ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

۱۰ بازی که با یک پایان باز شما را ساعت‌ها به فکر فرو می‌برند

پایان این بازی‌ها تا مدت‌ها در ذهن شما باقی خواهد ماند

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۶ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰

بعضی بازی‌ها وقتی تمام می‌شوند، شما را رها نمی‌کنند. صفحه تیره می‌شود، تیتراژ بالا می‌رود، اما ذهن شما هنوز آنجاست، درگیر یک سوال بی‌جواب. بعضی پایان‌ها آنقدر باز و مبهم طراحی شده‌اند که ساعت‌ها، روزها و حتی هفته‌ها بعد از تمام شدنشان، هنوز دارید بهشان فکر می‌کنید. در ویجیاتو، این بار سراغ ده بازی رفته‌ایم که با یک پایان باز، شما را ساعت‌ها به فکر فرو می‌برند. نه پایان خوش، نه پایان بد؛ پایانی که خودتان باید معنایش را پیدا کنید.

Inside


بازی Inside شما را در دنیایی تاریک و بی‌رنگ رها می‌کند. پسری کوچک در حال فرار از موجودات عجیب و مردانی که می‌خواهند او را شکار کنند. تمام بازی بدون یک خط دیالوگ پیش می‌رود. شما نمی‌دانید کجا هستید، چه اتفاقی افتاده و هدف چیست. فقط می‌دوید، پنهان می‌شوید و حل معما می‌کنید. پایان بازی اما همه چیز را تغییر می‌دهد. بدون اسپویل، فقط می‌شود گفت که پایان Inside یکی از عجیب‌ترین و به یادماندنی‌ترین پایان‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی است. توده‌ای از گوشت و عضله که دیگر نمی‌دانید قهرمان هستید یا هیولا.

بعد از تمام شدن Inside، برای چند دقیقه فقط به صفحه خیره می‌مانید. هیچ توضیحی داده نمی‌شود، هیچ نتیجه‌گیری اخلاقی در کار نیست. شما رها می‌شوید با یک سوال: آیا این پایان بود یا تازه شروع کابوس؟ بازی Inside آنقدر بدون جواب تمام می‌شود که مجبور می‌شوید از اول بروید سراغ تحلیل هر جزئیات. آن آخرین نما، آن نور افکن و آن سقوط، تا هفته‌ها از ذهنتان بیرون نمی‌رود.

BioShock Infinite


بازی BioShock Infinite شما را به شهر پرنده کلمبیا می‌برد. شما بوکر دویت هستید، یک کارآگاه سابق که مأموریت دارد دختری به نام الیزابت را نجات دهد. اما هر چه جلوتر می‌روید، متوجه می‌شوید که هیچ چیز تصادفی نیست. هر انتخاب، هر کشته‌ای و هر سخنی، همه به یک نقطه ختم می‌شود. پایان بازی، آن لحظه که در غسل تعمید قرار می‌گیرید، معمایی است که شاید بزرگ‌ترین سوال تاریخ بازی‌های ویدیویی را مطرح می‌کند: آیا یک قاتل می‌تواند با پاک کردن گناهش، آدم دیگری شود؟

بعد از تمام شدن BioShock Infinite، صفحه تیره می‌شود و شما حس می‌کنید یک پیچ گوشتی در مغزتان فرو کرده‌اند. نظریه‌ها، تحلیل‌ها و ویدیوهای توضیحی بی‌شماری درباره پایان این بازی ساخته شده و هنوز هیچ اجماعی وجود ندارد. خود سازندگان هم گفته‌اند که پایان بازی عمداً مبهم طراحی شده تا هر کسی برداشت خودش را داشته باشد. چند روز بعد از تمام کردن BioShock Infinite، در حمام یا پشت فرمان ماشین، ناگهان یک معادله جدید در ذهنتان شکل می‌گیرد و دوباره به شک می‌افتید.

NieR: Automata


بازی NieR: Automata شما را مجبور می‌کند بازی را چندین بار تمام کنید تا به پایان واقعی برسید. نه سه بار، که بیست و شش بار. هر بار زاویه تازه‌ای از داستان را نشان می‌دهد. پایان واقعی اما چیزی است که هیچ بازی دیگری جرأت انجامش را نداشته است. برای نجات شخصیت‌های اصلی، باید فایل سیو خودتان را قربانی کنید. تمام آن صدها ساعت بازی، هر سلاح، هر آیتم، هر پیشرفتی که داشتید را پاک می‌کنید. و در ازای آن، در تیتراژ پایانی نام شما به عنوان یک قهرمان ثبت می‌شود.

بازی دوست داشتنی و جذاب NieR: Automata از شما می‌پرسد: آیا حاضری تمام زحماتت را فدا کنی تا یک شخصیت مجازی زنده بماند؟ و جالب اینجاست که هزاران نفر پاسخ مثبت داده‌اند. صفحه پرسشنامه که ظاهر می‌شود، دیگر شما در حال بازی نیستید. با زندگی واقعی‌تان طرفید. پایان NieR: Automata هفته‌ها شما را درگیر این سوال می‌کند که ارزش یک فداکاری را چه چیزی تعیین می‌کند.

Death Stranding


بازی Death Stranding عجیب‌ترین بازی این لیست است و عجیب‌ترین پایان را هم دارد. شما سم پورتر بریجز هستید، یک پستچی در دنیایی که سفر سخت و هر قدم با خطر همراه است. بازی ده‌ها ساعت شما را در میان دشت‌ها و کوهستان‌های خالی قدم می‌زند. اما پرده آخر آنقدر پیچش و توضیح دارد که انگار توی چند دقیقه می‌خواهد تمام رازهای جهان را فاش کند. پایان Death Stranding دو لایه دارد؛ اولی همه چیز را توضیح می‌دهد و دومی دوباره همه چیز را زیر سوال می‌برد.

بعد از آن نماهای پایانی و آن انتخاب نهایی، فراموش می‌کنید که بیست دقیقه است روی مبل خشکتان زده‌اید. سوال اصلی بازی یعنی آیا مردن واقعاً پایان است یا شروع، جوابش نه در بازی، که در ذهن شما می‌ماند. سم در آخرین صحنه بیرون قبرستان می‌ایستد و شما با او ماندگار می‌شوید، درست همان جایی که هیچ جوابی داده نمی‌شود. Death Stranding با پایانش به شما می‌گوید که مهم پاسخ نیست، مهم این است که خودت را به مقصد رساندی.

Soma


بازی Soma یک بازی ترسناک علمی تخیلی زیر آب درباره هوش مصنوعی و آگاهی است. بدون اسپویل، پایان Soma طوری طراحی شده که احتمالاً بزرگ‌ترین بحران وجودی در تاریخ گیمینگ را به شما هدیه می‌دهد. سوال ساده است: اگر آگاهی‌تان را کپی کنیم و شما هنوز در بدن قبلی بمانید، کدام یک واقعی هستید؟ شبیه‌سازی بی‌نقص از شما هنوز شماست یا دیگری؟ بازی شما را تا آخرین ثانیه در تاریکی نگه می‌دارد و در آخرین لحظه، حقیقت را آنقدر سرد و بی‌رنگ رو می‌کند که می‌خواهید فریاد بزنید.

بعد از تمام شدن بازی دوست داشتنی Soma، یک هفته تمام به این فکر می‌کنید که خود واقعی چیست. آیا اگر یک کپی کامل از شما وجود داشته باشد، رنج و شادی و ترس‌هایش متعلق به شماست یا او؟ پایان Soma جواب نمی‌دهد، فقط سوال را می‌کارد در مغزتان. و همان سوال تا همیشه با شما می‌ماند، درست مثل آن دوربین که در تاریکی روشن می‌ماند.

Silent Hill 2


بازی Silent Hill 2 قدیمی است اما پایان‌هایش هنوز هم یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات بین طرفداران بازی‌های ترسناک است. جیمز ساندرلند، قهرمان داستان، نامه‌ای از همسر مرده خود دریافت کرده و برای پیدا کردنش به سایلنت هیل می‌رود. بازی چهار پایان اصلی و چند پایان فرعی دارد. بسته به کارهایی که در طول بازی می‌کنید، پایان متفاوتی می‌گیرید. بعضی پایان‌ها تلخ، بعضی تلخ‌تر. هیچ پایان خوشی در کار نیست. اما بحث بر سر این است که کدام پایان واقعی است و کدام فقط زاییده ذهن جیمز.

بازی Silent Hill 2 بیست سال پیش منتشر شد و هنوز هم طرفداران درباره پایان واقعی آن بحث می‌کنند. باز کردن وبسایت‌های طرفداری از بازی هنوز هم تئوری‌های جدیدی پیدا می‌شود. آیا همه چیز در ذهن جیمز اتفاق افتاد؟ آیا او از اول دیوانه بود یا سایلنت هیل او را دیوانه کرد؟ پایان‌های مبهم Silent Hill 2 باعث شده این بازی تا همیشه زنده بماند.

Disco Elysium


بازی Disco Elysium شما را در پوست یک کارآگاه الکلی و فراموشکار قرار می‌دهد. قتلی رخ داده و باید حلش کنید. پایان بازی به شما می‌گوید قاتل کیست، اما هرگز به شما نمی‌گوید که چرا. انگیزه‌های قاتل، رازهای شهر و هویت واقعی خودتان، همه در لابه‌لای دیالوگ‌ها و صداهای درون ذهنتان پنهان شده. پایان‌های بازی چندگانه هستند و هرکدام برداشت متفاوتی از عدالت و بخشش ارائه می‌دهند.

سوال اصلی Disco Elysium هرگز جواب داده نمی‌شود: آیا یک انسان می‌تواند بعد از همه جنایت‌هایش بخشیده شود؟ صفحه سیاه می‌شود و شما می‌مانید و چند هفته فکر. درباره هر شخصیت، هر تصمیمی و هر دیالوگی. پایان Disco Elysium آنقدر چندلایه است که حتی خود سازندگان هم بارها در مصاحبه‌ها برداشت‌های متفاوتی از آن ارائه داده‌اند.

Outer Wilds


بازی دوست داشتنی و جذاب Outer Wilds شما را در یک منظومه خورشیدی کوچک و دست‌ساز رها می‌کند. فقط بیست دقیقه فرصت دارید تا کاوش کنید، بعد خورشید منفجر می‌شود و همه چیز از اول شروع می‌شود. با هر بار مرگ، دانسته‌هایتان باقی می‌ماند و مجبورید تکه‌های پازل را کنار هم بچینید. پایان بازی جواب همه سوال‌ها را می‌دهد، اما نه آنطور که انتظار دارید. بدون اسپویل، فقط می‌شود گفت که پایان Outer Wilds درباره شروع دوباره است، درباره این که هیچ چیز برای همیشه نمی‌ماند.

بعد از تمام شدن بازی دوست داشتنی و جذاب Outer Wilds، دیگر به مرگ مثل قبل نگاه نمی‌کنید. پایان بازی شما را مجبور می‌کند دوباره به اولین سیاره‌ای که کاوش کردید برگردید و همه چیز را از چشم تازه‌ای ببینید. آخرین صحنه آن چنان آرام، ساده و در عین حال عمیق است که فراموشش نمی‌کنید. سوال بزرگی که Outer Wilds با خود می‌آورد این است: اگر می‌دانستی همه چیز قرار است نابود شود، باز هم دوست داشتی و سفر می‌کردی؟

Red Dead Redemption 2


بازی Red Dead Redemption 2 روایتگر آخرین روزهای گروه دالچ واندربایندر است. آرتور مورگان، یکی از اعضای گروه، کمکم به اشتباه بودن مسیرش پی می‌برد. پایان بازی چند لایه است: یک پایان نمادین برای آرتور، یک پایان غمگین برای گروه و یک پایان اپیلوگ که چند سال بعد اتفاق می‌افتد. در نهایت، همه مرده‌اند یا فرار کرده‌اند. سوال اصلی حل نشده باقی می‌ماند: آیا می‌توان گناهان گذشته را جبران کرد؟

بازی دوست داشتنی و جذاب Red Dead Redemption 2 تمام می‌شود، اما شما هنوز با صدای آرتور در گوشتان زندگی می‌کنید. آن مونولوگ آخر، آن سوار شدن در میان مه، آن یک نفس عمیق قبل از پایان. هفته‌ها بعد از تمام کردن بازی، ناگهان جملات آرتور یادتان می‌آید. سوال از خودتان: اگر یک بار دیگر زندگی کنید، آیا کارهای بهتری می‌کنید یا باز هم همان مسیر اشتباه را می‌روید؟ رد دد ۲ بی‌جواب می‌ماند، درست مثل یک کوهستان در مه.

The Stanley Parable


بازی The Stanley Parable درباره اختیار و جبر و سرنوشت است. شما استنلی هستید و یک راوی با صدای جدی شما را راهنمایی می‌کند. به حرفش گوش دهید، یک پایان معمولی می‌گیرید. نافرمانی کنید، پایان جذابی می‌گیرید. بازی اینقدر ادامه می‌یابد تا به پایان‌های متعددی برسید. اما پایان واقعی The Stanley Parable جایی است که خود بازی ناگهان آگاه می‌شود و با شما حرف می‌زند. صفحه بسته می‌شود، بازی باز می‌شود و دیگر نمی‌دانید استنلی هستید یا خود راوی.

بازی The Stanley Parable شما را مجبور می‌کند از خودتان بپرسید: آیا شما دارید بازی می‌کنید یا بازی دارد شما را بازی می‌دهد؟ سوالی که هیچ‌وقت جواب ندارد. یک روز بعد از تمام کردن بازی، وقتی دکمه صندلی ماشین را فشار می‌دهید، ناگهان لبخند می‌زنید. شاید شما هم یک استنلی هستید.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی