۸ بازی که شخصیتهای محبوبشان را به بدترین شکل ممکن خراب کردند
از فرانک وست تا کورتانا
ساختن یک شخصیت محبوب، سالها زمان و استعداد میخواهد. اما نابود کردنش، فقط به یک تصمیم اشتباه نیاز دارد. بعضی بازیها آنقدر در تغییر لحن، بازنویسی شخصیت یا دنبال کردن روندهای روز غرق میشوند که فراموش میکنند چرا بازیکنان عاشق آن شخصیت شده بودند. نتیجه، شخصیتهایی است که دیگر شبیه خودشان نیستند؛ فقط نام و ظاهرشان باقی مانده و روحشان رفته است. در ویجیاتو، این بار سراغ هشت بازی رفتهایم که شخصیتهای محبوبشان را به بدترین شکل ممکن خراب کردند. همراه ما باشید.
The Prince - بازی Prince of Persia: Warrior Within

Prince of Persia: The Sands of Time یکی از بهترین بازسازیهای تاریخ بازیها بود. شاهزادهی آن بازی، مردی جوان، خوشقلب و کمی خودشیفته بود که با طنز و انسانیتش، قلب بازیکنان را تسخیر کرد. اما در دنبالهی آن، Warrior Within، همه چیز عوض شد. شاهزاده از یک شخصیت دوستداشتنی به یک جنگجوی خشن، بیاحساس و پرخاشگر تبدیل شد که با صدای گرفته و دیالوگهای تهدیدآمیز، انگار از یک بازی دیگر آمده بود. لباسهای چرمی، خالکوبی و موسیقی متال، او را به یک ضدقهرمان کلیشهای دههی نود تبدیل کرد.
این تغییر ناگهانی، طرفداران Sands of Time را شوکه کرد. یوبیسافت سعی کرد با دنبال کردن روند تاریک و خشن آن دوران، بازی را جذابتر کند، اما در این مسیر، روح اصلی شخصیت را از دست داد. Warrior Within از نظر گیمپلی بهبودهایی داشت، اما شاهزادهای که در آن میدیدیم، دیگر آن مرد جذاب و بامزهی قبلی نبود. این بازی نمونهی کاملی از این است که چگونه تلاش برای جذابتر شدن، میتواند یک شخصیت محبوب را به یک کلیشهی فراموششدنی تبدیل کند.
Johnny Klebitz - بازی Grand Theft Auto V

جانی کلبتز، رئیس باند The Lost MC در Grand Theft Auto IV: The Lost and Damned، یکی از بهترین شخصیتهای این سری بود. او مردی منطقی، وفادار و در عین حال خشن بود که برای محافظت از باندش، دست به هر کاری میزد. اما در Grand Theft Auto V، جانی به طرز فاجعهباری نابود شد. او به یک معتاد بیعرضه تبدیل شد که توسط تروور، یکی از شخصیتهای اصلی بازی، به راحتی کشته میشود. مرگ او نه تنها بیاحترامانه بود، بلکه کل شخصیت او را زیر سوال برد.
طرفداران The Lost and Damned که سالها با جانی همراهی کرده بودند، از این تغییر خشمگین شدند. راکاستار به جای اینکه به جانی یک پایان درخور بدهد، او را به یک قربانی بیارزش تبدیل کرد که فقط برای نشان دادن وحشیگری تروور استفاده میشد. این تصمیم، یکی از بحثبرانگیزترین لحظات تاریخ سری GTA را رقم زد و نشان داد که گاهی یک مرگ بیاحترامانه، میتواند سالها علاقه را نابود کند.
Hunk - بازی Resident Evil Requiem

هانک، که با نام مستعار Death نیز شناخته میشود، یکی از محبوبترین شخصیتهای فرعی سری Resident Evil است. او در Resident Evil 2 به عنوان یک سرباز مرموز و بیرحم معرفی شد که با مهارتهای بینظیرش از دست زامبیها فرار میکرد. اما در Resident Evil Requiem، هانک به طرز ناامیدکنندهای تغییر کرد. او از یک سرباز حرفهای و بیاحساس به یک شخصیت شلوغ، پرحرف و حتی گاهی بامزه تبدیل شد که هیچ شباهتی به هانک اصلی نداشت.
این تغییر لحن، طرفداران را گیج و ناامید کرد. هانک همیشه به خاطر سکوت و کارآمدیاش محبوب بود. اما در Requiem، او مدام حرف میزد، شوخی میکرد و حتی گاهی احساساتش را بروز میداد. انگار سازندگان فراموش کرده بودند که هانک کیست و چرا محبوب شده است. Resident Evil Requiem با این تغییر، یکی از مرموزترین و جذابترین شخصیتهای فرعی سری را به یک شخصیت معمولی و فراموششدنی تبدیل کرد و نشان داد که گاهی سکوت، بهترین ویژگی یک شخصیت است.
Maya - بازی Borderlands 3

مایا، سیرن محبوب سری Borderlands، یکی از بهترین شخصیتهای این فرنچایز بود. او در Borderlands 2 با قدرتهای جادویی، شخصیت آرام و مرموزش، و رابطهی عمیقش با لیلیث، به یکی از محبوبترین شخصیتهای بازی تبدیل شد. اما در Borderlands 3، مایا به طرز ناامیدکنندهای کنار گذاشته شد. مرگ او نه تنها غیرمنتظره بود، بلکه به شکلی سطحی و بیاحساس روایت شد که طرفداران را خشمگین کرد. انگار سازندگان فقط میخواستند یک شوک ایجاد کنند، بدون اینکه به وزن عاطفی این تصمیم فکر کنند.
بدتر از آن، نقش مایا در داستان به شدت کاهش یافت و او به یک شخصیت فرعی تبدیل شد که فقط برای پیشبرد داستان آوریکس و تویین استفاده میشد. طرفداران سالها با مایا همراهی کرده بودند و انتظار داشتند نقش مهمتری در داستان داشته باشد. Borderlands 3 با این تصمیم، نه تنها یکی از محبوبترین شخصیتهای خود را از دست داد، بلکه اعتماد طرفداران وفادار را نیز خدشهدار کرد و نشان داد که گاهی یک تصمیم داستانی بد، میتواند سالها علاقه را نابود کند.
Frank West - بازی Dead Rising 4

فرانک وست، قهرمان اصلی Dead Rising، در نسخهی اول به عنوان یک خبرنگار شجاع، بامزه و کمی خودشیفته معرفی شد که برای گرفتن یک خبر بزرگ، به دل انبوهی از زامبیها میزد. اما در Dead Rising 4، فرانک به یک شخصیت کاملاً متفاوت تبدیل شد. او از یک خبرنگار جوان و پرانرژی به یک مرد میانسال خسته و بیانگیزه تبدیل شد که هیچ شباهتی به فرانک اصلی نداشت. حتی صدای او نیز عوض شد و دیگر آن طنز و جذابیت قبلی را نداشت.
این تغییر، طرفداران Dead Rising را ناامید کرد. فرانک وست همیشه به خاطر شخصیت پرانرژی و بامزهاش محبوب بود. اما در بازی دوست داشتنی Dead Rising 4، او به یک شخصیت معمولی و فراموششدنی تبدیل شد که انگار از یک بازی دیگر آمده بود. کپکام با این تصمیم، یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخ خود را نابود کرد و نشان داد که گاهی تغییر صداپیشه و لحن، میتواند به قیمت از دست دادن روح یک شخصیت تمام شود.
Cortana - بازی Halo 5: Guardians

کورتانا، هوش مصنوعی محبوب سری Halo، سالها به عنوان همراه وفادار و عاقل مستر چیف شناخته میشد. اما در Halo 5: Guardians، کورتانا به یک شرور تمامعیار تبدیل شد که میخواست کهکشان را تحت کنترل خود درآورد. این تغییر، نه تنها غیرمنتظره بود، بلکه با شخصیت کورتانا در بازیهای قبلی کاملاً در تضاد بود. او که همیشه به خاطر انسانیت و وفاداریاش محبوب بود، ناگهان به یک موجود بیاحساس و قدرتطلب تبدیل شد.
طرفداران سری محبوب Halo از این تغییر خشمگین شدند. کورتانا همیشه نماد امید و همراهی در این سری بود. اما در Halo 5، او به یک آنتاگونیست کلیشهای تبدیل شد که هیچ منطق داستانی قانعکنندهای برای کارهایش نداشت. این تصمیم، یکی از بحثبرانگیزترین لحظات تاریخ این سری را رقم زد و نشان داد که گاهی تغییر نقش یک شخصیت، میتواند تمام اعتماد طرفداران را نابود کند.
Samus Aran - بازی Metroid: Other M

ساموس آران، قهرمان نمادین سری Metroid، سالها به عنوان یک شکارچی جایزهبگیر قوی، مستقل و مرموز شناخته میشد. اما در Metroid: Other M، ساموس به طرز فاجعهباری تغییر کرد. او از یک قهرمان بیباک به یک شخصیت ضعیف، مطیع و وابسته تبدیل شد که مدام به آدام مالكوویچ، فرماندهی سابقش، التماس میکرد و از او دستور میگرفت. دیالوگهای ساموس در این بازی آنقدر ضعیف و کلیشهای بودند که طرفداران را شوکه کردند.
این تغییر، یکی از بدنامترین لحظات تاریخ شخصیتپردازی در بازیهای ویدیویی محسوب میشود. ساموس که نماد قدرت و استقلال زنان در بازیها بود، در بازی Other M به یک شخصیت منفعل و بیعرضه تبدیل شد که هیچ شباهتی به قهرمان اصلی نداشت. نینتندو و تیم نینجا با این تصمیم، یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخ خود را نابود کردند و نشان دادند که گاهی تغییر شخصیت، میتواند به قیمت از دست دادن تمام اعتبار یک فرنچایز تمام شود.
Joanna Dark - بازی Perfect Dark Zero

جوانا دارک، قهرمان سری Perfect Dark، در نسخهی اول به عنوان یک مأمور مخفی سرد، حرفهای و مرموز معرفی شد. اما در Perfect Dark Zero، که پیشدرآمد این سری بود، جوانا به یک شخصیت جوان، پرحرف و حتی کمی کودکانه تبدیل شد که هیچ شباهتی به نسخهی اصلی نداشت. او مدام شوخی میکرد، احساساتی میشد و گاهی حتی رفتارهای غیرحرفهای از خود نشان میداد.
این تغییر، طرفداران Perfect Dark را ناامید کرد. جوانا دارک همیشه به خاطر سکوت و کارآمدیاش محبوب بود. اما در Zero، او به یک شخصیت معمولی و فراموششدنی تبدیل شد که انگار از یک بازی دیگر آمده بود. سازندگان این بازی، با این تصمیم، یکی از معدود قهرمانان زن قوی تاریخ بازیها را به یک شخصیت کلیشهای تبدیل کردند و نشان دادند که گاهی پیشدرآمدها، میتوانند به شخصیتهای محبوب آسیب بزنند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.