترسم تا GTA vi اوضاع همینطور بمونه . واقعا میخواستم تا زمان انتشار بازی یه Xbox series S بتونم با کلی بدبختی بخرم . ولی نه . نه . الان آرزومه حداقل شرایط جوری باشه که اون روز تو یوتیوب بتونم بازیو با یوتیوبر های مورد علاقم ببینم . 😭
به شخصه هیچوقت رابطه خوبی با دیدن واکترو نداشتم
در یادداشت قبلی که رایان نوشته بود هرچی میشد گفت رو گفتم و دیگه آنقدری زمان گذشته که هرچی گفتنی بود یا میشد درموردش حرف زد دیگه گفته شده و چيزي برای گفتن نمونده فقط میتونم حرف های آخرم رو تکرار بکنم. اوم این هستش که یک کورسویی از امید هنوز در من هست. خلاصه که این زخمی که ما خوردیم قطعا یک روزی خوب میشه و این روز ها هم میگذره ولی متأسفانه نظر من اینه که جای این زخم تا ابد باقی میمونه. خسته نباشی آقا علی رضای عزیز امید وارم که هیچوقت در سختی وناراحتی نبینمت بلکه همیشه خوشحال و در آسایش باشی.
نوزده روز دیگه Forza horizon 6 میاد...
چند روز بعدش Lego Batman 4 و first light..
خدا لعنت کنه کسی رو که درس خونده و به اینجا رسیده که اینترنت رو قطع کنه