یادداشت گوتی: چرا Kingdom Come: Deliverance II را نباید فراموش کنیم؟
اینجا خبری از ابر قهرمانان نیست
من در بازیهای ویدیویی فرصت زندگی کردن در هر کالبدی را داشتهام، از یک قاتل حرفهای گرفته که تلاش میکند با عجیبترین سناریوها هدفهایش را از بین ببرد تا یک مزدور قدرتمند که برای کشتن هیولاها استخدام میشود. آنچه تابحال تجربه نکرده بودم، یک رعیت بود! رعیتی که در عصر درخشش شوالیهها تلاش میکند راه خودش را به سمت یک زندگی کم دردسر پیدا کند. آنچه مرا شیفته Kingdom Come: Deliverance II میکند ارائه بینقص سناریوییست که در آن من میتوانم شخصیت مورد نظرم را به تصویر بکشم.
ما با یک کلاس درس تاریخی مواجهیم. خبری از تحریف یا تغییر تاریخ نیست و شما دقیقا قرار است همه چیز را مو به مو تجربه کنید. توجه به جزئيات آنقدر بالاست که در کمترین بازی دیگری مشابهش را دیدهایم. کافیست وسط یک دهکده کوچک بایستید و به رفتار مردم دقت کنید، همه چیز مانند یک مستند پیش چشم شما رخ میدهد. مردمانی را میبینید صبح سر زمین زراعی خود میروند، به حیواناتشان رسیدگی میکنند و درنهایت برای به اتمام رساندن روز یا راهی کافه شهر میشوند و یا مستقیما به خانه و پیش خانوادشان میروند.

شمشیرزنی در Kingdom Come: Deliverance II به نسبت بازی اول سادهتر شده، اما همچنان یک هدف ثابت را دنبال میکند؛ مبارزه اصلا قرار نیست ساده باشد. تابحال شده به این فکر کنید که چطور یک شمشیرزن در آن سالها میتوانسته از پس چند نفر بر بیاید؟ این دقیقا سوالیست که جوابش را KCD2 به شما میدهد. مواجهه با چند دشمن در بازی یک سردرد تمام عیار است، مگر اینکه مهارت شمشیرزنی خوبی کسب کرده باشید. برای رسیدن به این درجه نیاز دارید تمرین کنید، پیش اساتید خبره بروید و روی حرفهای شدن سرمایهگذاری کنید. این دقیقا همان چیزیست که زندگی در آن دوران از شما مطالبه میکرد.
برای من فارغ از داستان، روایت و شخصیتپردازی بینقصی که در KCD2 دیدم، المانهای نقش آفرینی هم جایگاه ویژهای داشتند. با تمرکز روی قدرت سخنوریم توانستم یک بار به دروغ سربازی را قانع کنم که ناشنوا هستم و به همین خاطر در حین دویدن (شما بخوانید فرار کردن!) نتوانستم صدایش را بشنوم و متوقف شم. این تنها بخش کوچکی از کارها و اتفاقاتیست که به صورت کاملا رندوم در دنیای بازی رخ میدهد. شما توانایی کامل کنترل کردن این مسائل را دارید. اگر خواستید میتوانید شهروندی ساده و بیدردسر باشید، این فرصت را دارید تا تبدیل به یک یاغی تمام عیار شوید یا با سیاست، از سد مشکلات عبور کنید.

و درنهایت هرچقدر از زیبایی Kingdom Come: Deliverance II بگویم کم گفتم. طبیعت بکری که در بازی میبینید و واردش میشوید وصفشدنی نیست. وقتی به شهری میرسید که سوخته و با خاک یکسان شده میتوانید حس درد و غم را از تماشای آن درک کنید. اگر وارد شهری شوید که در آن اشرافیان زندگی را بر مردم جهنم کردهاند، باز هم میتوانید این مسئله را بدون خواندن متنها یا صحبت کردن با افراد متوجه شوید. شاید گفتن این مسئله عجیب باشد، اما Kingdom Come: Deliverance II واقعا حس زنده بودن دارد. آخرین باری که در یک بازی چنین حسی را تجربه کرده بودم به زمان Red Dead Redemption 2 برمیگردد و خوشحالم که مجددا توانستم آن را زندگی کنم.
وقتی سال شلوغی مثل ۲۰۲۵ را پشت سر میگذاریم کاملا منطقیست که بسیاری از گیمرها عناوینی که طولانی و بزرگ هستند را کنار بگذارند. شاید برای تجربه کامل Kingdom Come: Deliverance II حداقل به ۱۰۰ ساعت زمان نیاز داشته باشید، ولی مسئله اینجاست که این بازی ارزش تکتک این ساعتها را دارد. آنچه در KCD2 میبینیم دقیقا همان چیزیست که جای خالیش را حس کردهایم. یک نقش آفرینی ناب با تکیه بر اتفاقات تاریخی که تلاش نمیکند شما را یک ابر قهرمان، بلکه یک انسان عادی جلوه دهد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.