| ناشر بازی: Xbox Game Studios | مدت زمان بازی: 15 ساعت |
| سازنده بازی: The Coalition | کامل کردن بازی: 40 ساعت |
سالهای سال، گیرز آو وار هم یکی از مجموعههایی بوده که در کنار هیلو یا فیبل، دچار بحران هویتی گستردهای در بین عناوین ایکس باکس شده است. البته که من بزرگترین منتقد مسیر مدرن گیرز در نسخههای اخیر نیستم، اما فکر میکردم که Gears of War E-Day همان ناجی واقعی است. همان اثری که قرار است بازی را برای ایکس باکس و البته کولیشن و گیرز آو وار تغییر دهد. البته که این فکر من تماما اشتباه نبود، اما مثل هر انتظار بزرگ دیگری، در نهایت مقداری ناامیدی چیزی بود که باید انتظارش را می داشتم. این واقعیت Gears of War E-Day، پیشدرآمدی است که حداقل یک دهه دیرتر از چیزی که باید منتشر شده است.
میگویند این که یک کاری را بارها انجام دهی و انتظار نتیجه متفاوت داشته باشی بالاترین نوع حماقت است. گیرز آو وار نه صرفا یک کار، اما یک رویکرد را به شکلهای مختلف انجام میدهد و مثل فیلمی که وقتی دنباله آن را بیست سال بعد میبینید لوس میشود یا بازیای که بعد از سی سال بازی میکنید و دیگر آن جادوی اولیه را ندارد، لوس و خشک است. گیرز آو وار و ماجرای «روز اضطرار» هم از همین سوراخ گزیده شده است؛ انتظار برای نتیجه گرفتن از کاری که قبلا انجام آن نتیجه نداده است.
بگذارید اول با خوبیهای بازی شروع کنیم. گیرز آو وار جدید یکی از جذابترین اکشنهای چند سال اخیر است. بازیای که مشابه آن را سالهاست ندیدهایم و منحصر به DNA گیرز آو وار است. گانپلی بازی حس و حال گیرزهای قدیمی را منتقل میکند و یک اثر ساده اما درگیرکننده است. مکانیک ریلود دستخوش تغییراتی شده است که باعث میشود روی درست ریلود کردن ریسکهای مختلفی کنید و البته اسلحهها هنوز هم حس خیلی خوبی را منتقل میکنند. از لسنر مارک ۱ گرفته با آن سرنیزه کلاسیک و جذابش تا شاتگان نشر، اسنایپر آیکانیک سری گیرز آو وار تا سلاحهای ماشینگان بزرگتر که از دشمنان و جاهای دیگر برمیدارید. تیراندازیها و انفجارها هنوز حس خوبی را منتقل میکنند و میتوانید روی این که یک اکشن خوب بازی میکنید، حساب باز کنید.

تغییرات گیمپلی گیرز آو وار E-Day منتهی به اضافه شدن پرش به بازی شده است. پرشی که با آن میتوانید از کاور با دکمه Y بپرید و دکمه A دیگر همان کار سابق را انجام نمیدهد. این موضوع میتوانید muscle memory بازیکنان قدیمی را به چالش بکشد. کنترل بازی با موس و کیبورد هم حس آنچنان فوقالعادهای ندارد. بازی به وضوح برای بهترین تجربه به یک موس و کیبورد نیاز دارد و البته که از قابلیتهای وایبریشن کنترلر ایکس باکس هم برای منتقل کردن حس حملات E-Day از زیر زمین استفاده کرده است. علاوه بر اضافه شدن پرش، بازی از یک سیستم کاورگیری جدید بهره میبرد. سیستمی که اجازه میدهد شما پشت قسمتهای بیشتری از نقشه بازی کاور بگیرید. از یک قسمت خیلی کوتاه که آسفالت آن خراب شده گرفته تا پشت یک ماشین، دیواری که تخریب میشود و قسمتهای مختلف دیگر.
در بطن خود، گیرز آو وار E-Day یک بازی خطی است. اثری خطی که البته تبصرههای زیادی به آن میخورد. مبارزات در قسمتهایی که نقشه بازتر میشود یا حتی در مپهای چندنفره Horde، کمی از آن حس بسته بودن بازیهای اخیر فاصله گرفته است. نقشهها بزرگ هستند، راههای مختلفی برای پیشروی در آنها وجود دارد و البته که میتوانید از گوشهها با فلنک کردن، لوکاستها را هدف تیرهای خود قرار بدهید. این موضوع به تنهایی بازی را از حس سکون تاکتیکی همیشگی خود جدا میکند و به آن کمی عمق بیشتری می بخشد. بازی پر از گوشه و کنارهایی است که میتوانید در آنها کالکتیبل پیدا کنید، رمز و رازهای گوشه و کنار کالونا را ببینید و غیره.

روز اضطرار یا همان E-Day، بزرگترین نقطه قوت خود را در طراحی محیط با شخصیتهای دوست داشتنیاش پیدا میکند. اتفاقات بازی که شش هفته پس از پایان جنگهای پاندولی (Pendulum Wars) رقم میخورد، با حمله لوکاستها به شهر کالونا شروع میشود. دامنیک سانتیاگو و مارکوس فینکس، دوستانی که حالا انگار تازه یخشان با همدیگر باز شده، برای آزادی سیاره سرا از جنگ در حال جشن و سرور هستند که موجوداتی از جنس تهدیدات فرابشری، به شهر کالونا و البته کل کره زمین حمله میکنند. ما در گیرز آو وارهای قدیمی میدانستیم که این حملات بخش قابل توجهی از ساکنان سیاره سرا را در همان چند ساعت اول از بین میبرد اما هیچوقت عمق فاجعه را تا قبل از این بازی به چشمان خود ندیده بودیم و این یکی از نقاط قوت بازی در ساعات ابتدایی است.
افتتاحیه بازی که از کالونا شروع می شود، حس و حال بازیهای پساآخرالزمانی را منتقل میکند. آثاری مثل The Last of Us که در افتتاحیه خود بسیار تاثیرگذار بودند، اینجا قطعا یکی از منابع الهام تیم سازنده بودهاند. لوکاستها در E-Day با یک تیم نه چندان با تجربه در برابر چنین واقعهای قرار میگیرند. تیمی متشکل از دام و مارکوس در کنار کاراکترهایی مثل مگ و ریز که هر کدام شخصیتهای خاص خودشان را دارند. البته که ارتباط برادرگونه دام و مارکوس را انتظار داریم که اینجا عمیقتر دنبال شود، اما بازی آنقدر محتوای داستانی عجیب یا قابل اتکایی را ارائه نمیدهد، طوری که حس میکنید گیرز آو وار E-Day در بهترین حالت باید حداقل سالها پیش ساخته و عرضه میشد اگر قرار بود محتوای داستانی جدید آن در همین حد باقی بماند. بازی سعی میکند با محتواهای جانبی مشکلاتی از این دست را حل کند اما لزوما موفقترین نمونه ممکن نیست و حرف داستانی خاصی برای بازگو کردن ندارد. تکرار کردن مراحل در بعضی از محیطهای بازی و یکنواخت شدن ریتم کلی آن هم جزو مشکلات آن هستند.

بخش چندنفره بازی یک میدان جنگ تمامعیار است. جایی که در آن بازی به شما رحم نمیکند و فارغ از اینکه چه لولی دارید، ممکن است در برابر بازیکنهای بسیار قویتری قرار بگیرید که با نشر و اسنایپر بازی به استقبالتان میآیند. تغییرات Horde Siege قابل توجه هستند اما آن قدر به بازی عمق نبخشیدهاند و به صورت کلی محتوای فعلی بازی در بخش چندنفره آش دهن سوزی به حساب نمیآید. البته که وضعیت PvE بازی بهتر از PvP آن است و احتمالا بیشتر به شما خوش بگذرد.
گیرز آو وار E-Day یک بازی قابل احترام است. اثری که تمام سعی و تلاش خودش را میکند تا چیزی فراتر از یک فن سرویس باشد و به مخاطبان قدیمی احترام بگذارد. هر چند که بازی در رسیدن به این امر موفق است اما ارزش افزوده آن برای کل مجموعه گیرز آو وار محدود و قابل اندازهگیری است و چیزی فراتر از فرمول همیشگی و گاها تکراری گیرز آو وار نمیشود. با این حال ما با یکی از بهترین تلاشهای اخیر برای ساخت یک اثر اکشن سوم شخص روبرو هستیم که بخش داستانی آن قطعا ارزش وقت گذاشتن و تجربه را دارد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.