| ناشر بازی: Konami | مدت زمان بازی: 10 ساعت |
| سازنده بازی: Evil Empire, Motion Twin | کامل کردن بازی: 25 ساعت |
واقعا حیف بود اگر در دورهای که زیرسبک مترویدوینیا روزهای خوب و شلوغی را میگذراند، جای یک نسخه از سری Castlevania خالی میماند. پس از قدمهای جدی کونامی در راستای احیای سایلنت هیل و همچنین انتشار متال گیر سالید ۴ روی پلتفرمهای جدید، آن هم برای اولین بار در ۱۸ سال گذشته، حالا میبینیم که این شرکت ژاپنی نام کسلوینیا را هم فراموش نکرده و با قدمی حسابشده، قصد دارد مسیر تازهای برای آن رقم بزند. آن هم با همکاری استودیویی چون Evil Empire که پیش از این در ساخت اکسپنشن Return to Castlevania برای بازی Dead Cells مشارکت موفقی داشتند و انگار کونامی، همانجا فهمید که گزینه مناسبی برای سپردن فرنچایز قدیمی خود پیدا کرده است. حالا با بازی Castlevania: Belmont’s Curse پس از ۱۲ سال شاهد بازگشت این سری هستیم، اما نتیجه طوری هست که طرفداران قدیمی و همچنین، علاقهمندان به سبک مترویدوینیا را به خود جذب کند؟
اتفاقات نسخه Belmont’s Curse در سال ۱۴۹۹ میلادی و در نسخهای خیالی از پاریس جریان دارد؛ حدود ۲۳ سال پس از اتفاقات قسمت سوم کسلوینیا، شکارچی معروف خونآشامها یعنی Trevor Belmont اولین کسی که موفق به کشتن کنت دراکولا شد، همراه با دخترش Rose Belmont نامهای مبنی بر وجود یک تهدید و آشوب جدید دریافت میکنند. آنها برای یافتن منشأ و نابودیاش راهی پاریس میشوند، اما پشت همین اتفاقات تهدید بزرگترین پنهان است.

طی ۱۲ سالی که خبری از یک بازی جدید کسلوینیا نبود، سریال انیمیشنی آن در نتفلیکس موفق شد مخاطبان بسیاری را با این فرنچایز آشنا کند که داستانش دقیقا بر اساس اتفاقات بازی Castlevania 3: Dracula’s Curse بود. بنابراین سازندگان با پیگیری اتفاقات همان سریال در بازی جدید، تصمیم هوشمندانهای گرفتهاند. «رز بلمانت» دختر ترور، جدیدترین عضو از خاندان بلمونت است که برای اولین بار در این بازی در قالب او قرار میگیریم؛ دختری که سالها تحت تعلیم پدرش قرار گرفته، اما برای اولین بار با یک تهدید جدی روبرو میشود.
همان طور که اشاره شد، کونامی ساخت این اثر را به استودیوی فرانسوی Evil Empire سپرده است که احتمالا به خاطر بازی Dead Cells و همچنین The Rogue Prince of Persia با آنها آشنا باشید. تیم سازنده هم از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده کرده و شهر پاریس را بستر اتفاقات بازی قرار داده، اما نه به گونهای سطحی و سرسری، بلکه در نهایت نشان میدهد پاریس قرن پانزدهم / شانزدهم چه انتخاب خوبی برای کسلوینیا بوده است و چرا زودتر سراغش نرفتهاند. معماری گاتیک پاریس در آن زمان و حضور جاذبههایی چون کلیسای نوتردام و دخمههای زیرزمینی، بسیار با هویت Castlevania جور است و سازندگان هم نهایت استفاده را از این قضیه بردهاند.
طراحی هنری یکی از بخشهای درخشان Belmont’s Curse است و آرتیستهای Evil Empire در زمینه، وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دادهاند؛ جلوههای بصری دو و نیم بعدی چشمنواز با رنگبندی عالی و تنوع بالا، پسزمینههای پرجزئیات و چندلایه که در نماهای شهری، عظمت پاریس در حال ویرانی را به تصویر میکشد، انیمیشنهای کاملا روان و افکتهای عالی و همچنین، طراحی منوها مثل سیستم Tarot Cards و رابط کاربری که همگی نشان میدهد تیم سازنده چه در این زمینه خبره است؛ مخصوصا وقتی این بخش را با دو بازی قبلی مقایسه کنم که هر کدام، سبک بصری کاملا متفاوتی داشتند.
