ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

۱۰ بازی برای طرفداران سبک نوآر

کلاه کارآگاهی خود را به سر بگذارید!

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰

باران، سایه‌های بلند، شهری که هرگز نمی‌خوابد، کارآگاهی تنها با یک لیوان نوشیدنی و یک پرونده که باز شدنش شاید به قیمت جانتان تمام شود. سبک نوآر فقط یک ژانر نیست؛ یک حس است. حس پارانویا، وسوسه، خیانت و حقیقتی که در تاریکی خیابان‌ها گم شده. در ویجیاتو، این بار سراغ ده بازی رفته‌ایم که نوآر را نه فقط در فیلم‌ها، که در صفحه نمایش کامپیوترتان زنده می‌کنند. کلاه کارآگاهی را بر سر بگذارید و همراه ما باشید.

Max Payne


بازی Max Payne شما را در پوست یک کارآگاه پلیس تنها و بازمانده از یک تراژدی خانوادگی قرار می‌دهد. مکس یک هدف دارد: انتقام. بازی یک شوتر سوم شخص با قابلیت «زمان گلوله» است؛ می‌توانید در هوا شیرجه بزنید و زمان را آهسته کنید. داستان در شب‌های برفی نیویورک، میان آسمان‌خراش‌ها و زیرزمین‌های تاریک جریان دارد. روایت با کادرهای کمیک و صدای گرفته مکس پیش می‌رود. دیالوگ‌ها پر از طنز سیاه و ارجاعات اساطیری است. خبری از پایان خوش نیست و مکس هر بار چیزی را از دست می‌دهد.

مکس پین شما را عاشق نوآر می‌کند چون خشونت را با شعر و درد گره می‌زند. جملات مکس را می‌توان ساعت‌ها در دفتر نوشت. بازی ثابت می‌کند که نوآر فقط سایه و باران نیست؛ تنهایی یک مرد در برابر دنیایی که از او بزرگتر است، همین.

L.A. Noire


بازی دوست داشتنی و جذاب L.A. Noire شما را به لس‌آنجلس دهه چهل می‌برد؛ شهری با چهره‌ای درخشان و شکمی پر از جرم و جنایت. شما کارآگاه کول فیلپس هستید و باید قتل‌ها، آتش‌سوزی‌ها و توطئه‌های سیاسی را حل کنید. نوآوری بزرگ بازی، سیستم چهره‌خوانی است. شما باید به چهره مظنونین نگاه کنید و تشخیص دهید که راست می‌گویند یا دروغ. یک تغییر جزئی در ابروها یا یک مکث ناگهانی می‌تواند سرنخ اصلی باشد. شهر به صورت کامل باز است، اما مأموریت‌ها خطی و داستان‌محورند. خبری از مبارزه‌های طولانی نیست؛ بازی به قدرت مشاهده و تحلیل شما احترام می‌گذارد.

L.A. Noire شما را عاشق نوآر می‌کند چون هیچ بازی دیگری این حس کارآگاهی خیابانی را به این خوبی شبیه‌سازی نکرده. باران نمناک، سایه‌های بلند در کوچه‌های تاریک و جاز غمگینی که از بارها بیرون می‌آید، همه چیز در خدمت فضاسازی است. بعد از این بازی، هر بار که یک فیلم نوآر ببینید، یاد لس‌آنجلس دهه چهل می‌افتید.

Mafia II


بازی دوست داشتنی Mafia II شما را به شهر خیالی امپایر بی‌بی، الهام گرفته از نیویورک دهه چهل و پنجاه، می‌برد. شما ویتو اسکالتا هستید، یک مهاجر ایتالیایی که برای رسیدن به رویای آمریکایی دست به هر کاری می‌زند. داستان در سه دوره زمانی مختلف می‌گذرد و تغییرات شهر و شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. خبری از جهان باز بی‌هدف نیست؛ مأموریت‌ها خطی و داستان‌محورند و هر کدام یک تکه از پازل روایت را کامل می‌کنند. گانگسترها، پلیس‌های فاسد و زنانی که پشت پرده قدرت دارند، همه در یک قاب جمع شده‌اند.

بازی دوست داشتنی و جذاب مافیا ۲ شما را عاشق نوآر می‌کند چون پایانش را از اول می‌دانید منتهی به دلتان راه می‌رود. رویای آمریکایی در این بازی نه درخشان که تلخ و شکست‌خورده به تصویر کشیده شده. بعد از آخرین مأموریت، احتمالاً ساعتی خیره به صفحه می‌مانید و فکر می‌کنید.

Disco Elysium


بازی Disco Elysium را می‌توان فلسفی‌ترین و ادبی‌ترین بازی نوآر تاریخ دانست. شما یک کارآگاه الکلی و فرامشکار در شهری فقیر و زخمی به نام رِواچول هستید. قتلی رخ داده و باید حلش کنید. اما ماجرا اصلاً درباره جنایت نیست. بیست و چهار مهارت درون ذهن شما مثل یک هیئت منصفه با هم گفتگو می‌کنند. پس تمام بازی در کادرهای دیالوگ و با صداهای درونی شما پیش می‌رود. خبری از اکشن و مبارزه نیست؛ فقط متن و تصمیم‌های اخلاقی. شهر زنده است و هر شخصیتی یک داستان شکسته برای گفتن دارد.

بازی دوست داشتنی و جذاب دیسکو الیزیوم شما را عاشق نوآر می‌کند چون نوآر را از خیابان به درون ذهن می‌برد. اینجا دشمن شما یک قاتل نیست، خودتان هستید. بعد از بازی، دیگر هیچ فیلم نوآری عمق دیالوگ‌های بازی دوست داشتنی و جذاب Disco Elysium را ندارد.

Heavy Rain


بازی هوی رین یک درام تعاملی و معمایی درباره یک قاتل سریالی به نام اوریگامی کیلر است. چهار شخصیت قابل کنترل دارید: پدری که پسرش ربوده شده، کارآگاهی معتاد به مواد، روزنامه‌نگاری وسواسی و یک کارآگاه خصوصی. تصمیمات شما مستقیم سرنوشت شخصیت‌ها را تعیین می‌کند. اگر اشتباه کنید، یک شخصیت ممکن است برای همیشه از داستان حذف شود. باران همیشه در حال باریدن است، شهر غرق نم نم و تاریکی است و همه چیز در سایه مرگ می‌گذرد.

بازی دوست داشتنی و جذاب هوی رین شما را عاشق نوآر می‌کند چون تنش را نه در شلیک، بلکه در انتخاب‌های اخلاقی طراحی کرده است. وقتی ساعت به ساعت به قاتل نزدیک می‌شوید، هر تصمیمتان می‌تواند جان یک آدم را نجات دهد یا به کشتنش بدهد. بعد از هوی رین، دیگر هیچ وقت به باران با چشم تفریح نگاه نمی‌کنید.

Batman: Arkham City


بتمن: آرکام سیتی شما را در زندانی دیوارکشیده در دل گاتهام رها می‌کند که پر از خطرناک‌ترین جنایتکاران تاریخ است. بتمن تنها یک شب فرصت دارد تا راز توطئه هوگو استرنج را کشف کند و جلوی فاجعه را بگیرد. بازی ترکیبی از مخفیکاری، مبارزات تن به تن و کارآگاهی است. شما باید صحنه جرم را بررسی کنید، رد پاها را دنبال کنید و از ابزارهای تکنولوژیک برای حل معما استفاده کنید. فضای شهر تاریک، بارانی و پر از بیلبوردهای شکسته است.

بتمن آرکام سیتی شما را عاشق نوآر می‌کند چون شوالیه تاریکی را به کارآگاهی تنها تبدیل می‌کند که هیچ کس به او اعتماد ندارد. گاتهام خودش یک شخصیت است؛ پر از سایه و راز. بعد از این بازی، دیگر نمی‌توانید به بتمن به عنوان یک ابرقهرمان معمولی نگاه کنید. او یک کارآگاه نوآر است با لباس خفاشی.

Blade Runner


بلید راننده یک بازی پوینت اند کلیک کلاسیک از سال ۱۹۹۷ است که در دنیای فیلم مشابه ساخته شده. شما مک کوی، یک بلید راننده هستید که باید رپلیکانت‌های سرکش را شکار کند. بازی در لس‌آنجلس بارانی و تاریک آینده می‌گذرد. برج‌های ژاپنی، بیلبوردهای عظیم و نئون‌های سرخ در مه غروب گم می‌شوند. سیستم جستجوی بازی به شما اجازه می‌دهد سرنخ‌ها را جمع کنید و خودتان نتیجه‌گیری کنید. چندین پایان مختلف دارد و هر بار که بازی کنید، ممکن است رپلیکانت بودن شخصیت‌ها متفاوت باشد.

