| ناشر بازی: IO Interactive | مدت زمان بازی: 15 ساعت |
| سازنده بازی: IO Interactive | کامل کردن بازی: 20 ساعت |
هنوز هم هیجانی را که شش سال پیش، هنگام پخش اولین تیزر بازی جدید جیمز باند توسط استودیوی IO Interactive تجربه کردم، بهخوبی به یاد دارم. همان چند ثانیه کوتاه کافی بود تا با خودم بگویم اگر قرار باشد استودیویی ماموریت ساخت یک بازی از 007 را بر عهده بگیرد، گزینهای بهتر از سازندگان هیتمن وجود ندارد. تیمی که طی سالها با سهگانه Hitman نشان داده بود در طراحی مأموریتهای مخفیکاری، جاسوسی، نفوذ و اکشن حسابشده، جزو بهترینهای صنعت بازی است. حالا 007: First Light بالاخره منتشر شده و وقت آن رسیده به این سوال پاسخ دهیم: آیا IO Interactive توانسته ثابت کند که انتخاب درستی برای بازگرداندن جیمز باند به دنیای بازیهای ویدیویی بوده است؟ در ادامه با بررسی 007: First Light همراه ویجیاتو باشید.
بگذارید از همین ابتدا اصل ماجرا را برایتان بگویم. اگر از 007 First Light و نمایشهایش تصور کردید که قرار است عنوانی ترکیبی از آنچارتد و هیتمن را تجربه کنید، باید بگم که اشتباه کردهاید. فرست لایت، تماما یک بازی ویدیویی جیمز باند است و این مورد را میتوان در تکتک المانهای بازی دید. البته این موضوع به این معنی نیست که سازندگان هیچ نگاهی به آنچارتد و هیتمن نداشتهاند؛ منظورم آن است که سازندگان توانستهاند یک هویت مستقل و منحصربهفرد برای بازی خلق کنند.
میتوانم بگویم رویکردی که IO Interactive در ساخت یک بازی جیمز باند به کار گرفته، مشابه چیزیست که ماشین گیمز برای ساخت بازی Indiana Jones and The Great Circle استفاده کرده بود. الهامگیری به اندازه از بازیهای مشابه، تلاش برای ساخت یک اثر متفاوت و احترام به میراث فرنچایز. استودیوی دانمارکی IO Interactive شاید به لحاظ هویت و منطقهای از یکی از بزرگترین محصولات فرهنگی انگلستان دور باشد، اما آنها با این اثر ثابت کردهاند که شیفته جیمز باند هستند و به راحتی میتوانند محصولی درخور برای این فرنچایز تولید کنند.


ساعات آغازین بازی 007: First Light در کنار نکات تحسینبرانگیز، ایرادات قابل توجهی هم دارد. سازندگان، همانطور که از نام بازی مشخص است، به سراغ ریشه داستان مامور کاریزماتیک MI6 رفتهاند. اینکه اصلا چه شد که جیمز باند مورد توجه سازمان جاسوسی بریتانیا قرار گرفت و چطور مسیر پرهیجان خودش را آغاز کرده است. مرحله ابتدایی بازی بهیادماندنی و فوقالعاده است و ترانه First Light لانا دل ری، به خوبی هر آنچه که از جیمز باند میشناسیم را به ما ارائه میدهد.
با اینکه خط داستانی شروع خوب و نویسندگی تحسینبرانگیزی دارد، اما افتتاحیه بازی بیش از اندازه طولانی میشود. با این حال باید به این موضوع اشاره کنم که سازندگان ساختار خلاقانهای برای طراحی پروسه یادگیری (Tutorial) پیش گرفتهاند و به شکلی سینمایی و با کارگردانی خوب تمام چالشهای جیمز باند برای تبدیل شدن به یک مامور خبره را نشان میدهند. اما برای اینکه واقعا متوجه شوید که عیار جیمز باند در چه حد است، حداقل باید پنج ساعتی بازی را تجربه کنید. پس از پنج ساعت است که تازه بازی تمام بخشهای آموزشی را کنار میگذارد و جیمز باند حالا باید به سازمان خود نشان دهد که لیاقت قرار گرفتن در برنامه جاسوسی 00 را دارد.
اتفاقات اصلی داستان بازی از مرحله اسلواکی (همان مرحلهای که در نمایش اولیه گیمپلی بازی دیدهاید) آغاز میشود. جایی که جیمز باند پس از زنده ماندن در یک ماموریت دشوار و زیر سوال بردن تواناییهای یک ابر هوش مصنوعی به نام THEIA، به دستور M (رئیس بخش MI6) وارد برنامه 00 میشود و پس از ماهها تمرین طاقتفرسا، به همراه دو مامور دیگر به نام مونرو (Monroe) و کرسیدا (Cressida) و با فرماندهی جان گرینوود (John Greenwood) به عنوان یک شوفر وارد ماموریت میشود.

ماموریت و هدف اصلی، دستگیر کردن مامور سابق موسوم به 009 است. ماموری که به دلایلی نامعلوم به سازمان پشت کرده و حالا در اسلواکی قرار است فعالیتی پنهان انجام دهد. گرینوود، باند را ماموری سرکش با رفتاری بچهگانه توصیف میکند و گستره فعالیتهای او را به محدودترین شکل جلو میبرد؛ اما گرینوود بیراه هم نمیگوید؛ باند بدون توجه به دستورات اصلی، وارد ساختمان میشود و سرنخهای مختلفی درباره مامور 009 پیدا میکند.
پس از اتفاقاتی هیجانانگیز و انجام ماموریتهای غیرممکن از سوی جیمز باند، او با وجود مخالفتهای گرینوود، توجه M را جلب میکند و رسما وارد برنامه 00 میشود. از ماموریتهای غیرممکن نام بردم، چرا که فرست لایت حداقل در مرحله اسلواکی، به وضوح از مجموعه Mission Impossible الهامگیری مستقیم داشته است.
داستان بازی 007 First Light با وجود یک شروع خوب، آنقدرها در ادامه به مولفه اصلی موفقیت بازی IO Interactive تبدیل نمیشود. اگرچه که این استودیوی دانمارکی در مقایسه با سهگانه هیتمن، پیشرفتهای خارقالعادهای در نویسندگی، طراحی روایت و کارگردانی کاتسینها داشته، اما باز هم یک داستان تاثیرگذار روایت نمیکند و به شدت به میراث عناوین مختلف جیمز باند تکیه میکند. با این حال، IO Interactive به وضوح به مسائل ترند دنیا از جمله هوش مصنوعی و تاثیرگذاری آن بر زندگی انسانها میپردازد و دغدغههای اجتماعی خودش را در بدنه داستان جا داده است.

بزرگترین نقطه قوت داستان 007 First Light کاراکترهای آن هستند. از خود جیمز باند بگیرید تا جان گرینوود و حتی باندگرل (Bond Girl) بازی یعنی Isola، همگی نویسندگی، طراحی و بازیگری خوبی دارند. پاتریک گیبسون در نقش 007، یکی از بهترین اجراهای جیمز باند را ارائه میدهد. لنی جیمز در نقش گرینوود، احساسات یک مامور بدبین و حساس را به بهترین شکل در دیالوگهای خود ادا میکند. ایزولا با بازی نومی ناکای (Noemie Nakai) درست به مانند یک باند گرل سینمایی، مرموز و دوستداشتنی است. باید IO Interactive را بابت انتخاب درست بازیگران و بازیگردانی خوب تحسین کرد.
هر چقدر که ممکن است داستان در بازی 007 First Light تاثیرگذار و جدی گرفته نشود، کاراکترهای آن به لطف نقشآفرینی خوب بازیگران و نویسندگی عالی سازندگان، میتوانند تا مدتها در ذهن بازیکنان ماندگار شوند.
در کل داستان 007 First Light مانند نامش، یک شروع تازه برای ماجراجویی جدید جیمز باند در دنیای بازی است. روایتی که شاید برای افراد آشنا با 007 شروعی کند و خستهکننده داشته باشد، اما میتواند برای مخاطبان جدیدتر جذاب باشد. در توصیفی بهتر، میتوانم بگویم اگرچه داستان First Light یکی از بهترین روایتهای چند سال اخیر دنیای گیم نیست، اما برای IO Interactive قدمی مثبت است.

