| ناشر بازی: یوبیسافت | مدت زمان بازی: 30 ساعت |
| سازنده بازی: یوبیسافت, یوبیسافت سنگاپور | کامل کردن بازی: 60 ساعت |
از لحظهای که اولین شایعات بازسازی Assassin's Creed: Black Flag به گوش گیمرها رسید، برای بسیاری سوال پیش آمد که آیا چنین عنوانی که در بسیاری از زمینهها همچنان حس و حال مدرنی دارد، اصلا نیازی به یک ریمیک دارد یا خیر. حالا که این عنوان با نام Assassin's Creed Black Flag Resynced قرار است بالاخره منتشر شود، هنوز هم نمیتوان به این سوال یک پاسخ قاطعانه داد. با این حال میتوان گفت که خوشبختانه یا شاید هم متاسفانه، این عنوان احتمالا بهترین بازی یوبیسافت در حداقل شش سال گذشته است. با بررسی ویجیاتو همراه باشید.
قبل از هر چیزی بگذارید ماهیت این بازسازی را مشخص کنیم، چون دیگر میدانید که تعریف هر استودیو از ریمیک یا ریمستر میتواند متغیر باشد. مثلا عناوینی همچون The Last of Us Part 1 و Metal Gear Solid Delta: Snake Eater که گیم پلی بازی اصلی را همراه با بهبودهایی جزئی نگه داشتند و صرفا گرافیک بازی را متحول کردند، با برچسب ریمیک راهی بازار شدند، اما عنوانی مانند The Elder Scrolls IV: Oblivion Remastered که دقیقا همین کار را انجام میداد، یک ریمستر لقب گرفت. از طرف دیگر عناوین سری Resident Evil یا Final Fantasy VII هم با لقب بازسازی راهی بازار شدند، در حالی که تا حد زیادی میتوانند ادعا کنند که بازیهای کاملا جدیدی هستند.
ماجرا درباره Assassin's Creed Black Flag Resynced کمی متفاوت است. بهشکل واضحی میتوان دید که از بعد فنی، تقریبا کل بلک فلگ بهشکل کامل از ابتدا بازسازی شده است، اما از طرف دیگر هم اکثر محتوای بازی و بهخصوص بخش داستانی، تقریبا همانی است که از بازی اصلی بهخاطر دارید. حال شروع به بازی کردن میکنید و متوجه میشوید که BFR در عین حال که کاملا حس و حال همان بازی اصلی را منتقل میکند، در برخی مواقع محتوای کاملا جدیدی دارد، در برخی مواقع چیزهای بیشتر یا کمتری نسبت به نسخه اصلی دارد و در برخی مواقع دیگر هم صرفا کمی متفاوت از آن بازی است. در واقع Black Flag Resynced مرا یاد میم معروف جیمز فرانکو از فیلم The Interview میاندازد؛ بلک فلگ و بلک فلگ ریسینکد هر دو یک بازیاند، اما متفاوتند، اما همچنان یکی هستند، اما همچنان متفاوتند!
از داستان بازی شروع میکنیم که همچنان ماجرای «ادوارد کنوی» معروف را روایت میکند؛ دریانوردی ولزی که با رویای ساخت یک زندگی مرفه به یک دزد دریایی تبدیل میشود، غافل از اینکه زندگی خواب متفاوتی برایش دیده است. داستان ادوارد قطعا جزو بهترینهای Assassin's Creed است و خوشبختانه باید گفت که در Black Flag Resynced، این داستان بهشکلی تقریبا دستنخورده دوباره تعریف میشود. با اینکه بعضا میتوانید صحنهها و دیالوگهای جدیدی مشاهده کنید، اما اصل کار همان چیزی است که در بلک فلگ تجربه کردید و دیالوگها، صداپیشگیها و حتی کارگردانی میانپردهها کاملا یکسان باقی مانده است.