بلید راننده شما را عاشق نوآر می‌کند چون سیبرپانک و نوآر را با هم تلفیق کرده. فلسفه اصلی فیلم یعنی «آیا یک رپلیکانت حق دارد زنده بماند؟» اینجا هم پرسیده می‌شود. بعد از این بازی، هر شب بارانی برایتان تبدیل به لس‌آنجلس ۲۰۱۹ می‌شود.

The Wolf Among Us


The Wolf Among Us شما را به نیویورک دهه هشتاد می‌برد، جایی که شخصیت‌های افسانه‌ای مثل شنل قرمزی، پیتر پن و سه خوک فسقلی در مخفیگاه زندگی می‌کنند. شما بیگبی ولف، گرگ بزرگ معروف و حالا کلانتر شهر، هستید که باید قاتل سریالی را پیدا کند. سبک بازی پوینت اند کلیک با دیالوگ‌های چند انتخابی است. تصمیمات شما داستان را تغییر می‌دهد. فضای بازی نوآر، خونین و پر از دود سیگار است. شخصیت‌ها راز دارند و هیچ کس قابل اعتماد نیست.

گرگ در میان ما شما را عاشق نوآر می‌کند چون افسانه‌های کودکی‌تان را به جنایتکاران خیابانی تبدیل می‌کند. شنل قرمزی اینجا یک دختر فراری است، پیتر پن یک خلافکار. این تلفیق فانتزی و نوآر باعث می‌شود هیچ بازی دیگری شبیه آن نباشد.

Alan Wake 2


آلن ویک ۲ شما را به دو جهان موازی می‌برد: جنگل‌های تاریک و بارانی شهر برای فالز در واشنگتن، و کوچه‌های سورئال وارونه نیویورک سایه. شما دو شخصیت قابل کنترل دارید: آلن ویک نویسنده که در دنیای تاریک گیر افتاده و ساگا اندرسون، کارآگاه اف‌بی‌آی. بازی ترکیبی از ترس و بقا و معمای محیطی است. چراغ قوه مهم‌ترین سلاح شماست. نور، حقیقت را نشان می‌دهد و تاریکی، جنون. داستان لایه لایه است و خود ارجاعات نوآری زیادی دارد.

آلن ویک ۲ شما را عاشق نوآر می‌کند چون خودش یک عشق‌نامه به ژانر وحشت و نوآر است. یک نویسنده خودش را در داستانش گم کرده، شهر در جهنم می‌سوزد و هیچ کس نمی‌تواند به روایت‌ها اعتماد کند. بعد از آلن ویک ۲، هر بار قلم به دست می‌گیرید، شک می‌کنید شاید خودتان هم یک شخصیت داستانی باشید.

Hotel Dusk: Room 215


هتل داسک: روم ۲۱۵ یک بازی نوآر ژاپنی برای نینتندو دی‌اس است که در هتلی قدیمی و متروکه در دهه هفتاد می‌گذرد. شما کایل هاید، یک فروشنده دوره‌گرد سابق که کارآگاه خصوصی شده را کنترل می‌کنید. کل بازی در صفحات دفترچه‌ای طراحی شده که شبیه یک رمان تصویری است. شما باید با مهمانان هتل حرف بزنید، سرنخ جمع کنید و معمای یک اتاق قفل شده را حل کنید. بازی عمودی است؛ یعنی باید نینتندو دی‌اس را مثل یک کتاب باز کنید. مکانیک ساده، داستان عمیق و فضای نوآر غلیظ.

هتل داسک شما را عاشق نوآر می‌کند چون همه چیز در آن یک راز است. حتی راه رفتن در راهروی هتل حس پارانویا دارد. دیالوگ‌ها سنگین، پر از طعنه و اندوه‌اند. پایان بازی مثل یک فیلم خوب نوآر، نه خوب است و نه بد، فقط تمام می‌شود و شما ساعتی روی مبل می‌مانید.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (1 مورد)
  • mohsen_8864
    mohsen_8864 | 3 هفته قبل

    همین نیم ساعت پیش مافیا ۲ تموم کردم و از پایانش واقعا متعجب شدم کمرم شکست

مطالب پیشنهادی