| ناشر بازی: Focus Entertainment | مدت زمان بازی: 12 ساعت |
| سازنده بازی: Asobo Studio | کامل کردن بازی: 14 ساعت |
بیماری، طاعون، مرگ، ناامیدی و از دست دادن عزیزان؛ اینها از نخستین مفاهیمی هستند که با شنیدن نام مجموعه A Plague Tale به ذهن میرسند. استودیوی فرانسوی Asobo Studio پس از ساخت A Plague Tale: Innocence و A Plague Tale: Requiem، اینبار در Resonance: A Plague Tale Legacy سراغ داستانی تازه از دنیای این مجموعه رفته است؛ داستانی که دیگر هوگو و آمیسیا در مرکز آن قرار ندارند، اما همچنان ارتباط مهمی با اتفاقات دو بازی قبلی و جهان A Plague Tale دارد. در ادامه با بررسی بازی Resonance: A Plague Tale Legacy همراه ویجیاتو باشید.
داستان Resonance درست ۱۵ سال پیش از اتفاقات A Plague Tale: Requiem جریان دارد و گذشته سوفیا را از دوران کودکی تا جوانی دنبال میکند. بله، دقیقا همان سوفیایی که در قسمت دوم با او آشنا شدیم؛ شخصیتی که با کشتی خود به آمیسیا و هوگو کمک میکند تا به جزیره موردنظرشان برسند. حالا در سومین بازی مجموعه که نقش یک پیشدرآمد را دارد، دیگر خبری از حضور آمیسیا و هوگو در مرکز داستان نیست و هجوم گسترده موشهای آدمخوار نیز جای خود را به تهدیدی متفاوت داده است.

بازی با دوران کودکی سوفیا آغاز میشود؛ زمانی که او در یک صومعه نگهداری میشود و راهبهها با تزریق مادهای سیاه و ناشناخته روی او آزمایش میکنند. نتیجه این آزمایشها، رویاها و تصاویر تکرارشوندهای است که سوفیا از یک جزیره، مکانهایی ناشناخته و شخصیتهایی متعلق به گذشته میبیند. چیزی که در ابتدا شبیه یک قابلیت خاص یا همان ویژن به نظر میرسد، در حقیقت پدیدهای است که سوفیا کنترل کاملی روی آن ندارد و از همان دوران کودکی زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است.
پدر سوفیا، Alec، به همراه دوستانش بعد از مدتی او را پیدا میکنند و از صومعه نجات میدهند. آنها با دیدن نقاشیها و ویژنهای سوفیا متوجه میشوند مکانی که او بهطور مداوم در ذهنش میبیند، احتمالا در دنیای واقعی هم وجود دارد. همین موضوع باعث میشود پدرش برای پیدا کردن منشأ این تصاویر، کشف راز جزیره و البته گنجی که احتمال میدهد در آن پنهان شده باشد، راهی سفری خطرناک شود. سفری که در نهایت به مرگ Alec در همان جزیره منجر میشود و اعضای باقیمانده گروه بدون او بازمیگردند.
مشکل اصلی اینجاست که اثر مادهای که در کودکی به سوفیا تزریق شده، با گذشت زمان از بین نمیرود. ویژنها همچنان او را همراهی میکنند و هرچه سوفیا در طول داستان Resonance بیشتر به مرکز جزیره و منشأ اتفاقات نزدیک میشود، وضعیتش نیز شدت بیشتری پیدا میکند. بازی بهمرور نشان میدهد که این اتفاق صرفا نتیجه یک ماده معمولی یا بیماری ساده نیست و ارتباط مستقیمی با اتفاقات باستانی جزیره و Macula دارد.
به بیان ساده، وضعیت غیرعادی سوفیا نتیجه آزمایشهایی است که در دوران کودکی روی او انجام شده و همان اتفاق باعث ایجاد نوعی Resonance یا ارتباط میان او، گذشته جزیره و وقایع مرتبط با Macula شده است. خود واژه Resonance نیز در اینجا معنای مهمتری پیدا میکند؛ گذشتهای که بعد از هزاران سال، دوباره در وجود سوفیا پژواک پیدا کرده است.
در دل این جزیره، گنجی بزرگ پنهان شده که دسترسی به آن چندان ساده نیست و برای رسیدن به بخشهای مخفی، ابتدا باید کلیدی پیدا شود که امکان ورود به سازهها و مکانهای پنهان جزیره را فراهم میکند.
پس از بخش کودکی، داستان چند سال جلو میرود و به دوران جوانی سوفیا میرسیم. او حالا با تمرینات مختلف به مبارزی توانمند تبدیل شده است؛ شخصیتی که میتواند با دشمنان بجنگد، معماهای مختلف را حل کند و در کنار اعضای گروه خودش فعالیت داشته باشد. با این حال، یک خیانت باعث میشود نیروهای ونیزی به محل زندگی گروه حمله کنند و سوفیا مجبور شود همراه دوستش Leni آنجا را ترک کند و راهی همان جزیره مرموزی شود که پدرش سالها قبل در آن جان خود را از دست داده بود.

از همان دقایق ابتدایی ورود به جزیره، بازی بهخوبی حس یک ماجراجویی با محوریت یافتن گنج را منتقل میکند. سوفیا کتابی همراه خودش دارد که نقاشیها و ویژنهایش در آن ثبت شدهاند و همین کتاب به یکی از مهمترین ابزارهای او برای حل معماها، شناخت نمادهای جزیره و پیدا کردن راز گنج مخفی داستان تبدیل میشود.
ویژنهای سوفیا نیز بهمرور از چند تصویر مبهم فراتر میروند و به یک خط داستانی مستقل تبدیل میشوند. این تصاویر سرگذشت تمدن باستانی جزیره و افراد مختلف آن دوران را روایت میکنند و مهمتر از همه، بازیکن را با شخصیت اسطورهای «تِسئوس» همراه میکنند. در بخشهایی از بازی حتی کنترل تِسئوس را در دوران تمدن مینوسی به دست میگیرید و اتفاقاتی مربوط به بیش از دو هزار سال قبل را از زاویه دید او تجربه میکنید.
تِسئوس نقش مهمی در روایت داستان دارد و سرنوشت او و سوفیا از طریق Macula به یکدیگر گره خورده است. اتفاقاتی که در گذشته رخ دادهاند، مستقیما رازهای جزیره و تهدیدهای دوران سوفیا را توضیح میدهند. همین روایت موازی یکی از خلاقیتهای اصلی بازی در داستانسرایی محسوب میشود؛ زیرا هرچه در خط زمانی گذشته جلوتر میروید، دلیل اتفاقاتی که در زمان حال برای سوفیا رخ میدهد، روشنتر میشود.
با اینکه سبک و داستان بازی در ابتدا ارتباط مستقیمی با آمیسیا و هوگو ندارد، سازندگان تلاش کردهاند به شکلی محدود اما مؤثر، میان سفر سوفیا و دو قسمت ابتدایی مجموعه ارتباط برقرار کنند. بازی بیشتر از آنکه بخواهد منشأ تاریخی خود طاعون را توضیح دهد، اطلاعات تازهای درباره Macula، ریشههای آن و ارتباط این نفرین با اتفاقات مجموعه ارائه میکند. در نتیجه بخشی از سوالهایی که درباره منشأ وقایع، ارتباط Macula با افراد مختلف و دلیل فجایع دو بازی قبلی وجود داشت، در جریان داستان سوفیا معنای بیشتری پیدا میکنند.
از نظر ساختار ماجراجویی، Resonance از همان ابتدا حالوهوای سری Uncharted را منتقل میکند. در طول بازی با معماهای مختلف، خرابههای باستانی، مسیرهای مخفی و مکانهایی روبهرو میشوید که دائما حس جستوجو و کشف یک گنج بزرگ را زنده نگه میدارند. از طرف دیگر، گروهها و دشمنان مختلفی نیز به دنبال گنج مخفی جزیره هستند و همین مسئله باعث میشود بارها مسیرشان با سوفیا تلاقی پیدا کند.

همانطور که پیشتر اشاره کردم، در این بازی دیگر خبری از هجوم گسترده موشهای آدمخوار و طاعون به شکلی که در Innocence و Requiem دیده بودیم نیست. با این حال، بیماری و Macula همچنان جایگاه مهمی در داستان دارند. چیزی که اینبار در گیمپلی بیش از هر چیز جلب توجه میکند، استفاده گسترده از نور است. بخش زیادی از معماهای بازی به کمک نور حل میشوند و یکی از ابزارهای اصلی سوفیا، گوی کوچک مینوسی است که میتواند نور را دریافت کرده و به شکلها و جهتهای مختلف بازتاب دهد.
سوفیا با استفاده از همین گوی میتواند معماهای مختلف جزیره را حل کند، مکانیزمهای باستانی را فعال کند و در بخشهایی از بازی در مقابل تهدید اصلی خود دوام بیاورد. شاید دیگر طاعون و موشها به شکل سابق در مقابل شما قرار نگیرند، اما در اعماق جزیره با موجودی باستانی و مرموز مواجه میشوید که شمشیر و مبارزه مستقیم روی آن تأثیری ندارد و نور یکی از مهمترین ابزارهای شما برای زنده ماندن در برابر آن است.
در کنار حل معماها، بخش مهم دیگری از گیمپلی به مبارزات تنبهتن اختصاص دارد. برخلاف دو نسخه ابتدایی که مخفیکاری بخش مهمی از هویت آنها بود، Resonance تمرکز اصلی خودش را روی مبارزه مستقیم قرار داده و سوفیا میتواند با شمشیر و خنجر با دشمنان روبهرو شود. البته مخفیکاری بهطور کامل از بازی حذف نشده و در بعضی بخشهای مشخص، بهویژه هنگام مواجهه با تهدید باستانی و اتفاقات تاریکتر جزیره، دوباره اهمیت پیدا میکند؛ اما دیگر هسته اصلی مواجهه با دشمنان انسانی محسوب نمیشود.

دشمنان بازی تنوع نسبتا خوبی دارند و هرکدام با شیوه مبارزه متفاوتی بازیکن را به چالش میکشند. برای مثال، بعضی از دشمنان با سپر به سوفیا حمله میکنند و ضربات معمولی روی آنها کارساز نیست. دشمنان سریعتر، تیراندازها، نیزهدارها و مبارزان سنگین نیز باعث میشوند در بعضی نبردها مجبور شوید شیوه مبارزه خود را تغییر دهید و صرفاً به یک الگوی ثابت متکی نباشید.
سوفیا علاوه بر شمشیر و خنجر، ابزارهای دیگری هم در مبارزات در اختیار دارد و میتواند از محیط اطراف برای به دست آوردن برتری استفاده کند. در کنار این موارد، یک درخت مهارت محدود هم برای شخصیت او در نظر گرفته شده که قابلیتهای تازهای در اختیار بازیکن قرار میدهد. همچنین با جستوجوی محیط میتوانید شمشیرهای جدیدی پیدا کنید که هرکدام قابلیت یا ویژگی مخصوص به خودشان را دارند.
با وجود اینکه مبارزات بازی سرزنده هستند و معمولا خیلی زود خستهکننده نمیشوند، در مجموع ساختاری نسبتا ساده دارند. هسته اصلی مبارزات در حمله، جاخالی و پری خلاصه میشود، هرچند قابلیتهایی مانند بلاک، لگد، استفاده از ابزارهای محیطی و مهارتهای دیگر نیز در اختیار سوفیا قرار گرفتهاند. مهارتهایی که برای او آزاد میکنید هم از نظر من آنچنان تاثیر بزرگی روی روند مبارزات ندارند که همیشه بتوان تغییرشان را بهوضوح احساس کرد.

روایت داستان به شکل خطی پیش میرود، اما مکانهایی که در آنها قرار میگیرید در بسیاری از مواقع آنقدر گسترده هستند که بتوانید از مسیر اصلی فاصله بگیرید، آزادانهتر محیط را بگردید و رازهای بیشتری از جزیره کشف کنید. حتی مسیرها و مکانهای مخفی متعددی در بازی وجود دارند که با پیدا کردن آنها میتوانید سلاحهای جدید با قابلیتهای متفاوت به دست آورید. همین موضوع باعث میشود با وجود ساختار خطی، گشتوگذار در محیط همچنان ارزش خودش را حفظ کند.
در کنار گیمپلی روان، گرافیک و موسیقی Resonance نیز از بخشهای چشمگیر بازی هستند. محیطهای مختلف جزیره حس زندهبودن آن را بهخوبی منتقل میکنند. جنگلهای سرسبز، ساحلهای پرخروش و تغییرات آبوهوایی، همگی از جمله ویژگیهای مثبت جلوههای بصری بازی به شمار میروند.
طراحی جزیره نیز یکی از نقاط قوت اصلی بازی است. تضاد میان محیطهای روشن و زیبای مدیترانهای با بخشهای تاریک و باستانی زیر سطح جزیره، فضای خاص و قابلتوجهی ایجاد کرده است. هرچه بیشتر به مرکز جزیره نزدیک میشوید، ظاهر آرام و رنگارنگ محیط جای خودش را به فضاهای سنگینتر و مرموزتر میدهد و همین تغییر بهخوبی با فضای کلی داستان هماهنگ شده است.
در کنار گرافیک، موسیقی با حالوهوای سنتی و باستانی نیز تاثیر زیادی در جذابترشدن مراحل دارد. هنگام حل معماها، موسیقی حالتی مرموز به خود میگیرد و در زمان مواجهه با دشمنان، لحن حماسی خود را حفظ میکند. ترکیب موسیقی با طراحی محیط و بخشهای مربوط به تمدن مینوسی نیز کمک زیادی کرده تا جزیره هویت مستقل و مشخصی داشته باشد.

در مجموع Resonance: A Plague Tale Legacy با فاصله گرفتن از مخفیکاری و هجوم موشهای دو بازی قبلی، تمرکز بیشتری روی اکتشاف، معما و مبارزه دارد و در عین حال با روایت گذشته سوفیا و ارتباطش با Macula، پیوند خود را با دنیای مجموعه حفظ میکند.
با وجود سادگی نسبی مبارزات و برخی معماها، طراحی چشمنواز محیط، موسیقی و فضاسازی قوی باعث شده Resonance بهعنوان یک پیشدرآمد متفاوت، تجربهای جذاب و مستقل ارائه دهد.
میخرمش...
اگر طرفدار بازیهای ماجراجویی و خطی هستید، قسمت جدید A Plague Tale میتواند یکی از گزینههای جذاب سال ۲۰۲۶ برای شما باشد. بازی بهشدت حسوحال سری Uncharted را زنده میکند و در عین حال، با پرداختن به گذشته Macula و اتفاقات باستانی دنیای مجموعه، کمک میکند بخشی از اتفاقات و مفاهیم دو قسمت ابتدایی را بهتر درک کنید.
نمیخرمش...
استودیوی سازنده تلاش کرده اثری تازه با سبکی متفاوت نسبت به دو قسمت قبلی خلق کند. اگر به دنبال اثری هستید که از نظر گیمپلی عمق بیشتری داشته باشد، Resonance شاید نتواند تمام انتظارات شما را برآورده کند. بازی در برخی بخشها، بهخصوص مبارزات و تعدادی از معماها، ممکن است برای بعضی بازیکنان ساده و حتی سطحی به نظر برسد.
مجموعه A Plague Tale داستان متفاوتی را روایت میکند که در آن طاعون، هجوم موشها و Macula فجایع بزرگی را رقم میزنند و جان انسانهای زیادی را میگیرند. حالا نسخه جدید در قالب یک پیشدرآمد تلاش میکند به تعدادی از سؤالهای قدیمی مجموعه، بهویژه درباره ریشههای Macula و چگونگی شکلگیری ارتباط آن با اتفاقات دو بازی قبلی، پاسخ دهد.
با این حال، مهمتر از همه شاهد داستان و ماجراجویی جذاب سوفیا هستیم؛ شخصیتی که تلاش میکند با حل معماهای مختلف، رویارویی با دشمنان جزیره و دنبالکردن ویژنهایی که از دوران کودکی همراه او بودهاند، راز باستانی جزیره را کشف کند. Resonance با وجود فاصله گرفتن از فرمول مخفیکاری و هجوم موشهای دو بازی قبلی، همچنان تلاش میکند همان حس مرگ، فقدان، بیماری و مواجهه با نیرویی بزرگتر از شخصیتهایش را در قالب یک ماجراجویی متفاوت حفظ کند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.