ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

مه دوباره غلیظ می‌شود؛ رستاخیز سایلنت هیل در دستان کونامی
مقالات بازی

مه دوباره غلیظ می‌شود؛ رستاخیز سایلنت هیل در دستان کونامی

روزی روزگاری، صدای خش‌خش یک رادیوی جیبی و آژیر ممتدی که خبر از تغییر دنیای فیزیکی می‌داد، برای به لرزه درآوردن اندام هر گیمری کافی بود. سایلنت هیل تنها یک نام در صنعت بازی‌ها نبود؛ ...

آتنا حسینی
نوشته شده توسط آتنا حسینی تاریخ انتشار: 2 مهر 1405 | 22:00

روزی روزگاری، صدای خش‌خش یک رادیوی جیبی و آژیر ممتدی که خبر از تغییر دنیای فیزیکی می‌داد، برای به لرزه درآوردن اندام هر گیمری کافی بود. سایلنت هیل تنها یک نام در صنعت بازی‌ها نبود؛ بلکه یک مکتب هنری در ژانر وحشت روان‌شناختی به شمار می‌رفت. اما پس از انحلال Team Silent و عرضه‌ نسخه‌های غربی ناامیدکننده، و در نهایت لغو فاجعه‌بار پروژه‌ .Silent Hills P.T به دست هیدئو کوجیما، به نظر می‌رسید مه غلیظ این شهر برای همیشه پراکنده شده است. کونامی به سمت ماشین‌های پاچینکو و بازی‌های موبایلی رفت و طرفداران، عزادار فرنچایزی شدند که به دست خالقانش کشته شده بود. با این حال، صنعت گیم همیشه آبستن شگفتی‌هاست. کونامی پس از سال‌ها سکوت مطلق، با یک استراتژی کاملا جدید و معرفی چندین پروژه، از جمله دو بازی به‌شدت نوآورانه و متفاوت یعنی Silent Hill f و Silent Hill: Townfall، بازگشتی شکوهمندانه را رقم زد. این بازگشت یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه نتیجه‌ تغییر نگرش بنیادین در اتاق‌فکرهای کونامی است.

تغییر پارادایم کونامی

بزرگ‌ترین مشکل کونامی در دهه‌ گذشته، تلاش برای کنترل صفر تا صد توسعه‌ی بازی‌ها در داخل شرکت یا سپردن آن‌ها به استودیوهای غربی ارزان‌قیمت و بی‌تجربه (مانند اتفاقی که برای نسخه‌های Downpour و Homecoming افتاد) بود. کونامی در آن دوران درک نکرده بود که ساخت وحشت روان‌شناختی، نیازمند ظرافت، داستان‌سرایی لایه‌لایه و درک عمیق از تروماهای انسانی است.

نقطه عطف بازگشت سایلنت هیل به دوران اوج، زمانی رقم خورد که کونامی به یک بلوغ تجاری رسید:

ما آی‌پی را داریم، اما برای ساخت شاهکار، به متخصصان این ژانر نیاز داریم.

کونامی به جای اینکه تمام تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد بگذارد، اکوسیستمی از توسعه‌دهندگان مختلف را ایجاد کرد. آن‌ها متوجه شدند که سایلنت هیل فقط یک شهر در آمریکا نیست، بلکه یک مفهوم است که می‌تواند توسط ذهن‌های خلاق متفاوت تفسیر شود. این برون‌سپاری هوشمندانه و نظارت‌شده، کلید طلایی خروج از بحران بود. کونامی با انتخاب شرکای تجاری، نشان داد که سرانجام صدای طرفداران را شنیده است.

سایلنت هیل تاون‌فال؛ پیوند با پادشاهان بازی‌های مستقل

یکی از درخشان‌ترین تصمیمات کونامی در این دوره، همکاری با ناشر خوش‌نام و آوانگارد Annapurna Interactive و استودیوی خلاق No Code برای ساخت Silent Hill: Townfall بود. برای درک عظمت این تصمیم، باید به کارنامه‌ استودیوی No Code نگاه کنیم؛ خالقان شاهکارهایی نظیر Stories Untold و Observation. این استودیو استاد بلامنازع روایت‌های مینیمال، اتمسفریک و ایجاد وحشت از طریق رابط کاربری و تکنولوژی‌های آنالوگ است.

عنوان Townfall قرار نیست یک کپی اکشن از رزیدنت ایول باشد. تیزر کوتاه این بازی، با تصاویر مبهم در یک تلویزیون جیبی CRT و دیالوگ‌های مرموز (تو برای تنبیه شدن اینجایی)، مستقیما به ریشه‌های روان‌شناختی سایلنت هیل ادای احترام می‌کند. موفقیت این ایده در این است که کونامی پذیرفته برای ترساندن مخاطب مدرن، لزوما به گرافیک‌های پرزرق‌وبرق و بودجه‌های ۳۰۰ میلیون دلاری نیاز نیست. گاهی اوقات، یک پازل روانی پیچیده در فضایی کلاستروفوبیک (تنگنا هراسی)، بسیار وحشتناک‌تر از مبارزه با ده‌ها هیولای بی‌شکل است. Townfall وظیفه دارد آن بخش از طرفداران هاردکور سایلنت هیل را که به دنبال نمادگرایی، داستان‌گویی محیطی و رازهای عمیق و تاریک هستند، سیراب کند. این بازی ثابت می‌کند که کونامی به زیرشاخه‌ وحشت مستقل و هنری اعتماد کرده و می‌داند که روح سایلنت هیل دقیقا در همین فضاهای محدود و خفه‌کننده زنده می‌ماند.

سایلنت هیل اف؛ تولد دوباره در سرزمین آفتاب تابان

اگر Townfall بازگشت به ریشه‌های روان‌شناختی باشد، Silent Hill f یک انفجار خلاقانه و شجاعانه‌ترین قدم کونامی در دو دهه‌ اخیر است. بزرگ‌ترین جسارت کونامی در این پروژه، خارج کردن بازی از مرزهای ایالات متحده و بردن آن به ژاپن دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی است. سال‌ها بود که این فرنچایز در چرخه‌ تکراری شهری مه‌آلود در آمریکا، فرقه‌ای مذهبی و گناهان گذشته گرفتار شده بود.

تریلر Silent Hill f تمام معادلات بصری و روایی این سری را بر هم زد. به جای زنگ‌زدگی، خون و دیوارهای پوسیده و تاریک، ما با تصاویری به‌شدت زیبا اما در عین حال مشمئزکننده از رشد گل‌های لیکوریس (گل‌های عنکبوتی قرمز که در فرهنگ ژاپن نماد مرگ و وداع هستند) روی بدن انسان‌ها مواجه شدیم. این تضاد میان زیبایی بصری و وحشت بادی‌هارر، نشان‌دهنده‌ی یک بلوغ هنری بی‌نظیر است.

اما گیلاس رو کیک این پروژه، انتخاب نویسنده‌ آن است؛ ریوکیشی ۰۷. او خالق رمان‌های بصری و شاهکارهای وحشت روان‌شناختی ژاپنی مانند Higurashi When They Cry است. ریوکیشی استاد مطلق ترکیب کردن درام‌های انسانی، معصومیت‌های از دست‌رفته، قتل‌های رازآلود و وحشت کیهانی است. استخدام او به این معناست که کونامی تصمیم گرفته به جای تقلید از وحشت غربی، به سراغ ریشه‌های عمیق وحشت ژاپنی برود. Silent Hill f نشان می‌دهد که مفهوم سایلنت هیل می‌تواند یک پدیده‌ مسری و فراتر از مکان جغرافیایی باشد؛ یک نفرین که تروماهای فرهنگی و شخصی را در هر نقطه‌ای از جهان به هیولاهای فیزیکی تبدیل می‌کند.

رهایی از زندان و تکرار گذشته

برای سال‌ها، کونامی در تله‌ موفقیت بی‌نظیر Silent Hill 2 گیر افتاده بود. استودیوهای مختلف سعی می‌کردند با چپاندن کاراکتر معروف Pyramid Head یا پرستارهای بدون صورت در بازی‌های خود، نوستالژی گیمرها را تحریک کنند؛ غافل از اینکه این نمادها منحصرا تجلی گناهان و ذهن آشفته‌ شخصیت جیمز ساندرلند بودند و حضورشان در داستان‌های دیگر کاملا بی‌معنی و توهین‌آمیز بود.

