۶ بازی نقشآفرینی که به معنای واقعی کلمه یک فاجعه بودند
بازیهایی که خیلی زود به دست فراموشی سپرده شدند
صنعت بازیهای ویدیویی با موفقیتهای بزرگ و شکستهای بزرگ عجین شده است. هر از گاهی، پروژههایی با بودجههای کلان، تیمهای مجرب و انتظارات آسمانی پا به عرصه میگذارند، اما به دلایل مختلفی مانند تغییرات مدیریتی، عدم انسجام تیم توسعه، مشکلات فنی و طراحیهای اشتباه، به فاجعههایی تمامعیار تبدیل میشوند. این بازیها نه تنها میلیونها دلار هزینه به بار میآورند، بلکه اعتبار استودیوهای سازنده را نیز خدشهدار میکنند و نامشان برای همیشه با شکست گره میخورد. در ویجیاتو، این بار سراغ شش بازی نقشآفرینی رفتهایم که به معنای واقعی کلمه یک فاجعه بودند. همراه ما باشید.
Skull and Bones

بازی Skull and Bones که توسط یوبیسافت ساخته شده، یکی از طولانیترین و پرحاشیهترین فرآیندهای توسعه را در تاریخ صنعت بازی پشت سر گذاشت. این بازی که ابتدا به عنوان یک اسپینآف از Assassin's Creed IV: Black Flag برنامهریزی شده بود، بیش از هفت سال در دست توسعه بود و شش بار به تعویق افتاد. یوبیسافت با جاهطلبی تمام، این بازی را به عنوان اولین بازی «AAAA» تاریخ معرفی کرد، اما پس از انتشار در سال ۲۰۲۴، با واکنشهای بسیار منفی از سوی منتقدان و بازیکنان روبرو شد. نبردهای دریایی که قرار بود قلب تپندهی بازی باشند، کسلکننده و تکراری از آب درآمدند و داستان بازی چنان بیمایه بود که کمتر کسی را به خود جذب کرد.
سیستم اقتصادی نامتوازن و محتوای تکراری نیز از دیگر مشکلات اساسی این بازی بودند. با وجود تلاشهای یوبیسافت برای زنده نگه داشتن بازی از طریق بهروزرسانیهای فصلی و اضافه کردن محتوای جدید، Skull and Bones هرگز نتوانست جمعیت قابلتوجهی از بازیکنان را به خود جذب کند. این بازی به یکی از بزرگترین شکستهای تجاری یوبیسافت تبدیل شد و نام آن برای همیشه با وعدههای پوچ و اجرای ضعیف گره خورد. بازی Skull and Bones نمونهی کامل یک پروژهی بلندپروازانه است که در طول سالها توسعه، هویت اصلی خود را از دست داد و در نهایت به یک محصول بیروح و ناقص تبدیل شد.
Redfall

بازی Redfall که در می ۲۰۲۳ توسط استودیوی معروف Arkane Austin، خالق آثار ماندگاری مانند Dishonored و Prey، منتشر شد، به یکی از بدنامترین شکستهای اخیر صنعت بازی تبدیل شد. این بازی که به عنوان یک شوتر همکاریمحور با تم خونآشامی طراحی شده بود، در زمان انتشار بهشدت ناقص و پر از باگهای فنی بود. هوش مصنوعی دشمنان آنقدر ضعیف عمل میکرد که گاهی دشمنان در میان دیوارها گیر میکردند یا به سادگی به شما واکنش نشان نمیدادند. تیراندازی رضایتبخش نبود و جهان باز بازی خالی و بیروح به نظر میرسید.
ساختار بازی، که ترکیبی عجیب از المانهای Far Cry و Borderlands بود، نتوانست هویت مستقلی برای خود دست و پا کند و حس یک بازی بیهدف و سرهمبندیشده را به بازیکنان منتقل میکرد. بسیاری از بازیکنان و منتقدان، Redfall را یک فاجعهی تمامعیار خواندند و آن را یکی از بدترین بازیهای سال ۲۰۲۳ معرفی کردند. در پی این شکست فاجعهبار، مایکروسافت تصمیم گرفت استودیوی Arkane Austin را تعطیل کند. با وجود تلاشهای نهایی برای بهبود بازی از طریق آپدیتها، Redfall هرگز نتوانست از سایهی سنگین شکست اولیهاش خارج شود و امروز به عنوان یکی از بزرگترین ناامیدیهای صنعت بازی شناخته میشود.
Anthem

بازی Anthem که در سال ۲۰۱۹ توسط استودیوی نامدار BioWare منتشر شد، یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ صنعت بازی محسوب میشود. این بازی که به عنوان یک شوتر آنلاین و لایو سرویس در دنیایی علمی-تخیلی با لباسهای جنگی قدرتمند به نام Javelin طراحی شده بود، نوید یک تجربهی انقلابی را میداد. اما BioWare، که سالها در ساخت بازیهای نقشآفرینی تکنفره با داستانهای عمیق و شخصیتپردازی قوی تخصص داشت، ناگهان به سراغ ساخت یک بازی آنلاین چندنفره مشابه Destiny رفت. این تغییر ناگهانی در استراتژی و عدم وجود دیدگاه روشن، تیم توسعه را دچار سردرگمی کرد و تصمیمات در طول فرایند ساخت بارها تغییر کرد.
نتیجه، بازیای بود که با وجود مکانیک پرواز چشمگیر و گرافیک زیبا، در سایر جنبهها بسیار ضعیف عمل کرد. محتوای تکراری، سیستم لوت ناامیدکننده، باگهای فراوان و داستانی کوتاه و بیمایه، باعث شد بازیکنان به سرعت از بازی رویگردان شوند. Anthem در واقع به یادآوری تلخی تبدیل شد که نشان میدهد حتی استودیوهای بزرگ با سابقهی درخشان هم میتوانند با یک اشتباه استراتژیک، تمام اعتبار خود را خدشهدار کنند. سرورهای این بازی در نهایت در ژانویهی ۲۰۲۶ خاموش شدند و امروز تنها یک خاطرهی تلخ از یک وعدهی ناتمام است که هرگز به سرانجام نرسید.
Forspoken

