زمین خاکی دیگر برای ورزشهای الکترونیک ایران کافی نیست
طلای ناگویا و یک هشدار برای آینده
طلای حسن پاجانی و ابوالفضل آقایینسب در بازیهای آسیایی ناگویا را نمیشود فقط در قاب یک مدال طلا دید. این مدال، در کنار افتخار ورزشی، یک سوال جدی را هم مقابل مسئولان ورزش ایران میگذارد: وقتی بازیکنان ایرانی میتوانند در یکی از مهمترین رقابتهای قارهای قهرمان شوند، چرا ساختاری که باید از این ورزشکاران حمایت کند هنوز تا این اندازه عقبتر از خود بازیکنان حرکت میکند؟
سالهاست ورزشهای الکترونیک در ایران میان عنوان «پلیاستیشن بازیکردن» و «ورزش حرفهای» معلق مانده است. بازیکن باید با اینترنت بیکیفیت، سختی تهیه تجهیزات، محدودیتهای دسترسی و نبود یک مسیر حرفهای روشن کنار بیاید و در نهایت، وقتی روی سکوی قهرمانی میایستد، برخی تازه به یاد میآورند که شاید باید این حوزه را جدی گرفت.
مسئله فقط یک مدال نیست. ناگویا نشان داد که سرمایه انسانی این ورزش در ایران وجود دارد. چیزی که کمبودش را نمیتوان بهانه کرد. مسئله این است که آیا قرار است این طلا هم مثل بسیاری از موفقیتهای مقطعی، فقط چند روز تیتر رسانهها باشد و بعد همهچیز به روال سابق برگردد، یا قرار است بالاخره زیرساختی ساخته شود که قهرمانی در آسیا را از یک اتفاق به یک مسیر حرفهای و پایدار تبدیل کند؟
ما دیگر نمیتوانیم از ورزشهای الکترونیک با منطق «زمین خاکی» صحبت کنیم و انتظار داشته باشیم بازیکن ایرانی در سطح جهانی رقابت کند. زمین بازی عوض شده؛ سوال اینجاست که چه زمانی قرار است مسئولان هم این تغییر را بپذیرند؟
از زمین خاکی باید عبور کنیم
ورزشهای الکترونیک ایران سالهاست با کمبود همین زیرساختها دستوپنجه نرم میکند. شاید بهترین تصویر از این وضعیت را بتوان در صحبتهای خود پاجانی دید. او پس از بازگشت از ناگویا گفت حدود یک سال و نیم است در ایران زندگی نمیکند و در جاکارتا مستقر شده؛ یکی از دلایلی که برای این تصمیم مطرح کرد، بهتر بودن اینترنت و راحتتر بودن شرایط بازی در اندونزی بود.
این موضوع را باید جدی گرفت. وقتی قهرمان یک کشور برای بهتر تمرین کردن و رقابت کردن به کشوری دیگر میرود، مسئله دیگر فقط استعداد بازیکن نیست. مسئله محیطی است که برای رشد آن استعداد ساختهایم.
سالهاست درباره استعداد بازیکنان ایرانی در بازیهای ویدیویی صحبت میکنیم. نامهای زیادی در رشتههای مختلف داشتهایم؛ از نوید برهانی که در FIFA قهرمان ESWC شد، تا شهریار شاکی که در Warcraft و StarCraft در سطح بینالمللی رقابت کرد و بعدها در مسابقات جهانی نیز حضور داشت. در Dota 2 نیز بازیکنانی مانند امیر محبوبی سابقه حضور در رقابتهای حرفهای داشتهاند.
اما مسئله اینجاست که این استعدادها نباید هر بار به شکل یک استثنا ظاهر شوند و بعد دوباره در همان شرایط قبلی رها شوند.
اینترنت کفش ورزشی بازیکن است
در ورزشهای سنتی، وقتی از زیرساخت حرف میزنیم، از زمین، سالن، تجهیزات، مربی، امکانات پزشکی و محل تمرین صحبت میکنیم. در ورزشهای الکترونیک، اینترنت و تجهیزات سختافزاری هم بخشی از همین زیرساخت هستند.
پینگ نامناسب، قطعی اینترنت، محدودیت دسترسی به سرورها، دشواری برگزاری مسابقات آنلاین، قیمت بالای سختافزار و نبود فضای استاندارد برای تمرین، مستقیماً روی عملکرد بازیکن اثر میگذارند.
حتی شهریار شاکی سالها قبل، زمانی که در سطح بالای Warcraft و StarCraft رقابت میکرد، از مشکلات اینترنت بهعنوان یکی از موانع فعالیت حرفهای خود گفته بود. حالا سالها گذشته و این مسئله همچنان یکی از موضوعات مهم برای بازیکنان حرفهای ایرانی است.
این یعنی مشکل فقط متعلق به نسل قبلی نیست. اگر قرار است ایران در ورزشهای الکترونیک به یک کشور مدعی تبدیل شود، باید از مرحله «استعداد داریم» عبور کنیم و به مرحله «سیستم پرورش استعداد داریم» برسیم.
دنیا دیگر به گیمرها مثل گذشته نگاه نمیکند
نگاه جهان به بازیهای ویدیویی هم تغییر کرده است. ورزشهای الکترونیک دیگر یک پدیده حاشیهای نیستند که صرفاً در نمایشگاهها یا رویدادهای تجاری دیده شوند. در بازیهای آسیایی، ورزشهای الکترونیک به مدال رسمی تبدیل شدهاند و در ناگویا ۱۱ رویداد مدالآور در این حوزه برگزار میشود.
حتی جنبش المپیک نیز در سالهای اخیر بهدنبال ایجاد یک مسیر رسمی برای ورزشهای الکترونیک بوده است. کمیته بینالمللی المپیک در سال ۲۰۲۳ از برنامه ایجاد Olympic Esports Games خبر داد. البته برنامه اولیه همکاری با عربستان در سال ۲۰۲۵ متوقف شد و IOC اعلام کرد مدل جدیدی برای این رویداد دنبال خواهد کرد؛ بنابراین حضور esports در قالب Olympic Esports Games یک پروژه در حال توسعه است، نه مسابقهای که زمان برگزاری آن در شرایط فعلی قطعی شده باشد.
این تغییر نگاه جهانی، برای ایران هم یک پیام دارد: اگر قرار است در سالهای آینده در این حوزه حرفی برای گفتن داشته باشیم، زمان مناسب برای ساختن زیرساختها همین حالاست؛ نه زمانی که مسابقات بزرگ از راه برسند.
طلای ناگویا باید نقطه شروع باشد
مشکل ورزشهای الکترونیک ایران کمبود استعداد نیست. مشکل، سیستمی است که هنوز برای پرورش و حفظ این استعدادها ساخته نشده است. بازیکن حرفهای به آکادمی، مربی، مسابقات منظم داخلی، تجهیزات، اسپانسر، امکان اعزام و از همه مهمتر اینترنت پایدار و دسترسی مناسب به سرورهای بازی نیاز دارد. اینها امکانات جانبی نیستند؛ بخشی از زیرساخت این ورزشاند.
در چنین شرایطی، اینکه یک بازیکن ایرانی بتواند در سطح آسیا قهرمان شود، بیش از آنکه نشاندهنده کامل بودن مسیر باشد، ظرفیت بالای بازیکنان ایرانی را نشان میدهد. پاجانی و آقایینسب طلا گرفتهاند، اما نباید اجازه داد این موفقیت صرفاً به یک قاب افتخارآمیز و چند روز خبر تبدیل شود. اگر قرار است این مدال معنایی فراتر از یک موفقیت مقطعی داشته باشد، باید بهانهای برای ساختن همان زیرساختی شود که سالهاست جای خالیاش در ورزشهای الکترونیک ایران دیده میشود.
در حالی که ورزشهای الکترونیک هر روز بیشتر به سمت ساختار حرفهای و حضور در رویدادهای بزرگ بینالمللی حرکت میکند، بعید است کشورهای منطقه و قدرتهای آسیایی منتظر بمانند تا این رقابتها جدیتر شوند و بعد برای آن برنامهریزی کنند. احتمالاً بسیاری از آنها از همین حالا در حال سرمایهگذاری روی بازیکن، آکادمی، زیرساخت، مربی و تیمهای ملی خود هستند تا برای رقابتهای بزرگ سالهای آینده آماده باشند.
ایران اگر نخواهد در این رقابت عقب بماند، نمیتواند منتظر مدال بعدی بماند تا دوباره چند روزی درباره ورزشهای الکترونیک صحبت کنیم. باید از همین امروز برای سالهای آینده برنامه داشته باشیم؛ برای رقابتهای آسیایی، تورنمنتهای جهانی و هر جایگاهی که ورزشهای الکترونیک در ساختار رویدادهای بزرگ بینالمللی، از جمله مسیر المپیک، در سالهای آینده پیدا خواهد کرد.
اگر قرار است ورزشهای الکترونیک ایران از چند موفقیت فردی عبور کند و به یک جریان حرفهای تبدیل شود، باید از منطق بازیکن مستعد عبور کنیم و به فکر ساختن «اکوسیستم» باشیم. قهرمانی در ناگویا شاید جدیترین بهانهای باشد که برای شروع این مسیر در اختیار داریم.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.