10 فرنچایز که باید به شکل بازی لگویی ساخته شوند
هر چیزی میتواند به شکل لگو در بیاید، حتی کریتوس!
در دهههای گذشته، لگو با بسیاری از نامهای بزرگ دنیای سرگرمی برای ساخت بازیهای ویدیویی همکاری داشته است. به لطف طراحی هوشمندانه، دیالوگهای بامزه و گیمپلی سرگرم کننده این بازیهای توانستهاند علاوه بر مخاطبان خردسال، مخاطبان بزرگسال فراوانی را نیز به خود جذب کنند. در ابتدا آثار لگویی مختص فرنچایزهای سینمایی مانند ایندیانا جونز بودند. در سالهای اخیر این روند با تبدیل فرنچایزهای مختلف صنعت بازیهای ویدیویی به لگو تغییر کرده است. با انتشار نسخه لگویی هورایزن و محبوبیت فراوان بخش لگویی دنیای فورتنایت، به نظر میآید که در آینده تمامی بازیهایی که با آنها آشنا هستیم این روند را دنبال کنند. به همین دلیل ویجیاتو تصمیم گرفته تا به 10 فرنچایز که باید به شکل بازی لگویی ساخته شوند بپردازد.
سری Metal Gear

سری متالگیر واضحا داستانی بسیار جدی در مورد وحشتهای جنگ و زجر سربازان تعریف میکند. داستانی که ممکن است برای دنیای بیگناه و خندهدار لگو مناسب نباشد. با این وجود متالگیر همچنین فرنچایزی است که در آن کسی سلاحی ساخته شده از زنبورها دارد، سلاحی بزرگ و کشنده با صدای هاتسونه میکو در دسترس قرار دارد و سناتوری آمریکایی با قدرت ماشینهای نانویی یک مرد رباتی را شکست میدهد. آیا واقعا نسخه لگویی متالگیر میتواند از این غیرواقعیتر باشد؟
بهترین راه برای یک متالگیر لگویی میتواند مجموعهای از بهترین لحظات سری باشد، چیزی مانند بازیهای لگویی جنگ ستارگان. کار را بر اساس زمانبندی از متالگیر ۳ آغاز کنیم و سپس آرام به سمت پیسواکر، متالگیر ۵، نسخه اول، متالگیر ۲ و در نهایت متالگیر ۴ برویم. با سادهسازی داستان و کاهش خشونت برخی از لحظات حساس داستانی، میتوانیم یک آنتولوژی داشته باشیم.
ما احتمالا در طی بازی در نقش بیگباس، اسنیک و ریدن قرار خواهیم گرفت، اما شاید جالب باشد که مراحل را بعد از اتمام داستان، در نقش شخصیتهای دیگر مانند آسلات به اتمام برسانیم. همچنین دیدن بخشهایی از داستان نسخه فرعی و قرار گرفتن در نقش شخصیتهای Revengeance میتواند بسیار سرگرم کننده باشد.
سری Mortal Kombat

بازیهای لگو توسط Traveler's Tale ساخته و توسط Warner Bros که مالکیت این استودیو را بر عهده دارد، منتشر میشوند. آیا میدانید که Warner Bros چه استودیوی دیگری را در دست دارد؟ استودیوی Netherrealm، خالق سری مورتال کامبت. به همین دلیل است که ما شاهد حضور شگی (از اسکوبی دوو) در فیلم انیمیشنی مورتال کامبت در سال ۲۰۲۱ بودیم. اگر تمامی نقاط درون سازمانی به یکدیگر وصل بشوند، شاید شاهد نسخه لگویی مورتال کامبت نیز باشیم.
شاید با خود فکر کنید که علاقه فراوان مورتال کامبت به قطع اعضای بدن با خون زیاد، هماهنگی چندانی با تصویر بازیهای خانوادگی لگو نداشته باشد. حق با شما است اما این را هم در نظر بگیرید که همگی ما در دوران کودکی دست و پای ستهای لگوی خود را مدام جدا میکردیم. تعویض کلهها، دستها و پاهای شخصیتها با یکدیگر اتفاقی بود که زیاد رخ میداد. این را میتوانیم همان خشونت مناسب برای خانواده خطاب کنیم.
تنها کاری که باید انجام بدهیم ساخت یک بازی مبارزهای ساده از مورتال کامبت و جایگزین کردن فیتالیتیها با لگوتالیتیها است. هر چه نباشد فینیشرهای این سری محبوب همواره نسخههای خندهدار داشتهاند. به جانی کیج اجازه بدهید بعد از قطع کله اسکورپین، در حالی که او با اخم نگاهش میکند، نوشتههای شکسپیر را بخواند. قطع پای کلاسیک کوانچی را به شکل منفجر شدن کامل قسمت پایینی بدن دشمن او برگردانید. تمامی المانهای دنیای مورتال کامبت به شکل لگو میتوانند بسیار سرگرم کننده باشند.
سری Mega Man

مهارت اصلی مگامن در تمام بازیهایش استفاده از قطعات دشمنان است. او رباتهای بزرگ را شکست میدهد و از سلاحهای آنها برای خود استفاده میکند. این اتفاق در کنار سایر ارتقاهای جالب او مانند Super Adapter شکل میگیرد. صادقانه بگوییم، هر قهرمانی که از قطعات دشمنان خود استفاده میکند، قطعاً مجبور است یک نسخه لگویی داشته باشد. چه چیزی بیشتر از لگو استفاده از قطعات مختلف برای شخصیتهای مختلف را در خود دارد؟
انتخاب ساده، رها نکردن استایل پلتفرمر همیشگی سری مگامن به حساب میآید. فقط باید خود او، دشمنان و جهان بازی را به شکل قطعات لگو در بیاوریم. با این وجود چنین ایدهای کمبودهای فراوانی دارد. اگر قرار است این سری را ورد دنیای لگو کنیم باید به صورت کامل کار را انجام دهیم. با قرار دادن المانهای لگو در تمامی بخشهای بازی.
ایدهای اصلی بدین شکل است: شاید مگامن بتواند در ازای سلاحهای متنوع همیشگی خود با برداشتن قطعات لگو از محیط، سلاحهایی جدید و قدرتهای بیشتری بهدست بیاورید. روی سر خود ملخی برای پرواز و در دست خود یک Flamethrower قرار دهد و پاهای خود را با چرخ تانک جایگزین کند. این استفادهای سرگرم کننده از المانهای لگو با وفادار ماندن به فرنچایز مگامن به حساب میآید.
سری Marvel's Spider-Man

بله ما اینجا کمی تقلب کردیم، چون احتمالاً اولین چیزی که با نام اسپایدرمن به ذهن میرسد، کمیکها و فیلمهای او هستند. با این وجود بازیهای اسپایدرمن اینسامنیاک یک فرنچایز قدرتمند هستند و اگر کمک گرفتن از آنها، تنها راه دریافت یک بازی اختصاصی LEGO Spider-Man باشد، اشکالی ندارد که نام این ابر قهرمان را در لیست قرار دهیم. مهمتر از همه، احتمالاً تحقق این امر چندان دشوار نخواهد بود.
مرد عنکبوتی تا به الان در بازیهای لگویی فراوانی با محوریت مارول حضور پیدا کرده و به همین دلیل مدلی آماده استفاده دارد. علاوه بر این سندباکس اصلی موجود در LEGO Marvel Superheroes شهر نیویورک است و گسترش آن به نسخهای کامل از این شهر که در بازیهای ایسنامنیاک دیدهایم، میتواند آسان باشد.
بنابراین با تمامی این میانبرها تنها ساخت خود بازی میماند، کاری که نباید آنقدر دشوار باشد. تعدادی از شخصیتهای منفی و محبوب این فرنچایز را انتخاب کرده و در شهر رها کنید. سپس نجات مردم را به پیتر پارکر و مرد عنکبوتی بسپارید. مبارزات احتمالا به خوبی مبارزات بازی اصلی نخواهند بود، اما بازسازی المانهای هستهای آنها باید آسان باشد.
سری God of War

بعد از یک سری کامل از بازیهای گاد آف وار که در آنها کریتوس مشغول فریاد زدن و کشتن خدایان یونان بود، همراه با دو ماجراجویی دیگر با مشکلات خانوادگی فراوان، این شخصیت حق یک سفر تفریحی را بهدست آورده است. سفری آرام با اهداف نه چندان بزرگ که در آن بتواند همراه با آتریوس یک ماجراجویی برای بهبود رابطه پدرانه خود داشته باشد. اگر میخواهیم از فشارهای زندگی کریتوس کم کنیم، باید این کار با به شکل لگو انجام دهیم.
یک بازی لگویی گاد آو وار احتمالا تفاوت چندانی با نسخه لگویی هورایزن نخواهد داشت. تمامی شخصیتهای مهم را بردارید و داستان را کمی کوتاه کنید. میتوانیم این کار را به شکل مرور خاطرات کریتوس از اتفاقات بازی سال ۲۰۱۸، پیش ببریم. رگناروک را نیز میتوانیم با صحبتهای آتریوس و میمیر در حالی که آنها اتفاقات گذشته را فراموش کرده یا مرور میکنند، دنبال کنیم. کریتوس احتمالا در ابتدا اعتراض خواهد کرد و در ادامه بیشتر همراه خواهد شد.
شاید بتوانیم مکانیکهای اصلی مبارزات و گشت و گذار را حفظ کنیم. به صورت مشخص، توانایی کریتوس در پرتاب تبر خود و سپس فراخواندن آن برای فعال کردن مکانیسمهای متعدد. باید قید زرهها و درخت مهارت را نیز بزنیم، البته که چنین چیزی نباید آسیب فراوانی به تجربه کلی وارد کند.
سری Grand Theft Auto

در حالی که سری GTA را میتوان نقطه مقابل بازیهای لگو در نظر گرفت، بازیهای لگو در طول تاریخ همیشه کارهای خلافی با وسایل نقلیه داشتهاند. بازی LEGO City Undercover در حقیقت همان نسخه لگویی ساخته راکستار بود، اما به جای یک خلافکار شما در نقش یک پلیس کار را پیش میبردید. کافیست نقشها را عوض کنید و خلافهای مناسب خانواده پیدا کنید تا یک GTA لگویی مناسب برای کودکان داشته باشید.
واضحا لگو نام خود را زیر کارهای بسیار خلاف مانند قاچاق مواد مخدر یا قتلهای وحشتناک امضا نخواهد کرد. این بدان معنی است که ما نمیتوانیم شخصیتهای اصلی سری یا داستانهای آن را در قالب لگو داشته باشیم. در ازای این کار میتوانیم یک شخصیت کلاهبردار کاریزماتیک جدید بسازیم، او را در یکی از شهرهای آشنای سری مانند سنآندریاس قرار دهیم و اجازه بدهیم مشغول کارهای بد بشود.
کارهای خلاف نه چندان خشن مانند دزدی از بانک، احتمالا میتوانند در بازی لگویی GTA به کار بیایند و ما میتوانیم با اضافه کردن المانهایی ساده مانند قرار دادن شیرینی در صندوق بانک از شدت آنها کم کنیم. بچهها به هر حال سرگرم تجربه Grand Theft Auto میشوند پس شاید ایده خوبی باشد که نسخه مناسب خانواده از این فرنچایز در دسترس داشته باشیم.
سری Pokemon

همیشه جای تعجب بوده که چرا ستهای لگویی بیشتری با شخصیتهای پوکمون نداریم. دو مورد از سودآورترین برندهای جهان، میتوانند موفقترین همکاری را داشته باشند. احتمالا بزرگترین دلیل این اتفاق شکلهای عجیب و غریب پوکمونها است که ساختن ست از آنها را تبدیل به کاری دشوار و البته گران میکند. شاید قبل از تولید ستهای واقعی، بتوانیم آنها را در یک بازی لگویی از پوکمون تست کنیم.
در ازای یک بازی نقشآفرینی پوکمون، بازی لگویی این سری احتمالا در قالب سندباکس و پلتفرمر میتواند بهتر عمل کند. چند پوکمون در اختیار ما قرار دهید تا با آنها در شهری بزرگ، یک پارک سرگرمی یا دیگر مناطق این شکلی گشت و گذار کنیم. داستان میتواند در مورد سفر تفریحی پیکاچو بعد از مدتی کوتاه از وقایع فیلم اول باشد. یک ماجراجویی بامزه و بیخطر که در آن میتوانید پوکمون محبوب خود را در قالب لگو تماشا کنید.
حالا که صحبت از پوکمونها شد، بخش سخت، انتخاب پوکمونهای درست برای بازی لگویی به حساب میآید. آسانترین گزینهها، آنهایی هستند که شکلی انسانگونه دارند و میتوان آنها را به شکل فیگورهای کوچک در آورد، البته که این کار جذابیت فراوانی ندارد. جالب میشود که تعدادی از پوکمونهای عجیبتر مانند Cloyster یا Scovillain را به شکل لگو ببینیم. بدون شک یک طراح مدلهای سهبعدی در دنیا برای چنین چالشی آمادگی دارد.
سری Sonic The Hedgehog

برای کسانی که آنقدر علاقهای به خرید لگو ندارند، باید بگوییم که سونیک یکی از شخصیتهای حاضر در بازی LEGO Dimensions بود. او یک ست کامل، مراحل اختصاصی و داستانی کوتاه داشت و حتی قبل از فیلم سوم، اشارهای به سلاحهای گرم Shadow میکرد. استفاده کامل از این فرنچایز بزرگ در یک بازی که اسباببازیها را تبدیل به شخصیتهایی واقعی میکرد غیرممکن است، پس باید یک بازی با جزئیات بیشتر داشته باشیم.
مرحله سونیک در LEGO Dimension رویکردی ترکیبی داشت و بین قسمتهای دو و نیم بعدی سایداسکرولر و مناطق سه بعدی مشابه Sonic و Sonic Adventure اصلی جابجا میشد. گیمپلی مراحل سونیک مانند دیگر بازیهای او عمل میکرد، بنابراین ما میتوانیم دوباره از همان الگو استفاده کنیم و چند مرحله جدید به وجود بیاوریم. Dimensions همچنین بازسازیهای سادهای از Green Hill و Emerald Coast داشت، البته که در یک بازی اختصاصی، بازسازیها باید دقیقتر انجام شوند.
درنهایت بهتر میشود که یک نسخهی کاملاً لگویی از سونیک دریافت کنیم، نه این که او به لگو تبدیل شود، یا با همتای لگویی خود ملاقات کند، یا موارد دیگر این شکلی. سونیک به اندازهی کافی در واقعیتهای موازی غرق شده است.
سری Donkey Kong

تجربه Donkey Kong Bananza باعث شد که به دو نتیجه برسیم. اولا، قرار گرفتن در نقش دانکی کانگی که اجازه دارد هرکاری که میخواهد بکند، بسیار سرگرم کننده است. دوما، محیطهای تخریبپذیر پتانسیل فراوانی برای نابودی دارند، به خصوص با همان دانکی کانگی که اجازه دارد هرکاری بکند. میدانید چه چیز دیگری محیطهای تخریبپذیر و شخصیتهایی که کنترل آنها سرگرم کننده است دارد؟ بازیهای لگویی.
تقاضای یک بازی لگویی دانکی کانگ با سطح تخریبپذیری Bananza شاید کمی غیرواقعی باشد، اما اگر به اندازه کافی ساختمانها، سازهها و محیطهای ساده متشکل از لگو برای تخریب وجود داشته باشند، میتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم. البته که دانکی کانگ باید آزادی عمل خود از Bananza را حفظ کند تا شما آزادانه از لگوها بالا بروید و حس کینگ کانک داشته باشید.
حالا که داریم از قابلیتهای Bananza صحبت میکنیم، اگر بخواهیم با حس حال حاضر دانکی کانگ پیش برویم، یعنی Pauline را روی شانه خود داشته باشیم و بتوانیم تغییر شکل بدهیم، میشود تمامی این موارد را در یک بازی لگویی ببینیم. یا اگر به دنبال چیزی متفاوت هستیم، شاید بشود به او اجازه بدهیم تا خود را به شکل اشکال عجیب یا گجتهای مختلف در بیاورد. چیزی مانند تغییر شکلهای موجود در Banjo-Kazooie.
سری Super Mario Bros

بسیاری از هواداران لگو و ماریو بعد از معرفی ست این شخصیت انتظار معرفی یک بازی لگویی را داشتند. ست او بسیار بامزه است و المانهای ویدیو گیمی نیز دارد، اما به هر حال یک اسباب بازی نمیتواند حس و حال یک بازی ویدیویی را خلق کند. به نظر ما دیگر وقت بازی لگویی اختصاصی ماریو است که از سالها پیش انتظار آن را میکشیم.
راههای فراوانی برای ساخت بازی لگویی ماریو وجود دارند. گزینه اول دنبال کردن فرمول بازیهای سه بعدی ماریو با حس و حال و جلوههای بصری لگویی است. چیزی مانند Super Mario Odyssey میتواند موفق باشد. چند جهان سندباکس بزرگ، پر از پازلهای متنوع و گجتهای لگویی برای حل آنها، همراه با قابلیتهای اضافه که ماریو میتواند از آنها استفاده کند.
یا میتوانیم از ست واقعی ماریو به عنوان چهارچوب استفاده کنیم و نسخههایی کامل از مسیرهای کوتاه و پلیستهای اسباببازیهای لگویی ماریو بسازیم. با بازی کوچکتری مواجه خواهیم بود، اما قطعا مشاهده عبور ماریوی لگویی از مسیری چالشی در ازای حرکت دادن او با دست، میتواند جذاب باشد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.