ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

بهترین بازی‌های ترسناکی که علی‌رغم کیفیت خوب‌شان فروش بدی داشتند

از دد اسپیس ۲ تا جهان سیستم شاک؛ این بازی‌ها لایق یک شانس دوباره‌اند!

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۹ تیر ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰

راستش را بخواهید، در دنیای بازی‌های ویدیویی، کیفیت و فروش همیشه با هم همراه نیستند. گاهی شاهکارهایی خلق می‌شوند که به دلایل مختلف، از بازاریابی ضعیف تا زمان‌بندی بد و گاهی فقط به خاطر این که زمانشان نرسیده بود، به فروش مورد انتظار دست پیدا نمی‌کنند. این موضوع در ژانر ترسناک که همیشه مخاطب خاص خود را داشته، بیشتر به چشم می‌خورد. در این مقاله از ویجیاتو، این بار سراغ ۷ بازی ترسناک، جذاب و دوست داشتنی رفته‌ایم که علی‌رغم کیفیت بالایشان، فروش چندان خوبی نداشتند و در سایه‌ی نادیده گرفته شدن، به گنجینه‌هایی برای طرفداران واقعی تبدیل شدند. با ما همراه باشید.

System Shock 2


بازی System Shock 2 که در سال ۱۹۹۹ توسط Irrational Games و Looking Glass Studios ساخته شد، یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال شکست‌خورده‌ترین بازی‌های تاریخ محسوب می‌شود. این بازی که دنباله‌ای بر System Shock اصلی بود، شما را در یک سفینه فضایی به نام Von Braun قرار می‌دهد که توسط یک هوش مصنوعی شرور به نام SHODAN تسخیر شده است. ترکیب عناصر نقش‌آفرینی، ترسناک و علمی-تخیلی، همراه با داستانی عمیق و فضایی وهم‌آلود، تجربه‌ای خلق کرده بود که بسیار جلوتر از زمان خود بود. سیستم پیشرفت شخصیت، انتخاب‌های اخلاقی و فضای هراس‌انگیز سفینه، System Shock 2 را به یکی از شاهکارهای تمام‌نشده‌ی تاریخ تبدیل کرده است.

متاسفانه، System Shock 2 در زمان انتشار خود با فروش بسیار ضعیفی مواجه شد و نتوانست به موفقیت تجاری دست پیدا کند. تاریخ انتشار بد، بازاریابی ضعیف و عدم درک مخاطبان از ترکیب عجیب ژانرهای بازی، باعث شد که این بازی نتواند آنطور که باید دیده شود. با وجود فروش ضعیف، System Shock 2 بعدها به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین بازی‌های تمام دوران شناخته شد و الهام‌بخش آثاری مانند BioShock و Prey قرار گرفت، اما استودیوی Looking Glass نتوانست این شکست را تحمل کند و ورشکست شد. این بازی نمونه‌ی کامل یک اثر است که زمانش دیر فهمیده شد.

Alone in the Dark


سری بازی‌های دوست داشتنی و جذاب Alone in the Dark را می‌توان پدرخوانده‌ی سبک ترس و بقا دانست. نسخه‌ی سال ۲۰۰۸ این بازی که توسط Eden Games ساخته شد، با نگاهی نو به فرمول کلاسیک، تلاش کرد تا المان‌های اکشن، معمایی و وحشت را با یک داستان سینمایی تلفیق کند. بازی از یک ساختار اپیزودیک استفاده می‌کرد که حس تماشای یک سریال ترسناک را به بازیکن منتقل می‌کرد. فضاسازی تاریک و مرموز، همراه با مکانیک‌های جالب مبارزه و استفاده از محیط، نشان می‌داد که این بازی چیزی فراتر از یک بازسازی ساده است. استفاده از آتش به عنوان سلاح و عنصری برای پیشبرد داستان، یکی از خلاقیت‌های این عنوان بود که آن را از سایر هم‌دوره‌هایش متمایز می‌کرد.

با وجود این نوآوری‌ها و تلاش برای احیای یک نام بزرگ در ژانر ترسناک، Alone in the Dark نتوانست به موفقیت چشم‌گیری که شایسته‌اش بود دست پیدا کند. کنترل‌های ناجور و بعضی باگ‌های فنی، مانع از آن شد که این بازی بتواند جایگاه واقعی خود را در میان طرفداران پیدا کند. این اثر بعدها با نام Alone in the Dark: Inferno به صورت انحصاری برای پلی‌استیشن ۳ منتشر شد و نسخه‌ای بهبودیافته‌تر از بازی اصلی را ارائه داد، اما دیگر دیر شده بود. با وجود تمام تلاش‌ها، این بازی همچنان در سایه‌ی هم‌دوره‌های موفق‌تر خود باقی ماند، در حالی که ایده‌های نوآورانه‌اش می‌توانست مسیر تازه‌ای را در این سبک بگشاید.

Prey


بازی Prey که در سال ۲۰۱۷ توسط Arkane Studios ساخته شد، یکی از آن بازی‌هایی است که با وجود کیفیت فوق‌العاده، هرگز به فروش مورد انتظار خود نرسید. این بازی که از ابتدا به عنوان یک بازسازی از عنوان سال ۲۰۰۶ برنامه‌ریزی شده بود، شما را در ایستگاه فضایی Talos I قرار می‌دهد که توسط موجودات بیگانه‌ای به نام تایفون تسخیر شده است. ترکیب بازی‌های نقش‌آفرینی، سیستم‌های شبیه‌سازی همه‌جانبه و داستانی عمیق با پیچش‌های غیرمنتظره، Prey را به یکی از بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۷ تبدیل کرد. طراحی جهان باز و امکان حل مسائل به روش‌های مختلف، بازیکنان را به کاوش و خلاقیت تشویق می‌کرد و هر تصمیم تأثیر مستقیمی بر سرنوشت شخصیت‌ها و پایان بازی داشت.

با وجود این کیفیت‌ها و نقدهای بسیار مثبتی که دریافت کرد، Prey نتوانست به فروش موفقیت‌آمیزی دست پیدا کند. یکی از مهم‌ترین دلایل این شکست، نام‌گذاری نامناسب بازی بود؛ بسیاری از بازیکنان انتظار یک دنباله یا بازسازی از نسخه‌ی سال ۲۰۰۶ را داشتند و وقتی با اثری کاملاً متفاوت روبرو شدند، سردرگم شدند. همچنین انتشار همزمان با بازی‌های بزرگی مانند The Legend of Zelda: Breath of the Wild و Horizon Zero Dawn، باعث شد که Prey در میان عناوین بزرگ آن سال گم شود. با وجود فروش ضعیف، این بازی بعدها در میان طرفداران به یک اثر کالت تبدیل شد و به خاطر عمق داستان، گیم‌پلی هوشمندانه و طراحی هنری منحصربه‌فردش، همچنان مورد تحسین قرار می‌گیرد.

Call of Cthulhu: Dark Corners of the Earth


بازی Call of Cthulhu: Dark Corners of the Earth یکی از آن آثاری است که هر کسی یک بار اسمش را شنیده باشد، می‌داند که با یک اثر کالت طرف است. این بازی که در سال ۲۰۰۵ توسط Headfirst Productions منتشر شد، یک اقتباس وفادارانه از دنیای هراس‌انگیز لاوکرافت بود که فضایی وهم‌آلود و پر از جنون را به تصویر می‌کشید. سیستم جنون بازی که یکی از پیشگامان خود بود، به تدریج ذهن شخصیت اصلی را تخریب می‌کرد و تجربه‌ای بی‌نظیر از وحشت روانشناختی را رقم می‌زد. ترکیب داستان‌سرایی عمیق، معمای‌های پیچیده و مبارزاتی که در آن فرار و پنهان‌کاری به اندازه شلیک کردن اهمیت داشت، این بازی را به اثری فراتر از یک ترسناک معمولی تبدیل کرده بود.

اما با وجود تمام این کیفیت‌ها، Call of Cthulhu: Dark Corners of the Earth هرگز نتوانست به فروش مورد انتظار دست پیدا کند. طولانی شدن بیش از حد فرایند توسعه و وجود باگ‌های فراوان در زمان انتشار، از عواملی بودند که باعث شدند این اثر، با وجود آن که بعدها به عنوان یکی از بازی‌های برتر تمام دوران معرفی شد، به یک شکست تجاری تبدیل شود. ندای کتولو نمونه‌ی کامل یک بازی است که زمانش نرسیده بود؛ اثری که اگر امروز منتشر می‌شد، احتمالاً با استقبال بسیار بیشتری روبرو می‌شد و در میان شاهکارهای ترسناک روانشناختی جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کرد. این بازی به وضوح ثابت می‌کند که گاهی بهترین آثار، در زمان اشتباه به دنیا می‌آیند.

Dead Space 2


بازی Dead Space 2 که در سال ۲۰۱۱ توسط Visceral Games ساخته شد، یکی از بهترین دنباله‌های تاریخ بازی‌های ترسناک محسوب می‌شود. این بازی داستان آیزاک کلارک را ادامه می‌دهد و او را در مجتمع فضایی اسپراول، در میان انبوهی از نکرومورف‌ها، قرار می‌دهد. در حالی که نسخه‌ی اول Dead Space موفقیت تجاری خوبی داشت، دنباله‌ی آن با انتظارات بالاتری روبرو بود. Dead Space 2 با بهبود مکانیک‌های مبارزه، گرافیک خیره‌کننده و داستانی نفس‌گیر که عمق بیشتری به شخصیت آیزاک می‌بخشید، توانست نقدهای بسیار مثبتی دریافت کند و بسیاری آن را بهتر از نسخه‌ی اول بدانند. فضای هراس‌انگیز مجتمع فضایی و تنوع دشمنان، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی را برای طرفداران ژانر ترس و بقا رقم زد.

با وجود تمام این کیفیت‌ها، Dead Space 2 نتوانست به فروش مورد انتظار الکترونیک آرتز دست پیدا کند. انتظارات این شرکت از دنباله‌ی یک عنوان موفق، بسیار بالاتر از این بود و فروش بازی برای آنها رضایت‌بخش نبود. همین موضوع باعث شد که الکترونیک آرتز از برنامه‌های خود برای ساخت Dead Space 3 با بودجه‌ی بالا عقب‌نشینی کند و در نهایت نسخه‌ی سوم با تغییرات اساسی در گیم‌پلی و رویکردی اکشن‌محورتر منتشر شد که نتوانست رضایت طرفداران را جلب کند. Dead Space 2 نمونه‌ای از یک بازی است که با وجود کیفیت بالا، قربانی انتظارات غیرواقعی ناشر خود شد و این شکست در نهایت به پایان کار استودیوی Visceral Games انجامید.

The Callisto Protocol


بازی The Callisto Protocol که در سال ۲۰۲۲ توسط Striking Distance Studios و به کارگردانی گلن اسکوفیلد، خالق Dead Space، ساخته شد، یکی از امیدوارکننده‌ترین بازی‌های ترسناک سال‌های اخیر بود. این بازی که در زندان‌های سیاره‌ی مشتری، یعنی کالیستو، جریان دارد، با بودجه‌ای بالا و گرافیکی خیره‌کننده، وعده‌ی احیای سبک ترس و بقا را می‌داد. سیستم مبارزه‌ی نزدیک، دشمنان طراحی‌شده با جزئیات بالا و فضای هراس‌انگیز و خفقان‌آور زندان، همگی نشان می‌داد که بازی قرار است به یکی از بهترین‌های ژانر تبدیل شود. داستان بازی در کنار گرافیک و طراحی صدا، فضایی وحشتناک و ماندگار خلق کرده بود که طرفداران قدیمی ترس و بقا را به وجد می‌آورد.

با وجود تمام این انتظارات و هیاهو، The Callisto Protocol با فروش ضعیفی مواجه شد و نتوانست به موفقیت تجاری مورد انتظار سازندگان دست پیدا کند. گیم‌پلی تکراری و مشکلات فنی در زمان انتشار، از عواملی بودند که مانع از استقبال گسترده‌ی مخاطبان شدند. همچنین مقایسه‌ی مداوم این بازی با Dead Space، که به عنوان اثری برتر در ژانر خود شناخته می‌شود، باعث شد که The Callisto Protocol نتواند هویت مستقلی برای خود دست و پا کند و همیشه در سایه‌ی اثر دیگر اسکوفیلد باقی بماند. با وجود فروش ضعیف، این بازی همچنان طرفداران خود را دارد و برخی از منتقدان آن را یک اثر ارزشمند در ژانر ترسناک می‌دانند که در زمان اشتباهی منتشر شد.

The Evil Within 2


بازی The Evil Within 2 که در سال ۲۰۱۷ توسط Tango Gameworks و به کارگردانی شینجی میکامی ساخته شد، یک دنباله‌ی واقعاً خوب بر نسخه‌ی اول بود که بسیاری از مشکلات قسمت قبل را برطرف کرد. این بازی که در دنیایی نیمه‌باز و پر از وحشت جریان دارد، داستان کارآگاه سباستین کاستلانوس را ادامه می‌دهد که برای نجات دخترش وارد یک واقعیت مجازی ترسناک می‌شود. طراحی مراحل، دشمنان هوشمند و فضای هراس‌انگیز بازی، همگی دست به دست هم داده‌اند تا اثری خلق شود که در کنار بهترین‌های ژانر ترس و بقا قرار می‌گیرد. سیستم ارتقای شخصیت و کاوش در جهان بازی، به بازیکنان آزادی عمل بیشتری نسبت به نسخه‌ی اول می‌داد.

متاسفانه، The Evil Within 2 با وجود تمام این کیفیت‌ها، فروش خوبی نداشت و بسیاری از منتقدان معتقد بودند که این بازی به دلیل بازاریابی ضعیف و نزدیک شدن به پایان عمر کنسول‌های نسل هشتم، نتوانست مخاطبان خود را پیدا کند. همچنین برخی از بازیکنان با تغییر رویکرد بازی به سمت جهان‌باز و کاوش بیشتر، احساس کردند که این اثر از ریشه‌های ترسناک خود فاصله گرفته است، هرچند که این تغییرات در واقع به نفع بازی تمام شده بود. با وجود فروش پایین، The Evil Within 2 در میان طرفداران سری به عنوان یک تجربه‌ی کامل‌تر و رضایت‌بخش‌تر نسبت به نسخه‌ی اول شناخته می‌شود و نشان می‌دهد که گاهی حتی یک دنباله‌ی خوب هم نمی‌تواند از سایه‌ی مشکلات نسخه‌ی اول خارج شود.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی