ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

بهترین بازی‌هایی که آینده تاریک پیشرفت تکنولوژی را پیش‌بینی کردند

از پیشرفت مرگبار هوش مصنوعی تا شیوع یک بیماری!

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰

پیشرفت تکنولوژی همیشه به معنای زندگی بهتر نیست. گاهی همان ابزاری که قرار بود ما را آزاد کند، تبدیل به بزرگ‌ترین زندانمان می‌شود. دوربین‌های هوشمند، هوش مصنوعی سرکش، حکومت‌های تمام دیجیتال و جنگ‌هایی که با یک کلیک شروع می‌شوند. سال‌ها قبل از این که این مفاهیم وارد زندگی روزمره ما شوند، بعضی بازی‌های ویدیویی آنها را پیش‌بینی کرده بودند. در ویجیاتو، این بار سراغ بهترین بازی‌هایی رفته‌ایم که آینده تاریک پیشرفت تکنولوژی را پیش‌بینی کردند. آثاری که یا خیلی زود منتشر شدند یا آنقدر هوشمندانه طراحی شده‌اند که امروز بعد از سالها، تازه می‌فهمیم چقدر درست گفته بودند.

Perfect Dark


Perfect Dark که در سال ۲۰۰۰ برای کنسول نینتندو ۶۴ منتشر شد، شاید در نگاه اول یک شوتر علمی-تخیلی به نظر برسد، اما در لایه‌های خود یکی از ترسناک‌ترین پیش‌بینی‌های آینده تکنولوژی را پنهان کرده. داستان بازی در سال ۲۰۲۳ جریان دارد؛ جهانی که شرکت‌های بزرگ فناوری عملاً جایگزین دولت‌ها شده‌اند. شرکت‌هایی مثل کریما تک، که نه تنها سلاح می‌سازند، بلکه اطلاعات شخصی همه مردم را هم در اختیار دارند. بازی همچنین مفهوم همکاری میان شرکت‌های رقیب برای کنترل بازار را به تصویر می‌کشد، پدیده‌ای که امروز در دنیای واقعی به وفور می‌بینیم.

ترسناک‌ترین پیش‌بینی بازی دوست داشتنی و جذاب Perfect Dark، سیستم‌های نظارت همگانی است. دوربین‌های تشخیص چهره، ردیابی موقعیت مکانی شهروندان و ذخیره‌سازی تمام داده‌ها در سرورهای خصوصی، همه در این بازی دیده می‌شود. در سال ۲۰۰۰ شاید این ایده‌ها کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید، اما امروز در شهری مثل لندن یا نیویورک، هر روز با هزاران دوربین نظارت می‌شوید. بازی Perfect Dark هشداری بود درباره جهانی که در آن حریم خصوصی به کالایی لوکس تبدیل می‌شود و کسی هم برایش نمی‌جنگد.

Deus Ex


سری بازی‌های دوست داشتنی و جذاب Deus Ex، به خصوص نسخه اول که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، یکی از تأثیرگذارترین آثار در ژانر سایبرپانک و پیش‌بینی آینده تاریک تکنولوژی است. داستان در جهانی جریان دارد که انسان‌ها با ایمپلنت‌های مکانیکی و نانو تکنولوژی ارتقا یافته‌اند و یک دولت جهانی مخفی به نام مجالس روشن، قصد کنترل تمام بشریت را دارد. موضوعاتی مثل تروریسم بیوتکنولوژیک، حکومت تمام دیجیتال و از دست رفتن حریم خصوصی، سال‌ها قبل از این که به بخشی از نگرانی‌های واقعی ما تبدیل شوند، در Deus Ex به تصویر کشیده شده بود.

بازی Deus Ex نه فقط فناوری، که واکنش جامعه به آن را هم پیش‌بینی کرده بود. در جهان بازی، گروه‌های شورشی علیه ارتقای انسانی قیام می‌کنند، مردم به دولت‌های پشت پرده شک دارند و مرز میان انسان و ماشین به طرز خطرناکی کمرنگ شده. امروز که بحث‌هایی مثل تراشه‌های زیرپوستی، هوش مصنوعی و حکومت‌های داده‌محور داغ است، نگاه به Deus Ex حس می‌کند که سازندگانش داشتند به ما هشدار می‌دادند. این بازی یکی از آن آثار نادری است که هر چه بیشتر از زمان انتشارش فاصله می‌گیریم، مهم‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسد.

Call of Duty: Black Ops 2


بازی Call of Duty: Black Ops 2 در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و بخشی از داستان آن در سال ۲۰۲۵ جریان دارد. در این جهان، فناوری نظامی به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده؛ پهپادهای خودران، سیستم‌های هک پیشرفته و سلاح‌هایی که با امواج الکترومغناطیس کار می‌کنند. داستان بازی حول شخصیتی به نام رائول منندز می‌چرخد که با نفوذ به سیستم‌های دفاعی آمریکا، پهپادها را هک می‌کند و علیه خودشان به کار می‌گیرد. آنچه در سال ۲۰۱۲ شاید اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید، امروز کاملاً باورپذیر است. جنگ سایبری، پهپادهای نظامی و تروریسم تکنولوژیک دیگر داستان علمی-تخیلی نیستند.

آن‌چیزی که بازی بلک اپس ۲ را به یک پیش‌بینی ترسناک تبدیل می‌کند، این است که خیلی از فناوری‌هایش امروز واقعی شده‌اند یا در آستانه واقعی شدن هستند. سیستم‌های احراز هویت بیومتریک، کنترل از راه دور تجهیزات نظامی و حتی مفهوم عدالت از راه دور، همه در این بازی به تصویر کشیده شده. شاید خیلی از گیمرها در سال ۲۰۱۲ فقط به دنبال یک شوتر هیجان‌انگیز بودند، اما حالا با نگاه به اخبار جنگ‌های مدرن و استفاده از پهپادها در درگیری‌های واقعی، می‌فهمیم که بلک اپس ۲ چقدر هوشمندانه آینده را دیده بود.

The Division


The Division که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، داستان فروپاشی اجتماعی پس از شیوع یک ویروس مرگبار را روایت می‌کند. اما چیزی که این بازی را به یک پیش‌بینی آینده تاریک تکنولوژی تبدیل می‌کند، تاکید آن بر نظارت دیجیتال و فرماندهی از راه دور است. شما یکی از اعضای تیم تخصصی به نام دیویژن هستید که از فناوری پیشرفته‌ای به نام ای‌یچ‌یودی یا همان واقعیت افزوده نظامی استفاده می‌کند. این سیستم نه فقط اطلاعات تاکتیکی، بلکه اطلاعات شخصی شهروندان، مکان آنها، وضعیت سلامت و حتی سوابق روانی‌شان را در اختیار شما می‌گذارد.

آنچه The Division را به هشداری جدی تبدیل می‌کند، نرمالیزه شدن نظارت همگانی در بحران‌هاست. بازی به صراحت نشان می‌دهد که وقتی جامعه از هم می‌پاشد، اولین چیزی که قربانی می‌شود حریم خصوصی افراد است. با پیشرفت فناوری‌هایی مثل تشخیص چهره، پهپادهای نظارتی و سیستم‌های اطلاعات یکپارچه، سوالی که The Division پیش می‌کشد این است: آیا ما آماده‌ایم در ازای امنیت، تمام آزادی‌مان را بدهیم؟ امروز بعد از همه‌گیری کرونا و استفاده گسترده از نرم‌افزارهای ردیابی، این سوال بیش از هر زمان دیگری جدی است.

Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty


Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، نه فقط یک بازی مخفی‌کاری، بلکه یک پیش‌بینی شوکه‌کننده از دنیای امروز است. بخش پایانی بازی، مونولوگ معروف جناح پاترایت که در مورد کنترل اطلاعات و حقیقت مجازی صحبت می‌کند، بعد از گذشت بیش از بیست سال هنوز هم به طرز ترسناکی تازه است. داستان بازی درباره شبیه‌سازی واقعیت و دستکاری اطلاعات توسط دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ است. آنها می‌خواهند شما را متقاعد کنند که آنچه می‌بینید واقعیت است، در حالی که پشت پرده چیز دیگری در جریان است.

آخرین صحنه‌های Metal Gear Solid 2، جایی که شخصیت‌ها به طور مستقیم در مورد فیلتر کردن اینترنت، حذف اطلاعات ناخواسته و ساختن یک حقیقت سفارشی صحبت می‌کنند، شبیه به یک مستند از امروز است. بازی درباره دیجیتال دموکراسی، سانسور اینترنت و انتخاب حقیقت به جای واقعیت حرف می‌زند. زمانی که هیدئو کوجیما این بازی را می‌ساخت، خیلی‌ها فکر می‌کردند دیالوگ‌ها بیش از حد فلسفی و غیرواقعی هستند. اما امروز هر روز در شبکه‌های اجتماعی، تکرار همان دیالوگ‌ها را می‌بینیم. متال گیر سالید ۲ شاید مهم‌ترین پیش‌گویی تاریخ بازی‌های ویدیویی باشد.

I Have No Mouth, And I Must Scream


I Have No Mouth, And I Must Scream نه فقط یک بازی، که اقتباسی از داستان کوتاه هارلن الیسون است که در سال ۱۹۶۷ نوشته شده. داستان درباره یک ابرکامپیوتر شرور به نام ای‌ام است که تمام بشریت را نابود کرده و فقط پنج انسان را زنده نگه داشته تا برای همیشه شکنجه‌شان کند. این داستان سال‌ها قبل از این که هوش مصنوعی به بحث روز تبدیل شود، ترس از سرکشی ماشین‌ها را به تصویر کشید. بازی اقتباسی که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد، همین داستان را در قالب یک ماجراجویی روانشناختی و ترسناک روایت می‌کند.

آنچه این اثر را به پیش‌بینی آینده تاریک تکنولوژی تبدیل می‌کند، هشدار در مورد هوش مصنوعی بدون وجدان است. ای‌ام همه چیز می‌داند، همه چیز را کنترل می‌کند، اما هیچ درکی از مفاهیم انسانی مثل رحم و عدالت ندارد. در دنیای امروز که هوش مصنوعی در حال ورود به تمام جنبه‌های زندگی ماست، نگرانی در مورد سیستم‌هایی که بیش از حد قدرتمند و بدون نظارت هستند، بیشتر از همیشه جدی است. شاید این بازی و داستانش، قدیمی‌ترین و در عین حال تازه‌ترین هشدار درباره خطرات هوش مصنوعی کنترل‌نشده باشد.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی