روزی که دنیا نفسش را حبس میکند؛ جهان در روز عرضه GTA VI چه شکلی است؟
روزی که دنیا بالاخره یک نفس راحت میکشد تا فقط بازی کند
تصور کنید آن روز فرا رسیده است. تقویمها خط خوردهاند، شمارش معکوسها به صفر رسیدهاند و بالاخره لوگوی راکستار روی صفحههای نمایش در سراسر جهان نقش بسته است. برای من، به عنوان کسی که سالهاست در دل ویدیوگیم زندگی میکنم، عرضه یک بازی معمولا فقط انتشار یک محصول جدید است؛ اما GTA VI؟ این یکی دیگر با همه چیز فرق دارد.
وقتی به روز عرضه فکر میکنم، جهانی را میبینم که برای چند روز روی دور کند افتاده است. انگار یک توافق نانوشته در سراسر کره زمین امضا شده که:
لطفا مزاحم نشوید، ما در وایسسیتی هستیم!
خیابانها به شکل عجیبی خلوتتر از روزهای عادیاند. مدیران شرکتها با کوهی از درخواستهای مرخصی مواجه شدهاند که دلیل اکثرشان بیماریهای ناگهانی، کارهای اداری فوری و فوت مادربزرگهاست! حتی این خبر در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که ارتش آمریکا به سربازانش ۴ روز مرخصی تشویقی داده تا بدون استرسِ پادگان و ماموریت، پای کنسولهایشان بنشینند. این شاید در نگاه اول شبیه به یک طنز اغراقآمیز باشد، اما قدرت جادویی ویدیوگیم دقیقا همین است؛ متوقف کردن ماشین همیشه در حرکت دنیا برای چند روز.
در جهانی که پر از خبرهای تلخ و دغدغههای تمامنشدنی است، دیدن اینکه میلیونها نفر حول یک سرگرمی مشترک جمع شدهاند، به طرز عجیبی امیدوارکننده است. وقتی به این فکر میکنم که در آن روز، دغدغه مشترک میلیونها آدم فقط گشتوگذار در خیابانهای نئونی و کشف رازهای یک بازی است، حس میکنم هنوز هم پدیدههایی وجود دارند که میتوانند فارغ از مرزها، یک لبخند مشترک روی لب انسانها بیاورند.
اما وقتی از این رویای جهانی بیرون میآیم و به اطراف خودم، به ایران نگاه میکنم، تصویر کمی متفاوت، اما به شدت عمیقتر میشود. بیایید واقعبین باشیم؛ در کشوری که خرید یک کنسول نسل نهمی و خود بازی اصلی با این وضعیت ارز و گرانیهای بیامان، برای خیلیها معادل چند ماه حقوق است، شاید تجربه این روز موعود به سادگی بقیه جاهای دنیا نباشد. بار سنگین دغدغههای اقتصادی همیشه روی شانههای ما حس میشود و گاهی اجازه نمیدهد از سادهترین دلخوشیها لذت ببریم.
اما دقیقا در همین نقطه است که آن حس خوب و امیدوارکننده متولد میشود. ما یاد گرفتهایم دلخوشیهایمان را با هم تقسیم کنیم. در روز عرضه GTA VI در ایران، شاید همه نتوانند به راحتی و به تنهایی بازی را بخرند، اما من میدانم که گیمنتها غلغله خواهد شد. میدانم که بچهها پولهایشان را روی هم میگذارند تا اکانتهای اشتراکی بخرند. جمع شدنهای چند نفره در خانه دوستی که کنسول دارد، تماشای بازی کردن یکدیگر و همان ذوق و شوق خالصی که در چشمها میدرخشد، نشان میدهد که هیچ تورم و گرانیای نمیتواند این دلخوشی مشترک را از ما بگیرد. در میان تمام خبرهای بد اقتصادی و روزمرگیهای خستهکننده، شور و شوقی که آن روز در دل گیمرهای ایرانی میجوشد، یک نوع پیروزی کوچک اما شیرین است.
روز عرضه GTA VI برای من نماد یک روز آرام است. روزی که آدمها تصمیم میگیرند به جای دویدن در دنیای واقعی، در یک دنیای مجازی قدم بزنند. روزی که مرخصیها گرفته شده، گوشیها روی حالت بیصدا رفتهاند و دغدغهها پشت در اتاق جا ماندهاند. چه در نیویورک باشی، چه در توکیو و چه در تهران با تمام سختیهایش؛ آن روز، روز ماست. روزی که دنیا بالاخره یک نفس راحت میکشد تا فقط بازی کند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.