ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

نقد فیلم Marty Supreme
مقالات فیلم سینمایی

نقد فیلم Marty Supreme

بازگشت خشن جاش سفدی با تیموتی شالامی

آرش بوالحسنی
نوشته شده توسط آرش بوالحسنی تاریخ انتشار: ۷ اسفند ۱۴۰۴ | ۲۰:۰۰

فیلم Marty Supreme تازه‌ترین اثر جاش سفدی با بازی تیموتی شالامی است؛ درامی ورزشی و پرتنش که به دنیای کمتر دیده شده پینگ پنگ حرفه‌ای می رود. در این مقاله، این فیلم را از جنبه داستان، بازیگری، کارگردانی و ارزش تماشا به صورت کامل بررسی می کنیم.

جاش سفدی پس از موفقیت چشمگیر خود در خلق تریلرهای عصبی و پرضربان، این بار با فیلم Marty Supreme بار دیگر به قلمرو شخصیت‌های جاه‌طلب، مضطرب و در آستانه فروپاشی بازگشته است. فیلمی که در نگاه نخست شاید صرفا یک درام ورزشی درباره پینگ پنگ به نظر برسد، اما در واقع ادامه همان جهان آشفته و پرتنشی است که سفدی پیش‌تر در آثارش بنا کرده بود.

Marty Supreme از همان ابتدا تلاش می کند خود را از قالب های رایج فیلم های ورزشی جدا کند. اینجا با داستان قهرمان الهام بخش و مسیر کلاسیک صعود به قله روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با روایتی مواجهیم که بیشتر بر وسواس، فشار روانی، جاه‌طلبی بیمارگونه و بهای موفقیت تمرکز دارد. انتخاب پینگ پنگ حرفه‌ای به عنوان بستر روایت نیز تصمیمی هوشمندانه است، زیرا این ورزش با ریتم سریع، تمرکز شدید و فضای رقابتی فشرده‌اش، بستری مناسب برای سینمای پرتنش سفدی فراهم می کند.

حضور تیموتی شالامی در نقش اصلی، یکی از مهم‌ترین نقاط کنجکاوی برانگیز پروژه است. او که در سال‌های اخیر مسیر حرفه‌ای متنوعی را طی کرده، این بار وارد قلمرویی شده که به نظر می‌رسد نیازمند ترکیبی از شکنندگی روانی و انرژی انفجاری است؛ دو مولفه‌ای که اگر درست اجرا شوند، می‌توانند یکی از متفاوت‌ترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه او را رقم بزنند.

در ادامه نقد فیلم Marty Supreme، این فیلم را از منظر داستان، بازیگری، کارگردانی و نقاط قوت و ضعف به صورت دقیق بررسی خواهیم کرد تا مشخص شود آیا این اثر توانسته به یکی از فیلم‌های شاخص کارنامه جاش سفدی تبدیل شود یا نه.

جاه‌طلبی، خودفروشی و اسطوره شخصی مارتی

بررسی فیلم Marty Supreme

فیلم Marty Supreme در سطح رویی ممکن است داستان یک نابغه پینگ‌پنگ به نظر برسد، اما در لایه عمیق‌تر، فیلم مطالعه‌ای موشکافانه درباره روان‌شناسی جاه‌طلبی آمریکایی است. جاش سفدی به‌جای آنکه مسیر کلاسیک «صعود قهرمان» را روایت کند، شخصیتی را در مرکز قرار می‌دهد که از همان ابتدا خود را برنده می‌داند؛ نه به‌خاطر شواهد بیرونی، بلکه صرفا به‌واسطه ایمان افراطی به افسانه شخصی‌اش.

مارتی ماوزر از نخستین دقایق فیلم، بیشتر شبیه یک فروشنده است تا یک ورزشکار. او مدام در حال عرضه نسخه‌ای اغراق‌شده از خودش به جهان اطراف است؛ چه وقتی مشتری کفش را متقاعد می‌کند، چه زمانی که خانواده‌اش را تحت فشار می‌گذارد و چه وقتی که وارد رقابت‌های بین‌المللی می‌شود. این ویژگی، دقیقا همان چیزی است که فیلم را از یک درام ورزشی معمولی جدا می‌کند.

نکته ظریف اینجاست که فیلم هرگز به‌طور قطعی مشخص نمی‌کند مرز میان باور واقعی و خودفریبی مارتی کجاست. آیا او واقعا نابغه‌ای درک‌نشده است یا صرفا جوانی با توهم عظمت؟ سفدی عمدا پاسخ روشنی نمی‌دهد و همین ابهام، تنش درونی روایت را تغذیه می‌کند.

اجرای تیموتی شالامی: انرژی کنترل‌شده در آستانه انفجار

اگر فیلم مارتی سوپریم کار می‌کند، بیش از هر چیز به‌خاطر اجرای خیره‌کننده تیموتی شالامی است. او شخصیتی خلق می‌کند که هم‌زمان کاریزماتیک، آزاردهنده، بامزه و خطرناک است؛ ترکیبی که به‌سادگی می‌توانست از کنترل خارج شود، اما شالامی آن را با دقتی جراحی‌گونه مهار می‌کند.

بدن شالامی در این فیلم دائما در حالت تنش است: حرکات سریع، مکث‌های کوتاه، و نحوه ادای دیالوگ‌ها که اغلب جلوتر از ریتم طبیعی مکالمه حرکت می‌کند. این انتخاب بازیگری، مارتی را به موجودی تبدیل می‌کند که انگار مغزش همیشه چند قدم جلوتر از جهان بیرون می‌دود. حتی در لحظات آرام‌تر، نوعی بی‌قراری زیرپوستی در او دیده می‌شود که یادآور ضدقهرمان‌های کلاسیک سینمای سفدی است.

بررسی فیلم مارتی سوپریم

از سوی دیگر، فیلم هوشمندانه اجازه می‌دهد وجوه ناخوشایند شخصیت نیز کاملا دیده شوند. مارتی بارها خودخواه، دروغ‌گو و بی‌ملاحظه است، اما شالامی کاری می‌کند که تماشاگر به‌جای طرد کامل او، در یک وضعیت دوگانه گرفتار شود: هم جذبش می‌شویم، هم از او فاصله می‌گیریم. این همان تنش عاطفی پیچیده‌ای است که نقدهای اولیه فیلم نیز بارها بر آن تاکید کرده‌اند.

ریتم عصبی روایت و امضای آشنای سفدی

از نظر فرمی، فیلم Marty Supreme ادامه منطقی مسیر سینمایی سفدی‌هاست، اما با مقیاسی بزرگ‌تر و جاه‌طلبانه‌تر. فیلم با ریتمی پیش می‌رود که عمدا فرساینده طراحی شده؛ سکانس‌ها اغلب روی لبه انفجار حرکت می‌کنند و روایت به‌ندرت به تماشاگر فرصت تنفس کامل می‌دهد.

یکی از هوشمندانه‌ترین انتخاب‌های کارگردانی، استفاده از موسیقی دهه هشتاد برای داستانی در دهه پنجاه است. این ناهمزمانی صوتی، حس «جلوتر بودن از زمان» را که در شخصیت مارتی وجود دارد، تقویت می‌کند. گویی او واقعا در آینده‌ای زندگی می‌کند که دیگران هنوز به آن نرسیده‌اند. موسیقی دنیل لوپاتین نیز با ضربان الکترونیک و ساختار پرحجمش، نه‌فقط همراه تصویر، بلکه در گفت‌وگو با آن عمل می‌کند.

نتیجه، تجربه‌ای است که بیش از آنکه صرفا تماشایی باشد، فیزیولوژیک است؛ فیلم عملا روی سیستم عصبی مخاطب کار می‌کند، درست مانند Uncut Gems، اما با دامنه احساسی گسترده‌تر.

فردگرایی آمریکایی زیر ذره‌بین

در لایه مفهومی، فیلم به‌وضوح در حال گفت‌وگو با اسطوره «رویای آمریکایی» است. مارتی تجسم افراطی این ایده است که اگر به اندازه کافی به خودت ایمان داشته باشی، جهان ناچار می‌شود تسلیم شود. اما روایت به‌تدریج نشان می‌دهد این منطق تا چه اندازه می‌تواند خودویرانگر باشد.

تقابل او با کوتو اندو، فقط یک رقابت ورزشی نیست؛ بلکه برخورد دو جهان‌بینی است. جایی که مارتی بر فردگرایی بی‌مهار تکیه دارد، اندو نماینده انضباط، تمرکز و نوعی فروتنی ساختاری است. فیلم بدون آنکه به دام تقابل‌های گل‌درشت بیفتد، از این دوگانه برای نقد ظریف خودشیفتگی آمریکایی استفاده می‌کند.

در همین مسیر، شکست‌های مارتی اهمیت بیشتری از پیروزی‌هایش پیدا می‌کنند. روایت نشان می‌دهد آنچه واقعا شخصیت را شکل می‌دهد، نه لحظات اوج، بلکه نقاط فروپاشی است.

معماری فیلمنامه: هرج‌ومرجی که منطق درونی دارد

نقد فیلم مارتی سوپریم

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای Marty Supreme فیلمنامه‌ای است که در نگاه اول آشفته و انفجاری به نظر می‌رسد، اما در سطح زیرین از نظمی دقیق پیروی می‌کند. جاش سفدی و رونالد برونستین بار دیگر همان الگوی روایی مورد علاقه خود را به کار گرفته‌اند: قهرمانی که مدام در حال دویدن است، بدهی‌هایی که روی هم تلنبار می‌شوند، و موقعیت‌هایی که مثل دومینو سقوط می‌کنند.

اما تفاوت کلیدی اینجاست که فیلم مارتی سوپریم صرفا بر اضطراب بیرونی بنا نشده؛ بلکه بحران اصلی، درون شخصیت شکل می‌گیرد. هر تصمیم مارتی، حتی وقتی ظاهرا هوشمندانه است، بذر بحران بعدی را می‌کارد. این ساختار زنجیره‌ای باعث می‌شود روایت حالتی مارپیچی پیدا کند: فیلم دائما جلو می‌رود، اما همزمان حس می‌کنیم قهرمان در حال گیر افتادن در تله‌ای است که خودش ساخته.

فیلمنامه هوشمندانه از ارائه انگیزه‌ای ساده برای وسواس مارتی خودداری می‌کند. پاسخ به پرسش «چرا پینگ‌پنگ؟» عمدا مبهم می‌ماند. این حذف آگاهانه، شخصیت را از سطح یک نابغه ورزشی بالاتر می‌برد و او را به نمونه‌ای از انسان مدرن بدل می‌کند که بیش از آنکه دنبال هدفی مشخص باشد، اسیر خودِ میل به برنده شدن است.

از نظر ساختاری، فیلم به‌جای حرکت خطی کلاسیک، بیشتر شبیه یک انباشت تدریجی فشار عمل می‌کند؛ هر سکانس کمی بیشتر پیچ را سفت می‌کند تا جایی که فروپاشی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

جهان پیرامونی مارتی: کاراکترهایی که له می‌شوند اما فراموش نمی‌شوند

یکی از ویژگی‌های برجسته سینمای سفدی، توانایی او در خلق جهان‌های شلوغ اما زنده است؛ و اینجا نیز همین الگو با مقیاسی بزرگ‌تر تکرار می‌شود. Marty Supreme پر از چهره‌هایی است که شاید زمان حضورشان کوتاه باشد، اما اثرشان ماندگار است.

