ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

بررسی بازی Valor Mortis

بررسی بازی Valor Mortis

انتشار در 20 مهر 1405 50 درصد پیشنهاد کاربران
رایان زجاجی
نوشته شده توسط رایان زجاجی | 20 مهر 1405 | 17:19
ناشر بازی: Lyrical Games مدت زمان بازی: 20 ساعت
سازنده بازی: One More Level کامل کردن بازی: 30 ساعت
رایان زجاجی
رایان زجاجی

روزی روزگاری، یه پسربچه ۵ ساله برای اولین بار کنترلر پلی استیشن رو در دست گرفت و از اون روز زندگیش برای همیشه عوض شد. اون کودک یکم بزرگ شد و چندین سال بعد روی ایکس باکسش برای اولین بار اسکایریم رو تجربه کرد و فهمید که انگار می‌شه توی ویدیو گیم زندگی هم کرد. نوجوان قصه ما حالا بزرگ شده و دوست داره از زندگی‌اش توی دنیای رنگارنگ بازی‌ها براتون تعریف کنه.

منتشر‌ شده در 1 ساعت قبل
اشتراک گذاری:

بازی Valor Mortis از آن پروژه‌هایی بود که از همان ثانیه اولی که رونمایی شد، حسابی توجهات را به خود جلب کرد. اثری جدید از استودیو One More Level، با سابقه ساخت سری Ghostrunner، که حالا مهارت‌های اعضایش را وارد سبک سولزلایک کرده است. آن هم نه یک سولزلایک استاندارد، بلکه یک تجربه اول شخص که در اروپای طاعون‌زده قرن نوزدهم جریان دارد. از آنجایی هم که بازیکن می‌تواند از ترکیبی از سلاح‌های سرد، تپانچه‌ها و جادوگری برای مبارزه با دشمنان استفاده کند، یاد و خاطرات مجموعه Dishonored هم تداعی می‌شود. بدین ترتیب، Valor Mortis حتی آن‌هایی که چندان اهل بازی‌های سولزلایک نبودند هم تجربه جذابی به‌نظر می‌رسید. اما اکنون که این بازی تنها یک روز با انتشار فاصله دارد، با بررسی آن می‌خواهیم ببینیم که آیا این اثر می‌تواند جایگاهی میان بازی‌های برتر امسال پیدا کند یا خیر. با ویجیاتو همراه باشید.

بررسی بازی Valor Mortis
امتیاز دهید:
  • عالی
  • خوب
  • متوسط
  • خوب نیست!
  • ضعیف!
میانگین امتیاز کاربران 5
در دسترس برای:
بیشتر
ناشر بازی: Lyrical Games
مدت زمان بازی:20 ساعت
سازنده بازی: One More Level
کامل کردن بازی:30 ساعت

در Valor Mortis، شما در نقش شخصیتی به‌نام ویلیام بازی می‌کنید که در یک میدان نبرد بیدار می‌شود. او در حالی به‌هوش می‌آید که دور و برش، تا جایی که چشم کار می‌کند، پر شده از سربازان کشته شده، پرچم‌های پاره شده و چادرهای آتش گرفته. ویلیام به‌خاطر ندارد که چرا و چگونه سر از این فاجعه در آورده است، اما مشخص است که او یکی از سربازان ارتش بزرگ ناپلئون بناپارت بوده و در یک نبرد بزرگ، یک چیز به بدترین شکل ممکن پیش رفته تا چنین وضعیتی به‌وجود آید. البته ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود، چون از یک طرف بسیاری از سربازان کشته شده حالا به‌شکلی آلوده و وحشتناک به زندگی بازگشته‌اند، و از طرف دیگر شخص ناپلئون هم در ذهن ویلیام حضور دارد و با او صحبت می‌کند. پس ویلیام راهی سفری می‌شود تا راز پشت این دیوانگی را کشف کند و سعی کند آن را به پایان برساند.

ولور مورتیس داستان سرراست‌تری نسبت به آنچه در بازی‌های فرام سافتور می‌بینیم روایت می‌کند، اما همانند آن بازی‌ها، به واسطه یادداشت‌ها و جزئیات محیط‌ها، داستان و تاریخ تراژیک دنیای خود را برایتان تعریف می‌کند. Valor Mortis دنیایی را مقابل چشمانتان قرار می‌دهد که به واسطه جنگی که در آن رخ داده، انسانیت هر دو جناح تا اعماق یک سیاهچاله سقوط کرده است و خواندن سرگذشت مردمانی که در این سرزمین زندگی می‌کردند، می‌تواند دردناک باشد. حتی برخی از افرادی که در طول سفر خود ملاقات می‌کنید هم به شکلی دیگر عقل خود را از دست داده‌اند و وضعیت کنونی آن‌ها هرچند تلخ، اما بامزه است. مثلا ممکن است فردی را در بازی ببینید که از شدت دیوانگی، قاطعانه تصمیم گرفته است که بهترین شانسش برای زنده ماندن در این دنیا، این است که آنقدر خون بنوشد تا به یک خون‌آشام جاودانه تبدیل شود!

البته امثال شخصیتی که برایتان توصیف کردم، نقشی جانبی در بازی دارند و عمدتا بعد از اتمام ماموریت جانبی مخصوصشان دیگر مقابلتان قرار نمی‌گیرند. داستان به‌طور کل حول محور ویلیام، رابطه مرموزش با ناپلئون، و البته دیگر شخصیت‌هایی است که با هر نیتی مقابل او قرار می‌گیرند. هرچند که تقریبا تمام شخصیت‌های مهم بازی به همراه صداپیشگانشان در روزهای اخیر معرفی شده‌اند، باز هم ترجیح می‌دهم در این بررسی چندان درباره آن‌ها صحبت نکنم. اما حداقل می‌توانم بگویم که داستان‌های جالبی برای آن‌ها تعریف شده است. آن‌ها همچنین به خوبی صداگذاری شده‌اند. ونسان کسل در نقش ناپلئون و جنیفر انگلیش در نقش یک شخصیت مهم دیگر، ستارگان اصلی بازی محسوب می‌شوند و هرچند که شاید بهترین صداپیشگی عمر کاری خود را انجام نداده باشند، اما همگی به خوبی از عهده نقش‌های خود برآمده‌اند.

اما اگر به دنیایی که Valor Mortis برایتان تجسم کرده بازگردیم، باید بگویم که Valor Mortis احتمالا یکی از زیباترین بازی‌های امسال است. بازی شما را به محیط‌های مختلفی از اروپای شرقی و مناطق اطراف کوه‌های کارپات، همچون روستاها و شهرهای تخریب شده، غارها و مناطق کوهستانی، و حتی در یک نقطه به منطقه‌ای مشابه یک مرداب سمی (امضای کار سولزلایک‌ها!) می‌برد و تک تک این مناطق با طراحی هنری فوق‌العاده و ریزه‌کاری‌های فنی خود، مناظر بی‌نهایت تاثیرگذاری برایتان خلق می‌کنند. بازی حتی بعضا می‌تواند تصویر فوتورئالی برایتان فراهم کند، مخصوصا اگر رهگیری پرتو را فعال کرده باشید. ضمنا اگر از طرفداران بازی‌هایی همچون Metro Exodus یا Resident Evil: Village هستید، برخی از محیط‌های Valor Mortis برایتان حس و حال بسیار آشنایی خواهند داشت.

شاید حالا بهانه خوبی باشد که به وضعیت فنی بازی بپردازیم. بیلد ابتدایی بازی که در دسترس من قرار گرفت، مشکلات عجیب و غریبی داشت؛ فریم ریت بازی در هر مرحله بسیار متغیر بود، استاترها فراوان بودند و بازی حتی تنظیمات گرافیکی هم نداشت! بله، منوی تنظیمات گرافیکی تنها شامل تنظیمات مربوط به آپسکیلر و فریم جنریشن، یک گزینه مربوط به رهگیری پرتو، و تنها یک گزینه برای گرافیک کلی بازی می‌شد که برای یک بازی در سال ۲۰۲۶، واقعا صحنه عجیبی بود. نه‌تنها این، بلکه یک باگ عجیب هم برایم پیش آمد که باعث شد قابلیت Quick Use آیتم‌هایم از کار بیفتد.

من آماده بودم که برای بررسی خود، این جنبه از Valor Mortis‌ را با تمام توان بکوبم. اما خوشبختانه در میانه بازه بررسی بازی، آپدیتی برای آن منتشر شد که آن باگ را برطرف کرد، تنظیمات گرافیکی وسیع‌تری اضافه کرد و کمی وضعیت فریم ریت بازی را بهبود داد. البته اشتباه برداشت نکنید. مشکلات استاتر و فریم ریت متغیر همچنان تا حدی در بازی وجود دارند و باید امیدوار بود که هنگام انتشار بازی، این مشکلات کم‌رنگ‌تر شوند. اما به‌غیر از مقداری استاتر و فریم ریت متغیر، بازی در وضعیت کنونی خود تجربه پایدار و کم‌ایرادی ارائه می‌دهد.

اما برگردیم به محیط‌های بازی و به‌طور مشخص، نحوه‌ای که در آن‌ها حرکت و سفر می‌کنید. به هر حال بخش مهمی از طراحی هر سولزلایکی، طراحی مراحل آن است و Valor Mortis از این نظر ناامیدتان نمی‌کند. البته بگذارید دقیق‌تر توضیح دهم؛ Valor Mortis ساختار خطی‌تری نسبت به آنچه در امثال Dark Souls می‌بینید دارد، اما نه به این معنا که هیچ مسیر فرعی در بازی وجود نداشته باشد. شما در طول مسیر خود به مسیرها و اتاق‌های فرعی زیادی برخورد خواهید کرد که می‌توانند به یک مینی‌باس، یک کوئست جانبی یا صرفا آیتم‌های بیشتر ختم شوند. اما قرار نیست با رفتن به هر مسیر جانبی، وارد عالم دیگری شوید و از مسیر اصلی دور شوید. شما وارد یک مسیر فرعی می‌شوید، آیتم یا هر محتوای دیگری که در آن وجود دارد را انجام می‌دهید و در نهایت میانبری به سمت مسیر اصلی خود پیدا می‌کنید.

به‌طور کل بازی در طول مراحل خود، دائما به سمت بخش‌های قبلی مرحله میانبر باز می‌کند تا دسترسی شما به هر نقطه از نقشه آسان‌تر شود. کار بامزه‌ای که Valor Mortis در برخی از مراحل خود انجام می‌دهد، این است که شما به یک فانوس می‌رسید (که حکم چک‌پوینت‌های سولزلایکی بازی را دارد) و دور تا دور آن فانوس، مسیرهایی می‌بینید که اکثرشان به درهای قفل ختم می‌شوند. مسیرهایی که در دسترستان قرار دارند، در نهایت دور آن فانوس دور می‌زنند و بعد از مدتی، یکی از آن درهای قفل شده برایتان باز می‌شود تا در صورت نیاز، راحت‌تر از فانوس به سمت مقصد بعدی خود حرکت کنید.

ضمنا Valor Mortis هر از گاهی نشان می‌دهد که محصولی از سازندگان Ghostrunner است، چرا که بعضا صحنه‌های پلتفرمینگ جذابی در بازی پدیدار می‌شوند. در ابتدای بازی ویلیام با استفاده از پرش‌های نسبتا بلند خود و توانایی پرتاب خود از میله‌ها، این سکانس‌های پلتفرمینگ را پشت سر بگذارد. اما بعد از مدتی سر و کله المان‌هایی همچون دویدن روی دیوار، Grapple کردن و توانایی ظاهر کردن سطوح و میله‌های جدید پیدا می‌شود و پلتفرمینگ بازی به سطح دیگری می‌رسد. حقیقتا سکانس‌های پلتفرمینگ Valor Mortis شاید چالش خاصی نداشته باشند، اما به‌عنوان یکی از راه‌های موجود برای تنوع دادن به روند گیم‌پلی، بسیار خوب کار می‌کنند.

در هر صورت، شما بعد از گشت و گذار و پلتفرمینگ خود در نهایت باید با دشمنان سر راهتان دست و پنجه نرم کنید، پس بگذارید درباره مبارزات Valor Mortis هم صحبت کنیم. اکثر دشمنانی که در بازی مقابلتان قرار می‌گیرند، سربازان ناپلئون هستند که حالا به شکلی وحشتناک از مرگ بازگشته‌اند. برخی از آن‌ها همچنان شمایل انسانی خود را تا حدی حفظ کرده‌اند، اما برخی دیگر به‌قدری تبدیل شده‌اند که تنها از یونیفرم آن‌ها می‌توان به انسانیتشان پی برد. این دشمنان به نسبت مقیاس بازی تنوع بالایی دارند؛ برخی صرفا با یک شمشیر حملات ساده‌ای به سمت شما انجام می‌دهند، برخی دیگر پترن‌های غیرقابل پیش‌بینی‌تری از حملات خود نشان می‌دهند و برخی دیگر از دور شما را مورد هدف قرار می‌دهند. اکثر دشمنان نقاط ضعف مشخصی دارند که اگر با نشانه‌گیری درست بتوانید آن‌ها را مورد هدف قرار دهید، می‌توانید ضربات سهمگینی به آن‌ها وارد کنید. این نقاط ضعف روی اکثر دشمنان در قالب جوش‌های قرمز رنگ بزرگ نمایان می‌شوند، اما برخی دیگر ممکن است یک بشکه یا تانکر روی شانه یا کمر خود حمل کنند که می‌توانند با یک گلوله از تپانچه شما منفجر شوند.

به‌طور کل، دشمنان عادی یا همان ماب‌های Valor Mortis در ظاهر ساده به‌نظر می‌رسند، اما حقیقتا می‌توانم بگویم آن‌ها در مواقعی می‌توانند از باس‌های بازی هم شما را بیشتر به چالش بکشند. برخی از این دشمنان حتی تا اواسط بازی هم می‌توانستند مرا اذیت کنند، مخصوصا از این نظر که بازی در مواقعی شما را به‌شکلی غافلگیرانه در یک مخمصه می‌اندازد. البته به‌مرور زمان با قلق شکست هر دشمن آشنا خواهید شد و کم‌تر نگران برخورد با آن‌ها خواهید بود، اما بازی همچنان می‌تواند غافلگیرتان کند. هر از گاهی ممکن است با سربازانی برخورد کنید که در آتش می‌سوزند. مشکلی که این دسته از دشمنان می‌توانند برایتان ایجاد کنند، این است که نزدیک شدن به آن‌ها باعث شکل‌گیری Status Effect آتش در شما می‌شود. در نتیجه وقتی یک ماب رده‌بالا با افکت آتش یا سم مقابلتان قرار می‌گیرد، می‌توانید انتظار چالش به مراتب بیشتری داشته باشید.

اما در باس‌ها، اوضاع کمی متفاوت است. اول باید بگویم که باس‌های Valor Mortis لزوما بد یا آسان نیستند. باس اول بازی حقیقتا مرا حسابی اذیت کرد و حدودا ۱۵ بار به دستان او کشته شدم تا توانستم بالاخره او را شکست دهم. یک باس دیگر هم در بازی وجود دارد که تمام قواعد یک باس سولزلایکی را می‌شکند و به‌نظرم یکی از بهترین لحظات Valor Mortis را برایتان فراهم می‌کند. سایر باس‌ها هم در نوع خود کاملا استاندارد و قابل قبول هستند، اما نباید انتظار داشته باشید که از باس فایت‌های Valor Mortis شگفت‌زده شوید. پترن حملات اکثر باس‌ها به آسانی قابل یادگیری است و یک کهنه‌کار در این سبک، احتمالا در شکست آن‌ها به مشکل نخواهد خورد.

اما شما برای مقابله با دشمنان و باس‌ها چه امکاناتی در اختیار دارید؟ ویلیام در طول بازی سه نوع شمشیر، سه نوع سلاح گرم و سه جادو، یا به اصطلاح Transmutation، به‌دست خواهد آورد. نکته جالب راجع به هر سلاح، و مخصوصا وقتی راجع به شمشیرهای بازی صحبت می‌کنیم، این است که هر کدام می‌توانند سبک بازی شما را تغییر دهند. شمشیر ابتدایی شما که یک Sabre است، می‌تواند در حد خوبی قدرت هجومی داشته باشد و در عین حال، در دفاع کردن و Parry کردن هم عملکرد خوبی داشته باشد. اما اگر کسی باشید که در پری کردن مهارت دارید، می‌توانید از Rapier استفاده کنید که در دفاع کردن تقریبا بی‌خاصیت است، اما در پری کردن بهترین عملکرد را دارد. اگر هم علاقه‌ای به پری کردن ندارید، می‌توانید از Claymore استفاده کنید که ضربات سهمگینی وارد می‌کند و توانایی دفاع از حملات دشمنان را دارد، اما دیگر امکان پری کردن را از شما می‌گیرد.

تفاوت‌های مکانیکی این سلاح‌ها از این نظر جالب توجه است که بازی با سیستم‌های خود، اقدامی شبیه Bloodborne انجام داده است. اگر شما بدون دفاع کردن ضربه‌ای از دشمن دریافت کنید، مقدار معینی از سلامتی شما از بین می‌رود و تنها باید با فلاسک سلامتی خود را بازگردانید. اما اگر موفق به دفاع شوید، همچنان مقداری از سلامتی شما کم می‌شود، اما با حمله به دشمن می‌توانید سلامتی از دست رفته را بازگردانید. از طرف دیگر، پری کردن به پر شدن نوار Posture دشمنان کمک شایانی می‌کند و پر شدن این نوار، باعث Stagger شدن آن دشمنان و امکان وارد کردن ضربه Critical به آن‌ها می‌شود. اما شما تنها با انتخاب سلاح خود، می‌توانید به‌طور کل تعاملتان با یکی از این مکانیک‌ها را قطع کنید. این دیگر به شما، سبک بازی شما و راحتی شما در تعامل با این مکانیک‌ها بستگی دارد. 

در سمت سلاح‌های گرم، شما یک تپانچه معمولی در اختیار دارید که در هر فاصله‌ای می‌تواند عملکرد استانداردی داشته باشد. شما همچنین یک Blunderbuss دارید که می‌تواند در فواصل نزدیک همانند یک شاتگان قدرتمند عمل کند، و یک Musket که نقش سلاح دوربرد شما را دارد. در سمت Transmutationها نیز شما یک جادو برای آتش زدن، یک جادو برای متوقف کردن دشمنان در زمان، و یکی دیگر به‌عنوان یک سپر و ابزار دفاعی در اختیار خواهید داشت.

در میان ابزارهایی که در کنار شمشیرتان در اختیار دارید، همان تپانچه معمولی در اکثر مواقع به کارتان خواهد آمد، چرا که بیشترین مهمات را نسبت به موارد دیگر دارد و کم‌تر موقعیتی وجود دارد که نتوانید از آن استفاده کنید. دو سلاح گرم دیگر در مواقع خاص‌تری کاربرد دارند، اما تاثیر خود را به خوبی نشان می‌دهند و می‌توانند ضربات سهمگینی به دشمنان وارد کنند. اما شخصا دلیل چندانی برای استفاده از جادوها در مبارزات نداشتم. مواردی همچون جادوی آتش یا Stasis برای اینکه تاثیرشان را روی دشمن بگذارند، واقعا زمان‌بر هستند و شما با Parry‌ کردن یا حتی حمله عادی با استفاده از شمشیر و تپانچه، با سرعت بیشتری می‌توانید از شر دشمنان خلاص شوید. شاید با دریافت آپگریدهای مربوطه در درخت مهارت، بتوان از Transmutationها کاربرد بیشتری دریافت کرد. اما برداشت من از بازی این بود که Transmutationها در نهایت به اندازه سلاح‌های فیزیکی شما در کشتن دشمنان کارآمد نیستند.

بحث درخت مهارت شد. بازی از المان‌های نقش‌آفرینی ساده‌ای بهره می‌برد که در طول بازی خود را نشان می‌دهند. شما یک درخت مهارت ساده دارید که با خرج امتیاز در آن‌ها می‌توانید مواردی همچون میزان سلامتی، میزان استامینا (که در بازی Endurance نام دارد)، میزان ضربه هدشات‌ها، میزان مصرف استامینا با هر حمله و… را بهبود ببخشد. علاوه بر آن‌ها می‌توانید آیتم‌های خاصی وارد بیلد خود کنید که می‌توانند تاثیرات جالبی داشته باشند. مثلا یکی از آن‌ها باعث می‌شود ضربات Critical شما باعث بازیابی بخشی از سلامتی شما شوند، یا یکی دیگر باعث می‌شود سلامتی شما با هر حمله به دشمنان بازیابی شود، اما در عوض دیگر امکان استفاده از فلاسک وجود نداشته باشد.

ضمنا امکان ارتقای سلاح‌ها و جادوها نیز وجود دارد تا بتوانید اثرگذاری بیشتری در آن‌ها اعمال کنید. این آپگریدها بعضا می‌توانند مکانیک‌های جدیدی در تجهیزات شما به‌وجود آورند، اما اکثرا در حد افزایش آسیبی که به دشمنان وارد می‌کنید عمل می‌کنند. به‌طور کل نباید انتظار ساخت بیلدهای عجیب و غریبی برای خود در Valor Mortis داشته باشید.

در کل نکته‌ای که راجع به Valor Mortis وجود دارد این است که بازی در تمام بخش‌های خود، عملکردی خوب یا حتی بسیار خوب دارد، اما در هیچ بخشی شما را شگفت‌زده نمی‌کند. مبارزات بازی حس کاملا خوبی دارند، دشمنان و باس‌ها نسبت به مقیاس بازی متنوع و خوش‌ساخت هستند، داستان جالبی روایت می‌شود و گرافیک هم در لحظاتی می‌تواند شگفت‌انگیز باشد. اما از طرف دیگر، هیچ ویژگی و مکانیکی در Valor Mortis وجود ندارد که یک توسط سولزلایک دیگر بهتر انجام نشده باشد. وجه تمایز اصلی Valor Mortis، زاویه دید اول شخص آن است و انصافا هم باید گفت که بازی به‌خوبی توانسته است فرمول یک سولزلایک را داخل این زاویه دید ترجمه کند. اما به‌غیر از آن، این بازی صرفا می‌تواند یک گزینه مناسب دیگر برای علاقه‌مندان به این سبک باشد.

اشتباه برداشت نکنید، این ویژگی بدی نیست. Valor Mortis به‌عنوان یک محصول ۴۰ دلاری و یک بازی که در بدترین حالت بیشتر از ۳۰ ساعت وقتتان را نمی‌گیرد، کار خود را به بهترین شکل انجام می‌دهد و اوقات خوبی برایتان فراهم می‌کند. پس اگر خواستار تجربه یک سولزلایک متفاوت هستید، Valor Mortis را به شما پیشنهاد می‌دهم.

بازی Valor Mortis بر اساس نسخه ارسالی ناشر بازی، Lyrical Games، برای ویجیاتو روی پی‌سی بررسی شده است.

می‌خرمش...

اگر یک سولزلایک باز قدیمی هستید و دنبال گزینه جدیدی می‌گردید، Valor Mortis می‌تواند به خوبی شما را سرگرم کند. بازی حتی برای تازه‌واردان هم دسترسی‌پذیری خوبی دارد و می‌تواند یک ورودی مناسب برای این سبک باشد.

نمی‌خرمش...

اگر هیچ علاقه‌ای به سولزلایک‌ها ندارید، شاید Valor Mortis هم نظرتان را عوض نکند. همچنین اگر انتظار بالایی از باس‌های بازی دارید، شاید ناامید شوید.

85
امتیاز ویجیاتو

بازی Valor Mortis واقعا به اندازه نمایش‌هایش جذاب است. ساخته جدید سازندگان Ghostrunner به‌خوبی توانسته فرمول سولزلایک را برای یک زاویه دید اول شخص ترجمه کند و یک تجربه حدودا ۲۵ ساعته خوش‌ساخت برای علاقه‌مندان و حتی تازه‌واردان به این سبک فراهم کند. اما باید یک چیز را به‌خاطر داشته باشید: تمام المان‌های Valor Mortis به خودی خود و در یک بازی با این مقیاس خوب کار می‌کنند، اما هیچ کدام از آن‌ها یک کهنه‌کار سبک سولزلایک را غافلگیر نخواهند کرد.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی