۱۰ بازی که اساطیر کهن را با المانهای علمی تخیلی پیوند زدند
از اساطیر شرقی، تا افسانههای اروپایی!
اسطورهشناسی و المانهای علمیتخیلی معمولاً دو قطب متضاد در نظر گرفته میشوند. یکی به گذشته و خدایان نگاه میکند، دیگری به آینده و ماشینها. اما برخی بازیها این مرز را محو کردهاند و نشان دادهاند که خدایان کهن میتوانند روی سختافزار اجرا شوند و داستانهای قدیمی، در واقع روایتهایی از مهندسی پیشرفته باشند. در این بازیها، اسطوره نه فقط یک نام، که اصل و هستهی داستان است. در ویجیاتو، این بار سراغ ۱۰ بازی رفتهایم که اساطیر کهن را با المانهای علمی تخیلی پیوند زدند. همراه ما باشید.
The Talos Principle

استودیوی Croteam با خلق مجموعهی The Talos Principle، نامی اسطورهای را بر ماشینی نهاد که خود الهامبخش یک اسطورهی دیگر است. تالوس، غول برنزی اساطیر یونان، برای محافظت از جزیرهی کرت ساخته شد و بازیکن در این بازی، در نقش همان غول، یعنی یک ربات، ظاهر میشود. در نسخهی دوم، داستان در شهر رباتی نیو اورشلیم جریان دارد، جایی که نسل بشر منقرض شده و بازماندگان رباتی دربارهی ارزش کنجکاوی و بهای آن به گفتوگو نشستهاند.
این بازی با معمایهای عمیق خود، بستری برای تأمل در مفاهیمی چون ایمان، فناوری و سرنوشت بشر فراهم میکند. عنوان The Talos Principle، اشارهای است به اسطورهی تالوس و مفهوم «خدای خروج از ماشین»؛ مفهومی که در آن، راهحلی غیرمنتظره از دل سختافزار بیرون میآید. این اثر، اسطورهشناسی را با فلسفه و فناوری در هم میآمیزد و بازیکن را به چالش میکشد تا دربارهی ماهیت انسانبودن، در قالبی علمی-تخیلی، بیندیشد.
Soul Hackers 2

در Soul Hackers 2، خدایی که محور داستان است در زمرهی اهریمنان قرار نمیگیرد. Aion، یک هوش مصنوعی است که از انباشت دادهها در شبکه شکل گرفته و به این نتیجه میرسد که جهان در آستانهی نابودی است. برای جلوگیری از این فاجعه، دو عامل به نامهای رینگو و فیگ را به جهان میفرستد. رینگو قادر است با نفوذ به روح مردگان، آنها را به زندگی بازگرداند و بازیکن در یک جهان سایبرپانک ژاپنی، او را در این مسیر همراهی میکند.
ساختار گیمپلی بازی بر پایهی شیوهی کلاسیک Devil Summoner شکل گرفته، جایی که خدایانی از فرهنگهای گوناگون احضار و در نبردها به کار گرفته میشوند. نام این هوش مصنوعی از یک آیین عرفانی الهام گرفته شده و فضایی علمی-تخیلی، نوآر و سرشار از عناصر فراطبیعی را پدید آورده است. Soul Hackers 2 بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک هوش مصنوعی میتواند در دنیای مدرن، نقشی را ایفا کند که روزگاری در انحصار خدایان باستانی بود.
Zone of the Enders: The 2nd Runner

Zone of the Enders: The 2nd Runner، ساختهی هیدئو کوجیما، یک بازی مِکا است که در آن دو فریم مداری به نامهای جیهوتی و آنوبیس، برگرفته از اساطیر مصر باستان، نقش محوری دارند. آنوبیس، خدای وزنکردن قلب مردگان، و جیهوتی که در واقع توث، خدای خرد و ثبتکنندهی حکم نهایی است، در این بازی بهعنوان دو ربات غولپیکر در جنگهای فضایی ظاهر میشوند. تمامی روایت بازی حول این دو عملکرد اساطیری میچرخد و شخصیتها در میان قمرهای مشتری، با سرعتی سرسامآور به نبرد میپردازند.
این مجموعه در جهان علمی-تخیلی اواخر قرن ۲۲ جریان دارد و داستان استعمار مریخ و مستعمرات فضایی را روایت میکند. دو فریم مداری جیهوتی و آنوبیس، کلیدهای یک ابرسلاح به نام اومان هستند و اسطورهشناسی مصر را با فناوری فضایی پیوند میدهند. Zone of the Enders یکی از نابترین نمونههای تلفیق اسطوره و علم در تاریخ بازیهای ویدیویی است.
Asura's Wrath

Asura's Wrath یکی از درخشانترین و حماسیترین نمونههای تلفیق اساطیر کهن با عناصر علمی-تخیلی است. در این بازی، انرژی مانترا که منبع قدرت خدایان شینکوکو است، از روح انسانها استخراج میشود و همین تصمیم طراحی، یک جهانبینی عمیقاً مذهبی را به یک صنعت استخراج با زنجیرهی تأمین تبدیل میکند. بازیکن در نقش آسورا، یکی از هشت ژنرال محافظ، قرار میگیرد که پس از خیانت به او و ربودن دخترش، با مشتهای برهنهاش راه خود را به آسمان باز میکند و با کشتیهای جنگی به اندازهی ماه، به نبرد میپردازد.
ساختار روایی بازی، که به شکل یک مجموعهی انیمه با قسمتها و صحنههای حماسی طراحی شده، از بودیسم و هندوئیسم الهام گرفته است. Asura's Wrath بهخوبی نشان میدهد که چگونه خدایان باستانی میتوانند در دل جنگی کیهانی، با کشتیهای فضایی و سلاحهای پیشرفته، ظاهر شوند؛ بیآنکه ریشههای اساطیری خود را از دست بدهند.
Enslaved: Odyssey to the West

Enslaved: Odyssey to the West یکی از هوشمندانهترین اقتباسهای اسطورهای در تاریخ بازیهای ویدیویی است. این اثر، داستان کلاسیک چینی «سفر به غرب» را به جهانی پساآخرالزمانی منتقل میکند که در آن، طبیعت دوباره شهرهای ویرانشده را در خود فرو برده است. بازیکن در نقش مونکی، مردی خشن و سرکش، و تریپ، زنی جوان و باهوش که او را با یک هدبند انفجاری کنترل میکند، به سفری در میان خرابههای آمریکا میرود. افسانههای کهن در این بازی، با زبانی علمی-تخیلی بازآفرینی شدهاند: ابر سون ووکونگ به یک صفحهی شناور تبدیل شده و تاج طلایی او به هدبندی الکتریکی که به ضربان قلب تریپ متصل است.
طراحی استودیوی نیا تئوری، با همکاری اندی سرکیس و الکس گارلند، اسطوره را به عناصری ملموس و کاربردی در یک جهان علمی-تخیلی بدل کرده است. رباتهای جنگی، جنگلهایی که آسمانخراشهای نیویورک را در خود پنهان کردهاند و مبارزات سریع و نفسگیر با چوبدستی، همگی در فضایی رقم میخورند که در آن، روایتهای دیرین با فناوریهای آینده گره خوردهاند. این بازی یکی از درخشانترین نمونههای اقتباس اسطورهای در قالبی مدرن و علمی-تخیلی است.
Assassin's Creed Odyssey

Assassin's Creed Odyssey پاسخی بدیع به یکی از پرسشهای بنیادین اساطیر یونان ارائه میدهد: خدایان المپ از کجا آمدهاند؟ در این روایت، آنها یک تمدن پیشین با مهندسی پیشرفته هستند. بستهی الحاقی Fate of Atlantis، کاساندرا را به الیسیوم و جهان زیرین میبرد و این دو را بهعنوان محیطهایی ساختگی توسط ایسو به تصویر میکشد که با نامهایی چون پرسفون و هادس اداره میشوند. پوزئیدون نیز آتلانتیس را بهعنوان یک آزمایش حکومتی مدیریت میکند که از کنترل او خارج میشود و عصای هرمس تریسمگیستوس، در این روایت، یک باتری ضدپیری است.
در پایان این ماجرا، پانتئون یونانی به یک ساختار مدیریتی شبیه میشود که کنترل تأسیسات خود را از دست داده است. این نگاه، که اسطوره را بهعنوان یک روایت علمی-تخیلی بازتعریف میکند، برداشتی تاریکتر و در عین حال جذابتر از اسطورهشناسی کلاسیک ارائه میدهد.
Prey

بازی Prey با استفاده از نامهایی اساطیری، داستانی علمی-تخیلی و روانشناختی را روایت میکند. تالوس، غول برنزی که برای گشتزنی در سواحل ساخته شده بود، و تایفون، کوچکترین فرزند گایا و پدر همهی هیولاها، نامهایی هستند که در این بازی بهکار رفتهاند. بازیکن به ایستگاه فضایی تالوس ۱ سفر میکند که توسط تایفونهای تغییرشکلدهنده تسخیر شده است؛ موجوداتی که هویت و حقیقت را به چالش میکشند. شخصیت اصلی نیز بارها پاک و نصب شده و این سوال را پیش میکشد که آیا او یک انسان است یا یک ماشین.
آرکین با این نامگذاری هوشمندانه، اسطورهشناسی را به بخشی جداییناپذیر از داستان و فضاسازی بازی تبدیل کرده است. Prey نشان میدهد که اسطورهها میتوانند در قالبی علمی-تخیلی و روانشناختی، به عنصری محوری در روایت بدل شوند و لایههای پنهان داستان را آشکار کنند.
Final Fantasy VIII

بازی دوست داشتتی و جذاب Final Fantasy VIII یکی از بازیهای این مجموعه است که اساطیر کهن را با المانهای علمی-تخیلی پیوند میزند. داستان بازی دربارهی گروهی از دانشآموزان یک مدرسهی نظامی است که برای جلوگیری از یک جادوگر قدرتمند، به سفر در زمان و مکان میپردازند. نام قهرمان بازی، اسکال، به یک سلاح وایکینگی اشاره دارد که در اساطیر اسکاندیناوی، یکی از قدرتمندترین و مرگبارترین سلاحها محسوب میشود.
بازی Final Fantasy VIII با ترکیب جادو، موجودات فراطبیعی، ماشینهای جنگی و سفر در زمان، فضایی منحصربهفرد خلق کرده است که در آن اساطیر کهن و فناوری آینده در هم میآمیزند. این بازی نشان میدهد که حتی در یک جهان فانتزی و علمی-تخیلی، اسطورهها میتوانند نقش کلیدی در شکلدهی به داستان و شخصیتها داشته باشند و به روایت، عمقی فراتر از یک ماجراجویی ساده ببخشند.
Kid Icarus: Uprising

Kid Icarus: Uprising یکی از عجیبترین و در عین حال خلاقانهترین نمونههای تلفیق اساطیر یونان با علمتخیلی است. در این بازی، پیت نمیتواند به تنهایی پرواز کند و پالوتنا تنها برای مدت کوتاهی به او این توانایی را میدهد؛ یعنی کمک الهی در اینجا بهعنوان یک زمان خنککننده (Cooldown) پیادهسازی شده است. داستان با روایتی استاندارد از اساطیر یونان آغاز میشود، اما ناگهان یک کلنی بیگانه به نام آوروم وارد روایت میشود و پانتئون یونانی با تهدیدی روبرو میشود که اسطورههایشان واژهای برای توصیف آن ندارند.
علاوه بر این، دینتوس، خدای آهنگری، در این بازی نقش یک تولیدکنندهی آیتمهای تصادفی را ایفا میکند که خود به نوعی پارودی از سیستمهای جایزهدهی در بازیهای امروزی است. Kid Icarus: Uprising با رویکردی طنزآمیز و خلاقانه، اساطیر یونان را به دنیای علمی-تخیلی پیوند زده و یکی از مفرحترین و بهیادماندنیترین آثار این سبک را خلق کرده است.
Deus Ex

Deus Ex از دو هوش مصنوعی به نامهای دایدالوس و ایکاروس برای پیشبرد روایت خود استفاده میکند. دایدالوس، معمار هزارتو، و ایکاروس، ساختهشده برای شکار او، در نهایت با هم ترکیب میشوند و موجودی به نام هلیوس را پدید میآورند؛ نامی که به خورشیدی اشاره دارد که در اسطوره، ایکاروس را به کام مرگ کشاند. این اسطورهی کلاسیک دربارهی غرور و سرکشی، در اینجا توسط نرمافزار بازآفرینی میشود، بیآنکه حتی یک بار به منبع اصلی خود اشاره کند.
عنوان بازی، Deus Ex، نیز به مفهوم «خدای خروج از ماشین» اشاره دارد؛ جایی که راهحلی غیرمنتظره از دل ماشینها بیرون میآید. سالها پس از انتشار، انتخابهای پایانی این بازی همچنان از بسیاری از پایانهای مدرن عمیقتر و تأملبرانگیزتر است. Deus Ex اسطورهشناسی را با سایبرپانک و تئوریهای توطئه در هم میآمیزد و یکی از ماندگارترین آثار این ژانر را خلق میکند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.