ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

۲۵ راز ترسناکی که درباره بازی مورد علاقه‌تان نمی‌دانستید

لیستی از ترسناک‌ترین رازهای صنعت ویدیوگیم

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: 9 مهر 1405 | 14:00

بازی‌های ویدئویی همیشه همه چیز را جلوی چشم بازیکن قرار نمی‌دهند. گاهی پشت یک دیوار معمولی، در گوشه‌ای دورافتاده از نقشه یا حتی در میان فایل‌های صوتی یک بازی، جزئیاتی پنهان شده که کشف آن‌ها می‌تواند نگاه شما به یک اثر را برای همیشه تغییر دهد. بعضی از این رازها صرفاً ایستراگ‌هایی عجیب هستند، اما برخی دیگر آن‌قدر مرموز و ترسناک‌اند که پیدا کردنشان بیشتر از یک غافلگیری ساده، شبیه مواجهه با کابوسی ناگهانی است. در این مطلب از ویجیاتو سراغ ۲۵ راز ترسناک و عجیب از بازی‌های مختلف رفته‌ایم؛ از روح سرگردان GTA V و مزرعه مرموز Red Dead Redemption 2 گرفته تا دختر روح‌مانند Pokemon و فایل صوتی وهم‌آور Minecraft؛ رازهایی که شاید حتی پس از ساعت‌ها تجربه این بازی‌ها، هرگز متوجه حضورشان نشده باشید.

بازی Pokemon X/Y - دختری که دنبال یک نفر می‌گردد


Pokémon X/Y در ظاهر یکی از شادترین بازی‌های مجموعه پوکمون است، اما در Lumiose City اتفاقی رخ می‌دهد که کاملاً با فضای معمول این مجموعه تفاوت دارد. اگر وارد یکی از ساختمان‌های شهر شوید و به طبقه دوم بروید، موسیقی ناگهان قطع می‌شود و دختری با ظاهر یک Hex Maniac پشت سر شخصیت اصلی ظاهر می‌شود. او بدون آنکه پاهایش به شکل طبیعی حرکت کنند، به سمت بازیکن می‌آید و جمله‌ای کوتاه می‌گوید: «تو آن شخص نیستی.» سپس بدون توضیح ناپدید می‌شود.

ترسناک‌ترین بخش ماجرا این است که بازی هرگز هویت این دختر یا شخصی را که به دنبال اوست توضیح نمی‌دهد. در بخش‌های دیگری از Lumiose City نیز دیالوگ‌هایی عجیب درباره دختری که منتظر شنیدن صدای آسانسور است وجود دارد و همین موضوع باعث شده طرفداران نظریه‌های مختلفی درباره ارتباط این اتفاقات مطرح کنند. با این حال، این ارتباط به‌صورت رسمی تأیید نشده است. در نتیجه، برخلاف بسیاری از رازهای بازی که در نهایت پاسخ خود را پیدا می‌کنند، دختر روح‌مانند Pokémon X/Y همچنان یکی از معماهای حل‌نشده این مجموعه باقی مانده است.

بازی The Witcher 3: Wild Hunt - فرشته‌هایی که وقتی نگاه نمی‌کنید حرکت می‌کنند


The Witcher 3: Wild Hunt پر از هیولاهایی است که گرالت از ریشه‌هایشان خبر دارد، اما یکی از عجیب‌ترین اتفاقات بازی حتی به یک هیولا هم مربوط نمی‌شود. در گورستانی در نزدیکی Lindenvale، دو مجسمه فرشته قرار گرفته‌اند که در ظاهر کاملاً بی‌حرکت هستند. اگر برای لحظاتی از آن‌ها فاصله بگیرید و دوباره برگردید، متوجه می‌شوید جای مجسمه‌ها تغییر کرده است. بازی هرگز لحظه حرکت را به شما نشان نمی‌دهد؛ بنابراین تنها چیزی که می‌بینید، نتیجه این جابه‌جایی است.

این اتفاق آشکارا یادآور فرشتگان سنگی مشهور Doctor Who است؛ موجوداتی که تا زمانی که کسی به آن‌ها نگاه می‌کند، بی‌حرکت می‌مانند. همین ایده ساده در The Witcher 3 نتیجه بسیار ناخوشایندی ایجاد می‌کند. بازیکن به‌تدریج نسبت به هر چیزی که پشت سرش قرار دارد، مشکوک می‌شود. نکته جالب اینجاست که بازی برای این راز توضیح داستانی مشخصی ارائه نمی‌کند و مجسمه‌ها نیز نقشی در یک مأموریت مهم ندارند. بنابراین ترس ماجرا دقیقاً از همین بی‌دلیلی آن سرچشمه می‌گیرد: چیزی در محیط حرکت کرده، اما شما هرگز ندیده‌اید که چگونه.

بازی Grand Theft Auto V - روح سرگردان کوه گوردو


در میان تمام رازهای پنهان‌شده در دنیای عظیم Grand Theft Auto V، شاید هیچ‌کدام به اندازه روح کوه گوردو حال‌وهوای یک داستان واقعی ارواح را نداشته باشد. اگر بازیکن در ساعات مشخصی از شب به Mount Gordo برود و به صخره‌ای مشخص نگاه کند، شبح زنی را می‌بیند که برای چند لحظه در تاریکی ظاهر می‌شود. او جالین کرنلی-ایوانز است؛ شخصیتی که در تاریخچه بازی قربانی مرگی مشکوک شده و حضورش در این نقطه با سرنوشت جاک کرنلی ارتباط دارد. نکته عجیب این است که روح به محض نزدیک شدن بازیکن ناپدید می‌شود و دوباره فقط در شرایط خاصی قابل مشاهده است.

ماجرا زمانی ترسناک‌تر می‌شود که بازیکن به صخره زیر روح دقت کند. کلمه «Jock» با خون روی زمین نوشته شده و هنگام حضور روح نیز صداهایی از گذشته او به گوش می‌رسد. بازی GTA V هیچ‌گاه داستان این زن را به شکل مستقیم توضیح نمی‌دهد و همین سکوت، فضای رازآلود ماجرا را بیشتر می‌کند. بازیکن در واقع با روحی مواجه است که فقط چند دقیقه در یک ساعت مشخص ظاهر می‌شود، حرفی نمی‌زند و پیش از آنکه بتوانید به او نزدیک شوید، از بین می‌رود. Rockstar حتی برای کشف این راز، هیچ نشانه مستقیمی در اختیار بازیکن نگذاشته است.

بازی Red Dead Redemption 2 - خانواده‌ای که مهمانان را می‌خورند


در میان طبیعت آرام Red Dead Redemption 2، مکان‌هایی وجود دارند که ظاهرشان هیچ هشداری درباره اتفاقات داخلشان نمی‌دهد. Aberdeen Pig Farm یکی از همین مکان‌هاست. اگر آرتور مورگان به این مزرعه برسد، با خواهر و برادری به نام‌های بری و تامی ابرن روبه‌رو می‌شود که با رفتاری دوستانه از او استقبال می‌کنند. همه چیز در ابتدا شبیه یک برخورد معمولی است، اما اگر آرتور دعوت آن‌ها را بپذیرد، خیلی زود بیهوش می‌شود و وقتی دوباره چشم باز می‌کند، متوجه می‌شود تمام پولش را از دست داده و در مکانی دورافتاده رها شده است.

اما سرقت پول تنها بخش ناخوشایند ماجرا نیست. با گشتن در مزرعه، نشانه‌هایی از رفتار بیمارگونه ساکنان آن پیدا می‌شود و فضای خانه کم‌کم تصویری بسیار تاریک‌تر از آنچه در ابتدا تصور می‌کردید ارائه می‌دهد. بازی اطلاعات را به شکل مستقیم در اختیار بازیکن نمی‌گذارد و همین باعث می‌شود خودتان از کنار هم گذاشتن جزئیات به نتیجه برسید. جالب‌تر اینکه این مکان می‌تواند کاربردی فراتر از یک برخورد ترسناک داشته باشد و بازیکن حتی می‌تواند از آن برای انتقال دارایی آرتور به بخش پایانی بازی استفاده کند.

بازی Fallout 3 - ساختمان نفرین‌شده Dunwich


در گوشه‌ای دورافتاده از Capital Wasteland ساختمانی قرار گرفته که حتی شخصیت‌های داخل بازی نیز بازیکن را از نزدیک شدن به آن منع می‌کنند. Dunwich Building در نگاه اول تنها یک خرابه دیگر از دنیای پساآخرالزمانی Fallout 3 است، اما با ورود به آن، محیط به‌تدریج حالتی غیرعادی پیدا می‌کند. فایل‌های صوتی و پایانه‌های متعددی داستان افرادی را روایت می‌کنند که پیش از جنگ در ساختمان حضور داشته‌اند و سرنوشتشان پس از فاجعه هسته‌ای به شکلی هولناک تغییر کرده است.

هرچه بیشتر به اعماق ساختمان بروید، اتفاقات عجیب‌تر می‌شوند. در پایین‌ترین بخش، غاری مرموز و یک ابلیسک عجیب قرار دارد که اطرافش پر از جمجمه و نشانه‌های غیرعادی است. حتی صداهایی شنیده می‌شود که ظاهراً نام‌هایی مانند Alhazred را تکرار می‌کنند. این مکان آشکارا از آثار اچ. پی. لاوکرفت و به‌خصوص The Dunwich Horror الهام گرفته است. با این حال، بازی هیچ‌گاه تمام پاسخ‌ها را ارائه نمی‌کند و بازیکن را با این پرسش تنها می‌گذارد که آیا واقعاً نیرویی ماورایی در اینجا وجود دارد یا همه چیز نتیجه فروپاشی ذهنی ساکنان ساختمان بوده است.

بازی Metal Gear Solid - دشمنی که واقعاً ذهن شما را می‌خواند


وقتی Snake برای نخستین بار با Psycho Mantis روبه‌رو می‌شود، این شخصیت ادعا می‌کند قدرت خواندن ذهن دیگران را دارد. برای بازیکن سال ۱۹۹۸، اتفاقی که بعد از این ادعا رخ می‌دهد تقریباً شبیه جادو بود. Mantis می‌توانست درباره بازی‌هایی که روی کنسول تجربه کرده‌اید صحبت کند و حتی به تعداد دفعات ذخیره کردن بازی اشاره کند. اما پشت این قدرت ظاهراً فراطبیعی، یک ترفند فنی بسیار هوشمندانه قرار داشت: بازی اطلاعات مموری کارت PlayStation را بررسی می‌کرد.

اگر روی مموری کارت شما فایل ذخیره بعضی بازی‌های Konami وجود داشت، Mantis می‌توانست آن‌ها را تشخیص دهد و درباره علاقه شما به بازی‌هایی مانند Castlevania یا Suikoden صحبت کند. حتی برای شکست دادن او نیز بازی کنترلر را به شکل غیرمعمولی وارد ماجرا می‌کرد و از بازیکن می‌خواست اتصال کنترلر را به پورت دوم منتقل کند. این یکی از خلاقانه‌ترین نمونه‌های شکستن دیوار چهارم در تاریخ بازی‌هاست؛ جایی که شخصیت داستان نه‌تنها Snake، بلکه شخصی را که پشت کنترلر نشسته نیز هدف قرار می‌دهد.

بازی Sonic CD - چهره‌ای که قرار نبود ببینید


بازی دوست داشتنی Sonic CD یکی از رنگارنگ‌ترین بازی‌های دوران Mega Drive و Sega CD است، اما درون منوی مخفی Sound Test، تصویری وجود دارد که به‌شدت با ظاهر معمول Sonic تفاوت دارد. با وارد کردن کد خاصی در این بخش، صفحه‌ای مخفی ظاهر می‌شود که چندین چهره عجیب از Sonic را نشان می‌دهد و موسیقی پس‌زمینه نیز حال‌وهوایی کاملاً متفاوت دارد. روی تصویر متنی ژاپنی دیده می‌شود که در ترجمه به عبارتی درباره «Fun is infinite» و Sega اشاره می‌کند.

سال‌ها بعد این تصویر به یکی از مشهورترین رازهای ترسناک Sonic تبدیل شد و حتی باعث شکل‌گیری شایعات مختلفی درباره منشأ آن شد. با این حال، پشت پرده ماجرا ظاهراً بسیار ساده‌تر است. نامی که در این پیام دیده می‌شود به Masato Nishimura، یکی از اعضای تیم سازنده، ارتباط دارد و «Majin» نیز نام مستعاری بوده که به او نسبت داده شده است. بنابراین برخلاف برداشت‌های ترسناکی که بعدها در اینترنت شکل گرفت، این مورد بیشتر یک شوخی داخلی عجیب بوده است. با این حال، تصویر آن‌قدر غیرمعمول طراحی شده که همچنان می‌تواند بازیکن را غافلگیر کند.

بازی Minecraft - دیسکی که صدای یک کابوس را ضبط کرده است


بازی Minecraft تقریباً هیچ داستان مستقیمی را به بازیکن تحمیل نمی‌کند و همین موضوع باعث شده هر جزئیات مرموز در دنیای آن اهمیت بیشتری پیدا کند. Music Disc 11 یکی از بهترین نمونه‌هاست. برخلاف دیسک‌های موسیقی معمول، این فایل بیشتر شبیه یک ضبط ناقص و آسیب‌دیده است. صدای قدم زدن روی سنگ، شکستن بلوک، نفس‌نفس زدن، خش‌خش و صداهای فلزی در آن شنیده می‌شود و در پایان نیز صداها با سرعت بیشتری ادامه پیدا می‌کنند تا فایل ناگهان قطع شود.

ترسناک‌ترین بخش این است که بازی هیچ توضیح رسمی روشنی درباره اتفاقی که در این ضبط رخ داده ارائه نمی‌کند. بازیکن فقط صداها را می‌شنود و باید خودش تصور کند فردی که آن‌ها را ضبط کرده چه سرنوشتی داشته است. حتی جزئیات فایل صوتی نیز باعث شده طرفداران سال‌ها به دنبال پیام‌های مخفی بگردند. این ابهام دقیقاً همان چیزی است که Disc 11 را ترسناک می‌کند. در Minecraft، شما معمولاً از دشمنی که قرار است به سراغتان بیاید خبر دارید؛ اما این بار فقط صدای شخصی را می‌شنوید که ظاهراً در تاریکی مشغول فرار یا پنهان شدن است.

بازی Portal 2 - مردی که در دیوارها زندگی می‌کرد


Portal 2 در ظاهر درباره حل معماهای علمی و رویارویی با هوش مصنوعی‌های عجیب است، اما پشت دیوارهای Aperture Science داستان فردی وجود دارد که یکی از تاریک‌ترین بخش‌های دنیای بازی را شکل می‌دهد. اگر بازیکن از مسیر اصلی فاصله بگیرد، می‌تواند اتاق‌های مخفی کوچکی را پیدا کند که متعلق به Doug Rattmann هستند. این اتاق‌ها پر از نوشته‌ها، نقاشی‌ها، بسته‌های غذایی و نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهند فردی مدت زیادی در این مکان متروکه زندگی کرده است.

Rattmann یکی از کارکنان سابق Aperture و بازماندگان آزمایش‌های GLaDOS بود. او پس از اتفاقات آزمایشگاه مجبور شد در میان دیوارهای مجموعه پنهان شود و برای زنده ماندن از امکانات محدود موجود استفاده کند. نوشته‌های پریشان روی دیوارها نیز نشان می‌دهند که او به‌تدریج تحت فشار روانی شدیدی قرار گرفته است. بعضی از همین نوشته‌ها حتی درباره Chell، شخصیت اصلی بازی، هستند و نشان می‌دهند Rattmann پیش از آغاز ماجرا از وجود او خبر داشته است. در نتیجه، پشت شوخی‌های Portal، داستان انسانی قرار دارد که برای زنده ماندن در تاریکی دیوارهای یک آزمایشگاه پناه گرفته بود.

بازی Assassin’s Creed II - هیولایی در اعماق آب


Assassin’s Creed II بیشتر با شهرهای تاریخی، معماری باشکوه و داستان انتقام اتزیو شناخته می‌شود؛ اما در یکی از مقبره‌های مخفی بازی، اتفاقی رخ می‌دهد که کاملاً با فضای معمول اثر فاصله دارد. در مقبره‌ای زیر کلیسای Santa Maria della Visitazione، اگر بازیکن برای مدتی در نقطه مشخصی بایستد و به آب نگاه کند، سایه موجودی عظیم از زیر سطح آب عبور می‌کند. اگر دوباره پایین را نگاه کنید، حتی ممکن است شاخک موجود را نیز ببینید.

این موجود هیچ نقش مشخصی در داستان ندارد و بازی نیز توضیحی درباره ماهیت آن ارائه نمی‌کند. همین موضوع باعث شده کشف آن برای بازیکنی که از وجودش خبر ندارد، بسیار غافلگیرکننده باشد. نکته جالب‌تر اینکه ایده موجودات دریایی عظیم بعدها در Assassin’s Creed IV: Black Flag نیز به شکل گسترده‌تری مورد استفاده قرار گرفت. در نتیجه، این راز کوچک را می‌توان یکی از نخستین نشانه‌های علاقه سازندگان به استفاده از موجودات عظیم و ناشناخته در دنیای دریایی مجموعه دانست.

بازی Fallout 4 - معدن و خدای فراموش‌شده


Dunwich Borers در Fallout 4 یکی از مکان‌هایی است که هرچه بیشتر در آن پیش بروید، کمتر می‌توانید اتفاقاتش را با منطق معمول دنیای بازی توضیح دهید. در ابتدا تنها یک معدن متروکه به نظر می‌رسد، اما نوشته‌ها و پایانه‌های موجود در آن نشان می‌دهند شرکت Dunwich Borers حتی پیش از جنگ نیز به دنبال چیزی فراتر از استخراج سنگ بوده است. کارکنان درباره موجوداتی ناشناخته و اتفاقات عجیب صحبت می‌کنند و جمله‌ای درباره «امن بودن در نور» بارها در محیط تکرار می‌شود.

در اعماق معدن، ماجرا به چیزی بسیار تاریک‌تر تبدیل می‌شود. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مدیران شرکت به دنبال معبدی باستانی و خدایانی فراموش‌شده بوده‌اند و حتی احتمال قربانی شدن برخی افراد نیز مطرح می‌شود. ارتباط این مکان با Dunwich Building در بازی Fallout 3 نیز نشان می‌دهد که Bethesda عمداً یک عنصر مشترک و ماورایی را در جهان Fallout ساخته است. با این حال، بازی هرگز همه جزئیات را توضیح نمی‌دهد. نتیجه، مکانی است که در آن نمی‌دانید با یک افسانه روبه‌رو هستید یا واقعاً چیزی باستانی در زیر زمین منتظر شماست.

بازی Fable II - خانه‌ای که به کابوس تبدیل می‌شود


در Fable II، Demon Doorها معمولاً بازیکن را با چالش‌هایی عجیب روبه‌رو می‌کنند و در نهایت نیز پاداشی ارزشمند در اختیارش می‌گذارند. اما یکی از این درها در Bloodstone، بازیکن را به مکانی به نام Winter Lodge هدایت می‌کند؛ جایی که تجربه آن با تصور معمول از دنیای فانتزی Fable فاصله زیادی دارد. برای باز کردن در باید یک قطعه موسیقی را با Lute اجرا کنید و پس از ورود، ابتدا با خانه‌ای نسبتاً معمولی روبه‌رو می‌شوید.

اما با ورود به فضای داخلی، همه چیز تغییر می‌کند. محیط خانه حالتی مرده و تاریک پیدا می‌کند و اسکلت‌ها و عناصر ترسناک در اطراف دیده می‌شوند. حتی بازیکنان زمان انتشار بازی نیز از این تغییر ناگهانی صحبت کرده بودند و آن را یکی از عجیب‌ترین لحظات بازی Fable II می‌دانستند. نکته جالب این است که این اتفاق به شخصیت خوب یا بد شما ارتباط ندارد و بخشی از طراحی خود بازی است. بازی Fable II برای چند لحظه تمام شوخی‌ها و فضای فانتزی خود را کنار می‌گذارد و بازیکن را وارد خانه‌ای می‌کند که بیشتر به یک کابوس تعلق دارد تا دنیای رنگارنگ Albion.

بازی Yume Nikki - موجودی که فقط شاید ظاهر شود


Yume Nikki از آن بازی‌هایی است که برای ترساندن بازیکن نیازی به جامپ‌اسکر ندارد. یکی از معروف‌ترین رازهای آن موجودی به نام Uboa است که در خانه Poniko پنهان شده است. اگر چراغ اتاق را خاموش کنید، با احتمال بسیار پایین، محیط ناگهان تغییر می‌کند و Poniko جای خود را به موجودی سیاه‌وسفید و عجیب می‌دهد. احتمال رخ دادن این اتفاق تنها یک در ۶۴ است و همین شانس پایین باعث می‌شود بسیاری از بازیکنان در تجربه عادی هرگز آن را نبینند.

اگر به Uboa نزدیک شوید، بازی شما را به منطقه‌ای کابوس‌وار منتقل می‌کند؛ مکانی که فضای آن کاملاً از دنیای قبلی جدا شده است. موجودی عظیم و خون‌آلود در پس‌زمینه دیده می‌شود و راه خروج نیز برای بازیکن عادی نیست. مهم‌تر از همه، بازی هیچ توضیح روشنی درباره ماهیت Uboa یا معنای این اتفاق ارائه نمی‌دهد. همین بی‌توضیح بودن با فلسفه کلی Yume Nikki هماهنگ است؛ جهانی که بیشتر شبیه مجموعه‌ای از کابوس‌هاست تا یک داستان خطی. شاید به همین دلیل است که Uboa هنوز یکی از شناخته‌شده‌ترین رازهای ترسناک بازی‌های مستقل محسوب می‌شود.

بازی Animal Crossing - چهره‌ای که بعد از ریست ظاهر می‌شود


Animal Crossing معمولاً با موسیقی آرام، حیوانات دوست‌داشتنی و فضای بی‌دغدغه‌اش شناخته می‌شود، اما نسخه GameCube بازی تنبیه بسیار عجیبی برای بازیکنانی داشت که بدون ذخیره کردن بازی را خاموش می‌کردند. اگر در شرایط خاصی هنگام جابه‌جایی میان شهرها یا هنگام بارگذاری اطلاعات، بازی را ریست کنید، ممکن است چهره شخصیت شما به شکل عجیبی تغییر کند و ظاهری شبیه یک Gyroid پیدا کند. این چهره در میان بازیکنان به «Gyroid Face» معروف شده است.

در واقع، این اتفاق بخشی از سیستم بازی برای تشخیص خاموش کردن نادرست دستگاه بود و تصادفی یا ناشی از خرابی کنسول محسوب نمی‌شد. در دنیایی که همه چیز با لبخند و رنگ‌های شاد طراحی شده، دیدن ناگهانی چهره‌ای بی‌روح و عجیب روی شخصیت خودتان می‌تواند کاملاً ناخوشایند باشد. بازی‌های جدیدتر Animal Crossing این نوع تنبیه را بسیار ملایم‌تر کردند، اما نسخه اولیه نشان داد حتی آرام‌ترین مجموعه نینتندو هم می‌تواند لحظاتی داشته باشد که بازیکن را واقعاً غافلگیر کند.

بازی Condemned: Criminal Origins - مانکن‌هایی که زنده بودند


یکی از ترسناک‌ترین مراحل Condemned: Criminal Origins در یک فروشگاه بزرگ متروکه اتفاق می‌افتد؛ جایی که بازیکن میان تعداد زیادی مانکن حرکت می‌کند. مشکل اینجاست که همه مانکن‌ها واقعاً مانکن نیستند. برخی از آن‌ها افرادی هستند که خودشان را در میان دکور فروشگاه پنهان کرده‌اند و در لحظه‌ای که بازیکن انتظارش را ندارد، به موجودی مهاجم تبدیل می‌شوند. محیط فروشگاه با چراغ‌های خراب، تزئینات قدیمی و موسیقی کریسمسی تحریف‌شده، این حس را تشدید می‌کند.

ماجرا با حضور قاتلی به نام Match Maker نیز تاریک‌تر می‌شود؛ فردی که قربانیانش را می‌کشد و بدن آن‌ها را در کنار مانکن‌ها قرار می‌دهد. در بخشی از بازی، Ethan حتی دچار توهم می‌شود و تصور می‌کند مانکن‌هایی که در فروشگاه دیده است، او را تعقیب می‌کنند. بازی عمداً مرز میان تهدید واقعی و توهم را مبهم می‌کند. نتیجه، محیطی است که در آن حتی نگاه کردن به یک مانکن بی‌حرکت نیز می‌تواند اضطراب‌آور باشد؛ زیرا هر لحظه این احتمال وجود دارد که چیزی که تصور می‌کنید یک شیء بی‌جان است، ناگهان حرکت کند.

بازی Grand Theft Auto: San Andreas - تونل‌های مخفی و صدای مرموز


در بازی دوست داشتنی GTA: San Andreas مکان‌های متروکه و زیرزمینی زیادی وجود دارند که برخی از آن‌ها عمداً طوری طراحی شده‌اند که بازیکن احساس کند چیزی در تاریکی انتظارش را می‌کشد. یکی از نمونه‌های جالب، تونل‌ها و فضاهای زیرزمینی اطراف Los Santos است؛ مناطقی که در حالت عادی دلیل چندانی برای رفتن به آن‌ها ندارید، اما گشت‌وگذار در آن‌ها می‌تواند با صداها و محیط‌هایی عجیب همراه شود. طراحی این مکان‌ها به‌خصوص در نسخه اصلی بازی، با نورپردازی تاریک و فضای خالی اطراف، حس ناخوشایندی ایجاد می‌کند و باعث شده سال‌ها بازیکنان درباره کاربرد واقعی بعضی از این فضاها و ارتباط احتمالی‌شان با داستان‌های مخفی بازی بحث کنند.

با این حال، نکته مهم این است که بسیاری از روایت‌های اینترنتی درباره این مکان‌ها با شایعاتی مثل Leatherface یا موجودات ناشناس ترکیب شده‌اند و نباید آن‌ها را به‌عنوان اتفاقات تأییدشده بازی معرفی کرد. جذابیت واقعی این راز در همان فضای مبهمی است که Rockstar در بخش‌هایی از سن آندریاس ایجاد کرده؛ محیط‌هایی که ظاهراً هیچ کاربرد داستانی مهمی ندارند، اما جزئیات طراحی‌شان باعث می‌شود بازیکن مدام احساس کند چیزی را از دست داده است. در بازی‌ای که بیشتر با تعقیب‌وگریز، تیراندازی و مأموریت‌های خیابانی شناخته می‌شود، قرار گرفتن ناگهانی در چنین محیط‌های خالی و تاریکی می‌تواند تجربه‌ای کاملاً متفاوت و حتی وهم‌آور ایجاد کند.

بازی BioShock Infinite - پیامی مخفی پشت یک کد


BioShock Infinite سرشار از جزئیات مخفی است و یکی از نمونه‌های جالب آن به یک پیام رمزگذاری‌شده در بخش Soldier’s Field مربوط می‌شود. اگر بازیکن به محیط دقت کند، می‌تواند کتابی حاوی یک کد پیدا کند و سپس با بررسی سرنخ‌های اطراف، آن را رمزگشایی کند. نتیجه این فرایند، پیامی است که بازیکن را به سمت یک مکان مشخص هدایت می‌کند و در نهایت دری مخفی را باز می‌کند.

آنچه این راز را جذاب می‌کند، نحوه طراحی آن است. بازی به‌جای آنکه یک علامت بزرگ روی صفحه قرار دهد و بگوید «معما را حل کن»، سرنخ را در محیط پنهان می‌کند و از بازیکن می‌خواهد خودش ارتباط میان نوشته‌ها، اشیا و کد را پیدا کند. البته این مورد به اندازه بعضی رازهای دیگر فهرست ترسناک نیست، اما فضای رمزآلود و نوشته‌های مربوط به گروه Vox Populi باعث می‌شود حال‌وهوایی ناآرام داشته باشد. BioShock Infinite بار دیگر نشان می‌دهد که گاهی ترسناک‌ترین بخش یک بازی، چیزی نیست که مستقیماً به شما حمله کند؛ بلکه چیزی است که احساس می‌کنید نباید آن را پیدا می‌کردید.

بازی The Elder Scrolls V: Skyrim -سوار بی‌سر در تاریکی


در جاده‌های سرد و مه‌آلود Skyrim، ممکن است در یکی از شب‌های بازی با سوارکاری عجیب روبه‌رو شوید. این شخصیت سر ندارد و با اسبی شبح‌مانند در تاریکی حرکت می‌کند. اگر بازیکن او را دنبال کند، سوار بی‌سر مسیر مشخصی را طی می‌کند و در نهایت به Hamvir’s Rest می‌رسد؛ مکانی که بیشتر شبیه قبرستانی متروکه است تا مقصدی برای یک مسافر معمولی.

خود سوار به بازیکن حمله نمی‌کند و همین سکوت، ماجرا را عجیب‌تر می‌کند. او فقط در تاریکی حرکت می‌کند و بازیکن را به نقطه‌ای دورافتاده هدایت می‌کند. در Hamvir’s Rest نیز بقایایی از یک آرامگاه دیده می‌شود و این موضوع باعث شده بسیاری از بازیکنان تصور کنند مقصد او با گذشته یا محل دفنش ارتباط دارد. Skyrim هیچ داستان کاملاً روشنی درباره هویت این سوار ارائه نمی‌کند و همین باعث شده حضورش بیشتر شبیه یک افسانه محلی باشد. در دنیایی که بازیکن هر شب می‌تواند با ده‌ها موجود خطرناک روبه‌رو شود، دیدن یک سوار بی‌سر که فقط در سکوت از میان مه عبور می‌کند، به شکل عجیبی ترسناک است.

بازی Eternal Darkness - بازی‌ای که وانمود می‌کند خراب شده


Eternal Darkness: Sanity’s Requiem یکی از معدود بازی‌هایی است که عمداً تلاش می‌کند بازیکن را نسبت به سالم بودن کنسول خودش دچار تردید کند. وقتی نوار Sanity شخصیت پایین می‌آید، اتفاقات عجیبی شروع می‌شوند؛ دیوارها خونریزی می‌کنند، دوربین کج می‌شود، صدای قدم‌ها شنیده می‌شود و حتی ممکن است بازی وانمود کند فایل‌های ذخیره شما را حذف کرده است. در برخی لحظات نیز صفحه شبیه یک خطای واقعی سیستم یا قطع شدن تلویزیون رفتار می‌کند.

قدرت این ترفند در این است که بازی هرگز به شما نمی‌گوید کدام اتفاق واقعی است و کدام‌یک بخشی از توهم شخصیت محسوب می‌شود. حتی ممکن است تصور کنید کنسول دچار مشکل شده یا فایل ذخیره‌تان واقعاً از بین رفته است. برخی اثرها نیز شامل خون روی دیوارها، تغییر نقاشی‌ها، حرکت سر مجسمه‌ها و تغییر ناگهانی محیط هستند. این سیستم چنان طراحی شده که مرز میان بازی و واقعیت را از بین ببرد. در نتیجه، یکی از ترسناک‌ترین رازهای Eternal Darkness نه یک دشمن یا هیولا، بلکه خود بازی است؛ بازی‌ای که می‌خواهد شما را نسبت به چیزی که روی صفحه می‌بینید، بی‌اعتماد کند.

بازی Batman: Arkham Asylum - اتاق مخفی که آینده را لو می‌داد


Batman: Arkham Asylum بیشتر به‌عنوان یک بازی ابرقهرمانی شناخته می‌شود، اما پشت یکی از دیوارهای آن راز مهمی پنهان شده بود که برای مدت زیادی حتی بازیکنان کامل‌کننده بازی نیز از وجودش خبر نداشتند. در دفتر Warden Quincy Sharp اتاقی مخفی قرار گرفته بود که روی هیچ نقشه‌ای ثبت نشده بود و حتی Detective Vision نیز دیوار قابل تخریب آن را نشان نمی‌داد. بازیکن باید چند بار از Explosive Gel استفاده می‌کرد تا راه ورود باز شود.

داخل این اتاق، نقشه‌ها و طرح‌هایی از منطقه‌ای دیده می‌شد که بعدها به Arkham City تبدیل شد. در واقع، Rocksteady این اتاق را عمداً به‌عنوان پلی میان دو بازی طراحی کرده بود. نکته جالب این است که اتاق برای حدود شش ماه پس از انتشار بازی کشف نشد و در نهایت خود سازندگان وجود آن را فاش کردند. این راز از نظر ظاهری ترسناک نیست، اما چیزی نگران‌کننده در ایده آن وجود دارد: بازیکن در حالی که هنوز در Arkham Asylum گرفتار است، ناگهان نقشه پروژه‌ای را می‌بیند که قرار است آینده این جهان را شکل دهد. به بیان دیگر، بازی آینده خودش را در تاریکی پنهان کرده بود.

بازی Grand Theft Auto IV - قلب تپنده آزادی


در GTA IV، مجسمه Statue of Happiness یکی از نمادهای مهم Liberty City است؛ اما اگر بازیکن راهی برای ورود به داخل آن پیدا کند، با منظره‌ای روبه‌رو می‌شود که احتمالاً انتظارش را ندارد. درون مجسمه، پشت یک فضای مخفی، قلبی بزرگ و تپنده قرار گرفته است. این قلب هیچ توضیح داستانی مشخصی ندارد و صرفاً به‌عنوان یکی از رازهای پنهان دنیای بازی در آنجا قرار گرفته است.

چیزی که این راز را عجیب‌تر می‌کند، تضاد میان ظاهر نمادین مجسمه و چیزی است که درون آن پنهان شده. Statue of Happiness قرار است تصویری نمادین از شهر باشد، اما در دل آن اندامی انسانی قرار گرفته که به شکلی غیرطبیعی می‌تپد. Rockstar هیچ توضیح جدی درباره ماهیت این قلب ارائه نمی‌کند و همین موضوع باعث شده سال‌ها به یکی از محبوب‌ترین ایستراگ‌های عجیب GTA IV تبدیل شود. این همان نوع شوخی سیاهی است که در بازی‌های Rockstar بارها دیده‌ایم؛ چیزی که ابتدا خنده‌دار به نظر می‌رسد، اما وقتی چند ثانیه بیشتر به آن فکر می‌کنید، ناخوشایند می‌شود.

بازی Bully - آسایشگاهی که بیمارانش دیده نمی‌شوند


Bully معمولاً با شوخی‌های مدرسه‌ای، دعواهای نوجوانانه و فضای طنزآمیزش شناخته می‌شود؛ اما در گوشه‌ای از Bullworth ساختمانی وجود دارد که حال‌وهوای بازی را برای چند دقیقه کاملاً تغییر می‌دهد. نام این مکان Happy Volts Asylum است؛ یک آسایشگاه روانی قدیمی و متروکه که ورود به آن حس عجیبی دارد. وقتی در راهروهای تاریک آن قدم می‌زنید، با اتاق‌های فرسوده، تجهیزات پزشکی قدیمی و بخش‌هایی مواجه می‌شوید که مدت‌هاست کسی در آن‌ها زندگی نمی‌کند. عجیب‌تر اینکه در بعضی قسمت‌ها، صدای فریاد و ناله بیماران از پشت دیوارها شنیده می‌شود؛ در حالی که وقتی به سراغ سلول‌ها می‌روید، کسی را آنجا پیدا نمی‌کنید.

این تضاد همان چیزی است که Happy Volts را ترسناک می‌کند. شما صداهایی را می‌شنوید که کاملاً واقعی به نظر می‌رسند، اما منبعشان را پیدا نمی‌کنید. در بخش Block C حتی می‌توان به محیط‌هایی مانند سردخانه و اتاق‌های پزشکی دسترسی پیدا کرد؛ مکان‌هایی که با فضای شاد و کارتونی بخش‌های دیگر بازی فاصله زیادی دارند. Rockstar هیچ‌وقت تلاش نمی‌کند این مکان را به یک داستان ترسناک مستقل تبدیل کند و شاید همین موضوع آن را عجیب‌تر کرده باشد. بازیکن وارد یک ساختمان متروکه می‌شود، صداهای آدم‌هایی را می‌شنود که هیچ‌وقت دیده نمی‌شوند و سپس دوباره به دنیای معمولی Bully برمی‌گردد؛ انگار اتفاقی تاریک را دیده که قرار نبوده کسی درباره‌اش سؤال کند.

بازی Far Cry 4 - غاری پر از اجساد قربانیان


Far Cry 4 در ظاهر بیشتر درباره جنگ، شورش و مبارزه با نیروهای Pagan Min است، اما اگر از مسیر اصلی فاصله بگیرید، گاهی با مکان‌هایی روبه‌رو می‌شوید که فضای بازی را کاملاً تغییر می‌دهند. یکی از عجیب‌ترین آن‌ها Yalung's Belly است؛ غاری دورافتاده که با ورود به آن، خیلی زود متوجه می‌شوید با یک مکان معمولی طرف نیستید. در تاریکی غار، مجسمه‌های بزرگی قرار گرفته‌اند که اجساد انسان‌ها را در آغوش گرفته‌اند. هیچ توضیح مستقیمی در همان لحظه وجود ندارد که بگوید این افراد چه کسانی بوده‌اند یا دقیقاً چه اتفاقی برایشان افتاده است. فقط مجسمه‌ها، بدن‌های بی‌جان و سکوت سنگین غار باقی مانده‌اند.

با کمی دقت بیشتر، متوجه می‌شوید این صحنه با باورهای مرموز Kyrat ارتباط دارد. نام Yalung در نقاط مختلف بازی دیده می‌شود و به موجودی مرتبط با آیین‌های باستانی و قربانی‌کردن انسان‌ها اشاره دارد. به همین دلیل، وقتی بازیکن وارد Yalung's Belly می‌شود، انگار ناخواسته وارد مکانی شده که زمانی برای انجام مراسمی وحشتناک استفاده می‌شده است. هیچ هیولایی لازم نیست از تاریکی بیرون بیاید؛ خود محیط به اندازه کافی داستانش را تعریف می‌کند. اجسادی که در آغوش مجسمه‌ها باقی مانده‌اند، یادآوری می‌کنند که در گوشه‌های دورافتاده Kyrat، اتفاقاتی بسیار تاریک‌تر از جنگ میان Pagan Min و شورشیان رخ داده است.

بازی Batman: Arkham Knight - بازگشت Man-Bat در شب هالووین


در Batman: Arkham Knight بعد از اینکه بالاخره با Man-Bat روبه‌رو می‌شوید، طبیعی است تصور کنید داستان او تمام شده است. بتمن Kirk Langstrom را پیدا می‌کند، با او مبارزه می‌کند و در نهایت او را به سلول‌های GCPD می‌فرستد. همه‌چیز تمام شده به نظر می‌رسد و گاتهام دوباره آرام می‌شود. اما اگر بازی را در شرایط خاصی تجربه کنید، متوجه می‌شوید که این موجود هنوز آخرین حرفش را نزده است. در یک ایستراگ مخفی مربوط به شب هالووین، Man-Bat می‌تواند دوباره در آسمان گاتهام ظاهر شود و ناگهان خودش را مقابل بتمن بیندازد. اتفاقی که بدون هشدار قبلی رخ می‌دهد و می‌تواند یکی از غافلگیرکننده‌ترین جامپ‌اسکرهای بازی باشد.

اما بخش عجیب ماجرا زمانی مشخص می‌شود که بتمن دوباره به GCPD برمی‌گردد. اگر به سلول Kirk Langstrom سر بزنید، متوجه می‌شوید که او دیگر آنجا نیست. یعنی چیزی که تصور می‌کردید فقط یک شوخی ترسناک برای هالووین است، به شکلی ظریف با داستان Man-Bat ارتباط پیدا می‌کند. سازندگان حتی برای بازیکنانی که در چنین شرایط خاصی سراغ بازی می‌روند، یک اتفاق کوچک و کاملاً غیرمنتظره در نظر گرفته‌اند. شاید هیچ‌کس انتظار نداشته باشد در شهری پر از جنایتکاران و ابرشرورها، یک هیولای خفاشی که پرونده‌اش بسته شده دوباره از دل تاریکی بیرون بیاید؛ اما گاتهام در Arkham Knight حتی وقتی فکر می‌کنید همه‌چیز تمام شده، هنوز می‌تواند شما را غافلگیر کند.

بازی Metro Exodus - ارواحی که هنوز در مترو باقی مانده‌اند


در Metro Exodus همیشه این موجودات جهش‌یافته نیستند که آرتم را می‌ترسانند. در بعضی از تاریک‌ترین نقاط بازی، چیزهایی دیده می‌شوند که حتی نمی‌توان با یک اسلحه با آن‌ها مقابله کرد. در منطقه Volga، هنگام گشت‌وگذار در بعضی ساختمان‌های متروکه، ممکن است آرتم با صحنه‌هایی روبه‌رو شود که بیشتر به یک کابوس شباهت دارند. پیکرهایی شبح‌مانند برای لحظاتی در محیط ظاهر می‌شوند و سپس ناپدید می‌شوند؛ گویی هنوز چیزی از انسان‌هایی که زمانی در این مکان زندگی می‌کردند، باقی مانده است. فضای سرد و خالی این ساختمان‌ها و صداهای مبهمی که در پس‌زمینه شنیده می‌شوند، باعث می‌شوند حتی قدم زدن در راهروهای آن‌ها نیز حس ناامنی عجیبی داشته باشد.

اما اگر فکر می‌کنید این اتفاق فقط یک توهم ساده است، Dead City تصویر بسیار تاریک‌تری ارائه می‌دهد. در این بخش، آرتم و میلر با ارواحی روبه‌رو می‌شوند که در میان خرابه‌های شهر پرسه می‌زنند و بعضی از آن‌ها حتی به شکل کودکان دیده می‌شوند. این ارواح گاهی تصاویری از گذشته را نیز مقابل چشمان آرتم قرار می‌دهند؛ انگار مرگ هنوز نتوانسته خاطرات آخرین روزهای زندگی‌شان را از بین ببرد. بازی هیچ‌وقت توضیح کاملاً روشنی درباره ماهیت این پدیده‌ها ارائه نمی‌کند و همین ابهام، آن‌ها را ترسناک‌تر می‌کند. در دنیای Metro Exodus، بعضی از مردگان ظاهراً هنوز حاضر نیستند آخرین روز زندگی‌شان را فراموش کنند.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی