مرثیهای برای سامورایی؛ وقتی شبح از میان خاکسترهای کومودا برمیخیزد
روایتی کوتاه از تردیدهای جین ساکای در ساحل کومودا
باد سردی که از سمت دریا میوزد، بوی غلیظ آهن و نمک را به ریههای جین میفرستد. ساحل کومودا، جایی که قرار بود نمایش اقتدار و شجاعت ساموراییها باشد، حالا به کشتارگاهی ساکت تبدیل شده است. جین ساکای، در حالی که لبه کاتانای خود را در دست میفشارد، درست همانطور که ما بیرون از قاب تصویر، دسته کنسول را از شدت بهت محکم در دست گرفتهایم، به جنازههایی خیره شده که روی شنهای خیس افتادهاند؛ ساموراییهایی که با فریاد نام خاندانشان و رعایت تمام اصول بوشیدو، به استقبال مرگی رفتند که هیچ افتخاری در آن نبود. اینجاست که اولین ترکها در قلب اعتقادات جین شکل میگیرد. او از خود میپرسد:
آیا شرافتی که نتواند از مردم دفاع کند، اصلا ارزشی دارد؟
جین در سایه تعلیمات عمویش، لرد شیمورا، بزرگ شده است. برای او، سامورایی بودن یعنی نگاه کردن در چشم دشمن، اعلام نام و نسب، و نبردی رودررو. اما مغولها قواعد بازی را تغییر دادهاند. آنها به دنبال نبرد عادلانه نیستند؛ آنها به دنبال فتح کردن به هر قیمتی هستند. در ساحل کومودا، جین متوجه میشود که بوشیدو، با تمام شکوهش، به زنجیری تبدیل شده که دست و پای مدافعان سوشیما را بسته است. تردید مثل سم در رگهایش میدود و ما به عنوان بازیکن، سنگینی این دوراهی را حس میکنیم. او میداند که اگر بخواهد با همان روشهای قدیمی بجنگد، سوشیما در آتش خواهد سوخت. این لحظه، سنگینترین لحظه زندگی اوست؛ لحظهای که باید میان شرافت فردی و مسئولیت جمعی یکی را انتخاب کند.
تردید جین در ساحل کومودا، یک بحث فلسفی ساده نیست؛ این یک درد فیزیکی است. زمانی که برای اولین بار مجبور میشویم مخفیانه یکی از دشمنان را بکشیم، انگار ما هم شریک این گناه شدهایم. او احساس میکند با هر قدمی که به سمت تاکتیکهای پنهانی و کشتن دشمن برمیدارد، به میراث اجدادیاش خیانت میکند. اما نگاهی به روستاهای سوخته و اشکهای مردم، او را به سمتی دیگر هل میدهد. شبح در همین تردیدها متولد میشود. او میفهمد که برای نجات خانهاش، باید به چیزی تبدیل شود که از آن متنفر است. او باید در سایهها قدم بزند، از پشت خنجر بزند و ترس را به دل دشمن بیندازد. ساحل کومودا شاهد دفن شدن جین ساکای سامورایی و برخاستن جین ساکای شبح است؛ موجودی که افتخار را فدای بقا کرده است.
در پایان این روایت کوتاه، جین تنها در ساحل ایستاده است. او زنده مانده، اما بخشی از روحش در کنار همرزمانش در کومودا دفن شده است. وقتی کاتسین تمام میشود و ما به صفحه نمایش خیره میمانیم، میفهمیم که تردیدهای او به یقینی تلخ تبدیل شدهاند، راه سامورایی به بنبست رسیده است. حالا او باید سنگینی نگاه ملامتگر عمویش و سنگینی وجدان خودش را تحمل کند. جین ساکای میداند که از این پس، او نه یک قهرمان نامدار، بلکه سایهای خواهد بود که در تاریکی میجنگد تا دیگران در روشنایی زندگی کنند. ساحل کومودا برای همیشه به یاد خواهد داشت که در آن شب شوم، شرافت رنگ باخت تا امید دوباره زنده شود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
تست دوباره. در ریپلای این پیام، باید کامنتم اومده باشه. درغیر این صورت، 405.
چه جالب که بعد از فکر کنم نزدیک به 7 سال از گوست آو سوشیما نوشتید. اگر ناراحت نشن دوستان میخوام بهتون یه فخر ریزی بفروشم 😘😂 نسخه دایرکتر کاتز سوشیما رو 4 بار تموم کردم الان هم دارم برای دومین بار گوست آو یوتی رو تموم میکنم. 😎😎
آیا شرافتی که نتواند از مردم دفاع کند، اصلا ارزشی دارد؟
مورمورم شد
یه هفته پیش برای بار دوم تموم کردمش ولی این دفعه زبان ژاپنی باید بگم وقتی زبان ژاپنی بازیش ونی دیگه انگلیسی بازی نمیکنی،مخصوصا اگه وان پیس رو دیده باشی
موافقم باهات.
با زبان اصلی بازی کردنش یه چیز دیگهس!😍
موافقم باهات.
با زبان اصلی بازی کردنش یه چیز دیگهس!
من همون اول با حالت ژآپنی بازی کردم و واقعا چسبید.
بعدش یکم به جالت کوروساموا مود بازی کردم و اصن شاهکار