در جهانی که بازیها آنلایناند، ما چرا همیشه آفلاین زندگی میکنیم؟
تقابل پیشرفت صنعت گیم در دنیا با عقب نگه داشتن کاربر ایرانی
بیست روز قطعی اینترنت، عددی است که اگر در گزارشهای فنی یا صورتجلسات اداری خوانده شود، شاید تنها یک دادهی آماری به نظر برسد. اما در زندگی واقعی، این عدد به معنای تعلیق است؛ تعلیق ارتباط، تعلیق مشارکت و تعلیق حضور در جهانی که هر روز بیش از دیروز بر پایه اتصال بنا میشود. جهانی که صنعت بازیهای ویدیویی، بهعنوان یکی از پیشروترین نمودهای آن، سالهاست از مرز «محصول» عبور کرده و به یک زیستبوم زنده، پویا و عمیقا وابسته به اینترنت تبدیل شده است.
امروز بازیها دیگر صرفا سرگرمی نیستند. آنها فضاهایی برای تعامل اجتماعی، رقابت حرفهای، روایت فرهنگی و حتی اقتصاد مستقلاند. بازیهای آنلاین میزبان میلیونها نفر از سراسر جهاناند که بدون توجه به جغرافیا، زبان یا ملیت، در یک سرور مشترک نفس میکشند. بهروزرسانیها، رویدادهای زنده، رقابتهای جهانی و حتی روایت داستانها، همگی بر فرضی بدیهی بنا شدهاند، اتصال دائمی. فرضی که برای بسیاری از کاربران جهان، آنقدر طبیعی است که نبودش غیرقابل تصور به نظر میرسد.
اما برای کاربر ایرانی، اتصال نه یک پیشفرض، بلکه یک امتیاز ناپایدار است. امتیازی که میتواند ناگهان، بدون توضیح روشن یا افق زمانی مشخص، از دسترس خارج شود. بیست روز قطعی اینترنت، در چنین بستری، تنها به معنای ناتوانی در بازی کردن نیست؛ بلکه نمادی است از شکافی عمیق میان مسیری که جهان در آن حرکت میکند و مسیری که کاربر ایرانی ناخواسته به آن رانده میشود.
در این تقابل، صنعت بازیهای ویدیویی نمونهای شفاف و قابل لمس است. جهانی که هر روز به سمت تجربههای آنلاینتر، تعاملیتر و وابستهتر به زیرساخت شبکه پیش میرود، در برابر کاربری قرار میگیرد که مدام به حالت آفلاین بازگردانده میشود. بازگشتی اجباری به تجربههایی ناقص، محدود و گاه منسوخ. بازیای که بدون اتصال بهروزرسانی نمیشود، رقابتی که بدون اینترنت معنا ندارد و جامعهای که بدون حضور آنلاین فرو میپاشد.
نکته طعنهآمیز ماجرا آنجاست که این عقبماندگی، نه حاصل ناتوانی فنی کاربر، بلکه نتیجه تصمیمهایی است که بیرون از دایره انتخاب او گرفته میشود. کاربر ایرانی، از نظر علاقه، دانش و حتی توانایی فنی، تفاوت معناداری با همتایان جهانی خود ندارد. او همان بازیها را میشناسد، همان رویدادها را دنبال میکند و همان رویاها را در سر دارد. تفاوت در اینجاست که مسیر دسترسی او به این جهان، همواره با مانع همراه است.
بیست روز قطعی اینترنت، برای یک گیمر حرفهای، میتواند به معنای حذف از رقابت، از دست دادن رتبه یا حتی کنار گذاشته شدن از یک تیم باشد. برای تولیدکننده محتوا، به معنای توقف کار، از دست رفتن مخاطب و گسست ارتباط با پلتفرمهای جهانی است. و برای کاربر عادی، به معنای حذف شدن از یک گفتوگوی جمعی که جهان سالهاست آن را آغاز کرده است. گفتوگویی که زبانش بازی، تعامل و تجربه مشترک است.
در این شرایط، زندگی آفلاین نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه وضعیتی تحمیلی است. وضعیتی که با منطق پیشرفت صنعت گیم در تضاد آشکار قرار دارد. صنعتی که بر پایه بهروزرسانی لحظهای، مشارکت جمعی و اتصال بیوقفه شکل گرفته، چگونه میتواند با کاربری کنار بیاید که هر از چند گاه، بهطور کامل از این چرخه حذف میشود؟ پاسخ روشن است: نمیتواند. و این ناتوانی، بهتدریج کاربر را به حاشیه میراند.
مسئله تنها بازی نیست. بازیها، آینهای از وضعیت کلیترند. همانگونه که گیمر ایرانی از تجربه کامل یک بازی آنلاین محروم میشود، شهروند دیجیتال ایرانی هم از مشارکت کامل در جهان متصل بازمیماند. جهان، با سرعتی فزاینده، بر بستر اینترنت تعریف میشود؛ از آموزش و کار گرفته تا فرهنگ و سرگرمی. در چنین جهانی، آفلاین ماندن نه یک سبک زندگی متفاوت، بلکه شکلی از حذف تدریجی است.
شاید پرسش اصلی اینجا باشد، در جهانی که اتصال، شرط بدیهی حضور است، چرا زندگی آفلاین برای برخی به یک وضعیت دائمی تبدیل میشود؟ پرسشی که پاسخ آن، نه در تنظیمات شبکه، بلکه در نگاه به کاربر نهفته است. نگاهی که بهجای دیدن او بهعنوان بخشی از جهان امروز، او را در چارچوبی محدود و کنترلپذیر تعریف میکند.
بیست روز قطعی اینترنت میگذرد، اما اثر آن باقی میماند. شکاف میان تجربه کاربر ایرانی و جهان، عمیقتر میشود و این پرسش، هر بار بلندتر تکرار میشود:
در جهانی که بازیها آنلایناند، ما چرا همیشه آفلاین زندگی میکنیم؟
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.