صحبت از Tarot Cards شد که یکی از المانهای تازه بازی است. سازندگان با معرفی رز بلمانت به عنوان یک کاراکتر قابل بازی جدید، در واقع با یک تیر دو نشان را هدف قرار گرفتند؛ اول این که شخصیت جدید، راه را برای معرفی مکانیکها و سیستمهای نوآورانه هموار میکند و دوم، معرفی یک عضو دیگر از خاندان بلمانت اجازه میدهد جزئیات جالبی از Lore و داستان این فرنچایز برای مخاطبهای جدید و قدیمی روایت شود. علاوه بر پدر رز یعنی Trevor که به آن اشاره کردیم، شخصیتهایی از سریال نتفلیکس و بازی «کسلوینیا ۳» همچون Isaac و Carmilla هم در داستان حضور دارند. حتی «ژاندارک» (Joan of Arc) یکی از شخصیتهای برجسته در تاریخ فرانسه هم به عنوان یکی از باسهای اولیه ظاهر میشود که در ادامه نقشی جالب در داستان پیدا میکند. داستان در دو سه ساعت ابتدایی چیز خاصی برای عرضه ندارد، اما پس از آن است که اتفاقات جالبی رخ میدهد و مخاطب بیشتر مشتاق میشود تا ادامه ماجراهای رز را ببیند و از واقعیت پشت پرده باخبر شود. علاوه بر آن هم طرفداران قدیمی از حضور شخصیتهای آشنا و ارجاعهای متعدد به نسخههای قبلی کاملا لذت خواهند برد.
استودیوی Evil Empire پیش از این با کار روی بازی Dead Cells مهارت خود در ساخت یک اثر مترویدوینیا را نشان داده بود. شرکت کونامی هم پس از همکاری با این تیم برای محتوای اضافی Return of Castlevania انگار به همین نتیجه رسید و گزینهای ایدهآل پیدا کرد تا ساخت کسلوینیای بعدی را به آنها بسپارد. سری Castlevania از زمان نسخه Symphony of the Night در سال ۱۹۹۷ میلادی، همیشه به عنوان یکی از دو رکن اصلی سبک Metroidvania شناخته میشود. بنابراین منطقی بود که پس از این همه سال غیبت، کونامی برای یافتن یک سازنده مناسب حساس باشد.
خبر خوب اینکه سازندگان با Belmont’s Curse هم باری دیگر خود را ثابت و هم خیال کونامی را راحت کردهاند. بازی بیشتر از هر چیزی روی این موضوع تمرکز دارد که یک اثر مترویدوینیاست. شما در ابتدای بازی تنها یک شمشیر دارید و خبری از قابلیتهای ویژه نیست، اما با شکست دادن باسها و دریافت قابلیتهای ویژه که Arcana نام دارند، هم دستتان برای مبارزه با دشمنهای دیگر بازتر میشود، هم قادر به عبور از موانع و کشف مسیرها و مناطق جدید خواهید بود. بازی بهشدت شما را تشویق میکند در نقشه بگردید و چیزهای جدید پیدا کنید؛ حالا این تلاش شما میتواند به یافتن سلاحی تازه، یک Relic جدید یا مجسمههایی باشد که شکستنشان به شما XP میدهد. این مسئله آن قدر مهم است که حتی روی داستان بازی و این که کدام یک از پایانهای بازی را بگیرید هم تاثیر دارد. اگر خیلی اهل گشتن نیستید و فقط میخواهید به انتها برسید اشکالی ندارد، ولی در عوض پایان بد را خواهید دید.

بازی در این زمینه هم به شما سخت نمیگیرد. بارها شد که صرفا با بیشتر تاب خوردن یا لیز خوردن، یک اتاق یا مسیر مخفی را پیدا کردهام. خیلی از این آیتمها را هم در محیط میبینید و باید فقط راه رسیدن به آن را پیدا کنید. حالا نمیدانم این تاثیر تجربه هالو نایت است یا نه، اما بازی در کل اصلا تجربه سختی محسوب نمیشود. حتی بهندرت پیش میآید که در دنیای بازی گم شوید و هم نقشه به اندازه کافی به شما سرنخ میدهد، هم با استفاده از ابزار Marker میتوانید نقاط مهم را علامتگذاری کنید تا بعدا به آنجا برگردید. چند بار مردن سر هر باسفایت و در صحنههای شلوغ که کلی دشمن یک جا سرتان میریزد جای خودش، اما فقط مقدار کمی تمرکز کافی است تا Belmont’s Curse برایتان، تجربهای کاملا روان و متعادل باشد. این درجه سختی متعادل در کنار گیمپلی بسیار روان، بازی را به یکی از بهترین گزینهها برای کسانی تبدیل میکند که دنبال ورود به دنیای آثار مترویدوینیا هستند.
بازی همچون دو اثر قبلی سازندگانش، تجربهای بسیار روان در مبارزات و پلتفرمینگ ارائه میدهد و حتی در بعضی مواقع بیش از حد به Dead Cells شبیه میشود؛ از ساختار طراحی محیطها گرفته تا شباهت برخی سلاحها و مکانیکها. البته که آنها موقع کار روی دد سلز هم تحت تاثیر کسلوینیا بودند و برای مثال، سلاح شلاق چیزی است که مستقیم از فرنچایز کونامی به آن راه پیدا کرد. اما در کل، گیمپلی پلتفرمینگ و مبارزات واقعا تر و تمیز از آب درآمده است و حتی بین بازیهای مشابه میتواند جزو بهترینهای چند سال اخیر قرار گیرد. تنوع سلاحها بهشخصه من را در اواسط بازی غافلگیر کرد. سلاحها در کل ۷ دسته مختلف دارند که شامل مواردی چون شمشیر، نیزه، شلاق و موارد دیگر میشود. هر دسته ۴ نوع را در برمیگیرد که تفاوت اصلیشان در میزان دمیج است. شما میتوانید با دریافت XP سطح شخصیت و همچنین میزان دمیج را بالا ببرید، اما یافتن یک سلاح قویتر همیشه راه بهتری برای قویتر کردن رز خواهد بود. از طرف دیگر آیتمهایی با اسم Relics در دنیای بازی وجود دارد که هر کدام تاثیر خاصی روی رز میگذارند. درباره Arcana هم بالاتر صحبت کردیم که حکم یک اسپل ویژه را دارد و در مبارزات مفید است. ترکیب سلاحها (Armory)، آرکانا و Relics چیزی است که استایل شما در مبارزات را تعریف میکند و به لطف تنوع بالای این بخشها، قادر خواهید بود استایل دلخواه خود را داشته باشید.
اما سیستم Tarot Cards چیزی است که تمام این سیستمها و مکانیکها را یکپارچه میکند و به اوج میرساند. شخصیت رز در همان ابتدای بازی، یک دسته از کارت از پدرش دریافت میکند که در واقع یادگاری مادر فقید او برای فرزندش است. این کارتهای جادویی شاید بهترین بخش Belmont’s Curse باشد که پل اتصال میان گیمپلی و داستان است. هر کارت در واقع به یکی از خادمان دراکولا اختصاص مییابد که باسهای حاضر در بازی هستند. برای یافتن هر باس، یک سیستم سرنخ در بازی تعبیه شده که با یافتن آنها میتوانید مکان دقیق حضور باس را پیدا کنید. پس از شکست باس هم کارتش تبدیل به یک آرکانا میشود تا به این ترتیب، قابلیتهای بیشتری برای مقابله با دشمنان دریافت کنید.
جذابیتهای سیستم Tarot Cards به اینجا ختم نمیشود، چون هر آرکانا را میتوانید با انجام چالشهای مختلفی ارتقا دهید. این چالش هم میتوانند گیمپلی محور باشند، هم داستان فرعی شخصیتها را پیش ببرند. یک اتفاق جالب که به داستان مربوط میشود، این است که هر باس پس از جذب توسط کارتها، تبدیل به همراهان شما در داستان میشود که برخی از آنها سعی میکنند بیشتر روی مخ رز بروند و با خشمگین کردنش، او را به سمت نابودی پیش ببرند که داینامیک واقعا جالبی در روایت ایجاد کرده است.

اما از سیستم پلتفرمینگ بازی هم نگذریم که واقعا لذت خاصی دارد. شما در ابتدا تنها به قابلیتهای سادهای چون پریدن، لیز خوردن و وال جامپ دسترسی دارید، اما با پیشروی و شکست باسها، قابلیتی نظیر شلاق جادویی و سپر نورانی به شما میدهد. اولی اصلیترین ابزار در پلتفرمینگ است که با آن میتوانید از برخی نقاط تاب بخورید یا مثل یک Grappling Hook به یک نقطه کشیده شوید. با پیشروی در بازی و دریافت قابلیتهای بیشتر، قادر خواهید بود به مکانهایی بروید که قبلا در دسترس نبودند و همچنین، چالشهای پلتفرمینگ جدید پیش رویتان قرار بگیرد که رد کردن آنها، نیازمند تسلط روی تمام قابلیتهایتان خواهد بود. اما نکته جالب در مورد این قابلیتها این است که فقط برای پلتفرمینگ کاربرد ندارند، بلکه به یک مکانیک کارآمد در مبارزات هم تبدیل میشوند. شما با شلاق میتوانید خود را به دشمنان برسانید و آسیب سهمگینی بزنید یا سپر نورانی، حکم مکانیک پری را در بازی دارد.
سیستم Tarot Card به عنوان یک بستر یکپارچه برای تمام این موارد، کمک میکند تا قابلیتها و مکانیکها عمق مضاعفی پیدا کنند و عمق جالبی به مبارزات و گیمپلی بازی داده شود. این در واقع اصلیترین دستاوردی است که Evil Empire در نسخه جدید کسلوینیا به آن میرسد و آن قدر جذاب هست که در نسخههای بعدی هم مشتاق به حضور آن باشیم. اینجا جا دارد به بخش طراحی صدا و موسیقی بازی هم اشارهای بکنم که واقعا تر و تمیز از آب درآمده است. بهشخصه یکی از لحظات مورد علاقهام در بازی، زمانی است که هر کارت جدید با یک افکت صدا و موسیقی خاص فعال میشود. از طرف دیگر هم «دنی اسدی» که پیش از این با Evil Empire برای ساخت موسیقی The Rogue Prince of Persia همکاری کرده بود، آهنگسازی Belmont’s Curse را بر عهده دارد و دوباره کاری زیبا و گوشنواز از خود به جا گذاشته است؛ کاری متفاوت از سبک همیشگی خودش که ترکیبی از قطعههای جدید و بازسازیهای قطعههای مشهور کسلوینیا را به ارمغان میآورد، البته چون هر منطقه تنها یک تم موسیقی دارد، ممکن است برخی قطعهها برایتان حس تکرار بگیرد، اما خوشبختانه این قضیه برای لحظات مهم داستانی و باسفایتها صدق نمیکند.


بازی Castlevania: Belmont’s Curse اما با وجود تمام جذابیتهایش هنوز هم نکاتی دارد که باعث میشود نمره کامل نگیرد. اول از همه هسته گیمپلی بازی انقلابی و آن قدر منحصربهفرد و اصلا نمیتوان منکر شباهتهایش با Dead Cells شد. همچنین سیستم ارتقای شخصیت در بازی به جز افزایش میزان آسیب و دفاع، هیچ کاربرد دیگری ندارد و میتوانست با سیستم کارآمدتری جایگزین یا حتی کلا حذف شود. اما خبر خوب اینکه این موارد هم جلوی تبدیل این اثر به یک تجربه کاملا سرگرمکننده و جذاب را نمیگیرند. جدیدترین قسمت کسلوینیا، بازگشتی بسیار امیدوارکننده برای این فرنچایز باقدمت است و خوشبختانه کونامی آن را به دستان کاملا مطمئنی سپرد.؛ یک تجربه مترویدوینیای جذاب حداکثر ۲۰ تا ۲۵ ساعته که در تمام بخشهایش بسیار خوب عمل میکند و به لطف درجه سختی متعادل، بهراحتی میتوان آن را به همه پیشنهاد کرد؛ چه خورههای این زیرسبک و چه کسانی که میخواهند برای اولین بار، چنین آثاری را تجربه کنند. نفرین خاندان بلمونت شاید برای خودشان دردسرساز باشد، اما بهانهای است تا کسلوینیا دوباره به روزهای خوبش برگردد.
بررسی بازی Castlevania: Belmont's Curse بر اساس کد ارسالی ناشر (© Konami Digital Entertainment) برای ویجیاتو روی پلتفرم پیسی انجام شده است.
میخرمش...
مهم نیست طرفدار زیرسبک مترویدوینیا هستید یا برای اولین بار میخواهید چنین آثاری را تجربه کنید. این بازی قطعا یکی از بهترین گزینهها در چند سال گذشته است.
نمیخرمش...
اگر با آثار مترویدوینیا حال نمیکنید یا دنبال اثری با درجه سختی بالا هستید، پس سراغ این بازی نروید.
بازی Castlevania: Belmont’s Curse بازگشتی موفق برای این فرنچایز و یک خروجی درخشان دیگر از استودیوی Evil Empire است تا خود را به عنوان یکی از بهترین تیمهای مستقل باری دیگر مطرح کند. گرافیک هنری بسیار زیبا، گیمپلی متنوع و عمیق در مبارزات و پلتفرمینگ، موسیقی گوشنواز و یک داستان جذاب در کنار درجه سختی متعادل، نسخه جدید کسلوینیا را به تجربهای تبدیل میکند که به همه گیمرها، فارغ از مهارت و میزان آشنایی با زیرسبک مترویدوینیا قابل پیشنهاد است.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.