۸ بازی که علیرغم بد بودنشان گیمرها دوستشان دارند
تضاد عجیبی بین بد و خوب بودن این بازیها حاکم است!
در دنیای بازیهای ویدیویی، کیفیت همیشه معیار عشق نیست. بعضی بازیها با وجود نقدهای منفی، باگهای فراوان و طراحیهای ناقص، جای عجیبی در دل بازیکنان باز میکنند. شاید به خاطر یک ایدهی جسورانه، یک شخصیت بهیادماندنی یا فقط به خاطر خاطراتی که با آنها ساختهایم، این بازیها هرگز فراموش نمیشوند. این همان پدیدهی «بازیهای گناهکار لذتبخش» است؛ آثاری که منتقدان دوستشان ندارند، اما گیمرها عاشقشان هستند. در ویجیاتو، این بار سراغ هشت بازی رفتهایم که علیرغم بد بودنشان، گیمرها دوستشان دارند. همراه ما باشید.
The Order: 1886

بازی دوست داشتنی و جذاب The Order: 1886 یکی از زیباترین و در عین حال بحثبرانگیزترین بازیهای تاریخ پلیاستیشن ۴ است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این بازی که در لندن ویکتوریایی و در دنیایی پر از هیولا و شوالیههای مدرن جریان دارد، با گرافیک خیرهکننده و فضاسازی بینظیر خود، در زمان انتشار شوکهکننده بود. اما طول کوتاه بازی، گیمپلی خطی و پایانبندی ناامیدکننده، باعث شد که منتقدان آن را به عنوان یک «فیلم تعاملی» معرفی کنند و نقدهای منفی سنگینی دریافت کند.
با این حال، The Order: 1886 در میان بسیاری از بازیکنان، جایگاه ویژهای دارد. دنیای بازی، که ترکیبی از تاریخ و فانتزی است، پتانسیل بالایی برای یک فرنچایز بزرگ داشت. شخصیتهای اصلی بازی، مثل سر گالاهاد، برای بسیاری از بازیکنان جذاب بودند و داستان آن، اگرچه ناقص، اما کنجکاویبرانگیز بود. امروز، The Order: 1886 به عنوان یک اثر کالت شناخته میشود که طرفداران وفاداری دارد و بسیاری امیدوارند که دنبالهای برای آن ساخته شود.
Kane & Lynch 2: Dog Days

Kane & Lynch 2: Dog Days یکی از خشنترین و در عین حال منحصربهفردترین بازیهای تاریخ است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. این بازی که دنبالهای بر Kane & Lynch: Dead Men محسوب میشود، شما را در نقش دو خلافکار فراری در شانگهای قرار میدهد که باید از دست دشمنان خود فرار کنند. آنچه Kane & Lynch 2 را خاص میکند، طراحی بصری منحصربهفرد آن است. بازی با دوربین لرزان، فیلترهای رنگی و صدای خشن، حس یک فیلم مستند جنایی را به شما منتقل میکند. اما این طراحی، برای بسیاری از منتقدان آزاردهنده بود و بازی با نقدهای منفی روبرو شد.
با این حال، Kane & Lynch 2 در میان برخی از بازیکنان، به یک اثر کالت تبدیل شده است. بخش چندنفرهی بازی، که در آن بازیکنان باید پول دزدی کنند و به مقصد برسانند، یکی از خلاقانهترین و پرتنشترین تجربههای تاریخ بازیهای ویدیویی است. شخصیتهای اصلی بازی نیز، که هر دو آدمهای بدی هستند، برای بسیاری از بازیکنان جذابیت خاصی دارند. این بازی، نمونهی کاملی از اثری است که با وجود نقصهای فراوان، یک هستهی منحصربهفرد دارد که آن را فراموشنشدنی میکند.
Resident Evil 6

Resident Evil 6 یکی از بحثبرانگیزترین و در عین حال پرفروشترین بازیهای سری Resident Evil است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این بازی که سعی داشت هم اکشن و هم وحشت را در خود جای دهد، در نهایت در هیچکدام موفق نبود. داستان آن پر از پیچشهای بیمعنی و شخصیتهای فراموششدنی بود و گیمپلی آن بیش از حد به سمت اکشن هالیوودی رفته بود. منتقدان، Resident Evil 6 را به عنوان بدترین قسمت این سری معرفی کردند و بسیاری از طرفداران قدیمی از آن ناامید شدند.
با این حال، Resident Evil 6 در میان بسیاری از بازیکنان، جایگاه ویژهای دارد. بازی با داشتن چهار کمپین مختلف، شخصیتهای محبوبی مثل لئون و کریس را دوباره کنار هم آورد و بخش چندنفرهی آن، ساعتها سرگرمی را فراهم میکرد. برای بسیاری از بازیکنان، Resident Evil 6 اولین تجربهی آنها با این سری بود و همین موضوع، آن را به یک خاطرهی ماندگار تبدیل کرد. این بازی، نمونهی کاملی از اثری است که منتقدان از آن متنفرند، اما گیمرها عاشقش هستند.
Too Human

Too Human یکی از جاهطلبانهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین بازیهای تاریخ است که نزدیک به یک دهه در توسعهی جهنموار گرفتار بود. این بازی که ترکیبی از نقشآفرینی اکشن و اساطیر نورس را ارائه میداد، در نهایت در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و با نقدهای منفی سنگینی روبرو شد. کنترلهای عجیب، دوربین غیرقابل کنترل و طراحی مراحل تکراری، از جمله مشکلات اصلی Too Human بودند. اما با وجود تمام این نقصها، بازی یک هستهی جذاب داشت: سیستم مبارزهای که در آن میتوانستید بدون توقف، بین دشمنان جابهجا شوید و از سلاحهای مختلف استفاده کنید.
بسیاری از بازیکنان، ساعتها در این بازی غرق شدند و از لوت کردن و ارتقای شخصیت خود لذت بردند. Too Human با وجود تمام مشکلاتش، یک بازی منحصربهفرد بود که هیچوقت دنبالهاش ساخته نشد. داستان آن نیز، که ترکیبی از علم و اساطیر بود، پتانسیل بالایی داشت. امروز، Too Human به عنوان یک اثر کالت شناخته میشود که طرفداران وفاداری دارد و بسیاری معتقدند اگر زمان بیشتری برای پولیش میگرفت، میتوانست به یک شاهکار تبدیل شود.
Enter the Matrix

Enter the Matrix یکی از جاهطلبانهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین بازیهای اقتباسی تاریخ است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. این بازی که همزمان با فیلم The Matrix Reloaded منتشر شد، شما را در نقش نیوبه و گوست، دو شخصیت فرعی این فیلم، قرار میدهد و داستانی موازی با فیلمها را روایت میکند. بازی با صحنههای فیلمبرداری شدهی اختصاصی که توسط برادران واچوفسکی کارگردانی شده بود، در زمان انتشار هیجانانگیز بود. اما گیمپلی تکراری، کنترلهای خشک و باگهای فراوان، باعث شد که منتقدان آن را به عنوان یک بازی متوسط معرفی کنند.
با این حال، Enter the Matrix در میان طرفداران دنیای ماتریکس، جایگاه ویژهای دارد. بازی فرصتی برای تجربهی بیشتر این جهان پیچیده فراهم میکند و داستان آن، که مکمل فیلمهاست، برای طرفداران جذاب است. همچنین، بازی شامل مینیگیمهای هک کردن و مبارزات مشابه با فیلم بود که آن را از سایر بازیهای اقتباسی متمایز میکرد. امروز، بازی Enter the Matrix به عنوان یک اثر کالت شناخته میشود که طرفداران وفاداری دارد و بسیاری آن را یکی از بهترین بازیهای اقتباسی تاریخ میدانند.
Dirge of Cerberus: Final Fantasy VII

Dirge of Cerberus: Final Fantasy VII یکی از بحثبرانگیزترین بازیهای سری Final Fantasy است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. این بازی که دنبالهای بر Final Fantasy VII محسوب میشود، شما را در نقش وینسنت ولنتاین، یکی از محبوبترین شخصیتهای این سری، قرار میدهد که باید با یک سازمان مخفی به نام Deepground مبارزه کند. بازی به جای نقشآفرینی نوبتی، یک شوتر سوم شخص بود و همین تغییر ناگهانی، بسیاری از طرفداران قدیمی را ناامید کرد. گیمپلی تکراری، کنترلهای خشک و داستان نسبتاً ضعیف، از جمله مشکلات اصلی بازی بودند.
با این حال، بازی Dirge of Cerberus در میان طرفداران سری دوست داشتنی و جذاب Final Fantasy VII، جایگاه ویژهای دارد. بازی داستان وینسنت را روایت میکند و گذشتهی او را به شکلی احساسی به تصویر میکشد. شخصیت وینسنت، که یکی از محبوبترین شخصیتهای این سری است، برای بسیاری از بازیکنان جذابیت خاصی دارد و بازی، فرصتی برای آشنایی بیشتر با او فراهم میکند. این بازی، نمونهی کاملی از اثری است که با وجود نقصهای فراوان، به خاطر شخصیتهای محبوبش، هرگز فراموش نمیشود.
Alan Wake

Alan Wake یکی از بحثبرانگیزترین بازیهای تاریخ است که توسط استودیوی Remedy Entertainment ساخته شده. این بازی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، شما را در نقش یک نویسندهی مشهور قرار میدهد که برای تعطیلات به شهر کوچک Bright Falls میرود، اما همسرش ناپدید میشود و او درگیر ماجرایی تاریک و مرموز میشود. Alan Wake با داستانی عمیق و فضاسازی بینظیر خود، در زمان انتشار تحسین شد، اما گیمپلی آن، که ترکیبی از شوتر و بقا بود، برای بسیاری از منتقدان تکراری و خستهکننده بود. برخی نیز از پایانبندی مبهم بازی انتقاد کردند.
با این حال، Alan Wake در میان بسیاری از بازیکنان، جایگاه ویژهای دارد. داستان بازی، که به سبک یک رمان روایت میشود، یکی از بهترین روایتهای تاریخ بازیهای ویدیویی است. شخصیت اصلی، آلن ویک، برای بسیاری از بازیکنان جذاب و همدلیبرانگیز است. موسیقی متن و فضاسازی بازی نیز، آن را به یک تجربهی منحصربهفرد تبدیل کرده است. امروز، Alan Wake به عنوان یک اثر کالت شناخته میشود و دنبالهی آن، Alan Wake 2، توانست نظر منتقدان و بازیکنان را به خود جلب کند.
Deadly Premonition

Deadly Premonition یکی از عجیبترین و بحثبرانگیزترین بازیهای تاریخ است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. این بازی که ترکیبی از وحشت، معمای قتل و طنز عجیب و غریب است، شما را در نقش فرانسیس یورک مورگان، یک مأمور افبیآی، قرار میدهد که برای حل یک قتل مرموز به شهر کوچک Greenvale سفر میکند. بازی با گرافیک قدیمی، کنترلهای خشک و باگهای فراوان، در زمان انتشار نقدهای منفی سنگینی دریافت کرد. اما چیزی که Deadly Premonition را خاص میکند، داستان عجیب و شخصیتهای بهیادماندنی آن است.
شخصیت اصلی بازی، یورک، مردی عجیب و غریب است که مدام با خودش حرف میزند و درباره فیلمها و موسیقیهای دههی هشتاد بحث میکند. داستان بازی، که ترکیبی از راز و جنون است، شما را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد. Deadly Premonition با وجود تمام نقصهایش، به یک اثر کالت تبدیل شده است و طرفداران آن، بازی را یکی از بهترین تجربههای تاریخ میدانند. این بازی، نمونهی کاملی از اثری است که با وجود بد بودن، عشق بیقید و شرط گیمرها را به دست آورده است.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.