ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

در ستایش رهایی از ترس؛ یادداشتی از فیلم V for Vendetta
فیلم و سریال

در ستایش رهایی از ترس؛ یادداشتی از فیلم V for Vendetta

چگونه عشق و ایده‌ها، ما را از تاریکی‌های درون نجات می‌دهند؟

آتنا حسینی
نوشته شده توسط آتنا حسینی تاریخ انتشار: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۳:۰۰

داستان Vendetta for V در نگاه اول شاید پر از هیاهو و اتفاقات بزرگ به نظر برسد. اما اگر از پوستهٔ ظاهری آن عبور کنیم، به هسته‌ای آرام‌تر و عمیق‌تر می‌رسیم: نبرد انسان با ترس‌های درونی‌اش. در روزهایی که تاریکی و ناامیدی روی شهر لندن در فیلم سایه انداخته، شخصیت ایوی نمایندهٔ خیلی از انسان‌های معمولی است؛ کسی که سعی می‌کند بی‌سروصدا زندگی کند تا آسیب نبیند. او در زندانی از ترس گرفتار است. اما پیام اصلی داستان این است که واقعی‌ترین زندان، همان دیوارهایی است که در ذهن خودمان می‌سازیم.

یکی از زیباترین و تأثیرگذارترین بخش‌های فیلم، نامهٔ والری است. نامه‌ای که روی دستمال کاغذی نوشته شده و در تاریک‌ترین سلول‌ها به دست ایوی می‌رسد. والری در نامه‌اش از هیاهوی بیرون حرف نمی‌زند؛ او از زیبایی‌های ساده می‌گوید، از گل‌های رز و از عشقی که به یک انسان ناشناس دارد. او می‌نویسد:

من نمی‌دانم تو کی هستی، اما دوستت دارم.

این جمله نشان می‌دهد که مهربانی و عشق، حتی در ایزوله‌ترین شرایط، راهی برای اتصال آدم‌ها پیدا می‌کنند.

والری به ما یادآوری می‌کند که باید آن بخش کوچک از وجودمان را که نشان‌دهندهٔ اصالت و انسانیت ماست، حفظ کنیم. وقتی از دیالوگ معروف «ایده‌ها ضدگلوله هستند» صحبت می‌شود، منظور فقط ایده‌های حماسی نیست. ایده می‌تواند باور به مهربانی، باور به هنر و باور به امید باشد. این‌ها چیزهایی هستند که با گذشت زمان نابود نمی‌شوند.

نقطهٔ اوج داستان برای ایوی، زمانی نیست که در یک درگیری پیروز می‌شود، بلکه لحظه‌ای است که روی بام زیر باران می‌ایستد. بارانی که نماد شسته‌شدن ترس‌های اوست. او در آن لحظه متوجه می‌شود که دیگر از سایه‌ها نمی‌ترسد.

این داستان به ما یاد می‌دهد که شاید کنترل همهٔ اتفاقات دنیای بیرون دست ما نباشد، اما می‌توانیم روی درون خودمان کار کنیم. می‌توانیم نگذاریم ترس، انسانیت را از ما بگیرد. در نهایت، هیچ تاریکی‌ای نمی‌تواند نور درونی انسانی که تصمیم گرفته با امید و عشق زندگی کند را خاموش کند.

آتنا حسینی
آتنا حسینی

تقریباً از زمانی که یادم میاد، وقتی بچه بودم من‌رو همیشه پای کنسول و کامپیوتر پیدا می‌کردن، از همون زمان عاشق بازی‌های Open World و شوتر بودم و رفته رفته با بازی‌هایی که خط داستانی عمیقی داشتن، ارتباط برقرار کردم. گیمر بودن من و علاقه‌ام به دنیای گیم همه به کمک پدرم شکل گرفت و با وجود مخالفت‌های شدید مامانم، پدرم همیشه من‌رو به این سمت سوق می‌داد. از علایق دیگه‌ام می‌تونم به دیدن فیلم و سریال مخصوصاً ژانر رازآلود و روانشناسی اشاره کنم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (4 مورد)
  • babakjustin
    babakjustin | 3 هفته قبل

    این فیلم واسه یه کشوری که اسمش رو نمیدونم مستنده فقط یه تفاوت داره اونجا که اخر فیلم ملت با ماسک گایفاکس ریختن بیرون طرفی که باید جلوشون رو میگرفت ماشه رو کشید … مشکل این فیلم اینجاست و خودشم بهش اشاره کرده توتالیترین وجود نداره مگر اینگه حداقل پنج تا ده درصد جامعه طرفدارش باشن و اون طرفدارا احساس خاص بودن میکنن احساس میکنن از بقیه برترن و برای کشیدن ماشه درنگ نمیکنن تو خود جهان فیلم هم مذهب نقش مهمی داشت ولی فیلم نتونست درست نشون بده

  • TheDevilsCry
    TheDevilsCry | 3 هفته قبل

    وقتی بی عدالتی قانون میشه، شورش وظیفه میشه

  • GHOST25
    GHOST25 | 3 هفته قبل

    مقاله ای که واقعا دوست داشتم تو این روز ها بخونم
    تاریکی هیچ وقت ابدی نیست

  • Archangel
    Archangel | 3 هفته قبل

    از لحاظ روحی نیاز دارم پایان ما شبیه پایان فیلم بشه :)

مطالب پیشنهادی