جای خوشحالی دارد که یوبیسافت داستان بازی را به همان شکل اصلی نگه داشته است، چون متاسفانه حقیقتی که درباره یوبیسافت وجود دارد این است که آنها در چند سال اخیر به هر دلیلی نتوانستهاند یا نخواستهاند داستانهای جذابی تعریف کنند و شخصیتهای عمیقی بسازند. آنها لزوما بد نیستند، اما خارج از برخی از سکانسهایی که هر از گاهی ظاهر میشوند، بهندرت میتوانند احساس خاصی در بازیکن بیدار کنند. Black Flag Resynced یادآوری خوبی برای این حقیقت است که یوبیسافت قبلا داستانگوی به مراتب بهتری بود و شاید این تلنگر، در نهایت برای این استودیو سبب خیر شود.
اما در بحث روایی همه چیز مشابه نسخه اصلی نیست. برای مثال، سه شخصیت جدید به بازی اضافه شدهاند که طی محتوای جانبی میتوانند بهعنوان افسر به خدمه Jackdaw ملحق شوند و قابلیتهای جدیدی به کشتی اضافه کنند. آنها در داستان اصلی نقشی ایفا نمیکنند و صرفا به شکلی ایزوله شده در ماموریتهای جانبی خود با ادوارد تعامل دارند، اما همان داستانهای کوتاه هم هرچند کلیشهای اما سرگرمکننده هستند. برای مثال «لوسی بالدوین» دریانوردی از خانوادهای ثروتمند است که ارث پدربزرگ فقیدش بالا کشیده شده، یا «هابیل» ملقب به «پادره» کشیشی است که قصهاش یادآور شخصیت «ویلیام مانی» در فیلم The Unforgiven کلینت ایستوود است. سلسله ماموریتهای مربوط به این سه شخصیت حدودا سه ساعت محتوای اضافه برایتان رقم خواهند زد.

اما از طرف دیگر، بسته الحاقی Freedom Cry و داستان زمان حال بهطور کامل از Resynced حذف شدهاند و به جای بخش مدرن، سلسله محتوای جانبی خاصی با نام Rifts به بازی اضافه شده است که سناریوهای «چه میشد اگر…؟» مختلفی برای ادوارد و دیگر شخصیتها را به تصویر میکشد. جای خالی Freedom Cry کمی احساس میشود، اما شخصا هیچ مشکلی با حذف بخش مدرن ندارم، زیرا از ۱۳ سال پیش تاکنون بر این عقیده بودم و هستم که یوبیسافت بعد از پایان Assassin's Creed 3 مطلقا ایدهای نداشته و ندارد که با داستان زمان حال فرنچایز چه کار کند. اگر قرار است مدام داستانها و اتفاقاتی پایهگذاری شوند که در نهایت به هیچ جایی نرسند، ترجیح میدهم بخش مدرن بهطور کل از سری کنار گذاشته شود.
وقتی به ابعاد فنی Assassin's Creed Black Flag Resynced میرسیم، صحبت راجع به این بازی جالبتر میشود. بلک فلگ اصلی بهعنوان یک بازی میاننسلی محصول ۲۰۱۳ هنوز هم بسیار خوشقیافه است، اما Resynced با جلوههای بصری بازی کاری میکند که کاملا وجود خود را حلال میکند. این بازسازی نهتنها طراحی هنری بازی اصلی را بهخوبی به سختافزار جدید منتقل کرده است، بلکه قطعا زیباترین گرافیک را میان تمام بازیهای Assassin's Creed تاکنون دارد و احتمالا هم یکی از چشمنوازترین و پیشرفتهترین پکیجهای بصری را میان تمام بازیهای این نسل دارد. ستاره اصلی گرافیک بازی هم نورپردازی مبتنی بر رهگیری پرتوی آن است که به خلق صحنههای اسکرینشاتپسند کمک شایانی میکند، مخصوصا وقتی هوا آفتابی باشد. در این مواقع، کاملا میتوانید ادوارد را درک کنید که چرا همسرش را در بریتانیا رها کرد تا به کاراییب سفر کند!
تازه این را در شرایطی میگویم که تنظیمات گرافیکی بازی را در بالاترین حالت نگذاشته بودم. من بازی را روی کامپیوتری با کارت گرافیک RTX 3070، پردازنده i5 12600K و ۳۲ گیگابایت رم تجربه کردم. با رزولوشن 1440p و DLSS Balanced، عمده تنظیمات بازی روی High قرار داشتند و مواردی همچون مدل شخصیتها و موی تار محور (Hair Strands) حتی بالاتر قرار داشتند. اما در عوض، رهگیری پرتو را روی حالت Extended و تنظیمات Medium قرار دادم تا با این تنظیمات بتوانم به یک تجربه ۶۰ فریمی پایدار دست یابم (بهجز میانپردهها که روی ۳۰ فریم قفلند). بازی در این حالت هم تجربه بصری واقعا خوبی ارائه میداد، اما با توجه به چیزهایی که از بازی دیدهام میتوانم بگویم که تنظیمات بالاتر رهگیری پرتو کمک قابل توجهی به کیفیت بصری بازی میکنند.


پورت پیسی بازی هم واقعا تحسینبرانگیز است. در مدتی که پای بازی بودم، بهجز یک کرش با مشکل فنی خاصی برخورد نکردم. بازی تنظیمات گرافیکی متعدد و ابزارهای بنچمارک دقیقی به شما ارائه میدهد که بتوانید روی طیف بزرگی از سختافزارها به ترکیب مد نظر خود از گرافیک و پرفورمنس دست پیدا کنید. همچنین بازی برخلاف بسیاری از عناوین اخیر در مصرف VRAM خود نسبتا بهینه عمل میکند و دارندگان کارتهای گرافیک هشت گیگابایتی میتوانند تجربه بصری خوبی داشته باشند.
البته که بازی نسخه صرفا زیباتر همان بازی اصلی نیست. برای مثال دیگر هیچ لودینگی در مپ بازی وجود ندارد و میتوانید از هاوانا تا کینگستون و هر جزیره دیگری را بدون حتی یک لودینگ طی کنید. همچنین بهلطف وسیعتر شدن شهرهایی همچون هاوانا و امکان شنای آزادانه زیر آب، در نقاط جدیدی نسبت به بازی اصلی میتوانید گشت و گذار کنید. و مهمتر از همه، حس بازی با ادوارد کمی از قبل متفاوت است.
بازسازی بلک فلگ بهوضوح از همان سیستمهای کنترل شخصیت و مبارزهای که در امثال Mirage و Shadows وجود داشتند استفاده میکند، اما بهنظر میرسد این بازی بهترین خروجی این سیستمها باشد. ادوارد کمی چابکتر از بازی اصلی بهنظر میرسد و سیستم پارکور کنترل بیشتری برای تعیین حرکات بعدی در اختیارتان قرار میدهد. طبیعتا پارکور Black Flag Resynced هم مانند تمام بازیهای سری میتواند خنگبازیهای خود را داشته باشد و شما را به جهتهای ناخواسته هدایت کند، اما نسبت به آن چیزی که در امثال Valhalla میدیدیم، Black Flag Resynced ده قدم رو به جلو محسوب میشود.
همچنین ادوارد حالا میتواند آزادانه کلاه خود را بر سر بگذارد و بردارد، و همچنین آزادانه در حالت نشسته حرکت کند، چیزی که در بازی اصلی وجود نداشت. ضمنا ادوارد اکنون بهمراتب زودتر از بازی اصلی گجت Rope Dart را بهدست میآورد که در مخفیکاری و مبارزات میتواند کمکرسان بزرگی باشد. با اینکه ادوارد نسبت به بازی اصلی امکانات بیشتری برای مخفیکاری دارد، اما از طرف دیگر هم دشمنان بهمراتب حواسجمعتر از بازی اصلی بهنظر میرسند. ظاهرا گوش دشمنان شنواتر و میدان دیدشان طولانیتر و وسیعتر شده است و به راحتی بازیهای قدیمیتر نمیتوانید یک دشمن را بدون متوجه شدن رفیقش که یک متر با او فاصله دارد بکشید. البته لازم به ذکر است که دشمنان Black Flag Resynced همچنان چندان باهوش نیستند، اما قطعا نسبت به نسخه اصلی هوشیاری بیشتری دارند.

قطعا جایی که بازسازی بیشترین تفاوت را با بازی اصلی دارد، سیستم مبارزات است. Black Flag Resynced روی کاغذ از همان سیستم هیتباکس محور بازیهای مدرن استفاده میکند، اما قبل از اینکه نگران شوید باید بگویم در عمل، شاهد ترکیبی از مکانیکهای جدید و قدیمی Assassin's Creed هستیم که شما را بیشتر به سمت بازی به سبک قدیم تشویق میکند.
شما میتوانید با ضربه زدن به دشمنانی که مشغول دفع حملاتتان هستند، بهمرور نوار استامینایشان را خالی کنید تا در نهایت بتوانید نوار سلامتی آنها را خالی کنید. اما برگ برنده اصلی شما، Parry کردن ضربات دشمنان است که با انجام این کار، با یک دکمه میتوانید روی دشمن فینیشر بزنید. نکته دیگر اینجاست که با انجام این کار، شما چند ثانیه فرصت دارید تا یکی دیگر از دشمنانی که نزدیکتان قرار دارد را با همان یک دکمه از پا در آورید.
از لحاظی میتوان گفت که اگر شما بخواهید با ضربات مستقیم دشمنان را شکست دهید، بازی را اشتباه بازی میکنید. هدف اصلی شما این است که هر دشمن را با کمترین ضربه مستقیم از پا در آورید. حالا چه بخواهد با همین مکانیک باشد، چه با استفاده از ابزارهایی همچون Rope Dart و Smoke Bomb، و چه استفاده از تواناییهای جدید ادوارد برای لگد انداختن و زیر پا کشیدن. با دست یافتن به سلاحهای ردهبالاتر نیز میتوانید تعداد دشمنانی که بهشکل پشت سر هم قابل کشتن هستند را افزایش دهید. به عبارت دیگر میزان، صدمهای که هر ضربه به دشمن میزند چندان اهمیت ندارد، بلکه میزان Takedownهای مستقیمی که میتوانید انجام دهید حرف اول را میزند.
در مجموع، بهنظرم Black Flag Resynced سیستم مبارزه بهتری نسبت به بازی اصلی ارائه میدهد. شاید مبارزات بازی اصلی همچنان کمی خوشگلتر بهنظر برسند، اما شکی نیست که سیستم مبارزه کلاسیک Assassin's Creed واقعا عمق پایینی دارد و به سرعت رو به تکرار میافتد. بازسازی بلک فلگ با سیستم خاص خود و البته هر نوع از دشمنان که شکستشان استراتژی متفاوتی نیاز دارد، بهطور کل بیشتر میتواند بازیکن را درگیر کند.
هرچند که این سیستم هم بینقص نیست؛ مثلا دیگر امکان مبارزه با استفاده از Hidden Blade وجود ندارد. این مخصوصا از این نظر عجیب است که ادوارد هم فینیشرهایی دارد که تماما با تیغهای پنهان انجام میشود، و هم بعضی اوقات ژست مبارزه با استفاده از این ابزار را میگیرد. اما در نهایت تمام مبارزات با استفاده از شمشیرهایتان انجام خواهند شد. همچنین دوربین بازی بعضا اذیت میکند و نمیگذارد دشمنانی که در حال حمله هستند را خوب ببینید. با این حال، در نهایت این سیستم را بیشتر از بازی اصلی دوست دارم.
هنگامی که سکان کشتی Jackdaw را در دست دارید، بازی تقریبا همان حس و حال نسخه اصلی را دارد. کنترل Jackdaw و نبرد با دیگر کشتیها، دقیقا همان تجربهای است که از قبل بهخاطر دارید و هنوز هم به همان اندازه لذتبخش و اعتیادآور است. یکی از اندک تفاوتهای کشتیرانی بین دو نسخه، مربوط به قابلیت شلیک ثانویه برای ابزارهای تهاجمی شماست. برای مثال شما میتوانید از سمت چپ و راست خود نهتنها توپهای عادی، بلکه توپهای آتشین هم شلیک کنید. همچنین نحوه بهدست آوردن برخی از قابلیتهای خاص کشتی متفاوت شده است. مثلا قابلیت افزایش سرعت کشتی برای کوبیدن به کشتیهای دشمن، حالا از طریق استخدام یکی از افسرها بهدست میآید دیگر تفاوتی که به چشم من آمد (و البته شاید هم درست نباشد و من اشتباه کرده باشم)، این است که در اوایل بازی که کشتی شما آپگریدهای چندانی ندارد، مبارزه با دیگر کشتیها کمی چالشبرانگیزتر بهنظر میرسد، بهطوری که حتی کوچکترین کشتیهای دشمن هم در صورت بیدقتی شما میتوانند ضربات سهمگینی بزنند. طبیعتا با پیشرفت در بازی و ارتقا کشتی، کار بهمراتب راحتتری برای مقابله با دشمنان خواهید داشت.
در مجموع، Assassin's Creed Black Flag Resynced تجربهای بینهایت سرگرمکننده است و یکی از بهترین و زیباترین جهانهای بازی که در این نسل میتوانید داخلشان اکتشاف کنید را ارائه میدهد. اگر در سالهای گذشته از خروجیهای یوبیسافت رضایت چندانی نداشتید، شاید Black Flag Resynced بتواند شما را کمی با این شرکت آشتی دهد. اما یک سوال همچنان باقی میماند: این بازی چه جایگاهی کنار بلک فلگ اصلی دارد؟

راستش، بهنظرم بهتر است این دو بازی را کنار هم در یک جایگاه مشترک قرار دهیم. طبیعتا Black Flag Resynced از نظر گرافیکی و تکنولوژی بازی بسیار پیشرفتهتری است، اما بازی اصلی هم همچنان حس کهنگی ندارد. تقریبا هر خوبی که Resynced دارد، بازی اصلی هم دارد. در مواقعی هم که گیم پلی این دو بازی با یکدیگر متفاوت میشود، اصلا نمیتوان گفت کدام بازی بهشکلی منطقی و مطلق بهتر عمل میکند. آنها صرفا همین هستند: متفاوت. نه لزوما بهتر و نه لزوما بدتر. میتوانید اطمینان داشته باشید که با بازی کردن Resynced به جای بازی اصلی و برعکس، ضرر نخواهید کرد و هر دو عنوان ۴۰-۵۰ ساعت از بهترین تجربههایی که میتوانید در کل سری Assassin's Creed داشته باشید را برایتان فراهم خواهند کرد.
چه Resynced اولین باری باشد که پا به جزایر هند غربی میگذارید و چه صرفا راهی دیگر برای تجدید خاطره با داستان ادوارد کنوی، این بازی قابل پیشنهاد است. با توجه به اینکه بازسازی Rayman Legends هم در ماههای آینده از راه میرسد، امیدوارم یوبیسافت دوباره بتواند جادویی که در عناوین قدیمیتر خود داشت را دوباره پیدا کند. و این را بهعنوان کسی میگویم که بهنظرش بازیهای یوبیسافت از تصوری که عامه مردم دارند، بازیهای بهتری هستند.
بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced بر اساس نسخه ارسالی ناشر بازی، یوبیسافت، برای ویجیاتو روی پیسی بررسی شده است.
میخرمش...
اگر از طرفداران Black Flag یا سری Assassin's Creed هستید که طبیعتا تجربه Resynced برایتان واجب است. اما حتی اگر در سالهای گذشته رابطه خوبی با بازیهای یوبیسافت نداشتید، Black Flag Resynced احتمالا راه خوبی برای آشتی با این شرکت است.
نمیخرمش...
تنها دلیلی که میتواند مانع پیشنهاد این بازی شود، این است که شما از اساس Black Flag اصلی را دوست نداشته باشید.
بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced علیرغم تفاوتهایی که بعضا با بازی اصلی دارد، به بهترین شکل به روح و فضای نسخه اصلی خود وفادار مانده است و نشان میدهد که چرا Black Flag اصلی هنوز یکی از محبوبترین بازیهای فرنچایز و حتی کل یوبیسافت است. Resynced لزوما بازی بهتر یا بدتری نسبت به بازی اصلی نیست، اما میتوان آن را کنار نسخه ۲۰۱۳ در بالاترین ردههای مجموعه Assassin's Creed قرار داد. نکته خوشحالکننده یا شاید ناراحتکننده هم اینجاست که Resynced احتمالا بهترین بازی یوبیسافت در این نسل است.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
مرسی از اقای زجاجی بابت این مقاله.من حتما سراغ این بازی میرم با اینکه کلا طرفدار این سری و کلا گیمای یوبیسافت نیستم باهاش ارتباط نگرفتم ولی بلک فلگ رو کمی تجربه کردم و بنظر خوب میومد.ریمیک رو بازی میکنم ببینم چجوره :)