بازی Forspoken که در سال ۲۰۲۳ توسط استودیوی Luminous Productions ساخته شد، یکی از بازیهایی بود که با معرفی خود به عنوان یک تجربهی نسلبعدی، انتظارات بالایی را در میان گیمرها ایجاد کرد. این بازی که داستان دختری به نام فرای هلند را روایت میکند که از نیویورک به سرزمین جادویی آتیا منتقل میشود، با دیالوگهای ضعیف و شخصیتپردازی ناموفق، نقدهای منفی زیادی دریافت کرد. بسیاری از بازیکنان از دیالوگهای کلیشهای و رفتارهای غیرطبیعی شخصیت اصلی که به هیچ وجه باورپذیر نبودند، انتقاد کردند. سیستم مبارزهی بازی، با وجود طراحی جالب برای جابهجایی بین طلسمها، نتوانست جذابیت لازم را برای بازیکنان ایجاد کند.
یکی از بزرگترین مشکلات بازی Forspoken، جهان باز بزرگ و خالی آن بود که بیشتر نقشه با فعالیتهای تکراری مانند شکست دادن دشمنان و به دست آوردن جایزههای بیارزش پر شده بود. سیستم اقتصادی و ارتقای شخصیت نیز بهشدت نامتوازن طراحی شده بود و بازیکنان به سرعت به منابعی میرسیدند که هیچکجا نمیتوانستند از آنها استفاده کنند. داستان بازی که با یک شروع جذاب آغاز میشود، در میانهها به شدت کسلکننده میشود و تنها در ساعات پایانی به اوج میرسد، اما این دیر است برای نجات تجربهای که بسیاری از بازیکنان را از دست داده است. بازی نقش آفرینی Forspoken به یکی از بزرگترین ناامیدیهای سال ۲۰۲۳ تبدیل شد و نام آن برای همیشه با شکست گره خورد.
Biomutant

بازی Biomutant که در سال ۲۰۲۱ توسط استودیوی کوچک سوئدی Experiment 101 ساخته شد، یکی از آن آثاری است که با وجود جهان زیبا و ایدههای جذاب، در اجرا به شدت ناموفق عمل کرد. این بازی که در دنیایی پساآخرالزمانی با حیوانات جهشیافته جریان دارد، با استقبال متوسطی از سوی منتقدان و بازیکنان روبرو شد. مشکلات اصلی بازی شامل روایت ضعیف با حضور یک راوی مزاحم بود که مدام در حال توضیح دادن است و دیالوگهای کودکانه و سطحی، سختی پایین و سیستمهای گیمپلی که هرگز به درستی برای بازیکنان توضیح داده نمیشوند.
بسیاری از بازیکنان Biomutant را یک بازی بیروح و خالی از عمق توصیف کردند که با وجود ظاهر زیبا، محتوای کافی برای جذب مخاطب ندارد. داستان اصلی بسیار کوتاه و سطحی بود و مأموریتهای فرعی آن بهشدت تکراری و کسلکننده طراحی شده بودند. با وجود اینکه برخی از منتقدان از مبارزات سریع و سیستم ساخت سلاح تعریف کردند، اما این نقاط قوت نتوانستند ضعفهای اساسی بازی را بپوشانند. Biomutant نمونهای از بازیهایی است که با وجود پتانسیل بالا، در اجرا نتوانست به وعدههای خود عمل کند و به یکی از ناامیدکنندهترین بازیهای سال تبدیل شد که میتوانست بسیار بهتر از این باشد.
Starfield

بازی Starfield که توسط استودیوی بزرگ بتسدا ساخته شد، یکی از موردانتظارترین بازیهای سال ۲۰۲۳ بود که به عنوان «اسکایریم در فضا» معرفی شد و طرفداران را به وجد آورد. اما پس از انتشار، بسیاری از بازیکنان و منتقدان از کیفیت پایین بازی شگفتزده شدند. این بازی با وجود فروش بالا و حضور در سرویس Game Pass در روز اول، نتوانست تأثیری که بازیهای قبلی بتسدا داشتند را بر جای بگذارد و با نقدهای منفی فراوانی روبرو شد. مشکلات فنی، باگهای متعدد، بارگذاریهای مکرر و شخصیتهای غیرقابلبازی با انیمیشنهای ضعیف، از جمله نقاط ضعف اصلی بازی بودند که تجربه را برای بازیکنان تلخ کردند.
جهانهای خالی و بیروح که با استفاده از تولید رویهای ساخته شده بودند، هیچکدام حس کاوش عمیق و جذاب بازیهای قبلی بتسدا را نداشتند. بسیاری از بازیکنان Starfield را یک بازی نسل قبل با گرافیک مدرن خواندند و آن را با آثاری مانند Mass Effect و Cyberpunk 2077 مقایسه کردند که در پیادهسازی مکانیکهای نقشآفرینی بسیار موفقتر عمل کردهاند. با اینکه بخشهایی از بازی مانند مأموریتهای جناحی کیفیت قابل قبولی داشتند، خط داستانی اصلی بسیار کسلکننده و بیمایه توصیف شد. با وجود آپدیتهای بعدی، Starfield نتوانست رضایت طرفداران را جلب کند و به یکی از ناامیدکنندهترین بازیهای سال تبدیل شد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.