۷ بازی جهانباز نادیده گرفته شده که بهتر از آن چیزی هستند که به خاطر دارید
این بازیها لایق یک شانس دوبارهاند!
همه ما آن بازیها را میشناسیم؛ آثاری که در زمان خودشان یا نقدهای متوسط گرفتند یا در سایه عناوین بزرگتر گم شدند. سالها بعد، وقتی دوباره سراغشان میرویم، تازه میفهمیم چقدر حقشان نادیده گرفته شده. گاهی یک سیستم مبارزه جذاب، گاهی یک داستان احساسی و گاهی فقط یک جهان باز سرگرمکننده که نباید فراموششان میکردیم. در ویجیاتو، این بار سراغ هفت بازی جهانباری رفتهایم که شاید در زمان خودشان آنطور که باید دیده نشدند، اما هنوز هم ارزش تجربه کردن دارند. همراه ما باشید.
Mad Max

بازی Mad Max بر اساس فیلم محبوب جورج میلر ساخته شده و در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این بازی درست در زمانی عرضه شد که همه منتظر عنوان دیگری بودند و بیجهت در سایه آن گم شد. شما در نقش مکس، تنها بازمانده یک آخرالزمان بیابانی، باید ماشین خود را ارتقا دهید، پایگاههای دشمن را تخریب کنید و در سرزمین هیچکجا زنده بمانید. بازی ترکیبی از نبردهای تن به تن خشن به سبک بتمن آرکام و مسابقات ماشینی در دل طوفانهای شن است.
آنچه بازی دوست داشتنی Mad Max را خاص میکند، طراحی جهانباز آن است. بیابانهای بیپایان، طوفانهای ناگهانی و خرابههای عظیم که هر کدام یک داستان فرعی دارند. سیستم ارتقای ماشین آنقدر عمیق است که میتوانید ساعتها فقط صرف جمعآوری قطعات و شخصیسازی کنید. نبردهای تن به تن وزین و پر از ضربات سنگین، حس هر مشت را به خوبی منتقل میکند. اگر مکس دیوانه را دوست دارید، این بازی وفادارترین اقتباس ممکن است. حتی اگر فیلم را ندیده باشید، یک بازی جهانباز بقا با هویت بصری قوی پیدا میکنید که شبیه هیچ اثر دیگری نیست.
Biomutant

Biomutant شاید عجیبترین بازی این لیست باشد. این بازی در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و یک نقشآفرینی اکشن در جهان پساآخرالزمانی با حیوانات جهشیافته انساننما است. شما یک راکون یا هر حیوان دیگری که انتخاب میکنید را کنترل میکنید و باید با شش قبیله مختلف متحد یا دشمن شوید. جهان بازی پر از رنگهای زنده، گیاهان غولپیکر و خرابههای تمدنی باستانی است. سیستم مبارزه ترکیبی از اسلحههای دستساز، قدرتهای مبتنی بر جهش و هنرهای رزمی است. میتوانید بازویتان را به سلاح سرد تبدیل کنید یا یک تپانچه چاپ سه بعدی بسازید.
بازی Biomutant در زمان عرضه به خاطر روایت ضعیف با صدای نریتور که همه چیز را برای شما توضیح میداد، نقدهای متوسطی گرفت. اما اگر از آن انتظار یک نقشآفرینی عمیق مثل Fallout نداشته باشید، یک بازی جهانباز سرگرمکننده و زیبا پیدا میکنید که هیچ اثر دیگری شبیه آن نیست. طراحی محیط شبیه به مجموعههای Avatar است و اکتشاف جهان آن با چتربازی، جتپک و مکانیک کوهنوردی، ساعتها وقت شما را میگیرد. Biomutant یک بازی کالت و عجیب است؛ یا از آن متنفر میشوید یا عاشق.
Days Gone

Days Gone یکی از بحثبرانگیزترین بازیهای این لیست است. این بازی در زمان عرضه در سال ۲۰۱۹ نقدهای نسبتاً متوسطی گرفت و خیلیها آن را یک کلون دیگر از آخرالزمان زامبی نامیدند. اما حالا سالها از آن زمان میگذرد و کمکم طرفداران دارند به این نتیجه میرسند که Days Gone خیلی بهتر از چیزی بود که نمراتش نشان میداد. شما در نقش دیکن سنت جان، یک دزد موتورسیکلت سوار، باید در جنگلهای اورگن زنده بمانید، در برابر انبوهی از جهشیافتهها مبارزه کنید و راز ناپدید شدن همسرتان را پیدا کنید.
سیستم موتورسیکلت بازی یکی از بهترینهای تاریخ این سبک است و تعمیر و سوختگیری مداوم آن، حس بقا را به خوبی منتقل میکند. انبوه زامبیها یا همان Freakers در شب بسیار خطرناکتر میشوند و یکی از هیجانانگیزترین تعقیب و گریزهای جهانباز را رقم میزنند. داستان بازی با ریتم کند شروع میشود، اما نیمه دوم چنان احساسی و نفسگیر میشود که مدتها بعد از تمام کردنش، هنوز یاد دیکن و دوستانش میافتید. Days Gone با گذشت زمان و رفع باگها و اضافه شدن حالت ۶۰ فریم روی کنسول پلی استیشن ۵، حالا تجربهای است که نباید از دست بدهید.
The Technomancer

The Technomancer یک بازی نقشآفرینی اکشن از استودیوی اسپایدرز است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و در سیاره مریخ پساآخرالزمانی جریان دارد. شما در نقش زکریا، یکی از آخرین تکنومنسرها یا همان جادوگران فناوری، باید در جهانی خشن و بیرحم زنده بمانید و بین جناحهای مختلف یکی را انتخاب کنید. جهان بازی به چند منطقه بزرگ تقسیم شده که هر کدام اقلیم و فرهنگ خاص خود را دارند. از تونلهای زیرزمینی گرفته تا شهرهای گنبدی و بیابانهای سرخ مریخی. سیستم مبارزه ترکیبی از چوبدستی، تفنگ و قدرتهای الکتریکی است و درخت مهارت نسبتاً عمیقی دارد.
The Technomancer در زمان خودش به خاطر انیمیشنهای خشک و باگهای فنی نقدهای متوسطی گرفت، اما جهانسازی و فضای علمی تخیلی آن هنوز هم حرف برای گفتن دارد. داستان بازی پر از پیچشهای سیاسی و انتخابهای اخلاقی سخت است و شخصیتها با وجود محدودیتهای فنی، به خوبی پرداخته شدهاند. اگر از طرفداران سبک نقشآفرینی و فضاهای مریخی مثل بازی Mars: War Logs هستید، The Technomancer یک جواهر پنهان است که ارزش یک فرصت دوباره را دارد.
Rage 2

Rage 2 یک شوتر اول شخص جهانباز از استودیوی Avalanche و id Software است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. بازی اول Rage نقدهای متوسطی گرفت و انتظارات را برآورده نکرد، اما نسخه دوم با وجود گیمپلی فوقالعاده روان و متنوع، باز هم آنطور که باید دیده نشد. شما در نقش واکر، آخرین رنجر منطقه، باید با به دست آوردن قدرتهای نانوتریت و انبوهی از سلاحهای عجیب، گروههای رقیب را نابود کنید. جهان بازی پر از بیابانهای رنگارنگ، خرابههای علمی تخیلی و پایگاههای دشمن است.
سیستم مبارزه Rage 2 ترکیبی از شوترهای سریع مثل Doom و قدرتهای جادویی مثل یک بازی نقشآفرینی است. میتوانید دشمنان را به هوا پرتاب کنید، یک میدان انرژی بسازید یا با ابرقدرت به سمتشان حمله کنید. اسلحهها از شاتگان معمولی تا تفنگ آتشافشان که گلولههای شتابدار شلیک میکند، تنوع بالایی دارند. بله، مأموریتها و شخصیتهای فرعی آن چنان عمیق نیستند، اما اگر به دنبال یک شوتر جهانباز بدون تعارف و سرگرمکننده محض هستید، Rage 2 یک تجربه ناب و بیپیرایه است که بهتر از خاطرهتان از آن است.
Prototype

Prototype یکی از قدیمیترین بازیهای این لیست است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. شما در نقش الکس مرسر، یک مرد مرده که به دلیل یک ویروس عجیب زنده شده و قدرتهای خارقالعادهای به دست آورده، در منهتن رها میشوید. میتوانید در چند ثانیه شکل هر کسی را به خود بگیرید، ماشینها را با مشت خرد کنید، روی دیوارها بدوید و از آسمان پرواز کنید. جهان بازی منهتن است، اما نه منهتن آرام؛ منهتنی که درگیر یک همهگیری عجیب است و ارتش در هر خیابان خودروهای زرهی مستقر کرده.
Prototype در زمان خودش به خاطر خشونت اغراقآمیز و داستان متوسط، آنطور که باید جدی گرفته نشد. اما گیمپلی آن تا امروز هم یکی از سریعترین و آزادترین سیستمهای حرکتی در تاریخ جهانبازهاست. بازی به شما قدرت میدهد حس کنید یک ابرقهرمان شرور هستید؛ بیایید از آسمان، یک تانک را بردارید و پرتش کنید. بعد از آن هر جهانباز دیگری برایتان کند و محدود به نظر میرسد. اگر به دنبال یک بازی جهانباز بدون قید و شرط و سرگرمکننده ناب هستید، Prototype بهتر از چیزی است که به خاطر دارید. فقط یادتان باشد که گرافیکش مال ۲۰۰۹ است.
Watch Dogs

Watch Dogs در سال ۲۰۱۴ با وعدههای بسیار بزرگ و هیاهوی زیاد منتشر شد، اما در زمان عرضه به خاطر داونگرید گرافیکی و مشکلات فنی نقدهای تندی دریافت کرد. خیلیها بازی را فراموش کردند و به سراغ عناوین دیگر رفتند. اما حالا اگر به Watch Dogs برگردید، یک بازی سایبرپانک جذاب و پیشرو میبینید که خیلی از ایدههایش سالها بعد در بازیهای دیگر تکرار شد. شما در نقش آیدان پیرس، یک هکر حرفهای در شیکاگو، باید با هک کردن زیرساختهای شهر، چراغ راهنمایی، پلها، دوربینها و حتی تلفن افراد، مأموریتهای خود را پیش ببرید.
Watch Dogs در زمان خودش اولین بازی بزرگی بود که هک را به عنوان مکانیک اصلی جهانباز معرفی کرد. فضای شب شیکاگو، باران، موسیقی الکترونیک و معماری شهری، یک فضای نوآر مدرن خلق کرده که هنوز هم دیدنی است. مأموریتهای اصلی و فرعی تنوع خوبی دارند و سیستم مخفیکاری در کنار تیراندازی، به شما آزادی عمل بالایی میدهد. شاید انتظارات اولیه از Watch Dogs خیلی بالا بود و بازی به اندازه وعدههایش نبود، اما امروز به عنوان یک تجربه مستقل و سرگرمکننده، قطعاً ارزش دوباره دیدن را دارد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.