پیشتر از شروع کند داستان نوشتم و این مورد در طراحی گیمپلی ساعات آغازین بازی بیش از پیش خودش را نشان میدهد. همانطور که اشاره کردم، تقریبا سه تا پنج ساعت طول میکشد تا ماموریت اصلی بازی آغاز شود و پیش از آن سازندگان تلاش میکنند در محیطهای تمرینی و مراحلی ساده، کلیت ساختار گیمپلی بازی را به مخاطب نشان دهند. در ابتدا تصور میکردم که این بخش، تقریبا نیمی از بازی را شامل شده است و از این مورد ناامید شده بودم، اما بازی یک تجربه 13 الی 15 ساعته است و شما به اندازه کافی ماجراجوییهای مختلفی را با جیمز باند تجربه خواهید کرد.
رویکرد IO Interactive در قبال گیمپلی جیمز باند، جالب توجه بوده است. در حالی که رگههایی از ساختار گیمپلی سهگانه هیتمن در بازی دیده میشود، سازندگان در این قسمت هم توانستهاند هویت جاسوسی جیمز باند را در ساختار گیمپلی پیاده کنند. راستش را بخواهید، در ابتدا تصور میکردم که سازندگان از تجربیات خود در سهگانه هیتمن بهره ببرند و از ساختار گیمپلی چندلایه و قابلیت تکرارپذیری مراحل برای 007 First Light هم استفاده کنند. اما خیر. بازی جیمز باند بیشتر یک عنوان خطی با ستپیسهای مشخص است، تا یک عنوانی مثل هیتمن که بتوانید به انواع و اقسام روشها کار خود را پیش ببرید.
در برخی مراحل و تعدادی اندکی از رویدادها، شما میتوانید چندین راه مختلف برای انجام ماموریتها داشته باشید، اما در مراحل اصلی همه چیز به صورت خطی پیش میرود. آیا این نکته بدیست؟ خیر. من هم در ابتدا کمی از این اتفاق ناامید شده بودم؛ چرا که IO Interactive با ساختار تکرارپذیری بازیها هیتمن، خودش را به طور کامل از دیگر سازندگان متمایز کرده بود و انتظار داشتم تا چنین ساختاری در جیمز باند هم به کار گرفته شود؛ اما با پیشرفت در بازی و گذشت زمان، نبود چنین ساختاری اصلا در 007 First Light احساس نمیشود و این بازی به عنوان یک تجربه اکشن جاسوسی خطی، شاید حتی جزو بهترینهای سبک خودش باشد.


البته که آزادی عمل شما در پیشبرد مراحل همچنان بالاست. جیمز باند با جستوجو در مناطق مختلف میتواند به وسایل و گجتهای هوشمند موردنیاز خودش دسترسی پیدا کند و از آنها در محیط برای پرت کردن حواس ماموران و نگهبانان استفاده کند. روش دیگری که جیمز باند میتواند به کار بگیرد، استفاده از ساعت هوشمند خودش است. این ساعت هوشمند که از مواد شیمیایی و الکترونیکی استفاده میکند، یکی از المانهای اصلی First Light است. با استفاده از مواد شیمیایی میتوانید روی دشمنان تاثیرات مختلفی بگذارید. اگر به روش مخفیکاری در حال پیشبرد مرحله هستید، با یک دارت سمی میتوانید حال دشمن را دگرگون کنید و او را از میان بردارید. اگر در میانه یک مبارزه قرار دارید، میتوانید با یک کیس بادز او را منفجر کنید. از عناصر الکتریکی هم میتوانید برای هک وسایل الکترونیکی یا هک لباسهای پیشرفته دشمنان استفاده کنید.
این آزادی عمل تقریبا در تمامی مراحل داستان دیده میشود، اما این اتفاق لزوما باعث تغییر کلی ساختار خطی گیمپلی نمیشود. در نهایت شما در جایی که بازی لازم دیده باشد، مبارزه میکنید، و در جایی که مخفیکاری لازم است، مسیر خودتان را پیش میبرید.
صحبت از مبارزات شد و احتمالا سوال شما هم باشد که بازی 007 First Light چقدر اکشن است؟ باید بگویم صحنههای مبارزات بازی با سلاحهای گرم احتمالا به سختی یکسوم بازی را شامل شود، اما گانپلی بازی حس بسیار خوبی دارد. به طور کلی بازی در صحنههای اکشن و پر زدوخورد، یک حس سینمایی ارضاکنندهای دارد. حس شلیک با تفنگها، پناه گرفتن پشت اشیای مختلف در محیط مبارزه و مهمتر از همه مبارزات تنبهتن، فوقالعاده است. در بخش مبارزات نزدیک، سازندگان با الهامگیری از عناوین بتمن آرکام توانستهاند یک سیستم مبارزات جذاب و دوستداشتنی را در بازی با تم جیمز باند طراحی کنند.

یکی از نکات جذاب مبارزات نزدیک بازی جیمز باند، استفاده از محیط اطراف برای ضربه زدن به دشمنان است. شما میتوانید از وسایل پیرامون در حین مبارزات استفاده کنید و تخریبپذیری محیط در واکنش به ضربات شما بسیار بالاست. همین موارد باعث میشود که مبارزات بازی حس واقعگرایانهای داشته باشد و یکی از برترین نکات مثبت بازی محسوب شود.
با این حال، بخش زیادی از بازی فرست لایت، حول مخفیکاری و کارهای جاسوسی میگذرد. عمده فعالیت بازیکن به کاوش در محیط و پیدا کردن سرنخ خلاصه میشود و چنین موردی برای یک بازی اکشن جاسوسی لازمه اصلی است. اگرچه که اگر عملکرد هوش مصنوعی بازی سینوسی نبود، تجربه مخفیکاری بازی میتوانست یک تجربه تکرارنشدنی باشد.
سازندگان برای طراحی مراحل 007 First Light از شیوههای مختلفی استفاده کردند. به طور مثال در بخش ابتدایی چپتر چهارم بازی، شما وارد یک منطقه وسیع میشوید و با جستجو در محیط باید ماموریت خود را انجام دهید. رویکردی که بیشتر مشابه بازیهای هیتمن است. اما در چپتر پنجم شما وارد یک محیط بسته با اتفاقات محدود میشوید و به صورت خطی داستان را پیش میبرید.
با این حال، برای آمادگی کامل انجام ماموریتها، شما باید به MI6 و آزمایشگاه بزرگ Q مراجعه کنید تا گچتهای موردنیاز خودتان را دریافت کنید. رفتوآمدهای شما به MI6 پس از مدتی خستهکننده میشود و حس تکرار به بازیکن میدهد.

یکی از اقدامات جالب توجه سازندگان در بازی، محدود کردن بازیکن برای از پا در آوردن تمام دشمنان است. شما در بازی نمیتوانید تمام دشمنان بازی را بکشید و تنها در برخی لحظات، بازی اجازه این کار را به شما میدهد. در مواقعی که حق کشتن دشمنان از شما گرفته میشود، شما باید به روش مخفیکاری مسیرتان را پیش ببرید و چنین چیزی بازی را از یکنواختی در میآورد.
بازی 007 First Light با موتور داخلی استودیوی IO Interactive یعنی Glacier ساخته شده است و بازی به لحاظ بصری، نمره قابل قبولی میگیرد. اگرچه که اجرای بازی روی کنسول PS5 با ایراداتی همراه است. در مرحله The Past Never Dies که محیط بازی به نسبت دیگر مراحل بزرگتر است، بازی به لحاظ بصری به بنبست میخورد. به طور مثال تکسچرهای یک فرش روی زمین با گذشت چندین دقیقه همچنان بارگزاری نشده بود و وضوح تصاویر در دوردست با افت کیفیت مشهود مواجه شده بود.

با این حال، کیفیت بصری بازی در محیطهای بسته و محدود قابل توجه است. برای این مورد نباید نورپردازی تحسینبرانگیز موتور داخلی این استودیو را دستکم گرفت. تا بخش بسیار زیادی، این سیستم نورپردازی انجین است که بسیاری از ایرادات بصری بازی را حداقل روی کنسول PS5 میپوشّاند. از طرفی معماری طراحی مراحل بازی هم جذاب است و کار سازندگان در بخش طراحی مرحله تحسینبرانگیز بوده است.
به لحاظ فنی، هر نگرانی که پس از تماشای اولین تریلر گیمپلی این بازی داشتید را دور بیندازید. با ترکاندن وسایل آتشزا و شلوغ شدن تصاویر، افت فریمی را تجربه نمیکنید و تجربه کلی بازی در مود پرفورمنس پایدار باقی میماند.
موسیقی همیشه یکی از مهمترین ارکان هویت جیمز باند بوده و خوشبختانه IO Interactive این موضوع را بهخوبی درک کرده است. اما نقطه قوت اصلی موسیقی، عملکرد آن هنگام گیمپلی است. موسیقی بهشکل داینامیک با اتفاقات بازی تغییر میکند؛ در بخشهای مخفیکاری به حداقل میرسد و با نزدیک شدن به خطر، بهآرامی لایههای جدیدی به آن اضافه میشود. در تعقیبوگریزها و درگیریهای مسلحانه نیز ارکستر با تمام قدرت وارد عمل میشود و بدون آنکه بیش از حد خودنمایی کند، ریتم و هیجان صحنه را چند برابر میکند. نتیجه این طراحی، موسیقیای است که کمتر سعی میکند توجه شما را به خودش جلب کند و بیشتر تلاش میکند شما را در نقش جیمز باند نگه دارد.

بازی 007: First Light دقیقا همان چیزی نیست که خیلیها بعد از معرفی اولیه تصورش را داشتند؛ نه یک هیتمن با پوسته جیمز باند و نه یک آنچارتد جاسوسی. IO Interactive مسیر خودش را رفته و نتیجه، اثری است که بیش از هر چیز به هویت جیمز باند وفادار مانده است. داستان با وجود شروعی طولانی، شخصیتهای جذاب و کارگردانی قابل قبول، پایهگذار آینده این مجموعه میشود و گیمپلی هم با ترکیب مخفیکاری، اکشن سینمایی و استفاده هوشمندانه از گجتها، تجربهای سرگرمکننده ارائه میدهد. البته مشکلاتی مثل ریتم کند ساعات ابتدایی، ساختار نسبتا خطی مراحل، رفتوآمدهای تکراری به MI6 و برخی ایرادات فنی اجازه نمیدهند First Light به یک شاهکار تبدیل شود. با این حال، IO Interactive ثابت کرده که انتخاب درستی برای احیای جیمز باند در دنیای بازیهای ویدیویی بوده و اگر این مجموعه در قسمتهای بعدی روی نقاط قوت خود سرمایهگذاری کند، میتواند یکی از مهمترین فرنچایزهای اکشن-جاسوسی نسل جدید باشد.
007: First Light بهترین شروع ممکن برای آینده جیمز باند در دنیای بازی است. استودیوی IO Interactive با احترام به میراث 007 و دوری از تقلید، اثری ساخته که هویت خودش را دارد؛ عنوانی که شخصیتپردازی قوی، مخفیکاری لذتبخش، اکشن سینمایی و طراحی مراحل متنوع را در کنار هم قرار میدهد، حتی اگر ریتم کند آغاز بازی و برخی محدودیتهای گیمپلی مانع از رسیدن آن به اوج شوند. فرست لایت بیش از آنکه یک مقصد باشد، نویدبخش مسیری است که اگر با همین کیفیت ادامه پیدا کند، جیمز باند بالاخره صاحب مجموعهای درخور نام خودش در دنیای بازیهای ویدیویی خواهد شد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.