ریچل با بازی اودسا آزیون مهم‌ترین نیروی متعادل‌کننده در برابر انرژی افسارگسیخته مارتی است. او تنها شخصیتی است که می‌تواند با سرعت ذهنی مارتی رقابت کند و همین موضوع رابطه آن‌ها را از کلیشه «دوست‌دختر رنج‌کشیده» جدا می‌کند. حضور او یادآوری مداومی است از مسئولیت‌هایی که مارتی مصرانه نادیده می‌گیرد.

در سوی دیگر، کی استون با بازی گوئینت پالترو نماینده جهانی است که مارتی آرزوی فتح آن را دارد: ستاره‌بودن، دیده‌شدن و ورود به طبقه‌ای که تا پیش از آن دست‌نیافتنی بوده است. رابطه این دو، بیش از آنکه عاشقانه باشد، معامله‌ای روانی است؛ برخورد دو انسان که هرکدام چیزی برای پر کردن خلأ درونی خود می‌خواهند.

حتی شخصیت‌های حاشیه‌ای‌تر، از دوست راننده تاکسی گرفته تا گانگستر خشن، کارکردی فراتر از تزئین دارند. فیلم به‌تدریج نشان می‌دهد «افسانه» مارتی دقیقا روی شانه همین آدم‌ها ساخته می‌شود. این همان جایی است که روایت از ستایش صرف جاه‌طلبی فاصله می‌گیرد و به نقد هزینه انسانی موفقیت نزدیک می‌شود.

زبان بصری و تجربه حسی فیلم

فیلم مارتی سوپریم

از نظر بصری، فیلم یکی از پویاترین آثار کارنامه سفدی است. فیلمبرداری داریوس خنجی با استفاده از قاب‌های متراکم، نورهای موضعی و حرکت‌های بی‌قرار دوربین، ذهن آشفته مارتی را به زبان تصویر ترجمه می‌کند.

لوکیشن‌های فیلم، از محله یهودی‌نشین لوئر ایست ساید تا هتل‌های لوکس لندن و سالن مسابقه توکیو، نه‌فقط پس‌زمینه، بلکه بازتابی از وضعیت روانی قهرمان هستند. هرچه مارتی جلوتر می‌رود، فضاها بزرگ‌تر و در عین حال بی‌ثبات‌تر می‌شوند؛ گویی جهان بیرونی هم‌پای ذهن او از تعادل خارج می‌شود.

نکته مهم دیگر، مدیریت زمان در تدوین است. فیلم عمدا حس «شتاب دائمی» می‌سازد، اما در لحظات کلیدی ناگهان مکث می‌کند، درست همان‌جایی که غرور مارتی ترک برمی‌دارد. این بازی با ریتم، تجربه تماشای فیلم را به چیزی نزدیک به یک سواری عصبی تبدیل می‌کند.

جاه‌طلبی درخشان، اما نه بی‌نقص

اگر Marty Supreme را بدون تعارف بررسی کنیم، با اثری روبه‌رو هستیم که در بهترین لحظاتش خیره‌کننده و در برخی نقاطش عمدا آزاردهنده است. این دوگانگی تصادفی نیست؛ بلکه بخشی از طراحی آگاهانه فیلم است. با این حال، همین رویکرد برای همه مخاطبان به یک اندازه جواب نمی‌دهد.

بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم بدون تردید اجرای تیموتی شالامی است. او نه‌تنها بار احساسی فیلم را به دوش می‌کشد، بلکه ریتم عصبی کل اثر را نیز تنظیم می‌کند. مارتی در دستان شالامی صرفا یک نابغه خودشیفته نیست؛ ترکیبی است از جذابیت، حماقت، جسارت و ناامنی. تماشاگر همزمان می‌خواهد موفقیت او را ببیند و شکستش را. این تعلیق احساسی همان چیزی است که فیلم را زنده نگه می‌دارد.

در سطح کارگردانی، جاش سفدی موفق شده انرژی هرج‌ومرجی آثار قبلی‌اش را به مقیاسی بزرگ‌تر منتقل کند. فیلم دائما در حال حرکت است و به‌ندرت اجازه می‌دهد تنش فروکش کند. استفاده جسورانه از موسیقی دهه هشتاد روی بستر داستانی دهه پنجاه نیز تصمیمی هوشمندانه است که حس «جلوتر بودن از زمان» را برای شخصیت اصلی تقویت می‌کند.

اما فیلم بی‌نقص نیست.

مهم‌ترین چالش فیلم مارتی سوپریم برای بخشی از مخاطبان، فرسایش عمدی است. زمان تقریبا طولانی فیلم و ریتم بی‌امان آن می‌تواند خسته‌کننده شود، به‌خصوص برای کسانی که با سبک اضطراب‌محور سفدی‌ها ارتباط نمی‌گیرند. علاوه بر، فرصت پرداخت عمیق‌تر پیدا نمی‌کنند.

نکته انتقادی دیگر، مرز باریک میان ستایش و نقد جاه‌طلبی است. فیلم هوشمندانه تلاش می‌کند روی این مرز حرکت کند، اما در برخی لحظات ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از حد شیفته انرژی مارتی به نظر برسد؛ هرچند پایان‌بندی تا حد زیادی این برداشت را متعادل می‌کند.

با این حال، حتی ضعف‌های فیلم نیز از دل جاه‌طلبی آن بیرون می‌آید و این معمولا نشانه اثری زنده و جسور است، نه محصولی محافظه‌کار.

جمع‌بندی

در نهایت، Marty Supreme را باید یکی از پرانرژی‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سال دانست؛ فیلمی که در سطح ظاهری درباره پینگ‌پنگ است، اما در لایه عمیق‌تر، کالبدشکافی تب موفقیت در آمریکای پساجنگ محسوب می‌شود.

جاش سفدی در نخستین تجربه مهم مستقل خود نشان می‌دهد که همچنان استاد ساخت تریلرهای اضطراب‌محور است، اما این‌بار جاه‌طلبی احساسی بیشتری وارد کار کرده است. نتیجه، فیلمی است که هم ضربان بالا دارد و هم، در بهترین لحظاتش، عمق عاطفی قابل توجهی پیدا می‌کند.

در مرکز همه چیز، تیموتی شالامی اجرایی ارائه می‌دهد که به‌سختی می‌توان از آن چشم برداشت؛ اجرایی که مرز میان ستاره سینما و بازیگر جدی را بیش از پیش محو می‌کند. اگر مسیر حرفه‌ای او همین‌طور ادامه پیدا کند، فیلم مارتی سوپریم احتمالا به‌عنوان یکی از نقاط عطف کارنامه‌اش به یاد آورده خواهد شد.

این فیلم برای همه ساخته نشده است. اگر از روایت‌های منظم و قهرمانان دوست‌داشتنی انتظار دارید، ممکن است تجربه‌ای فرساینده باشد. اما اگر به سینمای پرریسک، شخصیت‌های وسواسی و روایت‌های پرتنش علاقه دارید، فیلم Marty Suprem» دقیقا همان نوع فیلمی است که ارزش درگیر شدن را دارد.

85
امتیاز ویجیاتو

فیلم Marty Supreme تریلری پرانرژی و عصبی درباره وسواس موفقیت است که با اجرای خیره‌کننده تیموتی شالامی جان می‌گیرد. جاش سفدی با ترکیب ریتم تند، کارگردانی پرتنش و نگاهی انتقادی به رویای آمریکایی، فیلمی جاه‌طلب و بحث‌برانگیز ساخته که هرچند در برخی لحظات فرساینده می‌شود، اما در مجموع تجربه‌ای قدرتمند و ماندگار ارائه می‌دهد.

آرش بوالحسنی
آرش بوالحسنی

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی