۱۴ بازی که شخصیت شرورشان را بیشتر از قهرمانشان دوست دارید
از جوکر تا کله هرمی!
یک شرور خوب میتواند یک بازی متوسط را به یک خاطره ماندگار تبدیل کند. گاهی آنقدر کاریزماتیک است که فراموش میکنید طرف بد داستان است. گاهی منطقش آنقدر درست به نظر میرسد که وسوسه میشید بهش بپیوندید. ویجیاتو این بار سراغ ۱۴ بازی رفته که شخصیت شرورشان نه فقط قهرمان داستان، که قلب شما را هم میدزدد. از روانیهای کاریزماتیک گرفته تا ضدقهرمانهایی که حرفشان را روی کاغذ نمیشود رد کرد. قهرمان را فراموش کنید، این لیست مال طرف بدهاست.
Batman: Arkham City

جوکر در بازی Batman: Arkham City در اوج بیماری و مرگ، جذابتر از همیشه است. او به شدت به سم جوکر مبتلا شده و میداند به زودی میمیرد. اما به جای فرار یا پنهان شدن، سراسر شهر آرکام را به کام خودش میکشد. شوخیهای جوکر در این بازی نه بامزه، که تلخ و تراژیک است. او حتی در لحظه مرگش، داشت سعی میکرد بتمن را وادار به قتلش کند تا آخرین شوخی تاریخ را رقم بزند.
مارک همیل، صداپیشه جوکر، در این نسخه یکی از بهترین اجراهای دوران حرفهای خود را ارائه داده. بتمن در کنار جوکر همیشه کسل به نظر میرسد؛ قانون سفت و سختش و خشکی اخلاقی اش دیگر آن جذابیت گذشته را ندارد. اما جوکر در آرکام سیتی با هوش سرشار و شوخیهای سیاهش هر صحنه را میرباید و هیچ قهرمانی در این بازی نمیتواند با جوکر رقابت کند.
Far Cry 3 — Vaas Montenegro

واس مونتهنگرو شاید بهترین و بهیادماندنیترین شرور تاریخ بازیهای ویدیویی باشد. او رهبر باند دزدان دریایی در جزیرهای گرمسیری است و بازی را با یک مونولوگ ساده شروع میکند؛ همانی که درباره تعریف جنون است. واس روانی است، قابل پیشبینی نیست و هر لحظه ممکن است دوستتان را بکشد یا به شما شام تعارف کند. کاریزمای بازیگر نقش او یعنی مایکل مندو، شخصیت واس را از یک تبهکار معمولی به یک اثر هنری تبدیل کرده.
نقطه عطف بازی جایی است که متوجه میشوید واس را به سختی میتوان ساده شرور نامید. او خودش قربانی شرایط است، در جزیرهای رها شده و به تدریج ذهنش را از دست داده. حتی بعد از کشتنش، هنوز صدایش در گوشتان زنگ میزند. جیسون، قهرمان بازی، در مقایسه با واس یک نوجوان معمولی است که اسلحه به دست گرفته. واس در Far Cry 3 آنقدر فراموشنشدنی و دیدنی است که سازندگان نتوانستند در نسخههای بعدی جانشینی برای او پیدا کنند. یکی از دلایلی که Far Cry 3 هنوز هم بهترین نسخه سری است، همین دیوانه کاریزماتیک و محبوب است.
Portal 2 — GLA

جیالایداس در Portal 2 شاید عجیبترین شرور این لیست باشد. یک هوش مصنوعی زن با لحنی مادرانه اما سمی که تمام مدت دارد شما را دست میاندازد. او در نسخه اول قهرمان داستان را مسموم میکند و در نسخه دوم بدون هیچ بدخواهی خاصی فقط میخواهد آزمایشهایش را انجام دهد. دیالوگهای جیالایداس ترکیبی از طنز تلخ، تحقیر و نوستالژی است. فکر میکند مادر همه چیز است و شما فقط یک موش آزمایشگاهی بیاهمیت.
شخصیت جیالایداس آنچنان شخصیت جذاب و دوست داشتنی دارد که حتی بعد از اینکه از دستش خلاص میشوید، دلتان میخواهد دوباره صدایش را بشنوید. شل، قهرمان داستان، لال است و فقط با جیالایداس تعامل دارد. همین باعث میشود خلا شخصیتی شل با پرکردگی شخصیت شرور پر شود. گاهی نمیدانید از دستش عصبانی باشید یا به خاطر تنهاییاش دلتان بسوزد.
Resident Evil Village — Lady Dimitrescu

لیدی دیمیترسکو به یکباره در سال ۲۰۲۱ به نماد جهانی تبدیل شد، نه به خاطر دیالوگهای عمیق، که به خاطر قد سه متری و ظاهر اشرافی مرموزش. او یک خونآشام نجیبزاده در قلعهای بزرگ در دل کوهستانهای برفی است. با سه دختر نامشروع و یک کلاه بزرگ. از نظر روایت، لیدی دیمیترسکو عمق داستانی زیادی ندارد اما کاریزمای بازیگر و طراحی شخصیت آنقدر جذاب است که وقتی میمیرد، واقعاً دلتان برایش تنگ میشود.
ایتن وینترز، قهرمان بازی، در کنار او به یک قهرمان میانمایه تبدیل شده است. همه حرف روز را در مورد لیدی دیمیترسکو در Resident Evil Village میشود و محبوبیت سریع او باعث شد تا فصل قبلش یکی از ماندگارترین شخصیتهای سالهای اخیر ویدئوگیم شود. طرفدارها کلی طرفداری کردند و توسعهدهنده آنقدر استقبال دیده که حتی در محتوای اضافه لیدی دیمیترسکو را دوباره برگرداندند.
Borderlands 2 — Handsome Jack

هندسام جک در بازی دوست داشتنی و جذاب Borderlands 2 یکی از پرفروشترین و محبوبترین شخصیتهای شرور تاریخ است. او مدیرعامل شرکت ابرقدرت هایپریون است و معتقد است خودش قهرمان داستان است. شخصیت دوست داشتنی و جذاب هندسام جک با صدای بامزه و دیالوگهای خندهدار و گاهی دلخراش، شما را مسخره میکند و تا انتهای بازی همراهتان است. هر کاری که میکند، از کشتن تا شکنجه، به این باور دارد که دارد جهان را نجات میدهد.
قهرمانان Borderlands 2 موجوداتی بینام و بیشکل هستند که هیچ شخصیت ماندگاری ندارند. اما هندسام جک به تنهایی یک بازی را بر دوش میکشد. با تمام جنایتهایش، هنوز نمیتوانید از او متنفر باشید. دیالوگهایی مثل این که «میدانی چه شکلیه؟ دیوانگی تعریف خیلی خاصی داره، بیشتر شبیه اینه که تو راست میگی و همه اشتباه میکنند».
Metal Gear Rising: Revengeance — Senator Armstrong

سناتور آرمسترانگ شاید سادهترین شرور این لیست از نظر روانشناسی به نظر برسد، اما از نظر کاریزما رقابت تنگاتنگی با واس دارد. او سیاستمداری است که با مشتهای آهنینش مبارزه میکند. شعارش ساده است: جنگ، خشونت و هرج و مرج تنها راه نجات آمریکاست. آرمسترانگ آنقدر در حرف زدن و شعار دادن خوب است که لحظاتی شک میکنید شاید راست میگوید. فساد در سیاست را محکوم میکند و آزادی مطلق میخواهد، آن هم با زور.
در مقابل، ریدن قهرمان بازی یک سایبورگ سامورایی است با مشتهای آهنین اما شخصیتی نسبتاً تخت. سناتور آرمسترانگ را هر کسی حداقل یک بار دیده که دارد با آن لهجه کاریزماتیکش فریاد میزند. حتی خود ریدن در انتهای بازی اعتراف میکند که شاید آرمسترانگ حرفهای درستی میزده، فقط روشش اشتباه بوده است. این یعنی اوج محبوبیت یک شخصیت شرور.
Devil May Cry 3 — Vergil

ویرجیل در Devil May Cry 3 برادر دوقلوی دانته، قهرمان بازی، است. او برخلاف دانته که شوخ و پرحرف است، ساکت، جدی و خونسرد است. هدف ویرجیل ساده است: قدرت مطلق. او هیچ علاقهای به نجات جهان یا انسانیت ندارد. برای رسیدن به قدرت حاضر است هر کسی را بکشد، حتی برادر خودش. اما چیزی که ویرجیل را جذاب میکود، کد افتخاری است که حتی در میان جنایتهایش هم از آن دست نمیکشد.
مبارزات نهایی بازی بین دو برادر آنقدر حماسی و احساسی است که دلتان میخواهد هیچ کدام نبازند. ویرجیل آنقدر شخصیت محبوبی دارد که در نسخههای بعدی سری به عنوان شخصیت قابل بازی برگشت و حتی اسپینآف خودش را گرفت. مقابل او دانته یک قهرمان شاد و بیدغدغه است که خیلی جدی گرفته نمیشود. ویرجیل عمق و تراژدی مورد نیاز داستان را تامین میکند.
Far Cry 4 — Pagan Min

پاگان مین در Far Cry 4 شاید آرامترین و شیکپوشترین شرور این لیست باشد. او دیکتاتور کیریات، با لباس صورتی و موهای بنفش، همیشه با ادب و خونسرد حرف میزند. حتی در لحظه کشتن آدمها، شوخی میکند و درباره غذا حرف میزند. در طول بازی شما را مجبور میکند بین دو گزینه بد انتخاب کنید، اما خودش هیچ وقت به شما خیانت نمیکند. پایان مخفی بازی نشان میدهد اگر در همان ابتدای بازی فقط چند دقیقه به حرف او گوش کنید و منتظر بمانید، او شما را به مقصد میرساند.
اجی گیل، قهرمان بازی، یک خارجی است که نمیداند در چه شلوغیهایی گیر کرده. در مقابل پاگان مین با آن خونسردی، لبخند کاریزماتیک و پشتصحنههای فساد، قهرمان بازی هیچوقت فرصت برابری ندارد. پاگان مین شما را مجذوب خود میکند چون راست میگوید. راست میگوید هر دو طرف شورشی فاسدند و راست میگوید تنها کاری که میتوانی بکنی غذا خوردن و ساکت ماندن است.
Silent Hill 2 — Pyramid Head

کله هرمی سر در Silent Hill 2 نه یک انسان، که یک موجود اسطورهای و نمادین است. او نماینده گناه و مجازات درونی جیمز ساندرلند، قهرمان بازی، است. با آن هرم بزرگ فلزی روی سرش و چاقوی عظیم الجثه، هیچ دیالوگی ندارد و هرگز چیزی نمیگوید. اما همین سکوت او است که وحشتناکتر از هر دیالوگی است. او هرگز شما را تعقیب نمیکند؛ درست وسط راهرو میایستد و نگاهتان میکند.
جیمز در مقابله با او تبدیل به یک انسان گناهکار معمولی میشود. حتی انتهای بازی که با او میجنگید، حس میکنید خودتان را دارید میکشید، نه یک دشمن بیرونی. راهب هرمی سر به قدری نمادین است که بعد از بیست سال هنوز هم محبوبترین شخصیت کل سری سایلنت هیل است. مخاطبان از دیدن یک هیولای لال و بیکلام لذت میبرند، چون او جذابیت دارد.
Persona 5 Royal — Goro Akechi

گورو آکچی در Persona 5 Royal طوری طراحی شده که از او متنفر باشید. او یک کارآگاه نوجوان محبوب در رسانههاست که در ظاهر میخواهد جلوی گروه دزدان روح را بگیرد. اما در واقعیت او یک قاتل زنجیرهای با انگیزههای شخصی عمیقاً دراماتیک است. در بسته الحاقی Persona 5 Royal، لایههای جدیدی از شخصیت آکچی آشکار میشود که تا قبل از آن نمیتوانستید ببینید. او دیگر فقط یک آنتاگونیست ساده نیست، تبدیل به آینهای از قهرمان اصلی میشود.
مقایسه آکچی با رن امامییا که قهرمان لال و بیصدای بازی است اصلاً رقابتی نیست. آکچی دهانش پر از دیالوگ است، پر از انگیزه و پر از تضاد. همه او را به عنوان یک شرور به یاد میآورند و کسی از قهرمانی که نامش هم سخت است یادش بماند، صرفاً به خاطر آکچی است که بازی Persona 5 Royal به عنوان یکی از بهیادماندنیترین نقشآفرینیهای تاریخ شناخته میشود.
Yakuza 0 — Daisaku Kuze

دایساکو کوز یکی از اعضای خلافکار یاکوزا در Yakuza 0 است که تبدیل به رقیب اصلی کازوما کیریو میشود. کوز یک یاکوزای سنتی و کهنهکار است که به کدهای افتخاری قدیمی پایبند است. عجیبترین ویژگی کوز این است که هر بار کیریو او را شکست میدهد، از صمیم قلب خوشحال میشود. به او تبریک میگوید و اعتراف میکند که قویتر از اوست. در مبارزات بعدی، احترام متقابل عمیقی بین این دو شکل میگیرد که فراتر از خوب و بد است.
کیریو، قهرمان داستان، همیشه با وجدان و درستکار است؛ اما کوز با آن سادگی و وفاداری عجیبش دوستداشتنیتر است. کوز نشان میدهد که یک شرور میتواند قابل احترام باشد، حتی اگر با قهرمان هم عقیده نباشد. در واقع شرور در Yakuza 0 کسی جز کوز نیست، اما شما تا پایان دوستش دارید.
Red Dead Redemption — Edgar Ross

ادگار راس در بازی دوست داشتنی و جذاب Red Dead Redemption مأمور افبیآی، شاید یکی از منفورترین شرورهای تاریخ باشد، اما به همین دلیل تحسین هم میشود. او جان مارستون، قهرمان بازی، را مجبور میکند برای دیدن خانوادهاش به عنوان سگ شکاریشان کار کند. بعد از اینکه جان مارستون هر کاری میخواهد انجام میدهد و رفقای سابقش را دستگیر یا میکشد، ادگار راس به او خیانت میکند و خودش را همراه سربازان سر مزارع جان میرساند. آخر بازی آنقدر تلخ است که راس را تبدیل به یکی از منفورترین شخصیتهای تاریخ میکند.
جان مارستون قربانی است و کاریزمای کمی در برابر راس دارد. یکی از افسوسانگیزترین لحظات تاریخ گیمینگ، وقتی است که پسر جان بعد از سالها راس را پیدا میکند و در یک دوئل قدیمی میکشد. آن لحظه فقط حس میکنید ادگار راس لایق این مرگ بود و جان بیچاره را کشت. این یعنی شروری که آنقدر ازش متنفرید، در حافظهتان ماندگارتر از قهرمان است.
Final Fantasy VI — Kefka Palazzo

کفکا پالاتزو در بازی دوست داشتنی Final Fantasy VI شاید برتر از همه شرورهای این لیست در یک زمینه است: او برنده شد. کفکا دنیا را نابود میکند، خدایان را میکشد و نصف شخصیتهای اصلی قصه را بینتیجه میکشد. هیچ انگیزه دراماتیک خاصی ندارد؛ نه مادرش مرده، نه کسی به او خیانت کرده. کفکا فقط از تماشای رنج دیگران لذت میبرد. این خالصترین شکل شر است.
در مقابل کفکا، قهرمانان بازی گروهی از شخصیتهای معمولی هستند که فراموش میشوند. کفکا دیوانه، بامزه و غیرقابل پیشبینی است. آن خنده هیستریکش تا همیشه در گوش بازماندگان باقی میماند. او استانداردی برای شرورهای دیوانه وار ایجاد کرد که بعدها در بازیهای دیگر هم تکرار شد. مردم هنوز هم کفکا را به یاد دارند، اما نام قهرمان اصلی Final Fantasy VI را که چه عرض کنم.
Mass Effect — The Illusive Man

ایلوسیو من در سری Mass Effect رهبر سازمان سری سربروس است. او در ظاهر انساندوست و ناجی بشریت است، اما در عمل از روشهای غیراخلاقی مثل شکنجه و آزمایش روی انسانها استفاده میکند. کاریزمای ایلوسیو من توسط بازیگر مارتین شین زنده شده است. صدای گرم و دیالوگهای محکمش باعث میشود حرفهایش قانعکننده به نظر برسد. او به واقع معتقد است که دارد کار درست را میکند و کنترل نهایی بر رِیپرها تنها راه نجات تمدن بشری است.
کاپیتان شپرد، قهرمان اصلی، یک قهرمان بینقص است که حوصله سر میبرد. اما گفتگوهای شپرد با ایلوسیو من، بهترین دیالوگهای کل سری هستند. ایلوسیو من آنقدر منطقی و آرام حرف میزند که تا ثانیه آخر شک میکنید شاید واقعاً حق با اوست. محبوبیت او باعث شد که سازندگان برگردند و پیشدرآمدی در مورد او بسازند. او بدون شک ماندگارترین شخصیت سری ماس افکت است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
سری far cry دوتا از بهترین ویلن های کل تاریخ ویدیو گیم رو داشته
چه واس و چه پگان که موقعی که یه بار بازیو تموم میکنی می بینی که همش داشته راست میگفته و هردو رهبر های گلدن پث فاسدن و خودش بهترین انتخاب بوده برای رهبری
صداگذاری پگان هم به نظرم بهترین کل تاریخ ویدیو گیم هست و واقعا صداپیشه اش خیییلییی خوب بازی کرده
و الان کم کم دارم به این نتیجه میرسم که اگه پگان مین مسئول کشورمون بود خیلی کشور زیبایی داشتیم...