۱۰ بازی با زیباترین طبیعتها که جای خالی قدم زدن در بهار را پر میکنند
سفری به بکرترین نقاط دنیای پیکسلها که روح شما را تازه خواهند کرد
فصل بهار همواره با مفهوم رویش، طراوت و بیداری طبیعت گره خورده است. در دنیای ایدهآل، اردیبهشتماه زمانی است که باید ساعتها در دل جنگلها قدم زد، به صدای برخورد نسیم با برگ درختان گوش سپرد و ریهها را از هوای پاک و عطر شکوفهها پر کرد. اما واقعیت زندگی مدرن، روزمرگیهای بیپایان و دیوارهای بتنی شهرها، غالبا این موهبت را از ما سلب میکنند. اینجاست که معجزه هنر هشتم خودنمایی میکند؛ بازیها، مدتهاست که دیگر تنها ابزاری برای سرگرمی و ترشح آدرنالین نیستند. آنها به پناهگاههایی دیجیتال تبدیل شدهاند که میتوانند آرامش گمشده را به روان خسته ما بازگردانند.
طراحی محیطی (Environmental Design) در بازیهای مدرن به چنان بلوغی رسیده است که قدم زدن در برخی از این عناوین، دستکمی از یک مدیتیشن عمیق در دل طبیعت واقعی ندارد. در این مقاله از ویجیاتو، تلاش کردهایم تا به دور از هیاهوی مبارزات و استرسهای همیشگی دنیای گیم، به سراغ ۱۰ اثری برویم که زیباترین، زندهترین و نفسگیرترین طبیعتها را خلق کردهاند. بازیهایی که کافی است کنترلر را در دست بگیرید، مسیر اصلی داستان را فراموش کنید و صرفا در جهان آنها قدم بزنید تا جای خالی بهار در زندگیتان پر شود.
Red Dead Redemption 2؛ سمفونی حیات وحش و واقعگرایی

صحبت از طبیعت مجازی بدون ذکر نام شاهکار استودیوی راکاستار، بیانصافی محض است. جهان رد دد ریدمپشن ۲ تنها یک پسزمینه برای روایت داستان آرتور مورگان نیست، بلکه خود یک موجود زنده است. اگر میخواهید حس واقعی قدم زدن در طبیعت را تجربه کنید، کافی است در یک صبح مهآلود بهاری در منطقه Heartlands قدم بزنید یا در کنار دریاچه Owanjila کمپ بزنید.
توجه به جزئیات در این بازی به شکلی وسواسگونه پیادهسازی شده است. از نحوه عبور نور خورشید از میان شاخ و برگ درختان در جنگلهای انبوه، تا واکنش حیوانات به حضور شما و صدای جریان آب در رودخانههای کمعمق، همگی در بالاترین سطح ممکن قرار دارند. شما میتوانید ساعتها اسبسواری را کنار بگذارید، پیاده در دل کوهستانهای سرسبز قدم بزنید، به تماشای پرندگان بنشینید و از سمفونی بینظیر طبیعت وحشی قاره آمریکا در اواخر قرن نوزدهم لذت ببرید.
Ghost of Tsushima؛ تابلوی نقاشی متحرک

جزیره سوشیما در ساخته استودیوی ساکر پانچ، تجلی کامل زیباییشناسی شرقی است. برخلاف بسیاری از بازیها که سعی در ارائه یک شبیهساز بینقص از واقعیت دارند، شبح سوشیما شبیه به یک تابلوی نقاشی آبرنگ است که زنده شده و شما را در خود میبلعد. این بازی بیش از هر اثر دیگری، مفهوم باد را درک کرده است.
دشتهای پوشیده از گلهای پامپاس که با وزش باد به رقص درمیآیند، جنگلهای طلایی رنگ و از همه مهمتر، درختان افرا با برگهای سرخ و شکوفههای گیلاس (ساکورا) که نماد بهار در فرهنگ ژاپن هستند، اتمسفری را خلق میکنند که از شدت زیبایی، نفس را در سینه حبس میکند. قدم زدن با جین ساکای در میان این دشتها، در حالی که موسیقی سنتی ژاپنی با نوای فلوت شاکوهاچی در پسزمینه پخش میشود، یکی از آرامشبخشترین تجربیاتی است که مدیوم ویدیوگیم میتواند به مخاطب خود هدیه دهد.
The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom؛ آزادی مطلق در آغوش طبیعت

سرزمین هایرول (Hyrule) در دو بازی اخیر زلدا، تعریفی جدید از جهانباز ارائه داد. طبیعت در بازی Tears of the Kingdom، صرفا یک دکور نیست، بلکه زمین بازی شما، ابزار شما و پناهگاه شماست. وسعت دشتهای سرسبز، کوههای استوار و جنگلهای بارانخورده در این بازی به قدری زیاد است که حس رهایی را با تمام وجود به بازیکن منتقل میکند.
رنگبندی شاداب و سرزنده، در کنار فیزیک بینظیر بازی که اجازه میدهد با هر عنصر طبیعی تعامل داشته باشید، باعث میشود تا ساعتها بدون هیچ هدف خاصی در این جهان پرسه بزنید. تماشای غروب آفتاب از فراز یکی از صخرههای مرتفع، در حالی که صدای وزش باد و خشخش چمنزارها به گوش میرسد، تداعیگر یک پیکنیک بهاری در دنیایی فانتزی است که هیچ محدودیتی در آن وجود ندارد.
The Witcher 3: Wild Hunt - Blood and Wine؛ بهار ابدی در توسان

اگرچه جهان اصلی بازی ویچر ۳ غالبا تاریک، باتلاقی و جنگزده است، اما بسته الحاقی Blood and Wine شما را به سرزمینی به نام توسان میبرد که گویی بهار در آنجا جاودانه شده است. توسان با الهام از مناطق جنوبی فرانسه و ایتالیا طراحی شده و جشنی از رنگهای گرم، تاکستانهای وسیع، و معماری خیرهکننده است.
رنگهای روشن، آسمان همیشه آبی، گلهای رنگارنگی که در سراسر دشتها روییدهاند و نورپردازی گرم خورشید، تضاد شگفتانگیزی با داستانهای تاریک گرالت از ریویا ایجاد میکنند. سوار شدن بر اسب و قدم زدن در جادههای خاکی که از میان مزارع آفتابگردان و روستاهای آرام عبور میکنند، به طرز عجیبی میتواند خستگی یک روز کاری شلوغ را از تن شما بیرون کند.
Horizon Forbidden West؛ طبیعت بر ویرانههای تمدن

جهان پساآخرالزمانی در بسیاری از بازیها با رنگهای خاکستری، ویرانی و یاس به تصویر کشیده میشود، اما استودیوی گوریلا گیمز در سری هورایزن، رویکردی کاملا متفاوت اتخاذ کرد. در اینجا، پس از نابودی تمدن بشری، طبیعت دوباره زمام امور را به دست گرفته و ساختمانهای بتنی را با آغوشی از گیاهان، خزهها و درختان پوشانده است.
در نسخه Forbidden West، پوشش گیاهی به اوج تراکم و زیبایی خود میرسد. جنگلهای استوایی مرطوب، دشتهای وسیع که با گلهای سرخ و آبی فرش شدهاند، و حتی دنیای زیر آب که با صخرههای مرجانی زنده و درخشان طراحی شده است، همگی گواهی بر قدرت هنری تیم سازنده هستند. قدم زدن در این جهان، ترکیبی از حس شگفتی کشف طبیعت و مالیخولیای تفکر درباره سرنوشت محتوم بشریت است.
Firewatch؛ انزوا در قلب جنگلهای شوشونی

گاهی اوقات طبیعتگردی تنها به معنای دیدن مناظر زیبا نیست، بلکه جستجویی برای فرار از انسانها و یافتن تنهایی خودخواسته است. بازی فایرواچ شما را در نقش یک جنگلبان در جنگلهای ملی وایومینگ قرار میدهد. تمام بازی بر اساس گشت و گذار در این طبیعت بکر، پیدا کردن مسیرها و تماشای چشماندازها بنا شده است.
پالت رنگی بازی که به شدت بر رنگهای نارنجی، طلایی و قرمز غروب آفتاب متمرکز است، اتمسفری گرم و صمیمی خلق میکند. صدای پرندگان، شکستن شاخهها زیر پا، و ارتباط رادیویی دوردست، تجربهای را میسازند که دقیقاً شبیه به یک سفر کمپینگ انفرادی در روزهای ابتدایی بهار است؛ سفری که در آن تنها شما هستید و رازهایی که در دل درختان کاج پنهان شدهاند.
Kingdom Come: Deliverance؛ سفر به جنگلهای واقعگرایانه اروپا

بسیاری از بازیها تلاش میکنند طبیعت را با کمی اغراق و جلوههای فانتزی زیباتر جلوه دهند، اما Kingdom Come: Deliverance رویکردی کاملا مستندگونه دارد. استودیوی سازنده با استفاده از موتور گرافیکی کرایانجین، جنگلهای بوهمیا (بخشهایی از جمهوری چک امروزی) در قرن پانزدهم میلادی را با دقتی رعبآور بازسازی کرده است.
تراکم درختان، تابش نور از لابلای شاخهها، رویش نامنظم بوتهها و گیاهان دارویی، و مسیرهای گلی، به قدری واقعی هستند که هنگام قدم زدن در جنگلهای این بازی، ناخودآگاه انتظار دارید بوی نم خاک و گیاهان جنگلی به مشامتان برسد. اگر به دنبال یک طبیعتگردی کاملا شبیهسازیشده و بدون هیچگونه عنصر جادویی یا فانتزی هستید، این بازی بهترین مقصد بهاری شماست.
Ori and the Will of the Wisps؛ جادوی بیپایان رنگ و نور

چه کسی گفته است که قدم زدن در طبیعت حتما باید در فضایی سهبعدی و واقعگرایانه اتفاق بیفتد؟ شاهکار پلتفرمر استودیوی مون، ثابت میکند که طراحی هنری دوبعدی میتواند به مراتب تاثیرگذارتر از گرافیکهای سنگین و پرهزینه باشد. جنگلهای نیون در بازی اُری، تجسم کامل رویای یک کودک از یک جنگل جادویی هستند.
هر قاب از این بازی شبیه به یک نقاشی دیجیتال است که با دست کشیده شده. پسزمینههای چندلایه، گیاهانی که با نورهای فلورسنت میدرخشند، قطرات شبنم، و انیمیشنهای روان محیط اطراف، اتمسفری سحرآمیز خلق میکنند. وقتی با اُری در میان شاخههای درختان باستانی حرکت میکنید و به موسیقی ارکسترال و ملایم بازی گوش میدهید، احساس میکنید در حال تماشای رویش بهار در یک جهان موازی و افسانهای هستید.
Kena: Bridge of Spirits؛ تولد دوباره از دل تباهی

یکی از زیباترین استعارههای فصل بهار، زنده شدن طبیعت پس از مرگ زمستانی است. بازی Kena: Bridge of Spirits دقیقا همین مفهوم را در گیمپلی و روایت خود گنجانده است. شما در نقش کنا، وظیفه دارید روحی تازه به جنگلی که توسط فساد و تاریکی تسخیر شده است، بدمید.
تماشای لحظهای که پس از پاکسازی یک منطقه، تاریکی جای خود را به نور میدهد، گیاهان و گلها با سرعتی جادویی رشد میکنند و رنگهای سبز و آبی بر محیط مسلط میشوند، یکی از رضایتبخشترین لحظات در بازیهای ویدیویی سالهای اخیر است. گرافیک بازی که شباهت بینظیری به انیمیشنهای پیکسار دارد، باعث میشود تا قدم زدن در جنگلهای احیا شده آن، تجربهای شیرین، دلنشین و سرشار از انرژی مثبت باشد.
A Short Hike؛ لذت ساده کوهپیمایی

گاهی اوقات بهترین راه برای تجربه طبیعت، دوری از بازیهای بزرگ و پرهزینه، و پناه بردن به عناوین مستقل و کوچک است. بازی A Short Hike دقیقا همانطور که از نامش پیداست، درباره یک کوهپیمایی کوتاه و بیدردسر در یک پارک جنگلی است. شما در نقش پرندهای کوچک، باید مسیر خود را به سمت قله کوه پیدا کنید.
گرافیک پیکسلی و دوستداشتنی بازی در ترکیب با رنگهای شاد و پاستلی، هیچ تلاشی برای واقعگرایی نمیکند، اما به طرز عجیبی حس حضور در یک پیکنیک بهاری را به بهترین شکل ممکن القا میکند. در این بازی هیچ دشمنی برای جنگیدن وجود ندارد؛ تنها شما هستید و مسیرهای خاکی، رودخانههای کوچک برای ماهیگیری، و گپ زدن با دیگر حیواناتی که برای استراحت به دامان طبیعت آمدهاند. این بازی، یک قرص آرامبخش بیضرر است که برای روزهای خستهکننده بهاری تجویز میشود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
مقاله قشنگی بود جا داشت در کنار ori از مراحل rayman origins و rayman legends و fable 2,3 , آواتار هم می گفتید
بهتر نیست به جای خرج کردن ۴۰۰ میلیون برای یک سیستم ی سر بریم پارک تازه همه چیز واقع گرایانه ترین واقعیت ممکن
یه خواهش داشتم ازتون میشه یه مقاله در مورد فیلم های مورد علاقه تون بنویسین؟
من خیلی به تماشای فیلم علاقه دارم
یه کامنت میخوام بزارم ارور میده توی این مطلب
بازیه اکسپدین ۳۳ عامه پسنده یا یه سلیقه خیلی خاصی رو جذب خودش میکنه لطفا یکی بگه
جای دیزگان خالیه تو لیست
به شخصه ساعت ها میتونم فقط به آسمون Skyrim و شفق های قطبیش خیره بشم
زدی تو خال لعنتی
من به شخصه خیلی طبیعت و جنگل far cry 3 رو دوست داشتم.
Skyrim
FarCry 3
Tomb Raider
Expedition 33
هم میتونستن تو لیست باشن
دقیقا
اسکایریم رو واقعا هستم شاهکار به تمام معناس
میشه به این لیست بازیهای اسکایریم و آبلیوین رو اضافه کرد. درضمن وقتی اسم از جنگل آورده میشه، نمیشه از سری بازیهای the Forest هم یاد نکرد!