۲۰ بازی ریمیک و ریمستری که از نسخه اصلی ضعیفتر بودند
فهرستی از بازسازیهایی که به جای بهبود، به عقب برگشتند
صنعت بازیهای ویدیویی سالهاست که به بازسازی آثار کلاسیک روی آورده است. ایده ساده است: یک بازی محبوب قدیمی را بردارید، گرافیکش را بهبود ببخشید، کنترلهایش را مدرن کنید و آن را به نسل جدیدی از بازیکنان معرفی کنید. اما همیشه هم این معادله جواب نمیدهد. گاهی سازندگان آنقدر در جزئیات غرق میشوند که روح اصلی بازی را از دست میدهند؛ گاهی بودجه و زمان کافی نیست و نتیجه، محصولی نیمهکاره میشود؛ و گاهی هم به سادگی، نسخه اصلی آنقدر خوب بوده که هر تلاشی برای بازسازی، فقط ضعفهایش را بیشتر نمایان میکند. در این مقاله از ویجیاتو، بیست بازی ریمیک و ریمستر را مرور میکنیم که نه تنها از نسخه اصلی خود بهتر نشدند، بلکه در بسیاری از موارد، تجربهای ضعیفتر و ناامیدکنندهتر ارائه دادند. از بازسازیهای AAA گرفته تا پورتهای دستیابی به کنسولهای ضعیفتر، این فهرست نشان میدهد که بازسازی یک کلاسیک، همیشه به معنای بهبود آن نیست.
Tony Hawk's Pro Skater HD

Tony Hawk's Pro Skater HD در سال ۲۰۱۲ منتشر شد تا نوستالژی اسکیتبازها را زنده کند، اما در عوض نشان داد که برخی بازیها نباید از نو ساخته شوند. این ریمستر تنها هفت مرحله از دو بازی اول را شامل میشد و هیچ کدام از پیشرفتهای بیش از یک دهه صنعت بازی در آن دیده نمیشد. گرافیک بهبود یافته بود، اما گیمپلی همچنان در همان محدودههای ابتدایی دهه ۲۰۰۰ گیر کرده بود.
یکی از بزرگترین ناامیدیها، نبود حالت چندنفره محلی بود. بازی که ذاتاً برای دور هم جمع شدن و رقابت ساخته شده بود، حالا بازیکنان را به تنهایی با صفحه نمایش تنها میگذاشت. مرحلهها باید یکییکی باز میشدند و تکرار مأموریتهای تکراری برای باز کردن مرحله بعد، به سرعت خستهکننده میشد. منتقدان اشاره کردند که این بازی برای طرفداران سرسخت سری شاید ارزش یک نگاه داشته باشد، اما برای بقیه، پرداخت ۱۵ دلار برای یک تجربه ناقص و سطحی، تصمیم عاقلانهای نیست. Tony Hawk's Pro Skater HD به جای زنده کردن خاطرات، فقط یادآوری کرد که چرا آن خاطرات بهتر است در گذشته بمانند.
Metal Gear Solid: Master Collection

Metal Gear Solid: Master Collection قرار بود مجموعهای باشد که سه بازی اول سری متال گیر را به کنسولهای مدرن بیاورد، اما آنچه کونامی تحویل داد، یکی از کمتلاشترین مجموعههای تاریخ ریمستر بود. بازیهای MGS2 و MGS3 حتی روی PS5 و Xbox Series X همچنان با رزولوشن ۷۲۰p اجرا میشدند و روی نمایشگرهای 4K، تصویری تار و پیکسلی ارائه میدادند. فیلترینگ بافتها در نسخه Xbox حتی پس از آپدیتها اصلاح نشد و نسخه Switch همچنان با فریمریت زیر ۳۰ فریم در نوسان بود.
مشکل بزرگتر، نبود تلاش برای بهبود واقعی بود. MGS1 فقط یک شبیهسازی خام از نسخه PS1 بود و MGS2 و MGS3 همان پورتهای HD Collection نسل قبل بودند با حداقل تغییرات. در حالی که نسخههای مود شده روی PC همچنان بهترین راه برای تجربه این بازیها هستند، Master Collection به عنوان یک محصول رسمی، ناامیدکنندهترین شکل ممکن را ارائه داد. برای مجموعهای که قرار بود ادای احترامی به یکی از مهمترین سریهای تاریخ باشد، این نتیجه بسیار تلخ است.
XIII

XIII نسخه اصلی سال ۲۰۰۳ با سبک هنری کمیکبوکی منحصربهفردش در ژانر شوتر اولشخص جایگاه ویژهای داشت. بازسازی سال ۲۰۲۰ قرار بود این سبک را مدرن کند، اما نتیجه یکی از بدترین ریمیکهای تاریخ بود. سبک کمیکبوکی که هویت اصلی بازی بود، تقریباً به طور کامل حذف شد و جای آن را گرافیکی بیروح و بیهویت گرفت. انیمیشنها خشک و بیجان بودند، افکتهای صوتی ناقص و گیمپلی پر از باگ و ناپایداری بود.
مبارزات بازی که قرار بود هیجانانگیز باشند، به لطف نبود بازخورد ضربه و کنترلهای نادرست، کاملاً بیروح شده بودند. اسلحهها یا بیش از حد قدرتمند بودند یا بیفایده، و دشمنان گاهی مانند تکه چوب به زمین میافتادند. حتی پس از عذرخواهی ناشر و انتشار پچهای متعدد، XIII هرگز نتوانست به آن چیزی که باید میبود نزدیک شود. برای هر کسی که نسخه اصلی را تجربه کرده باشد، این بازسازی تنها یک یادآوری است از اینکه چرا برخی کلاسیکها بهتر است دستنخورده باقی بمانند.
Warcraft III: Reforged

Warcraft III: Reforged یکی از بدنامترین بازسازیهای تاریخ بازیهای ویدیویی است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و تقریباً تمام وعدههایش را زیر پا گذاشت. بلیزارد قول صحنههای میانپرده بازسازیشده، گرافیک مدرن و حفظ تمام محتوای نسخه اصلی را داده بود، اما آنچه تحویل داد، محصولی نیمهکاره با گرافیکی بحثبرانگیز و حذف ویژگیهای کلیدی بود. بدتر از همه، نسخه اصلی بازی به زور با Reforged جایگزین شد و بازیکنان چارهای جز تحمل این نسخه ضعیفتر نداشتند.
حتی پس از سالها و آپدیت ۲.۰، وضعیت تنها از «فاجعهبار» به «متوسط» بهبود یافته است. گرافیک جدید سیلوئت واحدها را ناخوانا کرده و برخی ویژگیهای اصلی نسخه کلاسیک مانند نردبان رقابتی و آمار بازیکنان، مدتها غایب بودند. شاید بهترین توصیف از Reforged این باشد که یک پچ اجباری گرانقیمت و غیرضروری بود که به جای ارتقا، به بازی اصلی آسیب زد. وجود نسخه اصلی در کنار آن، تنها دلیلی است که میتوان برای خریدش پیدا کرد.
Sonic Colours: Ultimate

Sonic Colours: Ultimate قرار بود نسخهای بهبودیافته از یکی از محبوبترین بازیهای سونیک روی Wii باشد، اما در زمان انتشار در سال ۲۰۲۱، با انبوهی از باگها، مشکلات فنی و کنترلهای نادرست به یکی از ناامیدکنندهترین ریمسترهای تاریخ سونیک تبدیل شد. بازیکنان از افت فریم، کرشهای مکرر و حتی یک باگ صرعآور در نسخه Switch شکایت داشتند که تجربه را تقریباً غیرقابل بازی میکرد.
حتی پس از گذشت سالها، بسیاری از مشکلات پابرجا ماندهاند. اگرچه بازی همچنان تنها راه قانونی برای تجربه Sonic Colours روی پلتفرمهای مدرن است، اما نسخه Wii از نظر پایداری و کنترلها هنوز برتری دارد. منتقدان اشاره کردهاند که این ریمستر نه تنها چیزی به تجربه اصلی اضافه نکرده، بلکه با مشکلات فنی خود، لذت بازی را کاهش داده است. برای طرفداران سونیک، Ultimate یادآوری تلخی است از اینکه چگونه یک کلاسیک میتواند با یک بازسازی بیدقت، خدشهدار شود.
Grand Theft Auto: The Trilogy - The Definitive Edition

