ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

۱۵ بازی که بهترین حس‌وحال پاییزی را دارند

پاییز امسال مهمان این بازی‌ها باشید

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: 1 مهر 1405 | 14:00

پاییز فصلی است که رنگ‌ها عوض می‌شوند، هوا خنک‌تر می‌شود و بوی برگ‌های خشک در فضا می‌پیچد. حس و حالی که در هیچ فصل دیگری پیدا نمی‌شود؛ کمی دلتنگی، کمی آرامش و مقداری جادوی غریب. بعضی بازی‌ها آنقدر در انتقال این حس مهارت دارند که تنها با دیدن چند دقیقه از آن‌ها، می‌توانید بوی باران و برگ‌های پاییزی را احساس کنید. این بازی‌ها شما را به دنیایی می‌برند که در آن، زمان کندتر می‌گذرد و هر لحظه، فرصتی برای تفکر و لذت بردن است. در ویجیاتو، این بار سراغ پانزده بازی رفته‌ایم که بهترین حس‌وحال پاییزی را دارند. همراه ما باشید.

Alan Wake


Alan Wake با یک تعطیلات شروع می‌شود که خیلی زود به کابوس تبدیل می‌شود. یک نویسنده‌ی مشهور برای استراحت به شهر کوچک Bright Falls می‌رود، اما همسرش ناپدید می‌شود و او در دل جنگل‌های تاریک و مه‌گرفته، درگیر ماجرایی می‌شود که ریشه در رازهای شهر دارد. پاییز اینجا تاریک، خیس و پر از سایه است.

بازی به جای ترساندن با پرش‌های ناگهانی، از فضاسازی و تعلیق استفاده می‌کند. جنگل‌های انبوه، دریاچه‌های سیاه و نوری که هر لحظه ممکن است خاموش شود، حس وحشت پاییزی را به شما منتقل می‌کنند. داستان بازی پر از پیچش است و روایت آن به سبک یک رمان، شما را به صفحه‌های بعدی می‌کشاند. اگر به دنبال پاییزی سرد و مرموز هستید، Alan Wake همان است.

Stardew Valley


Stardew Valley با یک نامه شروع می‌شود. نامه‌ای از پدربزرگ که مزرعه‌ای قدیمی را برای شما گذاشته است. خسته از زندگی شهری، به دره‌ی Stardew می‌روید و در همان روز اول، بوی خاک و برگ‌های پاییزی، شما را در خود غرق می‌کند. اینجا محصول می‌کارید، ماهی می‌گیرید، با اهالی شهر دوست می‌شوید و در جشنواره‌های پاییزی شرکت می‌کنید.

اما پاییز در این بازی فقط یک فصل نیست؛ یک حالت روحی است. رنگ برگ‌ها، باران‌های ملایم و شب‌های طولانی، بازی را به یک تجربه‌ی آرامش‌بخش و عمیقاً دلنشین تبدیل می‌کنند. هر روز صبح بیدار می‌شوید، آب‌وهوا را چک می‌کنید و با خودتان می‌گویید که امروز فقط یک روز دیگر. و روز بعد هم همین را می‌گویید. بازی Stardew Valley ثابت می‌کند که پاییز، فصل شروع‌های کوچک است.

Firewatch


Firewatch از تنهایی شروع می‌شود. هنری، مردی میانسال، برای فرار از زندگی‌ای که از هم پاشیده، شغل نگهبانی برج دیده‌بانی در پارک ملی وایومینگ را قبول می‌کند. تابستان تمام شده و پاییز آرام‌آرام جنگل را با رنگ‌های نارنجی و قهوه‌ای می‌پوشاند. تنها همدم او دلیله است، همکاری که فقط از طریق رادیو با او حرف می‌زند و هرگز چهره‌اش را نمی‌بینید.

داستان بازی از همین گفتگوهای ساده و روزمره شکل می‌گیرد. اما زیر این آرامش، چیزی در حرکت است. پیدا کردن چیزهایی که نباید وجود داشته باشند، پیام‌هایی که کسی برای شما گذاشته و سایه‌ای که در دوردست دیده می‌شود. Firewatch درباره‌ی فرار، پشیمانی و مواجهه با گذشته است. قدم زدن در جنگل پاییزی با صدای خش‌خش برگ‌ها زیر پا، و صدای دلیله در رادیو، ترکیبی است که هرگز فراموش نمی‌کنید.

Life is Strange


Life is Strange هم با بازگشت شروع می‌شود، اما این بار به شهری ساحلی در اورگن. مکس کالفیلد، دانشجوی عکاسی، بعد از پنج سال به Arcadia Bay برمی‌گردد و خیلی زود متوجه می‌شود که قدرت بازگرداندن زمان را دارد. اما همین قدرت، او را درگیر معمایی می‌کند که ریشه در گذشته‌ی شهر دارد. پاییز اینجا از پنجره‌ی کلاس‌ها، از خیابان‌های خیس و از قهوه‌ای که در دست دوستی قدیمی سرد می‌شود، نفس می‌کشد.

هر انتخابی که می‌کنید، وزن دارد. باید تصمیم بگیرید که به چه کسی اعتماد کنید، چه رازی را فاش کنید و چه چیزی را برای همیشه پنهان نگه دارید. بازی درباره‌ی دوستی، فقدان و شجاعت است. رنگ‌های گرم پاییزی، موسیقی آرام و دیالوگ‌های صمیمی، این تجربه را به یکی از ماندگارترین بازی‌های این فهرست تبدیل کرده‌اند. اگر به دنبال داستانی هستید که در دل پاییز ریشه دوانده باشد، این یکی از بهترین انتخاب‌هاست.

Night in the Woods


Night in the Woods با یک بازگشت شروع می‌شود. می، یک گربه‌ی جوان که دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرده، به زادگاهش Possum Springs برمی‌گردد. شهری کوچک که در آن برگ‌های خشک روی پیاده‌روها جمع شده‌اند، مغازه‌های قدیمی یکی‌یکی تعطیل می‌شوند و آدم‌هایی که می‌مانند، هر کدام چیزی برای پنهان کردن دارند. بازی از همان دقایق اول، شما را در آغوش این شهر کوچک پاییزی فرو می‌برد.

روزها را با دوستان قدیمی می‌گذرانید، در خیابان‌ها قدم می‌زنید و کمکم متوجه می‌شوید که زیر سطح آرام این شهر، چیزی تاریک در حال حرکت است. Night in the Woods درباره‌ی بلوغ، اضطراب، دوستی و معنای خانه است. دیالوگ‌ها طبیعی و پر از طنز تلخ‌اند و موسیقی متن، حس دلتنگی پاییزی را به عمق وجودتان می‌رساند. این بازی به شما یادآوری می‌کند که گاهی برگشتن به خانه، سخت‌ترین سفر زندگی است.

Red Dead Redemption 2


Red Dead Redemption 2 داستان آرتور مورگان است، عضوی از گروهی که در آخرین روزهای غرب وحشی برای بقا می‌جنگند. دشت‌های وسیع، جنگل‌های پاییزی و کوهستان‌های برفی، هر کدام فصلی از این حماسه را روایت می‌کنند. اما پاییز در این بازی، رنگ دیگری دارد؛ فصل شکار، فصل جابه‌جایی و فصل وداع.

آرتور در طول بازی با سرنوشت خود روبرو می‌شود. هر اردوگاه، هر گفتگو و هر سفر، او را به پایان نزدیک‌تر می‌کند. اسب‌سواری در دشت‌های طلایی، تماشای غروب از بالای تپه و شنیدن صدای باد در میان درختان، لحظاتی هستند که در ذهن شما حک می‌شوند. بازی درباره‌ی از دست دادن، رستگاری و جستجوی معنا در جهانی است که دیگر جایی برای شما ندارد. پاییز اینجا، فصل خداحافظی است.

What Remains of Edith Finch


What Remains of Edith Finch با بازگشت ادیت به خانه‌ی خانوادگی‌اش شروع می‌شود. خانه‌ای که در آن هر اتاق، داستان یک مرگ را روایت می‌کند. ادیت آخرین بازمانده‌ی خانواده‌ی فینچ است و می‌خواهد بفهمد چه بر سر آن‌ها آمده. پاییز اینجا از پنجره‌های نیمه‌باز، از برگ‌های ریخته روی فرش و از سکوت اتاق‌هایی که سال‌ها کسی واردشان نشده، نفس می‌کشد.

هر اتاق، یک روایت متفاوت دارد و هر روایت، سبک بازی خود را عوض می‌کند. یکی از اتاق‌ها شما را به درون یک کمیک می‌برد، دیگری به یک بازی تیراندازی و سومی به یک سفر دریایی. بازی درباره‌ی خاطره، فقدان و روایت‌هایی است که ما برای زنده ماندن می‌سازیم. در پایان، در حالی که برگ‌های پاییزی در باد می‌رقصند، می‌فهمید که بعضی داستان‌ها هرگز کامل نمی‌شوند.

Oxenfree


Oxenfree با یک مهمانی شبانه شروع می‌شود. گروهی از نوجوانان به جزیره‌ای متروک می‌روند و به طور تصادفی، دریچه‌ای به دنیای ارواح باز می‌کنند. جزیره پر از جنگل‌های تاریک، ساحل‌های مه‌آلود و رازهایی است که در گوشه‌وکنار آن پنهان شده‌اند. پاییز اینجا سرد، مرموز و پر از سکوت است.

بازی به جای ترساندن با هیولا، از تعلیق و ارتباطات انسانی استفاده می‌کند. دیالوگ‌ها در زمان واقعی جریان دارند و شما می‌توانید حرف دیگران را قطع کنید، سکوت کنید یا انتخاب کنید چه بگویید. این سیستم، هر مکالمه را به یک تصمیم استراتژیک تبدیل می‌کند. Oxenfree درباره‌ی دوستی، خیانت و ارواحی است که فراموش نمی‌شوند. اگر به دنبال پاییزی مرموز و پر از گفتگو هستید، این بازی همان است.

The Witcher 3: Wild Hunt


The Witcher 3: Wild Hunt با یک جستجو شروع می‌شود. گرالت، هیولا شکارچی حرفه‌ای، به دنبال دخترخوانده‌اش سیری می‌گردد و در این مسیر، سرزمین‌های وسیع و پر از رمز و راز را می‌پیماید. دشت‌های طلایی، جنگل‌های پاییزی و شهرهای پر از جرم و جنایت، هر کدام داستانی برای گفتن دارند.

پاییز در این بازی نه فقط یک فصل، که یک حس است. برگ‌های زرد در باد، باران‌های ملایم و غروب‌های نارنجی، فضایی گرم و در عین حال دلتنگی‌آور خلق کرده‌اند. هر مأموریت فرعی، یک داستان کوتاه است و هر انتخاب، وزن اخلاقی خود را دارد. بازی درباره‌ی سرنوشت، انتخاب و عواقب آن است. قدم زدن در این جهان پاییزی، تجربه‌ای است که تا همیشه در ذهن شما می‌ماند.

The Vanishing of Ethan Carter


The Vanishing of Ethan Carter با یک کارآگاه شروع می‌شود که به شهر کوچک Red Creek Valley می‌رود. پسری به نام ایتان کارتر ناپدید شده و کارآگاه باید او را پیدا کند. شهر پر از خانه‌های متروکه، جنگل‌های انبوه و رازهایی است که در گوشه‌وکنار آن پنهان شده‌اند. پاییز اینجا گرم، غمگین و پر از سکوت است.

بازی به جای ترساندن با دشمنان، از کشف و تعلیق استفاده می‌کند. هر سرنخ، شما را به داستانی عمیق‌تر می‌برد و هر مکان، روایتی از خود دارد. بازی The Vanishing of Ethan Carter درباره‌ی خاطره، گناه و فراموشی است. قدم زدن در این شهر پاییزی، با موسیقی تأثیرگذار و مناظر خیره‌کننده، تجربه‌ای است که تا مدتها در ذهن شما باقی می‌ماند.

Beacon Pines


Beacon Pines با بازگشت لوکاس به شهر کوچک Beacon Pines شروع می‌شود. او به همراه مادرش به این شهر آمده تا زندگی تازه‌ای شروع کند. اما شهر پر از درختان پاییزی، خانه‌های قدیمی و رازهایی است که در گوشه‌وکنار آن پنهان شده‌اند. پاییز اینجا گرم، مرموز و پر از ماجراجویی است.

بازی درباره‌ی انتخاب، دوستی و کشف رازهای خانوادگی است. هر انتخاب شما، داستان را به مسیر تازه‌ای می‌برد و پایان‌های متعدد، به بازی عمق می‌بخشند. Beacon Pines درباره‌ی شجاعت و امید است. اگر به دنبال پاییزی گرم و پر از ماجراجویی هستید، این بازی یکی از بهترین گزینه‌هاست.

Coffee Talk


Coffee Talk با باز شدن کافه در یک شب بارانی سیاتل شروع می‌شود. شما یک باریستا هستید و مشتریانی دارید که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. کافه پر از چراغ‌های گرم، باران‌های پاییزی و نوشیدنی‌های داغ است. پاییز اینجا گرم، دلنشین و پر از گفتگوست.

بازی درباره‌ی گوش دادن، همدلی و لحظه‌های کوچکی است که زندگی را ارزشمند می‌کنند. هر مشتری، داستان خود را دارد و شما با درست کردن نوشیدنی مناسب، به آن‌ها کمک می‌کنید. بازی دوست داشتنی Coffee Talk درباره‌ی آرامش، پذیرش و دوستی است. اگر به دنبال پاییزی گرم و دلنشین هستید، این بازی یکی از بهترین گزینه‌هاست.

The Legend of Zelda: Breath of the Wild


The Legend of Zelda: Breath of the Wild با بیدار شدن لینک از یک خواب طولانی شروع می‌شود. هایرول در تاریکی فرو رفته و او باید برای نجات این سرزمین، با نیروهای شوم مبارزه کند. دشت‌های وسیع، جنگل‌های پاییزی و کوهستان‌های برفی، هر کدام رازی برای کشف دارند. پاییز اینجا گرم، حماسی و پر از ماجراجویی است.

بازی درباره‌ی کشف، آزادی و لذت بردن از لحظه‌هاست. می‌توانید ساعت‌ها از کوه بالا بروید، در جنگل قدم بزنید یا فقط بنشینید و غروب را تماشا کنید. هر گوشه‌ی این جهان، داستانی برای گفتن دارد. Breath of the Wild درباره‌ی امید و شجاعت است. اگر به دنبال پاییزی حماسی و پر از کشف هستید، این بازی یکی از بهترین گزینه‌هاست.

A Plague Tale: Innocence


A Plague Tale: Innocence با فرار شروع می‌شود. آمیسیا و برادر کوچکش هوگو، در فرانسه‌ی قرون وسطی، از دست سربازان و موش‌های طاعون فرار می‌کنند. آن‌ها در طول بازی به هم نزدیک‌تر می‌شوند و یاد می‌گیرند که تنها راه بقا، اعتماد به یکدیگر است. پاییز اینجا سرد، تاریک و پر از ترس است.

بازی درباره‌ی خواهر و برادری است که در جهانی خشن، تنها ماندن را انتخاب نمی‌کنند. هر فصل، آن‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند و هر مأموریت، چالش‌های تازه‌ای را پیش رویشان می‌گذارد. A Plague Tale: Innocence درباره‌ی عشق، فداکاری و امید در دل تاریکی است. اگر به دنبال پاییزی احساسی و پر از ماجراجویی هستید، این بازی یکی از بهترین گزینه‌هاست.

Dredge


Dredge با یک طوفان شروع می‌شود. یک ماهیگیر در مجمع‌الجزایری مرموز گرفتار می‌شود و حالا باید با قایق کوچکش، در آب‌های تاریک و پر از مه، ماهی بگیرد. اما زیر سطح آب، چیزهایی هستند که نباید بیدارشان می‌کرد. پاییز اینجا سرد، مرموز و پر از ترس است.

بازی به جای ترساندن با هیولا، از فضاسازی و انتظار استفاده می‌کند. هر شب که مه غلیظ‌تر می‌شود، باید تصمیم بگیرید که برگردید یا بیشتر بمانید. ماهی‌هایی که صید می‌کنید، عجیب‌تر می‌شوند و صداهایی که می‌شنوید، واقعی نیستند. Dredge درباره‌ی طمع، ترس و رازهایی است که در اعماق پنهان شده‌اند. اگر به دنبال پاییزی ترسناک و پر از تعلیق هستید، این بازی همان است.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی