نقد فیلم خانه پدری – قتل‌ عام در بستر فرهنگی بیمار

چرا خانه پدری یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است؟

۳۳

کیانوش عیاری یکی از معدود کارگردانان ایرانی است که تلاش کرده وضعیت جامعه کشورش را در ریشه شخصیت‌هایی که پرورش داده روایت کند. برای او سینما نه محلی برای روشن‌فکری است و نه دکانی برای دلالی. عیاری آمده تا روایت‌هایی را مقابل دوربینش قرار دهد که هیچ کارگردانی به آن نمی‌پردازد. نه به خاطر آن که پرداختن به این سوژه‌ها ممکن است برای کارگردان گران تمام شود بلکه کمتر شخصی در سینمای ایران به اندازه عیاری دغدغه‌مند به جامعه‌اش نگاه می‌کند. این حقیقت را می‌توان در فیلم خانه پدری هم جستجو کرد.

در بیشتر آثار عیاری می‌توان تاثیر جغرافیا و فرهنگ غالب را بر شخصیت‌هایش فهمید. کیانوش عیاری در تلاش است تا ثابت کند آن‌چه بر جامعه ایران گذشته، نه حاصل فشار غرب است و نه تاثیرپذیری از شرق. او جامعه ایران با فرهنگی عقب‌مانده و دستکاری‌شده را محصول کاهلی مردم خودش می‌داند. مردمی که هرگز برای پیشرفت و توسعه تلاش نکرده‌اند و با تاریخ‌پرستی و فرار از واقعیت، خود را در زندان زندگی محبوس کرده‌اند. او ویرانی جامعه سرزمینش را بدون هیچ دخالت خارجی‌ای پذیرفته است. و این نگاه عیاری به جامعه ایرانی، نگاهی نیست که برای بسیاری از اطرافیانش قابل تحمل باشد. با ویجیاتو همراه باشید.

نقد فیلم خانه پدری - قتل‌ عام در بستر فرهنگی بیمار

عیاری از دغدغه‌ای حرف می‌زند که برای بسیاری از ایرانی‌ها، اصلا قابل درک نیست. او از دنیایی حرف می‌زند که برای ذهن خیال‌پردازانه ایرانی سنگین است و برای ذهن سرکوب‌کننده سرشار از نگرانی. اما خانه پدری، نه تنها بهترین اثر سینمایی او بلکه یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است.

او تصمیم گرفت خانه پدری را پس از پایان سریال دکتر قریب و در سال 1389 مقابل دوربین‌های برادرش (داریوش عیاری) تصویربرداری کند. کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی خانه پدری با عیاری بود و موفق شد در جشنواره ونیز سال 2012 به بخش افق‌های جشنواره راه پیدا کند. اما در ایران، فیلم او هرگز درک نشد. اگرچه خانه پدری برنده تندیس بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی از هشتمین جشن انجمن منتقدان سینمایی شد اما پس از سال‌ها، در دی 1393 فقط برای یک روز اکران فرصت اکران پیدا کرد. عیاری حاضر نبود خشونت حاضر در فیلم را کاهش دهد و اجازه اکران فیلم هم به او داده نمی‌شد.

پس از شش سال، اول آبان 1398 فیلم خانه پدری پس از 9 سال و این بار با رده سنی بالای 15 سال اکران شد. اکرانی که این بار به یک هفته هم نرسید. در حالی که گفته می‌شد عیاری دو پلان مرتبط با خشونت ابتدای فیلم را حذف کرده اما با دستور مستقیم دادستانی، فیلم او باری دیگر توقیف شد.

اما خانه پدری نه به دلیل موسیقی متن اندک هرچند بی‌نظیرش و نه به خاطر نقش‌آفرینی بی‌نقص بازیگرانش، بلکه به خاطر داستان هرگز پرداخته نشده‌اش، می‌تواند یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران باشد. موضوعی که کیانوش عیاری در خانه پدری به سراغ آن رفته، آن‌قدر بکر و تازه است که می‌تواند هر تماشاگری را برای سال‌ها درگیر خود کند. او در خانه پدری روایتی نفس‌گیر از قتل دختر یک خانواده توسط برادر و پدرش را به تصویر می‌کشد. خواهری که «شاید» مرتکب یک اشتباه شده اما جامعه و خانواده او، توانایی تحمل این اشتباه را ندارند. و چه زیبا خفقانی خودساخته را نظاره می‌کنیم. در خانه پدری بهتر از هر جنبش عدالت‌خواه دیگری به واکاوی سایه سیاه ظلم بر پیکره زنان ایرانی پرداخته می‌شود.

نقد فیلم خانه پدری - قتل‌ عام در بستر فرهنگی بیمار

کیانوش عیاری در خانه پدری از همان تدوین غیرخطی‌ای بهره می‌گیرد که پیش‌تر در سریال به‌یادماندنی‌اش، دکتر قریب هم از آن استفاده کرده بود. نمی‌توان تاثیر سریال پربیننده او بر کارگردانی خانه پدری را انکار کرد. عیاری در خانه پدری بهترین بازیگری مهران رجبی را با وجود تکراری به نظر رسیدن نقش‌آفرینی او به نمایش می‌گذارد. ناصر هاشمی، در شرایطی مشابه با دکتر قریب، این بار هم نقش دوران جوانی شخصیتی را که برادرش بازی در دوران میانسالی او را برعهده دارد، قبول کرده است. بخش اعظمی از بازیگران فیلم، شناخته شده نیستند اما نقش‌آفرینی بی‌ایراد آن‌ها به عیاری کمک می‌کند داستان بی‌نظیرش را بدون هیچ نکته منفی‌ای روایت کند.

فشار شدیدی که اکران فیلم را تحت تاثیر قرار داده بود، می‌خواست همه صحنه‌های ابتدایی فیلم را حذف کند. با این حال حذف یا سانسور بیش از حد سکانس‌ ابتدایی، اساسا فیلم را زیر سوال می‌برد. اما فارغ از حواشی، خانه پدری حتی در نامش هم فرهنگ مردسالارانه حاضر در فیلم را فریاد می‌زند. بنابراین در روایت 100 دقیقه‌ای که از دوران قاجار تا معاصر به تصویر کشیده می‌شود، می‌توان دیکتاتوری خانگی مردان بر علیه زنان ایرانی را به خوبی درک کرد. در خانه پدری کارگردان همه تلاشش را می‌کند تا نشان دهد خفقان مردانه‌ای که زنان ایرانی تحمل می‌کنند، به همان اندازه که برای زنان زیان‌آور است، به مردان نیز خسارت وارد می‌کند. در خانه‌ای که عیاری به تصویر می‌کشد، مرد و زن با هم قربانی فرهنگ مخفی‌گرا و آبروپرست می‌شوند.

واقع‌گرایی و پرداختن به جزییات، بزرگ‌ترین ویژگی خانه پدری است. با این که در حرکت سکانس‌های فیلم می‌توان پیشرفت شرایط زندگی محتشم و خانواده‌اش را درک کرد، اما در فرهنگ و باطن خانواده، تغییرات به سختی رخ می‌دهند. این می‌تواند نمادی برای جامعه ایران در صد ساله گذشته باشد؛ تلفیق سردرگم‌کننده سنت و مدرنیته که هرگز نمی‌توان آن را قابل تحمل دانست. با آن که برق، تلفن و گاز وارد خانه پدری می‌شود، اما ترس هرگز زیرزمین خانه را ترک نمی‌کند.

نقد فیلم خانه پدری - قتل‌ عام در بستر فرهنگی بیمار

ادامه متن ممکن است بخش‌هایی از داستان فیلم را لو دهد

گویی در خانه‌ای که زیرزمین‌اش نشانی بزرگ از جنایت دارد، روزهای خوش هرگز فرا نمی‌رسند. در اپیزود دوم فیلم، زیرزمین که ملوک در آن دفن شده به محل نگهداری انگورهای باغ تبدیل می‌شود، اما باز هم رسیدن خبر قتل فرزند به مادرش است که همه چیز را به هم می‌ریزد. در اپیزود سوم، باز هم می‌بینیم که زیرزمین محلی است برای نسل بعدی خانواده که برای پنهان شدن از فرهنگ مردسالارانه، تصمیم به خودکشی می‌گیرد. در اپیزودهای بعدی زیرزمین قفل می‌شود اما راز پشت آن است که هنوز هم خانواده را اذیت می‌کند. در هر اپیزود، زیرزمین هراسناک خانه پدری مثل سایه‌ای شوم بر پیکره زنان خانواده افتاده است. بنابراین تفکری که باعث قتل ملوک شده بود، باعث مرگ سایر زنان خانواده هم می‌شود. تفکری که حالا زیر خاک است اما هنوز هم باعث قتل عام‌های ناخودآگاه می‌شود. در خانه پدری می‌توان تکرار تاریخ را هم جستجو کرد.

فیلم چند رکن اساسی دارد؛ فرش، زنان و آبروداری. فرش در هر سکانس فیلم همگام با زنان حاضر در خانه پدری پیشرفت می‌کند اما آبروداری، همیشه مانع اساسی است. در ابتدای فیلم می‌بینیم که خواهر محتشم نمی‌تواند رفوکاری فرش‌ها را برعهده بگیرد چرا که همسرش (علیرضا؛ که یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های فیلم است) اجازه این کار را به او نمی‌دهد. اما در انتهای فیلم، دختران او برای آموزش فرش‌بافی در خانه پدری‌شان آماده برگزاری کلاس درس می‌شوند. این‌جا می‌توان نکته‌پردازی عیاری در پردازش داستان فیلمش را ستود. او نشان می‌دهد که چگونه در جامعه ایران نقش زنان پس از گذشت چند نسل، دچار تغییرات بنیادی می‌شود اما جامعه مردسالارانه باز هم به آن‌ها بی‌اعتماد است. برای همین هم آبروداری محتشم در مراسم ختم پدرش دختران خانواده را از آموزش فرش‌بافی ناامید می‌کند.

اما طلایی‌ترین حقیقتی که فیلم به تصویر می‌کشد، در سکانس‌ پایانی است. جایی که محتشم به خانه پدری متروکه‌اش بازمی‌گردد و وقتی این بار به تنهایی با حقیقت قتل خواهرش مواجه می‌شود، سکته مغزی می‌کند. عیاری به زیبایی هر چه تمام‌تر مشروعیت بخشیدن مردان به زن‌ستیزی را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد این افراد چگونه وقتی در خفا به جنایت‌هایشان فکر می‌کنند، از درون می‌میرند؛ مرگی در درون تاریخ و عادلانه.

نقد فیلم خانه پدری - قتل‌ عام در بستر فرهنگی بیمار

خانه پدری درباب ناموس‌پرستی، پنهان‌کاری و فرار از حقیقت است. سه واقعیت جامعه ایران در صد سال گذشته که کیانوش عیاری به زیبایی سرنوشت آن‌ها را به تصویر می‌کشد. می‌توان حقیقت را دفن کرد، آن را قفل کرد و روی آن تیغه کشید اما در مسیر رسیدن به مدرنیته، باید آن را واکاوی کرد. به هر قیمتی که باشد. چرا که دفن کردن حقایق به منظور روبرو نشدن با آن‌ها، بزرگ‌ترین درد جامعه‌ای فراموشکار است.

برای همین باید گفت سینمای کیانوش عیاری، متعلق به جامعه امروز ایران نیست. حتی منتقدانی که دوست ندارند با حقیقت جامعه خودشان مواجه شوند، خانه پدری را لایق توقیف می‌دانند. آن‌چه او به تصویر می‌کشد، شاید قرن‌ها بعد برای جامعه ایرانی قابل درک باشد. بزرگ‌ترین درد فیلم‌سازی که متعلق به دوران خودش نیست، آن نیست که مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد. بلکه آن است که هرگز نمی‌تواند احترامی که لایق اثرش می‌داند را در جامعه‌اش پیدا کند:

انگار مشکل خودم هستم. سر دو فیلم اخیرم برخوردها به بدترین شکل صورت گرفت. فیلم‌ها توسط افرادی که دچار سوتفاهم، تنگ‌نظری یا تصمیمات سلیقه‌ای هستند، به بایگانی رفت.

.کپی شد https://vgto.ir/1ff

33
نظر تو چیه ؟

avatar
1000
19 نظرات
14 پاسخ ها
1 دنبال کنندگان
 
بیشترین واکنش
پرطرفدار ترین
30 نویسندگان دیدگاه
ElaheسمانهAmir-Esزهراسما آخرین نویسندگان دیدگاه
  مشترک شدن  
جدید ترین قدیمی ترین بیشترین امتیاز
اطلاع رسانی کن
سمانه
مهمان
سمانه

اصلا به فرض این قتل و کشتار در فرهنگ ما چندین و چند سال پیش بوده، آیا درسته از این فرهنگ غلط یک فیلم با این حجم خشونت ساخته بشه و پیش چشم کشورهای غربی به عنوان نمادی از فرهنگ ایرانی به تصویر کشیده بشه؟؟ چی داریم از فرهنگ و جامعه خودمون به جهان عرضه می کنیم؟؟ فیلم یکی از ابزارهای تأثیرگذار تو برند کردن یک کشوره و ما با این فیلم ها داریم چی رو در مورد کشورمون در دنیا برند می کنیم؟؟ واقعا جای سؤاله.

زهرا
مهمان
زهرا

من یه زن ۴۰ ساله اهوازی هستم. این فیلمو که دیدم گریه کردم. چون یاد شکنجه هایی که ۲۰ سال پیش برادرهایم به بهانه غیرت با من انجام میدادن افتادم. ملوک رو اینا سریع کشتن ولی منو هر روز شکنجه بدتر از قتل میکردن. کاش کشته بودن. شکنجه هایی که داعش هم بلد نیست برادرهایم میکردن. چه خوب که یه فیلم ساخته شد که درد ماها را هم نشون بده.
آقای عیاری سپاسگزارم

Erfan
مهمان
Erfan

واقعا که شرم آوره چرا برای این فیلمای مزخرف مجوز اکران صادر میشه ؟ اصن چرا پروانه نمایش یا ساخت دریافت میکنند ؟ خشونت علیه زنان قتل ناموسی کشتن دختر خانواده واقعا که گند زدین به سینما اصن فیلم خانه پدری و مغزهای کوچک زنگ زده و آخرین بار کی سحر دیدی و… اینا نباید اکران بشن یا به شبکه نمایش خانگی بیان چون هیچ جای دنیا دختر توسط خانواده خودش کشته نمیشه به جز ایران واقعا که شرم آوره

Amir-Es
مهمان
Amir-Es

دوست عزیز همونطور که خودت هم در نظرت اذعان داشتی ایران یکی از معدود کشورهایی هستش که متاسفانه دخترها و زنها توش توسط خانوادشون کشته میشن، اونم به دلیل تعصبات پوچ و بی ریشه و دینداری های جاهلانه و طوطی وار…نه دینداری بر پایه معرفت و شناخت و آگاهی… و این یک درد و معضل اجتماعیِ کمتر عنوان شده در ایران اسلامی هستش… معضلی که در طول تاریخ بارها و بارها در رنگها و لایه های مختلفِ زمانه دستخوش تغییر شده؛کم و زیاد شده؛رنگش عوض شده؛شکلش عوض شده اما متاسفانه تا به امروز هیچگاه به طور کامل حل نشده… و… ادامه مطلب »

narges
مهمان
narges

فیلم و دیدم خیلی حالم گرفته شد.همش تا آخر فیلم منتظر بودم توضیح بدن چرا دختره رو کشتن ؟اونا کی بودن که اومدن از باباهه تشکر کردن بخاطر کشتن ملوک؟
خیلی اعصاب خورد کن بود اه

سما
مهمان
سما

قتل ملوک بخاطر مسایل ناموسی بوده که هر بیننده میتونه داستانی براش در ذهن خودش بسازه مثلا اینکه ملوک با مردی در ارتباط بوده یا جایی رفت و آمد داشته که خوشنام نبوده و…آنهایی که هم آمدند و تشکر کردند عمو و عموزاده های ملوک بودند.

Elahe
مهمان
Elahe

اون که عمو ملوک برادر پدره بود این موضوع تو فیلم کاملا مشخص بود و علیرصا پسری که شمشیرو تو قبر کرد همون علیرضای فیلم که در اپیزود دوم فیلم با گفتن قبرستون قبرستون باعث فاش شدن اون راز شد و مرگ مادر خانواده

leili
مهمان
leili

فیلم الان دیدم تقریبا همه داستان میدونستم اما بازم خیلی درگیرش شدم فوق العاده تاثیرگذار و تلخ بود و سکانس پایانی اونجاییکه معلم امروز باید راز دیروز ابرودارانه دفن کنه بنظرم خیلی دردناک بود همون شغل خونوادگی رفو کردن جوری که اصلا معلوم نباشه کجاست دوباره قشنگش کردن و این زجراوره این مث افتخار کورکورانه ما به فرهنگ غنی و به ظاهر بی نظیرمونه که معلوم نیس تو خاکش چه ملوکها دفن شدن که دستاوردش تازه بشه بدست اوردن پستهایی در ظاهر جامعه مدرن که فکر میکنیم به زنها فرصت داده شده اما اون نگاه مردسالارانه فقط ظاهرش عوض شده… ادامه مطلب »

یونس
مهمان
یونس

خیلی فیلم خوبی بود ولی خیلی اذیت شدم حتی ترس برم داشت. اره هر مرد ایرانی باید این فیلم رو ببینه و بخصوص اون کسایی که خیلی مذهبی هستند تا بفهمن که به راحتی میتونن تا به کجا کشیده بشن با عقایدشون. اره مذهب ترس داره وهمه ما ایرانی ها کم وبیش لطمه هایی از دین و مذهب و خرافات خوردیم.

Amir-Es
مهمان
Amir-Es

چرا عادت دارید یا از این ور بوم بیفتید یا از اونور بوم…!!!؟؟؟ عزیزم مذهب ترس نداره… جهل و ناآگاهی و تقلیدِ کورکورانه ترس داره… زود قضاوت کردن ترس داره… بدون آگاهی و شناخت و معرفت داشتن نسبت به چیزی ، گارد و جبهه گرفتن ترس داره… به خاطر حرف مردم زندگی کردن ترس داره… اگر ایرادی هست از دینداریِ ماست نه از دین و مذهب… ایراد از برداشت نادرست و کج فهمی ما از دین و مذهب هستش… و اِلا شما برو درست به دستوراتِ دین و مذهبت عمل کن و نتیجه ی عالی و بینظیرش رو نظاره گر… ادامه مطلب »

تورج
مهمان
تورج

من این فیلم رو دیدم و خیلی درگیرش شدم. چیزی که خیلی منو به فکر برده نه شخصیت ملوک توی داستانه بلکه اون دخترهایی هستن که در واقعیت این اتفاق براشون افتاده. نکته داستان اونجا بود که پدر اول از دخترش میخاد که کار قالیچه رو تموم کنه بعد میکشتش. خیلی دردآوره… خیلی

مرتضی
مهمان
مرتضی

موضوع تکراری بود ولی بد نبود ولی خیلی لوکیشن برای فیلم در نظر نگرفته بودن و هزینه زیادی صرف فیلم نشده بود و درکل خیلی بهتر میتوانستند موضوع را بست دهند

پرستو
مهمان
پرستو

به نظر من فيلم عالى بود از ديروز فيلم رو ديدم ذهنم درگيره. قطعا در جامعه ما اين مسائل وجود داشته و دارم فكر مى كنم اون بچه هايي كه تو اون خونه زندگى مى كردن از لحاظ روحى روانى آيا سالم بودن كه شاهد اين همه كشمكش ودعوا بودن وشاهد قتل اجداد خودشون بودن ودر زندگى مشترك خودشون دچار چه مسائلى ميشدن ؟؟!!
اين ها بوده كه نسل به نسل پيش رفته وما هنوز آمار طلاق بسيار بالايي داريم وافراد از سلامت روحى روانى خوبي برخوردار نيستن

میترا
مهمان
میترا

خانه پدری اگرچه بسیار تلخ بود ، اما اینقدر واقعی بود که آدم رو مدتها پس از دیدن فیلم هم درگیر خودش میکنه ..هنوز هم بهش فکر میکنم ولی هضمش جقدر سخته
در کل خسته نباشی آقای عیاری .خیلی دوست داشتم خانه پدری رو

ویدا
مهمان
ویدا

آقای کیانوش عیاری واقعا دست مریزاد خیلی عالی بود .

رضا
مهمان
رضا

من که موفق نشدم فیلم رو ببینم اما به نظر می رسه معمولا فیلم های انتقادی ایرانی به خاطر تاثیرگذاری بیشتر، پر از سیاه نماییه و این در حالیه که وقتی دقیق تر بررسی می کنی متوجه میشی در گذشته قشر مذهبی روشنفکری هم بوده که نسبت به این مسائل خیلی منطقی تر بر خورد می کردند.

متین
مهمان
متین

من این فیلم و چند سال پیش تو سینما دیدم و بنظرم فیلم بی نهایت قشنگ و قوی جدا از داستانش داشت
و تنها با دیدن این به فرهنگ عقب افتاده یک جامعه میررسه ادم و به نظر من ساختن این فیلما بی نهایت واجب برای این جامعس

Melika
مهمان
Melika

سلام شما بدون سانسور دیدین؟ چرا ملوک کشته میشه!؟

Moti
مهمان
Moti

یعنی واقعا فک میکنی بدون سانسور نشون میده ملوک چیکار کرده 🙄 اصلن مسله کاری که ملوک کرده نیست کارپدرو داداشس که به کجا ختم میشه

مسعود
مهمان
مسعود

چهل دهه از ممیزی و قیچی توسط نادان ترین افراد در همه ی عرضه های کشور می گذرد و سینما نیز یکی ازبزرگترین قربانیان این بیماری مهلک است. جامعه ایران جامعه ای بیمار و بی ثبات و البته خشن است. نمایش جراحی یک پیکر بیمار برای وابستگان درجه یک آن خوش آیند نیست.

عرصه :)
مهمان
عرصه :)

“چهل دهه” میشه چهارصد سال!

سمیرا
مهمان
سمیرا

هنوز هم در برخی نقاط ایران شبه قبیله هایی هستند که عملا دختران را دادوستد میکنند و رییس قبیله یا کدخدا قانون وضع میکند.قضیه خون بس ومبادله دختران، قتلهای ناموسی وازدواج اجباری با پسران اقوام نزدیک نمونه ان است که چیزی جز تحجر نیست. این قبایل تحت کنترل حکومت داخلی ایران نه در زمان شاه ونه در این زمان نیستند وحکومت مرکزی از ترس بلوا وجدایی طلبی قومی ویا مذهبی، آنها را به حال خود رها کرده است.

حسینی کلشتری
مهمان
حسینی کلشتری

فیلم کثیف و سیاه از جامعه کشور ما ! . شرم بر توکه از این فیلم دفاع میکنین. تو جرات نداری حتی اسمت رو پای نقدت بنویسی !

حسین
مهمان
حسین

اولا این بنده خدا اسمش رو آخرش ننوشته ولی اولش نوشته.دوما وقتی ماجرایی بر پایه ماجرای واقعی نوشته شده است دیگه شرم و ننگ و ناله و نفرین چرا؟ او آینه است و تو را و مرا به خودمان نشان داده است.اساس جامعه ما و اصولا هر جامعه ایدئولوژیکی بر پایی ریا و تزویر و ظاهرسازی است و هر چیزی که این پرده ریا را کناربزند سزایش همین خواهد بود.

حمیدرضا
مهمان
حمیدرضا

دوست عزیز هر فرهنگی نقاط تاریک و روشن دارد. اصولا تکیه کردن بر نمایش همگانی نکات تاریک باعث بهبود اوضاع نخواهد شد و باعث القا حس ناامیدی نسبت به فرهنگ اصیل کشور خود می شود. جالبه که این دست فیلمها مطبوع جوامع غربی میشه و نه فیلمهایی که اصالت فرهنگمون رو نشون می ده.

الف
مهمان
الف

دوست عزیز
اولا شما برو فیلم و ببین، بعد بیا فحش بده
من سال ۹۲ تو جشنواره فیلم فجر دیدم و بسیار لذت بردم از ساخت و بافت فیلم
ثانیاً
یه کوچولو تشریف ببرید و آمار قتل‌های ناموسی رو در بازه ده سال اخیر ملاحظه کنید
سایت خبرآنلاین گذاشته بود آمارشو
این فیلم دغدغه اش اینه که برای یه بهتان که ممکنه غلط باشه، نباید کسی کشته بشه.

حسن
مهمان
حسن

غلط هم نباشه نباید کشته بشه هیچ کسی حقی روی زندگی کسی نداره این مهمترین چیزی است که هر آن انسان دارد و آنقدر حق عظیم و بزرگ است که هیچ کس نباید حق گرفتن آن را داشته باشد

سما
مهمان
سما

سیاه و کثیف افکار و رفتار اون دسته افراد جامعه است که در دنیای واقعی از قدیم تا امروز دختران خود را به هر دلیلی محاکمه و به قتل می رسانند. اگر فکر می کنید این فقط یک فیلم مغرضانه برای سیاه نمایی جامعه مردسالار ایرانی است سری به آمار قتل های ناموسی استان های مرزی بزنید.

Reza Dark
مهمان
Reza Dark

عالی کاش بتونیم ببینیم.

magid
مهمان
magid

الان بالاخره چی شد فیلم اکران میشه یا دوباره کشیدنش پایین

uni
مهمان
uni

“او جامعه ایران با فرهنگی عقب‌مانده و دستکاری‌شده را محصول کاهلی مردم خودش می‌داند”

فک میکردم فقط خودم همچین دیدگاهی دارم😐

مهسا فلاح
مهمان
مهسا فلاح

تا زمانی که هرصدای که دوست ندارییم بشنوییم خفه می کنیم فرهنگ ما درست نمی شود تا زمانی که دخری و زنی و کودکی در کشور ما اسیب می بیند معلول را مقصر می دانیم نه عامل را فرهنگ ما درست نمی شود تا زمانی که فیلم های با موضوع های واقعی اجتماعی پخش نمی شوند و فیلم های ابکی بدون موضوع ساخته می شود نه می توانی بخندی نه گریه کنی نه دردی دوا میشود و ….. جرا ما به اینجا رسیدییم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا نمیخواهیم جامعه شناسی تابو ها و هنجارها صورت بگیرد و با این واکاوی ها فرهنگ درست… ادامه مطلب »

Moti
مهمان
Moti

دقیقا حرف فیلم همینه که شما گفتین .درود

ورود
بارگذاری...
ثبت نام
بارگذاری...