Grand Theft Auto: The Trilogy – The Definitive Edition یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ ریمستر بود. راکاستار و Grove Street Games قول بازسازی سه بازی افسانهای GTA III، Vice City و San Andreas را داده بودند، اما آنچه تحویل دادند، ترکیبی بود از مدلهای شخصیتهای عجیب و غریب، انیمیشنهای شکسته، باگهای بیشمار و حذف موسیقیهای نمادین رادیو.
بازیکنان از همان روز اول با محصولی نیمهکاره روبهرو شدند که حتی به نسخههای موبایل اصلی هم شباهت داشت. چهرههای شخصیتها با استفاده از هوش مصنوعی «بهبود» یافته بودند و نتیجه، ظاهری عجیب و ترسناک بود. موسیقیهای کلاسیک حذف شده بودند و عملکرد فنی بازی در بسیاری از پلتفرمها فاجعهبار بود. راکاستار بعداً عذرخواهی کرد و پچهایی منتشر شد، اما آسیب وارد شده بود. برای سه بازی که تعریفکننده یک نسل بودند، Definitive Edition نه تنها «تعریفکننده» نبود، بلکه توهینی به میراث آنها بود.
GoldenEye 007 - Wii Edition

GoldenEye 007 نسخه Wii تلاش کرد بازی افسانهای N64 را بازسازی کند، اما نتیجه ترکیبی بود از تغییرات غیرضروری و مشکلات فنی که آن را از نسخه اصلی پایینتر میآورد. فریمریت بازی حتی برای استانداردهای Wii پایین بود و گرافیک آن زیر حد متوسط قرار داشت. اما مشکل اصلی، تغییرات در گیمپلی بود. سیستم سلامتی بازسازیشده و طراحی مراحل که سعی میکردند شبیه Modern Warfare باشند، حس و حال GoldenEye اصلی را از بین برده بودند.
طراحی چندنفره هم نتوانست جادوی نسخه N64 را بازسازی کند. بازیکنان اشاره کردند که این نسخه بیشتر شبیه یک بازی اکشن اولشخص معمولی با برچسب GoldenEye بود تا بازسازی آن کلاسیک. دانیل کریگ به جای پیرس برازنان صداپیشگی میکرد و شخصیتها و داستان دستخوش تغییراتی شده بودند که هیچکدام بهبود واقعی نبودند. GoldenEye 007 Wii نشان داد که برخی بازیها آنقدر به زمان و مکان خود وابستهاند که بازسازیشان در زمینهای دیگر، فقط ناامیدی به بار میآورد.
Blade Runner: Enhanced Edition

Blade Runner: Enhanced Edition قرار بود نسخه بهبودیافته بازی ماجراجویی کلاسیک سال ۱۹۹۷ باشد، اما در عمل، تقریباً هیچ بهبودی نداشت. گرافیک پسزمینههای ثابت بازی همچنان در همان رزولوشن پایین و نسبت تصویر ۴:۳ اصلی باقی مانده بود، با نوارهای سیاه بزرگ در دو طرف صفحه. ویدئوهای بازی که قرار بود با ۶۰ فریم اجرا شوند، تنها ۳۰ فریم اصلی را دو برابر کرده بودند بدون اینکه جزئیات جدیدی اضافه کنند.
بدتر از همه، برخی اقدامات و محتواهای بازی حذف شده بودند. برای بازیای که تمام هویتش به فضاسازی و جزئیات وابسته است، این حذفها ضربه بزرگی بود. بازیکنان اشاره کردند که نسخه اصلی را میتوان با ScummVM یا نسخه ۴CD قدیمی بهتر از این Enhanced Edition تجربه کرد. این ریمستر نمونه بارزی از این بود که چگونه میتوان یک کلاسیک را با کمترین تلاش ممکن، «بهبود» داد بدون اینکه واقعاً چیزی بهبود یابد.
Diddy Kong Racing DS

Diddy Kong Racing DS تلاش کرد بازی کلاسیک N64 را به نینتندو DS بیاورد، اما در این مسیر آنقدر ویژگیهای ناخواسته و کنترلهای آزاردهنده اضافه کرد که تجربه را خراب کرد. بازی اصلی در سال ۱۹۹۷ یک مسابقهای ماجراجویانه منحصربهفرد بود، اما نسخه DS با اضافه کردن مینیگیمهای لمسی اجباری و مکانیکهای قلملمسی، ریتم بازی را کاملاً به هم زد.
بدترین بخش، مسابقات لمسی بود که در آن باید با قلم مسیر کارت را میکشیدید. این مکانیک نه تنها کنترلپذیر نبود، بلکه تقریباً غیرممکن بود و هیچ لذتی نداشت. علاوه بر این، سیستم جدید unlockableها بازیکن را مجبور میکرد مسیرها را بارها و بارها تکرار کند تا سکه جمع کند و آیتم بخرد. یوروگیمر در نقد خود نوشت که Diddy Kong Racing DS بدترین ویژگیهای دو دنیا را ترکیب کرده: هم یک پورت تنبل و هم یک بازسازی که با ویژگیهای نامناسب، تجربه اصلی را خراب کرده است. برای طرفداران نسخه N64، این نسخه DS یک کابوس لمسی بود.
Dead Rising: Chop Till You Drop

Dead Rising: Chop Till You Drop نسخه Wii از بازی محبوب Xbox 360 بود که به دلیل محدودیتهای سختافزاری Wii، مجبور شد تقریباً همه چیز را قربانی کند. سیستم عکاسی که یکی از ویژگیهای کلیدی نسخه اصلی بود، به طور کامل حذف شد. ساختار آزاد و غیرخطی بازی جای خود را به یک تجربه خطی و محدود داد و مهمتر از همه، تعداد زامبیهای روی صفحه به شدت کاهش یافت.
نسخه اصلی Dead Rising به خاطر انبوه زامبیهایی که میشد با هر وسیلهای سلاخی کرد، معروف بود. اما Chop Till You Drop به سختی میتوانست یکهشتم آن تعداد را روی صفحه بیاورد. نتیجه، تجربهای بود که شبیه Dead Rising به نظر میرسید اما روح آن را نداشت. برای کسانی که نسخه اصلی را بازی کرده بودند، این نسخه Wii یک عقبگرد بزرگ بود و برای تازهواردها، تصویری ناقص و گمراهکننده از یکی از بهترین بازیهای زامبیمحور تاریخ ارائه میداد.
Call of Duty: Modern Warfare 2 Campaign Remastered

Call of Duty: Modern Warfare 2 Campaign Remastered در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و اگرچه بخش کمپین را با گرافیک بهبودیافته ارائه میداد، اما حذف کامل حالت چندنفره و Spec Ops، ارزش این بسته را به شدت کاهش داد. برای بسیاری از بازیکنان، MW2 با چندنفرهاش شناخته میشد و حذف آن، تجربه را ناقص میکرد. مأموریت «No Russian» که زمانی جنجالی بود، حالا در زمینهای بدون چندنفره، بیشتر شبیه یک شوکدهنده خالی به نظر میرسید.
طراحی مراحل هم که در زمان خودش پیشرو بود، حالا تکراری و قدیمی به نظر میرسید. منتقدان اشاره کردند که این ریمستر بیشتر شبیه یک نمایش آتشبازی زیبا بود: چند دقیقه چشمنواز، اما بدون عمق و ماندگاری. برای طرفداران سرسخت کمپین MW2 شاید ارزش نوستالژیک داشته باشد، اما برای بقیه، یک بسته ناقص با قیمتی بود که ارزشش را نداشت.
Star Wars Episode I: Jedi Power Battles

Star Wars Episode I: Jedi Power Battles نسخه اصلی سال ۲۰۰۰ حتی در زمان خودش هم بازی مشکلداری بود: کنترلهای سنگین، دوربین آزاردهنده و باگهای متعدد. انتظار میرفت که ریمستر ۲۰۲۵ این مشکلات را برطرف کند، اما در عوض، همان مشکلات را با گرافیک کمی بهتر تحویل داد. پلتفرمینگ همچنان کلافهکننده بود، برخورد ضربات ناهماهنگ و دوربین در زوایای نامناسب، بازی را تقریباً غیرقابل کنترل میکرد.
ریمستر چند شخصیت جدید و مینیگیم اضافه کرده بود، اما هیچکدام تجربه اصلی را بهبود نمیدادند. کنترلهای «مدرن» هم تفاوت چندانی با کنترلهای کلاسیک نداشتند و مشکلات اصلی بازی را حل نمیکردند. منتقدان این ریمستر را یکی از بدترینهای سال ۲۰۲۵ نامیدند، نه به این خاطر که بازی اصلی خوب بود و خراب شد، بلکه به این خاطر که بازی اصلی مشکلدار بود و ریمستر هیچ تلاشی برای درست کردن آن نکرد.
Devil May Cry HD Collection

Devil May Cry HD Collection در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و سپس در سال ۲۰۱۸ دوباره برای PS4 و Xbox One بازنشر شد، اما در هر دو نوبت، یکی از تنبلترین مجموعههای HD تاریخ بود. بازیها از ۷۲۰p به ۱۰۸۰p ارتقا یافتند و فریمریت ۶۰ تثبیت شد، اما هیچ بهبود دیگری در گرافیک یا گیمپلی اعمال نشد. صحنههای سینمایی CG همچنان در نسبت تصویر ۴:۳ و با کیفیت پایین نمایش داده میشدند.
مشکل بزرگتر، خود بازیها بود. Devil May Cry 2 که در زمان انتشار هم ضعیف بود، بدون هیچ تغییری در این مجموعه قرار گرفته بود و تجربهاش همچنان خستهکننده و بیروح بود. حتی Devil May Cry 1 که کلاسیک محسوب میشود، با دوربین ثابت و کنترلهای قدیمیاش، برای مخاطب مدرن نیاز به بهبود داشت که هیچکدام اعمال نشد. این مجموعه برای طرفداران سرسخت سری شاید ارزش آرشیوی داشته باشد، اما برای بقیه، یادآوری است از اینکه HD کردن صرفاً افزایش رزولوشن نیست.
Assassin's Creed: The Ezio Collection

Assassin's Creed: The Ezio Collection قرار بود سه بازی محبوب Ezio را با گرافیک بهبودیافته به نسل هشتم کنسولها بیاورد، اما در عمل، یکی از تنبلترین ریمسترهای یوبیسافت بود. گرافیک بازیها تنها با افزایش رزولوشن و بافتهای کمی بهتر همراه بود، اما همچنان با ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا میشد. برخی از مدلهای NPCها حتی بدتر از نسخههای Xbox 360 به نظر میرسیدند.
حالت چندنفره Brotherhood و Revelations حذف شده بود و هیچ محتوای جدیدی اضافه نشده بود. برای سه بازی که در زمان خودشان انقلابی بودند، این مجموعه حس یک پورت معمولی را میداد تا یک ریمستر واقعی. منتقدان اشاره کردند که اگر این بازیها را قبلاً تجربه کردهاید، هیچ دلیل واقعی برای خرید این مجموعه وجود ندارد، و اگر تجربه نکردهاید، شاید بهتر باشد نسخههای اصلی را بازی کنید یا منتظر تخفیف بزرگ بمانید. Ezio Collection یادآوری بود از اینکه برخی ناشران ریمستر را فقط به عنوان راهی برای درآمد اضافی میبینند.
Crysis Remastered