اهمیت Townfall و f دقیقا در همین استقلال و رهایی نهفته است. کونامی با این پروژه‌ها به توسعه‌دهندگان آزادی عمل داده است تا هیولاهای خودشان را خلق کنند؛ هیولاهایی که بازتاب‌دهنده‌ آسیب‌های روانی، فرهنگی و داستان‌های کاملا جدید هستند. این نشان می‌دهد که مدیران کونامی بالاخره به ذات و جوهره‌ اصلی سایلنت هیل پی برده‌اند، سایلنت هیل یک بازی درباره‌ هیولاها نیست، بلکه یک آینه است که تاریک‌ترین زوایای روح شخصیت‌ها را به آن‌ها نشان می‌دهد.

احیای اعتماد و ساخت یک جهان به‌هم‌پیوسته

بازگرداندن یک فرنچایز مرده، تنها با معرفی یک بازی خوب ممکن نیست؛ بلکه نیازمند ساخت یک موج رسانه‌ای و جلب اعتماد از دست‌رفته است. استراتژی کونامی به شکل بی‌نقصی طراحی شده بود. آن‌ها ابتدا با معرفی ریمیک Silent Hill 2 (توسط بلوبر تیم)، پایگاه طرفداران سنتی و جریان اصلی را هدف قرار دادند تا یک لنگرگاه امن تجاری برای خود بسازند. سپس با معرفی Townfall به طرفداران سبک مستقل و اتمسفریک چراغ سبز نشان دادند و در نهایت با Silent Hill f، عاشقان وحشت ژاپنی و داستان‌های عمیق و آوانگارد را میخکوب کردند.

این رویکرد سه‌جانبه (ریمیک برای نوستالژی، Townfall و f برای نوآوری و وحشت مدرن شرقی)، یک کمربند ایمنی محکم برای فرنچایز ایجاد کرده است. اگر یکی از این عناوین نتواند انتظارات را برآورده کند، دو عنوان دیگر با سبک و سیاق کاملا متفاوت آماده‌ی دفاع از نام سایلنت هیل هستند. این تنوع در ژانر و لحن، از خستگی مخاطب جلوگیری کرده و نشان‌دهنده‌ یک مدیریت ریسک هوشمندانه است.

عبور از مه و رسیدن به رستگاری

بازگشت بازی‌های سایلنت هیل به شرایط ایده آل، درس بزرگی برای تمام صنعت ویدیوگیم است. کونامی ثابت کرد که هیچ فرنچایزی، هر چقدر هم که آسیب دیده باشد، کاملا مرده نیست؛ به شرطی که مالکان آن حاضر باشند غرور خود را کنار بگذارند، به استعدادهای خارج از دایره‌ امن خود اعتماد کنند و از ریسک کردن در طراحی هنری و روایی نترسند.

بازی‌های Silent Hill f و Silent Hill: Townfall صرفا دو عنوان جدید در یک لیست بلندبالا نیستند؛ آن‌ها بیانیه‌ استقلال و تولد دوباره‌ یک مکتب فکری‌اند. کونامی با عبور از سایه‌ی سنگین لغو P.T. و گرفتن تصمیمات جسورانه در انتخاب تیم‌های توسعه، نه‌تنها اعتماد از دست‌رفته‌ی گیمرها را بازسازی کرد، بلکه نشان داد که ژانر وحشت روان‌شناختی همچنان پتانسیل‌های کشف‌نشده‌ بی‌شماری دارد. اگر این عناوین بتوانند وعده‌هایی که در نمایش‌های خود داده‌اند را عملی کنند، می‌توان با قاطعیت گفت که پادشاه تاریکی و وحشت، رسما به تخت سلطنت خود بازگشته است و این بار، مه غلیظ سایلنت هیل، نه نمادی از پایان و ناامیدی، بلکه نویدبخش طلوعی خونین و باشکوه در صنعت بازی‌ها است.

آتنا حسینی
آتنا حسینی

تقریباً از زمانی که یادم میاد، وقتی بچه بودم من‌رو همیشه پای کنسول و کامپیوتر پیدا می‌کردن، از همون زمان عاشق بازی‌های Open World و شوتر بودم و رفته رفته با بازی‌هایی که خط داستانی عمیقی داشتن، ارتباط برقرار کردم. گیمر بودن من و علاقه‌ام به دنیای گیم همه به کمک پدرم شکل گرفت و با وجود مخالفت‌های شدید مامانم، پدرم همیشه من‌رو به این سمت سوق می‌داد. از علایق دیگه‌ام می‌تونم به دیدن فیلم و سریال مخصوصاً ژانر رازآلود و روانشناسی اشاره کنم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی