مروری به داستان سریال Dark – تاریک‌تر از زمان

در این مطلب مرور مختصری بر پیچیده‌ترین سریال نتفلیکس خواهیم داشت

7

سریال Dark دو ژانر علمی – تخیلی و جنایی را ترکیب کرده و فضایی تاریک و رمزآلود به وجود آورده است. داستان دارک در شهر ویندن می‌گذرد، شهر کوچکی مجاور یک نیروگاه هسته‌ای. هر چه بیشتر در سریال پیش می‌رویم شخصیت‌های بیشتری به داستان اضافه می‌شوند و روابط پیچیده‎ آن‌ها با یکدیگر و با داستان مشخص می‌شود. سریال Dark به خوبی از پس خطوط زمانی چندگانه برمی‌آید و شخصیت‌ها را طوری معرفی می‌کند که به خاطر می‎مانند.

داستان سریال Dark

داستان سریال Dark توجه کامل شما را برای فهم وقایع می طلبد. در عین حال که داستان به جلو پیش می رود و معما‌ها حل می‌شوند، ابعادبزرگ‌تر ماجرا نیز هویدا می‌شود و برای ما و شخصیت‌های داستان سوال‌های جدیدی به وجود می‌آید.

نتفلیکس فصل اول سریال Dark را در سال 2017 منتشر کرد و چندی پیش بعد از دو سال فصل دوم آن نیز منتشر شده است. این سریال آلمانی در کنار عنوان Stranger Things از محبوب‌ترین عناوین شبکه نتفلیکس به شمار می‌آیند.

بد نیست قبل از رفتن به سراغ فصل دوم سریال Dark نگاهی مختصر به اولین فصل سریال دارک داشته باشیم. می‌توان گفت درک روابط بین افراد و خانواده‌ها برای فهم داستان ضروری است، برای همین خلاصه را به شکل مروری بر سرگذشت افراد کلیدی داستان نوشته‌ام و در مطلبی دیگر که فردا منتشر می‌شود، نقدی برای فصل دوم را گردآوری کرده‌ایم.

داستان سریال Dark

به طور خلاصه درباره داستان فصل اول باید بگویم در ابتدای فصل اول، میکل هنگامی که همراه یوناس، مارتا، مگنوس، فرانچسکا و بارتوش به جنگل رفته بود مفقود می‌شود و سر و کله‌اش در سال 1986 پیدا می‌شود. اولریک برای یافتن فرزندش سر از 1953 در‌می‌آورد. و یوناس که می‌شود گفت قهرمان اصلی داستان است، به سال 1986 می‌رود تا میکل را به سال 2019 بازگرداند اما نوآ، کشیشی که بنظر می‌رسد تمام این وقایع زیر سر اوست، مانعش می‌شود.

1. خانواده ی کانوالد

یوناس کانوالد (Jonas Kahnwald)

داستان سریال Darkفصل اول با صحنه خودکشی مایکل کانوالد، پدر یوناس کانوالد شروع می‌شود. یوناس به خاطر ضربه‌ روحی حاصل از این مسئله چندین ماه را در کلینیک روانی سپری می‌کند. او پس از بازگشت به ویندن، متوجه می‌شود که در غیبت او مارتا، دوست دخترش اکنون با بارتوش دوست شده است.

غریبه‌ای که برای سپری کردن زمان در ویندن، در هتلِ خانواده‌ تیدمن اقامت می‌کند، از طریق رجینا تیدرمن بسته‌ای برای یوناس می‌فرستد. در آخر فصل اول متوجه می‌شویم این غربیه همان یوناسِ بزرگ‌سال است. در بین وسایلی که یوناس بزرگ‌سال برای یوناس فرستاده بود، علاوه بر تعدادی تجهیزات و نقشه، نامه‌ خودکشی پدرش، مایکل کانوالد نیز وجود داشت. مایکل در این نامه توضیح می‌دهد که در واقع میکل نیلسن است، همان کودکی که در سال 2019 مفقود شده بود. یوناس بعدتر این نامه را می‌سوزاند.

داستان سریال Dark

یوناس نوجوان از روی نقشه‌ای که به‌دستش رسیده بود، تونل زمانِ واقع در غار را پیدا می‌کند و متوجه می‌شود می‌تواند از طریق آن به سال 1986 برود، جایی که میکل اکنون در آن است. او به قصد برگرداندن میکل، به سال 1986 می‌رود اما هلگه او را می‌دزدد و در همان زیرزمینی که وسیله‌ آزمایشی نوآ در آن قرار داشت، حبس می‌کند.

در همین حال یوناس بزرگ‌سال به دنبال بستن کرم‌چاله است؛ اما می‌بینیم که نوآ به بارتوش می‌گوید که یوناس فکر می‌کند آن کرم‌چاله را می‌بندد در حالی که چیزی که باعث به وجود آمدن کرم چاله در وهله‌ اول شده، همین عمل یوناس بوده است. کرم‌چاله‌ در آن زیرزمینی که یوناس نوجوان (در 1986) و هلگه (در 1953) هستند باز می‌شود و هلگه را به سال 1986 و یوناس را به تاریخ نامعلومی در آینده می‌فرستد.

هانا کانوالد (Hannah Kahnwald)

هانا، مادر یوناس و همسر مایکل کانوالد است. او و اولریک نیلسن رابطه‌ای پنهانی با هم دارند. هانا در سال 1986 اسلحه و مدارکِ هویتِ واقعی الکساندر تیدرمن (رئیس نیروگاه هسته‌ای در 2019) را می‌دزدد تا بعدها بتواند با آن‌ها اخاذی کند.

داستان سریال Dark

2. خانواده‌ نیلسن

میکل نیلسن (Mikkel Nielsen)

داستان سریال Dark

میکل کوچک ترین فرزند اولریک و کاترینا نیلسن است. او هنگامی که یوناس، بارتوش، مارتا، مگنوس و فرانچسکا برای یافتن مواد مخدرِ اریک (نوجوانی که چندین هفته است مفقود شده) به نزدیکی غاری در جنگ رفته بودند، همراه آن‌ها می‌رود و در آنجا گم می‌شود. می‌بینیم او روز بعد از غار بیرون می‌آید و زمانی که به خانه‌شان در ویندن می‌رسد متوجه می‌شود به جای سال 2019، سال 1986 است و والدینش هنوز نوجوانند.

داستان سریال Dark

میکل به اداره‌ پلیس مراجعه می‌کند. در آن زمان ایگون تیدمنِ مُسِن عضو نیروی پلیس و مسئول پرونده‌ گم شدن مدز نیلسن، برادر اولریک نیلسن است. ایگون تیدرمن میکل را به بیمارستان می‌فرستد و پرستاری به نام اینس کانوالد (مادربزرگ یوناس) هنگامی که می‌بیند میکل کودک آشفته و تنهایی‌ است، تصمیم می‌گیرد او را به فرزندی قبول کند. میکل در همین زمان با هانا (مادر یوناس) آشنا می‌شود.

داستان سریال Dark

اولریک نیلسن (Ulrich Nielsen)

داستان سریال Dark

اولریک همسر کاترینا و پدر مگنوس، مارتا و میکل است. او که خود پلیس و مسئول پرونده‌ اریک نیز هست، اکنون به دنبال فرزند گم‌شده‌‍‌اش می‌گردد. اولریک پس از تحقیق در پرونده‌های قدیمی از جمله پرونده گم شدن برادرش، متوجه ارتباط هلگه داپلر با این اتفاقات می‌شود و او را تعقیب می‌کند. هلگه و اولریک هردو به درون غار می‌روند و اولریک از 1953 سر در می‌آورد. او در آنجا نسخه‌ کودکِ پدرش، ترونته و مادربزرگش، اگنس را ملاقات می‌کند.

داستان سریال Dark

اولریک که اعتقاد دارد هلگه باعث و بانی اتفاقات اخیر است، قصد پیدا کردن و سربه‌نیست کردن پیرمرد را دارد. البته تنها چیزی که او می‌یابد هلگه‌ای بسیار کم سن و سال است. اولریک این کودک را به قصد کشت با سنگ می‌زند. ایگون تیدمنِ جوان (همان پیرمردی که در زمان نوجوانیِ اولریک مسئول پرونده‌ مَدز، برادر گمشده‌ او بود) اولریک را دستگیر می‌کند و او متهم به قتل هلگه و دو کودکی می‌شود که در سال 1953 در زمینِ نیروگاه هسته‌ای پیدا کرده بودند (اریک و یاسین).

2.نوآ (Noah)

داستان سریال Dark

نوا کشیش خبیث و مرموزی است که به نظر می‌رسد پیر نمی‌شود. او همان کسی است که اریک و یاسین را می‌کشد و به دستور او هلگه، جسد این دو کودک را در سال 1953 در زمین نیروگاه هسته‌ای رها می‌کند. نوآ به بارتوش (دوست یوناس و مارتا) توضیح می‌دهد که جنگی میان خیر و شر در جریان است. یاران نور (light allies) برای خیر می‌جنگند و یاران سایه (shadow allies) برای شر. نوآ نقشی کلیدی در این ماجراها دارد و ما جز این اطلاعات بیشتری از او یا خانواده‌اش نداریم.

3. خانواده‌ تیدمن

کلودیا تیدمن (Claudia Tiedemann)

داستان سریال Dark

کلودیا یکی از شخصیت‌هایی است که روند پیوسته‌ای از اتفاقاتی که در زندگی او افتاده نمی‌بینیم، سریال قسمت‌هایی از کودکی، بزرگسالی و پیری او را به ما نشان می‌دهد و فواصل زمانی بین این‌ها را احتمالا در فصل‌هایی بعد ببینیم.

کلودیا فرزند دوریس و ایگون تیدمن است. در سال 1953 اگنس و پسرش، ترونته (مادربزرگ و پدر اولریک) که به تازگی به ویندن آمده‌اند یکی از اتاق‌های خانواده‌ تیدمن را اجاره می‌کنند. کلودیا در بزرگ‌سالی اولین مدیر زن نیروگاه اتمی می‌شود. او که به برخی از اتفاقات نیروگاه مشکوک شده است، برای بررسی بیشتر به غارِ مجاور آنجا می‌رود و سگش،گرچن را که در سال 1953 گم کرده بود پیدا می‌کند. این اولین برخورد کلودیا با امکان سفر در زمان بود.

داستان سریال Dark

سریال همچنین کلودیای مسن را نشان می‌دهد، ما دقیق نمی‌دانیم چه بر سرش آمده، اما متوجه می‌شویم که او و نوآ برضد هم هستند. کلودیا که به راحتی می‌تواند بین زمان‌های مختلف رفت و آمد کند، به سال 1953 می‌رود و نقشه‌ ساخت دستگاهی را به اچ. جی. تانهاوس می‌دهد (همان ساعت سازی که کتاب سفر در زمان را نوشته بود). یوناس بعدا از این دستگاه برای نابود کردن کرم‌چاله استفاده می‌کند.

الکساندر، رجینا و بارتوش

داستان سریال Dark

در سال 1986 الکساندر با هویتی جعلی به ویندن می‌آید و در نیروگاه اتمی مشغول به کار می‌شود. او بعدها با رجینا ازدواج می‌کند و ریاست نیروگاه را نیز برعهده می‌گیرد. بارتوش، فرزند آن‌ها با نوآ همکاری می‌کند. نوآ به او گفته که نباید به کلودیا اعتماد کند. کلودیای مسن در 2019 به دیدار نوه‌اش، بارتوش می‌آید و از او می‌خواهد عکسی را به رجینا بدهد. رجینا، مادر بارتوش در سال 2019 متوجه می‌شود سرطان دارد و هتلی را که مدیریتش را برعهده داشت رها می‌کند.

داستان سریال Dark

4.خانواده‌ داپلر

هلگه داپلر (Helge Doppler)

داستان سریال Darkهنگامی که هلگه کودکی بیش نبود، به خاطر کتک‌های اولریک نیلسن، گوش چپ او به کلی له می‌شود. هلگه فرزند گرتا و برند داپلر است. برند در سال 1953 نیروگاه اتمی ویندن را تاسیس می‌کند. هلگه کودک کم ‌هوشی است که مادرش با او بدرفتاری می‌کند. مادر هلگه پس از گم شدن او، گناهانش را نزد کشیش شهر، نوآ اعتراف می‌کند.

هلگه در بزرگسالی نگهبان نیروگاه هسته‌ای است و با نوآ همکاری می‌کند. او به دستور نوآ مَدز (برادر اولریک)، اریک، یاسین و یوناس را می‌دزدد و آن‌ها را برای تست کردنِ دستگاهِ نوآ به زیرزمین در سال 1986 می‌برد.
اما در پیری (سال 2019) از این که به نوآ کمک کرده پشیمان است، او به سال 1986 برمی‌گردد تا جلویِ خودِ بزرگسالش را بگیرد.  هلگه‌ پیر در تلاش برای ‌کشتن هلگه‌ بزرگسال با ماشین او تصادف می‌کند، که تنها منجر به مرگ پیرمرد می‌شود.

شارلوت داپلر (Charlotte Doppler)

داستان سریال Dark

شارلوت در سال 2019، رییس پلیس در ویندن است. او در کنار اولریک نیلسن بر پرونده‌ی کودکان گم شده کار می‌کند. شارلوت در بررسی پرونده‌های قتل سال 1953، روزنامه‌ای می‌یابد که عکس اولریک بزرگ سال را در آن چاپ کرده بودند، به این ترتیب می‌شود گفت شارلوت نیز از امکان سفر در زمان مطلع می‌شود.

نوآ در ملاقاتی با الیزابت، دختر کوچکِ کر و لالِ شارلوت، از او می‌خواهد ساعتی را به شارلوت بدهد.

پیتر داپلر(Peter Doppler)

داستان سریال Dark

پیتر همسر شارلوت و پدر فرانچسکا و الیزابت است. همان شبی که میکل ناپدید شد، پیتر شاهد پدیدار شدنِ ناگهانی جسد مدز نیلسن در زیرزمین خانه‌شان بود. او به ترونته نیلسن (پدر مَدز و اولریک) این واقعه را اطلاع می‌دهد. کلودیا بعدتر به دیدار پیتر و ترونته می‌آید و همه چیز را برایشان توضیح می‌دهد. می‌شود گفت پیتر، ترونته، یوناس و کلودیا جزو یاران روشنایی هستند.

جمع بندی

به طور کلی تا انتهای فصل یک متوجه می‌شویم که از طریق غار یا دستگاه ماشین زمان، امکان سفر به تاریخ‌های مختلف وجود دارد و وقایع هر 33 سال یک‌بار که چرخه‌ی خورشیدی و قمری بر هم منطبق می‌شوند، تقارن پیدا می‌کنند. (یعنی مثلا 15 شعبان هر 33 سال یک‌بار منطبق بر اول فروردین می‌شود). شخصیت‌های داستان سریال دارک هم در تاریخ‌های 33 ساله جابجا می‌شوند، و در آخر فصل اول اولریک در سال 1953 دستگیر می‌شود، میکل در 1986 می‌ماند، و یوناسِ نوجوان نیز به تاریخ نامعلومی در آینده فرستاده می‌شود.

داستان سریال Dark

7
نظر تو چیه ؟

avatar
1000
5 نظرات
2 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین واکنش
پرطرفدار ترین
6 نویسندگان دیدگاه
mr emi93saeedbehxadآرش پارساپورReza Dark آخرین نویسندگان دیدگاه
  مشترک شدن  
جدید ترین قدیمی ترین بیشترین امتیاز
اطلاع رسانی کن
mr emi93
مهمان
mr emi93

حتما میبینمش

saeed
مهمان
saeed

عالی بود

behxad
کاربر
behxad

تشکر از مرور و توضیحات کامل،‌ من الان میخواستم فصل دوم رو شروع کنم و با خوندن این مطلب تا حد زیادی اتفاقات فصل یک که دو سال پیش دیدم برام مرور شد. لطفا تا من سریالو یک روزه میبینم نقده فصل دوم هم بذارید D: با تشکر از شروع خوب سایت

Reza Dark
مهمان
Reza Dark

سریال به نظر جالب میاد. باید دانلودش کنم.
ممنون از ویجیاتو

آرش پارساپور
ویراستار

حتما ببینیدش.

Cooper
مهمان
Cooper

متاسفانه انقدر بد توضیح دادید که شخصی که این فیلم رو ندیده و میخواد از طریق این مطلب ببینه اصلا علاقه مند نمیشه در صورتی که این فیلم شدیدا جذابه و تا وقتی خود فیلم رو ندیدیم نمیتونیم بفهمیمش،

آرش پارساپور
ویراستار

همونطور که از عنوان مطلب برمیاد، مخاطبین اصلی این مطلب البته کسانی هستند که میخواهند فصل دوم رو بعد دو سال شروع کنند و مروری بر داستان فصل یک داشته باشند. داستان سریال انقدر پیچیده هست که طبیعتا نقد و بررسی اون توی یک مطلب نمیگنجه. امشب نقد فصل دوم منتشر میشه و احتمالا بیشتر مخاطبین ناآشنا با سریال رو ترغیب میکنه.

ورود
بارگذاری...
ثبت نام
بارگذاری...