فالاوت بعدی آبسیدین چگونه خواهد بود؟ نگاهی به آینده در زمینهای بایر
اگر آبسیدین دوباره سکان هدایت فالاوت را به دست بگیرد، چه تقدیری در انتظار این فرنچایز خواهد بود؟
شاید منطقیترین و سادهترین پاسخ به سوال مطرح شده در تیتر این باشد: «هر چیزی که توسعهدهندگان تصمیم بگیرند بسازند». با وجود اینکه پس از گزارشهای اخیر مبنی بر بازگشت سازندگان New Vegas به زمینهای بایر (در میان موج تلخ اخراجهای اخیر مایکروسافت) این پاسخ را بارها با خود تکرار کردهام، اما همچنان معتقدم گمانهزنی درباره ساخته بعدی استودیوی آبسیدین برای هر طرفداری لذتبخش است.
نقشه راه قدیمی؛ بازگشت به ساحل غربی؟

اگر این سوال چند سال پیش مطرح میشد، حفظ لوکیشن بازی در ساحل غربی آمریکا یک تصمیم کاملاً منطقی به نظر میرسید. این انتخاب به آبسیدین فرصت میداد تا عناصر کلاسیک استودیوی Interplay را با ایدهها و گروههای جدید پیوند بزند. همچنین، تا زمانی که استودیوی بتسدا به قلمرو اثباتشدهاش در ساحل شرقی پایبند بود، تداخلی در داستان نسخههای اصلی پیش نمیآمد.
گشتوگذار در ساحل غربی باعث میشد تا اتمسفر بازی کاملا از شهرهای خاکستری و قهوهای نسخههای شمارهدار بتسدا (که غرق در تاریخ استعماری آمریکا هستند) متمایز بماند؛ حتی اگر لوکیشن جدید، وایب و حالوهوای وسترن و کابوییِ نوادا را نداشت. اگر این بازی بلافاصله بعد از نیو وگاس یا به عنوان یک اسپینآف برای Fallout 4 ساخته میشد، عمیقتر کردن مکانیزمهای نقشآفرینی و سیستم جناحها منطقیترین کار بود. پیشرفت تکنولوژی به سازندگان اجازه میداد تا وستلند پویاتری بسازند و گانپلی بازی نیز با الگوبرداری از تغییراتی که نیو وگاس روی سیستم تیراندازی Fallout 3 اعمال کرده بود، تنها به چند اصلاح جزئی نیاز داشت.
سایه سنگین سریال فالاوت بر روایتهای جدید

این طرح اولیهای بود که حداقل در ذهن بسیاری از ما، نقطه شروعی عالی به نظر میرسید. اما امروز شرایط فرق کرده است. در حالی که بازی Fallout 76 پس از یک عرضه فاجعهبار توانست خود را احیا کند و بتسدا تمام تمرکزش را روی Starfield گذاشته بود، ناگهان سریال تلویزیونی فالاوت از راه رسید. این سریال برای کسانی که تشنه محتوای جدید بودند یک اتفاق بینظیر بود، اما همه چیز را تغییر داد.
سریال آمازون مستقیما به سراغ ماجراجوییهای ساحل غربی رفت و حتی تفسیر خاص خود را از وضعیت نیو وگاس پس از وقایع بازی آبسیدین ارائه داد. هرچقدر هم که بر سر میزان تأثیر سریال بر Canon و تاریخچه اصلی بازیها بحث کنیم، بتسدا قاطعانه اعلام کرده است که تمام وقایع سریال در بازیهای آینده لحاظ خواهند شد. بنابراین، آن فضای خالی و انعطافپذیری که آبسیدین در گذشته برای جهانسازی در ساحل غربی در اختیار داشت، دیگر چندان خالی نیست.
پیش به سوی افقهای ناشناخته؛ کانادا یا مکزیک؟

با توجه به این اتفاقات، منطقیتر است که آبسیدین برای بازی جدید خود به سراغ نقطه دیگری از آمریکای شمالی برود. جاش سایر، کارگردان نیو وگاس، پیش از این گفته بود که با تأثیر سریال بر جناحها و داستان کلی فالاوت مشکلی ندارد، اما لحن صحبتهایش هیچوقت نشان نداده که علاقهای به درجا زدن در لوکیشنهای قدیمی داشته باشد.
او در جریان یک پرسش و پاسخ در سال ۲۰۲۴ گفت:
وقتی قرار است روی یک آیپی (IP) کار کنم، مخصوصا اثری که قبلا هم روی آن کار کردهام، سوال اصلی این است: این بار چه کاری میخواهم انجام دهم که دفعه قبل نتوانستم؟ اگر محدودیتها بیش از حد دستوپاگیر باشند، کار دیگر جذابیتی ندارد. چه کسی دوست دارد روی پروژهای کار کند که اجازه کشف ایدههای موردعلاقهاش را به او نمیدهد؟
او تأکید کرد که هنوز داستانهای ناگفته زیادی در دنیای فالاوت وجود دارد.
اگر سایر با همین ذهنیت سراغ نسخه جدید فالاوت برود، محتملترین سناریو دور شدن از عناصر تکراری نیو وگاس است. شاید سفری به سمت شمال (کانادا) یا جنوب (مکزیک) تا وستلندی را کاوش کنیم که تا این حد درگیر نوستالژیِ آمریکای عصر هستهای نباشد.
استانداردهای جدید نقشآفرینی و درسهایی از آثار اخیر آبسیدین

نباید فراموش کنیم که استانداردهای فرمول نقشآفرینی تغییر کردهاند. بازیهایی مانند Cyberpunk 2077 و Baldur's Gate 3 سطح توقعات را به شدت بالا بردهاند و نشان دادهاند که چگونه میتوان مرزهای فنی و روایی را جابهجا کرد.
از سوی دیگر، با نگاهی به ساختههای اخیر خود آبسیدین یعنی Avowed و The Outer Worlds 2، میتوانیم ایدههایی برای ساختار فالاوت جدید پیدا کنیم. شاید کنار گذاشتن یک نقشه بزرگ و یکپارچه جهانباز در نگاه اول توهینآمیز به نظر برسد، اما رویکرد این دو بازی در تقسیم دنیای خود به مناطق مجزا، اجازه میدهد تا به جای بیابانهای یکنواخت و قهوهای، شاهد تنوع زیستی شگفتانگیز و رنگارنگی باشیم.
البته آبسیدین باید مراقب لحن بازی نیز باشد. آثار اخیر این استودیو نسبت به جدیت و اتمسفر سنگین نیو وگاس، رویکردی طنزتر و سبکتر داشتهاند. همانطور که پیشتر در نقد The Outer Worlds 2 دیده بودیم، این رویکرد اگر به درستی کنترل نشود، میتواند توانایی بازی در روایت داستانهای جدی و ایجاد تنش در دنیایی که در آستانه یک جنگ بزرگ قرار دارد را از بین ببرد. فالاوت بعدی، پیش از هر چیز، نیازمند تعادلی بینقص میان نوآوری و حفظ روح تاریکِ این فرنچایز است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
امیدوارم که فال اووت بعدی یه چیزی مثله اسکایرم باشه . که بشه یه RPG تراز و مدت طولانی ای طرفداری این ژانر رو خوشحال نگه داره