| ناشر بازی: PlaySide Studios | مدت زمان بازی: 11 ساعت |
| سازنده بازی: Fumi Games | کامل کردن بازی: 20 ساعت |
هنگامی که اولین تیزرهای بازی Mouse: P.I. For Hire در شبکههای اجتماعی پخش شد، توجهات بلافاصله به سمت این پروژه جذاب جلب شد. یک بومر شوتر اول شخص که دارای گرافیک و انیمیشنهای الهامگرفته از کارتونهای قدیمی میکی موس (که اصطلاحا انیمیشن شلنگی یا Rubber Hose Animation نامیده میشود) که از قضا سلاحها و مکانیکهای جذابی دارد؟ چقدر عالی! البته باید بگویم که هنگام دیدن این تیزرها، شخصا فکر نمیکردم بازی نهایی حالا حالاها بخواهد عرضه شود. اما خوشحالم که اشتباه میکردم، چرا که این بازی از حدودا دو ماه پیش در دسترس قرار گرفته است و در این بررسی میخواهیم ببینیم محصول نهایی در حد تیزرهایش جالب از آب در آمده یا خیر. با ویجیاتو همراه باشید.
همانطور که گفتیم، بازی Mouse: P.I. For Hire یک شوتر اول شخص بوده که در مکانیکها و حال و هوای گیمپلی خود از امثال Doom الهام گرفته است. با اینکه بازی بهعنوان یک بومر شوتر کاملا در حد استانداردهای روز ظاهر میشود، اما وجه تمایز آن همان سبک هنری و فضاسازی خاصش است. این بازی شما را به شهری بهنام ماوسبرگ (Mouseberg) میبرد؛ خانهای برای موشها و شهری غرق شده در فساد و تبعیض سیستماتیک که طبیعتا فضایی ایدهآل برای یک داستان کارآگاهی نوآر است.
بازیکنان کنترل کارآگاهی بهنام «جک پپر» را در دست میگیرند که از بعد شخصیتپردازی، بهشکلی عامدانه همان کلیشههای همیشگی پروتاگونیست داستانهای کارآگاهی نوآر را زنده میکند؛ یک پلیس سابق و مردی تنها که در بدهیهای ناشی از قمار مدفون شده است و برای گذران زندگی مجبور است به پروندههای دم دستی رو بیاورد. اما روزی، پای جک به پروندهای درباره ناپدید شدن دوست و همرزم سابقش باز میشود که تنها بیرونیترین لایه از یک ماجرای عمیق درباره یک قتل، ظهور یک حزب سیاسی خطرناک و حشرهخواران ربوده شده است.
درست است که قرار نیست با این بازی داستان شگفتانگیزی تجربه کنید، اما داستانگویی بازی بهشکل غافلگیرکنندهای قدرتمند ظاهر میشود. در طول بازی میتوانید یادداشتها و روزنامههایی پیدا کنید که هر کدام به دنیای بازی و تاریخچهای که پشتش است عمق میبخشند و کاری میکنند که بیشتر از انتظارتان بخواهید به دنیای بازی اهمیت دهید. نویسندگی دیالوگهای بازی هم با ذوقی واضح و دقت بالا به شیوه گفتمانی که در دهه بیست تا چهل میلادی باب بود نوشته شده است و بهلطف صداپیشگی عالی شخصیتها (بهطور ویژه تروی بیکر در نقش جک پپر)، دلتان نمیخواهد حتی یکی از دیالوگهای بازی را رد کنید و حواستان تمام و کمال در اختیار داستان بازی خواهد ماند.
البته که داستان بازی در نهایت بیشتر بر کمدی سوار است تا درام و هیچوقت قرار نیست بازی را بیشتر از ظاهرش جدی بگیرید. تقریبا در تمام مکالمات بازی یا شاهد اشارهای به فرهنگ عامه هستید، یا یک شوخی لغوی با کلمات مربوط به موش و پنیر. با اینکه بازی بعضا در این زمینه زیادهروی میکند، اما بهشکل جالبی هیچوقت کاری نمیکند که دنیای بازی بیش از چیزی که واقعا هست، مضحک بهنظر برسد. در نتیجه میتوانید از داستانی که برایتان تعریف میشود لذت ببرید و همزمان با شوخیهای مکررش سرگرم شوید.
البته که مکمل نویسندگی Mouse: P.I. For Hire برای فضاسازی آن چیزی نیست جز همان وجهی که از همان ابتدا توجهتان را جلب میکند، یعنی طراحی هنری بازی. Mouse تماما سیاه و سفید است و حتی میتوانید بهشکل اختیاری، جلوه کهنهتری به بازی ببخشید. در حالی که محیطها و اجسام غیرقابلتعامل بازی بهشکلی سهبعدی رندر شدهاند، شخصیتها، سلاحها و اجسام تعاملی همگی با همان انیمیشن شلنگی معروف طراحی شدهاند و هرچه از زیبایی آنها بگویم کم است. میدانم این جمله کلیشهای است، اما گویی که واقعا در حال تجربه یک انیمیشن میکی موس در قالب یک شوتر اول شخص هستید. این انیمیشن کاری کرده که هر شخصیت و حتی هر سلاح شخصیت خاص خود را داشته باشد، بهشکلی که شاید این حس را حتی از بالاردهترین بازیهای بازار از نظر گرافیک، ملموستر منتقل کند. در واقع بازی با ذوقی که سازندگانش در نویسندگی، گرافیک و موسیقی آن به کار بردهاند، تا همینجا ثابت میکند که شایسته وقت و حوصله شما است. اما ای کاش در گیمپلی بازی هم همین ذوق وجود داشت.

شاید جمله قبلی بیش از حد برای وضعیت گیم پلی بازی تند باشد؛ همانطور که گفتم، بازی بهعنوان یک شوتر اول شخص کلاسیک کاملا در حد استاندارد ظاهر میشود و طرفداران این سبک را راضی میکند. سلاحهای بازی واقعا متنوع هستند؛ در کنار سلاحهای عادی همچون شاتگان و تامی گان، میتوانید از سلاحهای نامتعارفی استفاده کنید، همچون یک اسلحه که سر دشمنان را تا حد انفجار باد میکند، یا یکی دیگر که مواد اسیدی به سمت دشمنان شلیک میکند. از طرف دیگر مکانیکهای زیادی وجود دارند که هم در گیم پلی عادی و هم در مبارزات به کارتان میآیند، همچون لگد زدن برای استان کردن دشمنان، دویدن روی دیوار و حتی استفاده از دم بهعنوان یک قلاب برای پرش از سطوح بلند.
درست است که کیفیت کلی گیم پلی بازی در حد خوبی قرار دارد، اما بهنظرم بازی واقعا در پیسینگ و ریتمی که المانهای جدیدش را رو میکند، بد عمل میکند. شما با شوتری مواجه هستید که میتواند بین ۱۵ تا ۲۰ ساعت به طول انجامد، اما یک بازه ۶ تا ۸ ساعته در میانه بازی وجود دارد که بهندرت سلاح، دشمن یا مکانیک جدیدی به تجربه اضافه میشود. این موضوع باعث شد Mouse در این مقطع برایم کسلکننده شود، چرا که مراحل بازی هم در این مدت کارهای خلاقانه و عجیب و غریبی انجام نمیدادند و حتی داستان هم از ریتم افتاده بود. برایم عجیب است که چرا بازی در این مدت انقدر خسته ظاهر میشود، چون در ۶ ساعت پایانی شاهد معرفی المانهای جدید با سرعتی زیاد هستید و حتی سلاحها و مکانیکهایی وجود دارند که فقط در مرحله پایانی بازی استفاده میشوند.
از پیسینگ که بگذریم، بازی برای بالا بردن ارزش خود کارهای اضافهای هم انجام میدهد که در نهایت تاثیر چندانی روی تجربه بازیکن نمیگذارند. برای مثال یک مینیگیم کارتی راجع به بیسبال در بازی وجود دارد که میان مراحل میتوانید بازی کنید. این مینیگیم که تا حدی میخواهد حسی مشابه بازی Gwent در The Witcher 3 را تداعی کند، چندان بد نیست. حتی در طول مراحل میتوانید کارتهای جدیدی بهدست آورید تا با شانس بیشتری به رقابت با حریف بروید. اما مسئله اینجاست که بعد از پیروزی در بیست بازی، به یک جایزه ویژه دست پیدا میکنید و تمام؛ از آن نقطه به بعد نهتنها دیگر هیچ سودی در بازی کردن این مینیگیم وجود ندارد، بلکه حتی ضرر مالی هم دارد. با اینکه این مینیگیم به خودی خود بامزه است و شاید گفتن این جمله کمی ظالمانه باشد، اما فکر میکنم بود و نبود این مینیگیم در نهایت فرقی به حال بازی ایجاد نمیکرد و شاید حتی نبود آن باعث میشد که مدت زمان بازی کمی متعادل شود.
یا برای یک مثال دیگر میتوان به مکانیکهای کارآگاهی بازی اشاره کرد. شما در هر مرحله میتوانید سرنخهایی جمعآوری کنید و هنگامی که به دفتر خود بازمیگردید، میتوانید آنها را روی تخت سرنخهای خود مرتب کنید. اما حقیقتی که وجود دارد این است که شما کوچکترین کار کارآگاهی و بازرسی در این بازی انجام نمیدهید و تمام گیم پلی به ران اند گان خلاصه میشود. حتی تعدادی از مراحل بازی در ابتدا گولتان میزنند که شاید با مرحلهای متفاوت از صرفا تیراندازی مواجه باشید، اما خیر، تمام آنها در نهایت به تیراندازی و درگیری با همان دشمنان همیشگی خلاصه میشوند. نمیدانم این مورد لزوما یک ایراد محسوب میشود یا خیر، چون حتی اگر کوچکترین عمقی در مکانیکهای کارآگاهی بازی وجود نداشته باشد، حداقل وجود آنها شاید کمی به گیم پلی تنوع ببخشد. اما حقیقتا بد نمیشد اگر بازی تلاش بیشتری برای گسترش مکانیکهای کارآگاهی بازی میکرد.
در کل شکی وجود ندارد که Mouse: P.I For Hire اثری ارزشمند و درخور انرژی شماست. ایده بازی آنقدر باحال است که نمیتوان به آن نه گفت و سفر در دنیای بازی با جک پپر چیزیست که میتواند به یادتان بماند. با این حال، این برای من حقیقتی انکارناپذیر است که بازی در بازهای معادل حدودا یک سوم مدت زمانش، برایم تجربهای خستهکننده و یکنواخت بود. از آنجایی که تمام خلاقیتها و ریزهکاریهای بازی در نویسندگی و گرافیکش خلاصه شده و گیم پلی بازی در بهترین حالت پایش را فراتر از «خوب» نمیگذارد، بهنظرم این ایراد حتی بیشتر به چشم میآید. اما در نهایت پیشنهاد میکنم به این بازی یک شانس بدهید.
میخرمش...
علیرغم نکات ضعفش، Mouse تجربهایست که اکثر گیمرها میتوانند دوستش داشته باشند. اگر اهل شوترهای اول شخص هستید، احتمالا خودتان از قبل میدانستید که باید به این بازی یک شانس بدهید.
نمیخرمش...
بازی خارج از داستان و ابعاد هنری خود، هیچ حرف تازهای در گیم پلی برای گفتن ندارد و پایش را فراتر از یک سطح خوب نمیگذارد. اگر انتظار یک بازی با کامبت و گان پلی درجه یک دارید، Mouse شگفتی چندانی برایتان نخواهد داشت.
بازی Mouse P.I. For Hire تنها با نویسندگی طناز و طراحی هنری استادانهاش خود را به یکی از تجربههای بهیادماندنی امسال تبدیل میکند و با گیم پلی خود هم جزو بومر شوترهای باکیفیت بازار قرار میگیرد، اما ای کاش بازی در بازهای معادل حدودا یک سوم از مدت زمانش انقدر یکنواخت نمیشد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
ببخشید اینو میگم ولی
اگر انتظار یک بازی با کامبت و گان پلی درجه یک نیست
درست نیست یا باید میگفتید
اگر انتظار یک بازی با کامبت و گان پلی درجه یک را ندارید
(یا)
اگر انتظارتان یک بازی با کامبت و گان پلی درجه یک نیست
موقع ادیت از دستم در رفته بود. دم شما گرم!
عالی گفتی آقا رایان من خودم خیلی نتونستم زیاد بازیش بکنم و از یک جایی به بعد از بازی نا امید شدم. خیلی هم تلاش کردم تمومش بکنم ولی در آخر دراپش کردم. و با اینکه شاید بعضی ها ناراحت بشن باید بگم بشدت بازی اورریتدی هستش و اصلا به اون شکلی برام تعریف کرده بودن شاهکار و عالی نبود. خسته نباشید این بررسی بازی هم عالی بود.