Crysis Remastered قرار بود بازیای که زمانی نماد گرافیک پیشرو بود را به نسل جدید بیاورد، اما در عوض برخی از نقاط قوت اصلی آن را قربانی کرد. نسخه اصلی Crysis روی PC به خاطر فیزیک تخریبپذیر و آزادی عمل در رویارویی با دشمنان مشهور بود. اما نسخه ریمستر بر پایه نسخه Xbox 360 ساخته شد و فیزیک بازی به طور قابل توجهی تنزل یافت. پالت رنگی بازی کاملاً تغییر کرد و برخی افکتهای نورپردازی اصلی حذف شدند.
عملکرد بازی هم روی PC چندان خوب نبود. با وجود پشتیبانی از چند هسته، بازی همچنان به یک هسته وابسته بود و در برخی صحنهها با افت فریم شدید مواجه میشد. حالت چندنفره و کمپین Warhead هم در این نسخه وجود نداشتند. برای طرفداران Crysis، این ریمستر نه تنها نسخه اصلی را بهبود نمیداد، بلکه در برخی جنبهها از آن عقبتر بود. Crysis Remastered نشان داد که گرافیک بهتر بدون حفظ روح گیمپلی اصلی، نمیتواند یک بازسازی موفق بسازد.
PaRappa the Rapper Remastered

PaRappa the Rapper Remaster در سال ۲۰۱۷ برای PS4 منتشر شد و به دلیل مشکلات جدی در زمانبندی نوتها، یکی از بدترین ریمسترهای تاریخ لقب گرفت. بازی ریتم که تمام هویتش به دقت زمانبندی وابسته است، در این نسخه با ناهماهنگیهای عجیب و غریب مواجه بود. بازیکنان گزارش دادند که حتی با ضربههای دقیق، امتیاز از دست میدادند و گاهی نوتها کاملاً خارج از ریتم ظاهر میشدند.
علاوه بر این، محتوای اضافی بسیار محدود بود: تنها یک جای ذخیره برای ریپلی، بدون گالری، بدون مصاحبه و بدون هیچ چیز ویژهای برای بیستمین سالگرد بازی. صحنههای FMV اصلی همچنان در رزولوشن پایین نمایش داده میشدند و تضاد شدیدی با گرافیک HD بازی داشتند. برای طرفداران PaRappa، این ریمستر نه تنها تجربه اصلی را بهبود نمیداد، بلکه به دلیل مشکلات زمانبندی، آن را بدتر هم میکرد.
Batman: Return to Arkham

Batman: Return to Arkham مجموعهای از ریمسترهای Batman: Arkham Asylum و Arkham City بود که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. انتظار میرفت که این دو بازی عالی با گرافیک بهبودیافته و عملکرد بهتر به نسل هشتم بیایند، اما نتیجه ناامیدکننده بود. فریمریت بازیها روی ۳۰ قفل شده بود، بافتها ناهماهنگ بودند و رنگها بیش از حد اشباع شده بودند.
مشکل بزرگتر، حس «ناتمام» بودن بازی بود، بهویژه در Arkham City. به جای اینکه این مجموعه راهی برای تجربه بهتر دو بازی کلاسیک باشد، بیشتر شبیه یک پورت شتابزده به نظر میرسید. برای کسانی که نسخههای اصلی را روی PS3 یا Xbox 360 داشتند، هیچ دلیل واقعی برای خرید این مجموعه وجود نداشت. Batman: Return to Arkham نشان داد که حتی بازیهای فوقالعاده هم میتوانند با یک ریمستر ضعیف، خدشهدار شوند.
The Chronicles of Riddick: Assault on Dark Athena

The Chronicles of Riddick: Assault on Dark Athena در واقع یک ریمستر از Escape From Butcher Bay را همراه با یک کمپین جدید ارائه میداد. اما خود ریمستر، تفاوت چندانی با نسخه اصلی نداشت. گرافیک کمی بهبود یافته بود، اما گیمپلی همچنان همان ترکیب خطی و ساده اکشن و مخفیکاری بود که در سال ۲۰۰۴ ارائه شده بود. برای کسانی که Butcher Bay را بازی کرده بودند، پرداخت ۶۰ دلار برای یک کمپین کوتاه جدید و یک ریمستر حداقلی، تصمیم سختی بود.
کمپین Dark Athena هم نتوانست انتظارات را برآورده کند. طراحی مراحل خطی و ساده بود و گیمپلی هیچ پیشرفتی نسبت به نسخه اصلی نداشت. منتقدان اشاره کردند که این بسته برای طرفداران سرسخت دنیای Riddick شاید ارزش داشته باشد، اما برای بقیه، یک بازی اکشن معمولی با چند مشکل فنی بود. ریمستر Butcher Bay در این بسته، به جای بهبود، فقط یادآوری کرد که آن بازی در زمان خودش چقدر خوب بود و حالا چقدر قدیمی به نظر میرسد.
Final Fantasy V Pixel Remaster

Final Fantasy V Pixel Remaster از نظر بصری و صوتی بهبودهایی داشت: اسپرایتهای بازطراحیشده، موسیقی ارکسترال و رابط کاربری مدرن. اما مشکل اصلی این بود که نسخه GBA بازی دارای محتوای اضافی مهمی بود که در این ریمستر حذف شد: دو شغل جدید و یک سیاهچال اضافی. برای طرفداران سری که این محتوا را تجربه کرده بودند، Pixel Remaster یک عقبگرد محسوب میشد.
اگرچه برخی استدلال میکنند که آن دو شغل چندان جذاب نبودند و سیاهچال هم کیفیت پایینی داشت، اما اصل ماجرا این است که نسخهای که محتوای بیشتری دارد، از نظر تئوری باید انتخاب بهتری باشد. Pixel Remaster در برخی جنبهها (مانند گرافیک و صدا) بهتر بود، اما در محتوا، از نسخه GBA عقبتر بود. برای کسی که به دنبال کاملترین تجربه Final Fantasy V است، این نسخه شاید بهترین انتخاب نباشد، هرچند برای تازهواردها همچنان قابل قبول است.
Secret of Mana Remaster

Secret of Mana Remaster در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و اگرچه گرافیک سهبعدی جدید و صداپیشگی اضافه کرده بود، اما در بسیاری از جنبهها از نسخه اصلی SNES عقبتر بود. گرافیک بازی ناقص و ناهماهنگ بود: شخصیتها کیفیت پایینی داشتند در حالی که دشمنان خوب طراحی شده بودند. صداپیشگی آنقدر بد بود که بسیاری ترجیح دادند آن را خاموش کنند و از موسیقی اصلی استفاده کنند.
با این حال، ریمستر تغییرات مثبتی هم در گیمپلی داشت: ذخیره خودکار، میانبرهای مهارت و دیالوگهای اضافی. اما این بهبودها نتوانستند جبران گرافیک ناقص و قیمت بالای بازی را بکنند. برای کسی که بخواهد Secret of Mana را برای اولین بار تجربه کند، این نسخه هنوز هم قابل قبول است، اما برای طرفداران نسخه اصلی، یک ناامیدی بود. Secret of Mana Remaster نشان داد که اضافه کردن گرافیک سهبعدی و صداپیشگی، به تنهایی نمیتواند یک کلاسیک را بهبود بخشد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.