ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

بررسی بازی Routine

بررسی بازی Routine

انتشار در ۱۴ دی ۱۴۰۴ 47 درصد پیشنهاد کاربران
رایان زجاجی
نوشته شده توسط رایان زجاجی | ۱۴ دی ۱۴۰۴ | ۲۳:۰۰
ناشر بازی: Raw Fury مدت زمان بازی: 6 ساعت
سازنده بازی: Lunar Software کامل کردن بازی: 7 ساعت
رایان زجاجی
رایان زجاجی

منتشر‌ شده در 18 ساعت قبل
اشتراک گذاری:

بازی ترسناک Routine پس از حداقل ۱۳ سال از زمان معرفی اولیه خود بالاخره از راه رسید و باید گفت محصول نهایی اگرچه لزوما کار جدیدی برای ژانرش نمی‌کند، اما همچنان می‌تواند تجربه‌ای کوتاه و به‌یادماندنی فراهم کند.

بله، بازی Routine اولین بار در سال ۲۰۱۲ معرفی شده بود و قرار بود تا سال ۲۰۱۳ از راه برسد، اما «جهنم توسعه» از راه رسید و تقریبا هر مشکلی که می‌تواند ساخت یک بازی را مختل کند برای آن پیش آمد، تا جایی که توسعه بازی تا مدت‌ها کاملا متوقف شد. اما سازندگان هیچوقت از انگیزه‌های خود برای «روتین» کوتاه نیامدند و با شروع دوباره توسعه بازی در سال ۲۰۲۰، حالا بالاخره می‌توانیم ببینیم اعضای تیم Lunar Software چه آشی برای ما پخته‌اند. با بررسی این بازی در ویجیاتو همراه باشید.

بررسی بازی Routine
امتیاز متاکریتیک: 79 امتیاز
امتیاز دهید:
  • عالی
  • خوب
  • متوسط
  • خوب نیست!
  • ضعیف!
میانگین امتیاز کاربران 4.7
در دسترس برای:
بیشتر
ناشر بازی: Raw Fury
مدت زمان بازی:6 ساعت
سازنده بازی: Lunar Software
کامل کردن بازی:7 ساعت

بازی روتین شما را در نقش یک مهندس مرد بی نام و نشان به یک ایستگاه تفریحی روی ماه به‌نام Union Plaza می‌برد، جایی که مطابق انتظاری که از یک اثر ترسناک دارید، همه‌چیز به بدترین شکل ممکن پیش رفته است. حال این شمایید و یک ایستگاه فضایی متروکه که قرار است چند ساعت آینده شما را به یک کابوس تبدیل کند و باید سر از ماجرایی که این مرکز تفریحی را به ویرانی کشانده است در آورید. 

طبیعتا یکی از ستون‌هایی که تجربه Routine و بازی‌های مشابه رویش استوار هستند، داستانگویی است. پس بیشتر از چیزی که خواندید درباره اتفاقات داستان صحبتی نمی‌کنم و می‌گذارم خودتان آن را تجربه کنید. اما در این حد می‌توانم بگویم که اتفاقاتی که برای این ایستگاه افتاده، یادآور بسیاری از کلیشه‌های آثار ترسناک علمی-تخیلی همچون Dead Space و سفینه USG Ishimura هستند. اما اینجاست که باید از Routine تقدیر شود، چون بازی نه‌تنها روایت خود را به شکلی درگیرکننده مرموز نگه می‌دارد،‌ بلکه آنقدر در تثبیت هویت خاص خود از نظر فضاسازی، بصری و صوتی عالی عمل می‌کند که خواه یا ناخواه غرق در جو بازی می‌شوید و پیگیر کشف رازهای نهان Union Plaza می‌شوید.

حقیقتا شاید طراحی صوتی و بصری Routine بزرگ‌ترین برگ برنده آن باشد. طراحی ایستگاه Union Plaza الهام‌گرفته از تکنولوژی دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی است که آن را می‌توان به‌طور ویژه در روبات‌ها و ترمینال‌هایی دید که به‌وضوح یادآور کامپیوترهای مکینتاش هستند. اما حس و حال رترو فیوچرستیک بازی فقط به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه تصویر دائما ظاهری مشابه افکت Film Grain دارد تا حس و حال یک دوربین قدیمی را تداعی کند. جالب است که Film Grain به‌عنوان یک گزینه در تنظیمات بصری بازی حضور دارد، اما حتی با خاموش کردن آن هم باز چنین ظاهری به‌طور کامل از بین نمی‌رود. شاید این افکت باب سلیقه تمام گیمرها نباشد، اما به‌نظر من این سبک بصری به حال و هوایی که بازی می‌خواهد برایتان بسازد کمک شایانی می‌کند. در نهایت چیزی که Routine را به یک بازی چشم‌نواز و اتمسفریک تبدیل می‌کند، نورپردازی آن است که به‌لطف جزئیات ستودنی محیط‌ها و اشیاء بازی، به خلق تصویری فوتورئالستیک کمک می‌کند. همه این‌ها در حالیست که بازی راندمان فنی فوق‌العاده‌ای دارد و شخصا در بالاترین تنظیمات بازی به راحتی می‌توانستم بالای ۱۴۰ فریم بر ثانیه دریافت کنم. درست است که بازی کار فنی عجیب و غریبی انجام نمی‌دهد که بخواهد فشار چندانی به سیستم وارد کند، اما بازی‌های زیادی هستند با نمایی بسیار زشت‌تر از این بازی، راندمان به‌مراتب بدتری به شما تحویل می‌دهند.

اما Routine در بحث صداگذاری و طراحی صوتی حتی درخشان‌تر عمل می‌کند. می‌دانم که میک گوردون، آهنگساز مطرح بازی‌هایی همچون Doom 2016 و Doom Eternal، مدتی به‌عنوان طراح صدا روی این بازی کار کرده است. چیزی که نمی‌دانم این است که او در نهایت چند درصد از صدای بازی را طراحی کرده، اما باید بگویم که با یک شاهکار صوتی مواجهیم. از صدای حرکت روبات‌های نگهبان گرفته تا صداگذاری تبلیغات تلویزیونی، مدل حرف زدن دستیارهای هوشمند و حتی صدای ناشی از وقتی که پایتان به یک جسم فلزی می‌خورد، همگی هویتی بسیار مشخص برای Routine تعریف می‌کنند و در خلق یک فضای رعب‌آور بسیار موفق عمل می‌کنند. به‌راحتی می‌توانم بگویم این بازی شاید یکی از بهترین طراحی‌های صدایی که تاکنون در بازی‌های ترسناک تجربه کرده‌ام را داشته باشد.

برخلاف روتینی که در بررسی‌هایم به‌کار می‌برم (به‌قول غربی‌ها، Pun Intended!)، برای Routine ابتدا به ابعاد بصری و صوتی بازی پرداختم. دلیلش این است که از ابعاد مکانیکی و طراحی بازی صحبت چندانی نمی‌توان داشت، چون بازی حقیقتا از این نظر کارهای چندان زیادی انجام نمی‌دهد. عمده مکانیک‌های Routine در ابزاری به‌نام CAT خلاصه شده‌اند؛ گجتی با طراحی مشابه یک سلاح کمری که در واقع نقش یک دستگاه چند کاربرده را برایتان بازی می‌کند. شما با استفاده از این دستگاه و ماژول‌هایی که به‌مرور به آن اضافه می‌کنید، می‌توانید کارهایی همچون شلیک جریان برق، اسکن فرابنفش و باز کردن درهای امنیتی انجام دهید. نکته جالب CAT اینجاست که این دستگاه به‌شکلی خوب، بدقلق طراحی شده است. مثلا CAT باتری بسیار محدودی دارد، یا برای تقریبا هر کاری که بخواهید انجام دهید یا هر تغییری که بخواهید در کاربرد دستگاه ایجاد کنید، باید دستگاه را بچرخانید و دکمه یا دکمه‌های مربوط به آن را فشار دهید. حتی برای سیو کردن بازی، باید مقابل ترمینال‌‎های خاصی بایستید و دکمه اتصال بی‌سیم دستگاهتان را فشار دهید تا بتوانید از طریق منویی که مقابلتان باز می‌شود بازی خود را ذخیره کنید. حتی جالب اینجاست که دوربینی که روی این دستگاه تعبیه شده، عمدا فریم ریتی بسیار پایین دارد که خود یک اقدام هوشمندانه برای القای همان حس و حال رترو فیوچرستیک است.

این دستگاه عمدتا برای دو کار استفاده می‌شود. کمک به حل پازل‌ها و راهی برای گریز از دشمنان. بازی در حالت اول کارهای جالب‌تری انجام می‌دهد. Routine در هیچ نقطه‌ای دست شما را نمی‌گیرد و در رابط کاربری خود هیچ راهنمایی خاصی ارائه نمی‌دهد. در واقع بازی، به‌شکلی که باز هم یادآور Dead Space است، اصلا HUD خاصی ندارد و تمام اطلاعات مورد نیازتان به‌شکلی باورپذیر در دستانتان یا در محیط قرار گرفته‌اند. وقتی هم می‌گویم باورپذیر، منظورم این است که خبری از رنگ زردی که شما را به سمت هدف نظر راهنمایی کند هم نیست. شما باید خودتان به محیط دقت کنید و راهکار هر چالش را بیابید. مثلا با دری مواجه می‌شوید که سیستم برقش از کار افتاده؟ شاید باید سیمی که به آن وصل است را دنبال کنید تا به یک جعبه فیوز برسید و با شلیک جریان برق به آن، در را دوباره فعال کنید. شاید یک ترمینال به معنای واقعی کلمه برای راه افتادن نیاز به خاموش روشن شدن داشته باشد. حتی شاید نیاز داشته باشید شماره شناسایی خود را جایی وارد کنید. بازی مطلقا حرفی به شما نمی‌زند که این شماره کجاست، اما کافیست سر خود را پایین آورید تا آن را روی سینه خود پیدا کنید. به همین دلیل، Routine در عین حال که بعضا می‌تواند شما را سردرگم کند، اما با کمی دقت بیشتر از جانب شما به‌تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل می‌شود که حل هر چالشش به شما احساس بهتری راجع به هوشتان می‌دهد.

اما هنگام مواجهه با دشمنان؟ Routine برای من آن حسی که دنبالش بود را ایجاد نمی‌کرد. شما در بخش‌هایی از بازی با نگهبانان رباتیک مواجه هستید که مشابه امثال Mr. X از Resident Evil 2 به‌دنبالتان می‌گردند. طبیعتا که می‌توانید از آن‌ها پنهان شوید، اما می‌توانید با استفاده از جریان برق CAT آن‌ها را موقتا از کار بیاندازید. اشاره کردم که باتری این دستگاه بسیار ضعیف است و شاید با خود فکر کنید که همیشه نمی‌توانید روی آن حساب باز کنید. اما حقیقت این است که باتری‌های اضافه آنقدر در محیط‌های بازی فراوانند که تقریبا هیچوقت دلیلی ندارید که از دستگاه خود علیه این دشمنان استفاده نکنید. به همین دلیل، آن حس ترسی که Routine با این نگهبانان می‌خواهد به شما القا کند، برای من تقریبا هیچوقت وجود نداشت. البته اعتراف می‌کنم که شخصا سخت از بازی‌ها و فیلم‌ها می‌ترسم و باید بگویم که بسیاری از کاربران و منتقدان دیگر، این بازی را جزو ترسناک‌ترین بازی‌هایی که اخیرا تجربه کرده‌اند نامیده بودند. بنابراین شاید تجربه شما متفاوت باشد، اما در نهایت دید من به این دشمنان چیزی جز یک «رو مخی» نبود.

در واقع برای من، Routine عملا یک شبیه‌ساز راه رفتن باکیفیت بود که بیشتر با طراحی محیط، اتمسفر، داستان‌گویی و پازل‌هایی که شعور بازیکن را دست کم نمی‌گرفتند، یک تجربه دوست‌داشتنی فراهم کرد. اما به‌عنوان یک بازی ترسناک که بخواهد از طریق دشمنانش در بازیکن تنش ایجاد کند، Routine کار خاصی برایم انجام نداد. با این حال تجربه این بازی را به علاقه‌مندان به ژانر ترسناک پیشنهاد می‌دهم. شاید بازی لزوما ترسناک‌ترین فضا یا عمیق‌ترین مکانیک‌ها را ارائه ندهد، اما با غوطه‌ور کردنتان در دنیایش و تعریف یک داستان جالب می‌تواند یک تجربه ۶-۷ ساعته به‌یادماندنی ارائه دهد.

می‌خرمش...

علاقه‌مندان به داستان‌های ترسناک علمی-تخیلی، دوستداران طراحی بصری رترو فیوچرستیک و افرادی که از بازی‌هایی با راهنمایی زیاد و پازل‌های ساده خسته شده‌اند، حتما باید Routine را امتحان کنند.

نمی‌خرمش...

روتین شاید برایتان چندان بازی ترسناکی نباشد، پس با دید استرس و تنش خالص سراغ این بازی نیایید.

80
امتیاز ویجیاتو

بازی ترسناک Routine بعد از ۱۳ سال از راه رسید و بالاخره توانست به وعده‌هایی که از سال ۲۰۱۲ داده بود عمل کند. بازی از نظر مکانیکی عمق چندانی ندارد، اما با فضاسازی عالی، طراحی صدای فوق‌العاده، داستانی هرچند آشنا اما همچنان جذاب و در نهایت چالش‌هایی که روی عقل و شعور بازیکن حساب باز می‌کنند، یک تجربه باورپذیر و اتمسفریک ارائه می‌دهد. بازی حداقل به‌نظر منتقد آنقدرها تجربه تنش‌زا و ترسناکی نبود، اما سایر نقاط قوت آن آنقدری می‌درخشند که تجربه بازی را بتوان به راحتی پیشنهاد داد.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی