۱۳ بازی که برای برنده شدن در آنها باید آدم بدی باشید
اینبار، خط قرمزهایتان را زیر پا بگذارید!
در بیشتر بازیها شما قهرمانید. نجات دهنده جهان، شوالیه روشنایی، آخرین امید بشریت. اما گاهی بودن در سمت دیگر سیم خاردار جذابیت خودش را دارد. چه میشود اگر این بار شما همان کسی باشید که همه ازش فرار میکنند؟ چه میشود اگر برای بردن، مجبور باشید کارهایی کنید که در زندگی واقعی هرگز به فکرتان هم نمیرسد؟ در ویجیاتو، این بار سراغ ۱۳ بازی رفتهایم که برای پیروزی در آنها باید آدم بدی باشید. نه ضدقهرمان، نه دردمند؛ بد واقعی. اسلحه را آماده کنید، چون اینجا کسی دستتان را نمیبوسد.
Grand Theft Auto V

بازی Grand Theft Auto V شما را در نقش سه شخصیت مختلف قرار میدهد: مایکل، یک دزد سابق که از زندگی خسته شده، ترور، یک روانی خیابانی با خانوادهای به هم ریخته، و فرانکلین، یک جوان جاهطلب که میخواهد از محله فقیرنشین بیرون بزند. هر سه آنها دزد، قاتل و کلاهبردارند. برای پیشبرد داستان، شما مجبورید بانک بزنید، مردم بیگناه را بکشید، ماشین بدزدید و هر قانونی را زیر پا بگذارید. بازی حتی شما را تشویق میکند که بین سه شخصیت جابهجا شوید و از مهارتهای خاص هر کدام برای جنایتهای خلاقانه استفاده کنید.
چیزی که بازی جذاب GTA V را در این لیست خاص میکند، عدم توجیه خشونت است. شخصیتها درام دارند، اما بازی هیچوقت نمیگوید کارهایشان درست است. شما بد هستید چون انتخاب کردهاید بد باشید. پایان بازی هم که در آن مجبورید یکی از شخصیتهای اصلی را برای همیشه حذف کنید، نشان میدهد که در دنیای جنایت هیچکس به خط پایان سالم نمیرسد.
Tyranny

بازی Tyranny احتمالاً صریحترین بازی این لیست در مورد بد بودن است. شما یک قاضی ارشد در خدمت ارتشی توتالیتر به نام کایروس هستید که تقریباً تمام جهان را فتح کرده. وظیفه شما سرکوب آخرین مقاومتهاست. بازی از همان ابتدا به شما میگوید که خبری از انتخاب بین خوب و بد نیست. شما یا بد هستید، یا بدتر. میتوانید قوانین ارتش را با قساوت اجرا کنید، یا با کمی مهربانی اما همچنان در چارچوب ظلم.
نکته درخشان بازب Tyranny سیستم قضاوت و مجازات آن است. شما میتوانید متهمان را تبرئه کنید، اما این کار باعث تضعیف اعتبارتان میشود. یا میتوانید بدون محاکمه اعدامشان کنید. بازی مدام شما را وسوسه میکند که قدمی فراتر بگذارید و وجدانتان را رها کنید. Tyranny به شما نشان میدهد که بد بودن وقتی وارد سیستم شود، دیگر انتخاب نیست، وظیفه است.
Prototype

بازی Prototype شما را در نقش الکس مرسر قرار میدهد، یک بیولوژیست که بعد از انتشار یک ویروس مرگبار در منهتن، به موجودی تبدیل میشود با قدرتهای فراانسانی. اما نکته اینجاست که الکس دیگر انسان نیست؛ او یک توده ویروس هوشمند است که فقط به بقای خود فکر میکند. برای افزایش قدرت، مجبورید مردم عادی را جذب کنید، سربازان را بکشید و کل شهر را به هرج و مرج بکشانید. هیچ راهی برای خوب بودن وجود ندارد.
چیزی که Prototype را خاص میکند، حس قدرت مطلق و عدم مسئولیت است. شما میتوانید یک تانک را با مشت خرد کنید، از ساختمان بالا بروید و در میان جمعیت فرود بیایید و همه را پرت کنید. بازی هرگز شما را به خاطر کشتن غیرنظامیان تنبیه نمیکند، فقط تشویق میکند. بازی دوست داشتنی و جذاب Prototype شما را به هیولایی تبدیل میکند که برای قوی شدن باید بدتر شود. و عجیب اینجاست که از این کار لذت خواهید برد.
Spec Ops: The Line

بازی دوست داشتنی و جذاب Spec Ops: The Line در ظاهر یک شوتر نظامی ساده به نظر میرسد. شما کاپیتان مارتین واکر هستید و مأموریت دارید به دبی بروید و بازماندگان یک گردان گمشده را پیدا کنید. اما هر چه جلوتر میروید، مرز بین درست و غلط ناپدید میشود. در یکی از مشهورترین صحنههای بازی، شما مجبور به استفاده از بمب فسفری روی یک اردوگاه غیرنظامی میشوید. بعد از آن صحنه، بازی دیگر به شما اجازه انتخاب نمیدهد؛ شما را مجبور میکند ادامه دهید.
نقطه قوت Spec Ops: The Line این است که خود بازی را مقصر کارهایتان میداند. پیام اصلی بازی این است: شما میتوانستید کنسول را خاموش کنید. شما انتخاب کردید که ادامه دهید. بنابراین شریک جرم هستید. پایانهای مختلف بازی همه نشان میدهند که واکر یک قهرمان شکست خورده نیست، یک جنایتکار است. این بازی شاید تاریکترین نگاه را به مفهوم «بد بودن» در میان تمام عناوین این لیست دارد.
Carrion

بازی Carrion یک بازی معکوس است. شما یک موجود بیشکل و شاخکدار هستید که در یک آزمایشگاه مخفی نگهداری میشده. حالا فرار کردهاید و باید همه انسانهایی که سر راهتان هستند را بخورید و جذب کنید. هیچ دیالوگی در کار نیست، هیچ داستانی وجود ندارد. فقط شما، خون و جیغ. هر چه بیشتر انسان بخورید، بزرگتر و قویتر میشوید و به مناطق بیشتری از آزمایشگاه دسترسی پیدا میکنید.
چیزی که بازی دوست داشتنی Carrion را منحصربهفرد میکند، نبود هیچ توجیهی برای خشونت است. شما یک هیولای ناب هستید و بس. بازی با طراحی پیکسلی و حرکات روان شاخکها، لذت شکار را به شما القا میکند. در Carrion، شما قهرمان تاریکی نیستید، فقط یک شکارچی هستید. و این سادگی، گاهی از هر داستان درامی تأثیرگذارتر است.
Overlord

بازی Overlord یک بازی فانتزی با طنز سیاه است. شما ارباب تاریکی هستید که باید قلعه گمشده خود را پس بگیرید و بر سرزمینهای اطراف مسلط شوید. برخلاف بقیه بازیهای این لیست، Overlord شما را مجبور به بد بودن میکند اما با لبخند. شما مینیونهایی دارید که به دستور شما روستاها را غارت میکنند، گوسفندها را میکشند و دهقانان را کتک میزنند. البته همیشه یک راه خوب هم وجود دارد، اما آن راه خستهکننده و کمپاداش است.
نکته طنزآمیز بازی دوست داشتنی Overlord این است که مردم شهر از شما متنفرند و شما هم از آنها متنفرید. اما گاهی مجبورید به آنها کمک کنید تا بعداً راحتتر از آنها سوءاستفاده کنید. بازی به شما یادآوری میکند که حتی بد بودن هم گاهی نیاز به دیپلماسی دارد. Overlord برای کسانی ساخته شده که میخواهند بد باشند ولی دلشان نیاید.
Destroy All Humans

بازی دوست داشتنی و جذاب Destroy All Humans شما را در نقش کریپتو، یک فضایی با سلاحهای پیشرفته، قرار میدهد. هدف شما نابودی نسل بشر و جمعآوری دیانای آنهاست. میتوانید مردم را با تپانچه جذب کنید، با پرتو لیزر تبخیرشان کنید یا ذهنشان را کنترل کنید تا به همنوع خود حمله کنند. داستان بازی طنزآمیز و کاریکاتوری است، اما خشونت واقعی است.
نکته جذاب بازی دوست داشتنی و جذاب Destroy All Humans این است که بازی اصلاً تظاهر به خوب بودن نمیکند. شما فضایی هستید که به زمین آمده تا همه را بکشد. پایان بازی هم هیچ پیام اخلاقی ندارد؛ فقط تازه اول کار است. این بازی جذاب برای کسانی است که از داستانهای پر از گریه و زاری خسته شدهاند و میخواهند بدون وجدان، فقط خرابی کنند.
Lucius

بازی دوست داشتنی و جذاب Lucius شما را در نقش پسر شش ساله خانواده ای قرار میدهد که به نظر میرسد عادی است، اما او پسر شیطان است. داستان بازی از تولد لوکیوس شروع میشود و اولین قتل او در شش سالگی اتفاق میافتد. شما با قدرتهای ماورایی باید تک تک اعضای خانواده و خدمتکاران را به روشهای خلاقانه به قتل برسانید و همه چیز را طوری جلوه دهید که شبیه تصادف یا خودکشی باشد.
چیزی که بازی دوست داشتنی Lucius را در این لیست خاص میکند، سن قاتل است. یک کودک شش ساله که بیگناه به نظر میرسد اما در تاریکی اسلحه به دست میگیرد. بازی شما را مجبور میکند در پوست یک قاتل سریالی کودک قرار بگیرید. پایان بازی هم نشان میدهد که شیطان هیچ وقت بازنده نمیشود. بازی دوست داشتنی و جذاب Lucius برای کسانی است که از توجیههای روانشناختی قتل خسته شدهاند و میخواهند بد را بدون فیلتر ببینند.
Dungeon Keeper

بازی Dungeon Keeper یک بازی کلاسیک و دوستداشتنی از استودیو بولفراگ است. شما ارباب یک سیاهچال زیرزمینی هستید و باید سیاهچال خود را گسترش دهید، هیولا پرورش دهید و قهرمانانی را که به سیاهچال حمله میکنند، به دام بیندازید و بکشید. نکته بامزه بازی این است که شما میتوانید دستهای خود را باز کنید و قهرمانان را بزنید. میتوانید دیوارها را بشکنید و اتاقهای مخفی بسازید. میتوانید هیولاهایتان را به درون اتاق مجازات بفرستید تا با شلاق زدن قویتر شوند.
بازی Dungeon Keeper شما را به شوخی وادار میکند در حالی که نقش یک شرور را بازی میکنید. راوی بازی با لحنی طعنهآمیز هر حرکت شما را توضیح میدهد. برای بردن، باید قهرمانان را بکشید. هیچ راهی برای صلح وجود ندارد. بازی به شما یادآوری میکند که گاهی بد بودن یک بازی است، یک شوخی، یک تجربه بیدغدغه.
Evil Genius 2

بازی Evil Genius 2 شما را در نقش یک نابغه شرور قرار میدهد که در جزیرهای مخفی، یک پایگاه زیرزمینی ساخته تا جهان را تسخیر کند. شما مأمور میفرستید تا الماس بدزدند، فناوری به غارت ببرند و گروگان بگیرند. یک شبکه جاسوسی گسترده میسازید تا مأموریتهای مخفی انجام دهید. و هر وقت یک جیمز باند فرضی به جزیره شما نزدیک شود، باید مزدورهایتان را بفرستید تا او را بکشند یا به دام بیندازید.
نقطه قوت بازی دوست داشتنی Evil Genius 2 این است که شما را تشویق به بد بودن میکند. هر چه نقشه شما شرورانهتر باشد، نمره بیشتری میگیرید. هر چه اختراعاتتان شیطانیتر باشد، شهرتتان بیشتر میشود. برای بردن در بازی Evil Genius 2، باید شریرترین شرور تاریخ باشید. هیچ پایان خوبی وجود ندارد، فقط پایان شیطانی و شیطانیتر.
Hatred

بازی دوست داشتنی و جذاب Hatred درباره یک مرد نیست، درباره یک ایدئولوژی نیست. فقط یک ضدقهرمان است که از بشریت متنفر است. شما کنترل یک شخصیت بینام را بر عهده دارید که وارد یک شهر معمولی میشود و شروع به قتلعام میکند. افراد مسلح، غیرنظامی، پلیس، هر کسی که حرکت میکند هدف است. مأموریتها ساده هستند: فلان بخش شهر را پاکسازی کنید، فلان تعداد را بکشید، از فلان منطقه زنده خارج شوید.
بازی Hatred مثل یک اعتراف خام و بیپرده عمل میکند. هیچ قشر خاصی را نشانه نمیگیرد؛ همه قربانی هستند. تنها راه بردن در این بازی، کشتن همه کسانی است که در مسیرتان قرار میگیرند. پایان بازی نیز تنها یک چیز به شما میگوید: نفرت برنده شد. بازی هیچ توجیهی، هیچ پسزمینه دراماتیکی و هیچ درسی پشت خود ندارد. فقط خشونت ناب است.
Manhunt

بازی Manhunt شاید خشنترین بازی این لیست باشد. شما جیمز ارل کِش هستید، یک محکوم به اعدام که در یک شهر ویرانه توسط یک کارگردان سادیست رها شده. تنها راه فرار شما شرکت در بازی اوست: کشتن آدمکشهایی که او به دنبال شما میفرستد. سه سطح خشونت برای هر کشتن وجود دارد: سریع، بیصدا و خشن. خشنترین سطح، یک انیمیشن چند ثانیهای از کشته شدن با چوب بیسبال، کیسه پلاستیکی یا اره برقی است.
آنچه بازی دوست داشتنی و جذاب Manhunt را قابل توجه میکند، این است که خودکاراکتر اصلی از کارهایش بیزار است. او فقط میخواهد زنده بماند و به خانوادهاش برگردد. ولی بازی هیچ راه مذاکره، فرار یا تسلیمی به شما نمیدهد. تنها راه پیشرفت، کشتن است. بازی به شما نشان میدهد که حتی با بهترین نیت، گاهی تنها راه نجات خود، تبدیل شدن به هیولا است.
Postal

بازی Postal یکی از جنجالیترین سری بازیهای تاریخ است که از همان نسخه اول در سال ۱۹۹۷، مرزهای اخلاقی صنعت گیم را جابهجا کرد. شما در نقش Postal Dude، یک مرد بینام و بیشکل در شهر خیالی پارادایز، باید کارهای روزمره مثل گرفتن شیر از سوپرمارکت را انجام دهید. نکته طعنهآمیز اینجاست که میتوانید همه این کارها را بدون کشتن حتی یک نفر انجام دهید. اما صفهای طولانی بانک، معترضان خشن و شهروندانی که به هر حرفی با مشت جواب میدهند، آنقدر شما را تحریک میکنند که خوب ماندن غیرممکن میشود.
برای برنده شدن در Postal، لازم نیست آدم بدی باشید؛ اما بازی چنان فضایی ساخته که راه دیگری نمیماند. میتوانید در صف بانک بایستید تا کسی جلو بزند و شما را بکشد، یا خودتان تفنگ بردارید. توسعهدهنده بازی میگوید Postal را نباید جدی گرفت و همه چیز فقط یک شوخی بزرگ است. بازی به شما نشان میدهد که بد بودن گاهی نه انتخاب، که نتیجه یک طراحی هوشمندانه است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
واقعا به عنوان یه بچه 7 ساله خیلی حال میداد با الکس خونه ها رو خراب می کردی و ادمارو می کشتی
جسارتا میتونم بپرسم هدفتون از انتشار اینجور مقالات چیه دقیقا؟
بازی هایی که برای برنده شدن در آنها باید آدم بدی باشید
بازی هایی که به شما ثابت میکنند گنگسترها آنقدرها هم انسان های بدی نیستند
در ضمن کجای spec ops the line پروتاگونیست با آدم بدی بودن «برنده» شد؟
جای The coffin of andy and leyley خالی نبود؟
Hatred دوست داشتنی و جذاب؟ والا بازی چندان جذابی نبود واقعا. فقط با یه کلاش، همرو شبیه تروریستا میکشتی.
کم کم برات بازی جذابی میشه مخصوصا اگر همزمان باهاش break stuff گوش بدی
Pov جالبی بود، نگاه بهتری دارم به ابن لیست نسبت به قبل.
Postal گوت این لیسته