ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

مقالات سریال

نقد سریال House of The Dragon | فصل سوم؛ قسمت‌های دوم و سوم

دیگر جای نفس کشیدن نیست!

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی تاریخ انتشار: ۱۶ تیر ۱۴۰۵ | ۲۰:۰۰

سریال House of the Dragon از همان روزهای نخست پخش، ثابت کرد قرار نیست صرفا یک اسپین‌آف تکراری از Game of Thrones باشد. این مجموعه توانست با تکیه بر روایت‌های پیچیده، شخصیت‌هایی چندوجهی و نبردهایی که هر کدام سرنوشت خاندان تارگرین را تغییر می‌دهند، جایگاه خودش را میان بهترین آثار فانتزی تلویزیون تثبیت کند. حالا فصل سوم با وعده تشدید جنگ داخلی، توطئه‌های سیاسی و تصمیم‌هایی که می‌توانند آینده وستروس را برای همیشه تغییر دهند، بار دیگر نگاه میلیون‌ها بیننده را به خود جلب کرده است.

در این مقاله قصد داریم قسمت‌های دوم و سوم فصل سوم سریال House of the Dragon را از زوایای مختلف بررسی کنیم؛ قسمت‌هایی که نه تنها پیامدهای نبرد بزرگ قسمت قبل را به تصویر می‌کشند، بلکه مهره‌های تازه‌ای را وارد بازی قدرت می‌کنند و مسیر داستان را وارد مرحله‌ای حساس‌تر از همیشه می‌سازند. با نقد سریال House of the Dragon همراه ویجیاتو بمانید.

قسمت دوم؛ پیامدهای نبرد و آغاز فصل تازه‌ای از جنگ

بعد از آشوب گسترده‌ای که در قسمت قبل شاهد آن بودیم، طبیعی بود تصور کنیم داستان برای مدتی از تب‌وتاب بیفتد و مانند فصل گذشته، پس از نبرد Rook's Rest، چند قسمت صرف آرام شدن فضای روایت شود. اما خوشبختانه سازندگان، این بار مسیر متفاوتی را انتخاب کرده‌اند.

پیامدهای نبرد Gullet هنوز در سراسر وستروس احساس می‌شود، اما برخلاف گذشته، رینیرا تصمیم نمی‌گیرد در اندوه فرو برود. او این بار خیلی زود خودش را جمع‌وجور می‌کند و با انگیزه‌ای تازه برای ادامه نبرد آماده می‌شود. همین تصمیم، از همان دقایق ابتدایی قسمت دوم، ریتم داستان را زنده نگه می‌دارد و اجازه نمی‌دهد روایت وارد افول شود.

بخوانید: پیام پنهان House of the Dragon با نمایش کرم پیله‌ساز چیست؟

کارگردانی این بخش نیز کاملا در خدمت داستان است. موسیقی پرتنش، تدوین سریع و انتخاب قاب‌هایی که دائما حس ناامنی را منتقل می‌کنند، باعث می‌شوند مخاطب همچنان فشار جنگ را روی شانه‌های شخصیت‌ها احساس کند.

در ادامه، آیلن و آدام هال همراه با اژدهای Seasmoke برای پیدا کردن پدر گمشده‌شان، کورلیس، راهی جست‌وجو می‌شوند و در نهایت موفق می‌شوند او را پیدا کنند. اگرچه کورلیس همه کشتی‌ها و ثروتش را از دست داده، اما از نظر جسمی سالم مانده است. با این حال، جمله معروف او که می‌گوید: «اگر این اسمش پیروزی است، امیدوارم دیگر هرگز آن را نبینم»، به‌خوبی نشان می‌دهد این جنگ چه زخم عمیقی بر روح او گذاشته است.

این بخش بیش از هر چیز روی روابط خانوادگی تمرکز دارد. آیلن برای نخستین بار با بایلا روبه‌رو می‌شود و کورلیس نیز تصمیم می‌گیرد پسرانش را به رسمیت بشناسد. میان این همه جنگ، خیانت و کشمکش سیاسی، چنین لحظه‌هایی یادآوری می‌کنند که هنوز هم پیوندهای خانوادگی می‌توانند برای شخصیت‌ها معنا داشته باشند.

بازی بازیگران در این سکانس‌ها کاملا باورپذیر است و دیالوگ‌ها نیز بدون اغراق، احساسات شخصیت‌ها را منتقل می‌کنند. شاید خانواده‌ای که کورلیس در حال ساختن آن است، نزدیک‌ترین تصویر به یک خانواده منسجم و امیدوارکننده در وستروس باشد؛ هرچند هنوز هم سایه گذشته و تصمیم‌های سخت، از سر آن‌ها کنار نرفته است.

داستان در ادامه، مسیر خود را به سمت سواحل وستروس تغییر می‌دهد؛ جایی که دزدان دریایی Tyroshi همراه با تایلند لنیستر وارد میدان می‌شوند. آن‌ها برای به دست آوردن تجهیزات و منابع مورد نیاز خود، منطقه را به آشوب می‌کشند و بار دیگر نشان می‌دهند که در میانه یک جنگ بزرگ، فرصت‌طلب‌ها همیشه سهم خود را می‌خواهند.

این بخش از نظر اجرایی ریتم مناسبی دارد. تدوین سریع، طراحی صحنه‌های شلوغ و استفاده از لوکیشن‌های طبیعی، فضای ناامن و آشفته‌ای را خلق می‌کند که با حال و هوای جنگ کاملا هماهنگ است. با این حال، دزدان دریایی بیشتر نقش مهره‌هایی برای پیش بردن داستان را دارند و سریال زمان چندانی را صرف پرداختن به انگیزه‌ها یا شخصیت آن‌ها نمی‌کند؛ موضوعی که باعث می‌شود حضورشان کمی سطحی به نظر برسد.

قسمت دوم در مجموع بار دیگر همان فضای آشنا و پیچیده وستروس را زنده می‌کند؛ دنیایی که سیاست، اخلاق و قدرت همیشه در هم تنیده‌اند و هیچ تصمیمی بدون هزینه نیست. از این جهت، حال‌وهوای قسمت یادآور روزهای اوج Game of Thrones است؛ زمانی که شخصیت‌ها بیش از آنکه با شمشیر بجنگند، درگیر نبردهای سیاسی و ذهنی بودند.

کارگردانی نیز به خوبی این فضای سنگین را حفظ می‌کند. نورپردازی تیره، موسیقی حساب‌شده و قاب‌بندی‌هایی که حس اضطراب را به مخاطب منتقل می‌کنند، باعث می‌شوند تنش حتی در صحنه‌های بدون درگیری هم احساس شود.

یکی از شخصیت‌هایی که این قسمت بیش از گذشته روی او تمرکز می‌کند، آلیسنت است. دیالوگ‌های او به خوبی درماندگی و فشاری را که از هر سو تحمل می‌کند، به تصویر می‌کشند. سریال نشان می‌دهد که او با وجود جایگاهش، آزادی چندانی برای تصمیم‌گیری ندارد و بیش از هر زمان دیگری در حصار شرایط گرفتار شده است. همین پرداخت دقیق، آلیسنت را به یکی از نقاط قوت قسمت دوم تبدیل می‌کند.

البته حجم زیاد اتفاقاتی که در این قسمت رخ می‌دهد، گاهی اجازه نمی‌دهد مخاطب برای هضم هر رویداد زمان کافی داشته باشد. روایت با سرعت بالایی از یک خط داستانی به خط دیگر می‌رود و ممکن است تمرکز برای لحظاتی از روی شخصیت‌ها برداشته شود. با این وجود، این شلوغی هرگز به ضربه‌ای جدی برای روایت یا کیفیت بصری تبدیل نمی‌شود و داستان همچنان مسیر پرتنش خود را حفظ می‌کند.

از سوی دیگر، رینیرا را این بار در موقعیتی متفاوت می‌بینیم. اگر بعد از مرگ جیس، غم و اندوه او را از حرکت بازداشته بود، اکنون با حمایت دیمون و انگیزه بازپس‌گیری تاج، تصمیم می‌گیرد سریع‌تر وارد عمل شود. اما درست در همان زمانی که اراده‌اش برای ادامه جنگ پررنگ‌تر شده، اشتباهات تازه‌ای نیز مرتکب می‌شود؛ از حمله به شورای کوچک گرفته تا زیر سؤال بردن وفاداری گارد سلطنتی.

همین تناقض، شخصیت رینیرا را واقعی‌تر می‌کند. او ملکه‌ای نیست که همیشه تصمیم‌های درست بگیرد؛ بلکه میان احساسات، خشم، مسئولیت و عطش قدرت مدام در حال نوسان است. بازی اما دارسی نیز این کشمکش درونی را با ظرافت زیادی به نمایش می‌گذارد و موسیقی و تدوین، این تردید و اضطراب را پررنگ‌تر می‌کنند. تنها ایرادی که می‌توان به این بخش گرفت، تکرار بعضی واکنش‌های احساسی است که در چند صحنه، ریتم روایت را اندکی کند می‌کند.

در همین میان، سریال جنبه دیگری از شخصیت دیمون را هم آشکار می‌کند. غرور همیشگی او و بی‌توجهی‌اش به مفهوم وفاداری، بیش از گذشته به چشم می‌آید؛ ویژگی‌هایی که به احتمال زیاد در ادامه داستان برای او دردسرساز خواهند شد. استفاده از نماهای نزدیک و تمرکز دوربین روی چهره دیمون، کمک می‌کند مخاطب این تضادهای درونی را بهتر احساس کند.

قسمت دوم بار دیگر یادآوری می‌کند که در وستروس، وفاداری ارزشی کمیاب است و گاهی یک تصمیم اشتباه یا یک بی‌اعتمادی کوچک می‌تواند سرنوشت یک جنگ را تغییر دهد.

در نهایت، قسمت دوم فصل سوم House of the Dragon موفق می‌شود بدون افتادن در دام ریتم کند فصل قبل، مخاطب را تا پایان همراه خود نگه دارد. روایت بر پایه پیامدهای نبرد، روابط خانوادگی، توطئه‌های سیاسی و اشتباهات شخصیت‌ها شکل می‌گیرد و همین موضوع، داستان را عمیق‌تر از قبل می‌کند.

پرداخت دقیق شخصیت‌ها، دیالوگ‌های حساب‌شده، موسیقی تاثیرگذار و طراحی صحنه‌های پرجزئیات، مهم‌ترین نقاط قوت این قسمت هستند. بازی بازیگران، به‌ویژه در لحظه‌های بحرانی و صحنه‌های خانوادگی، کاملا طبیعی و باورپذیر است و جلوه‌های ویژه نیز همچنان شکوه و عظمت دنیای وستروس را حفظ می‌کنند.

البته نمی‌توان از برخی ضعف‌ها چشم‌پوشی کرد. تعدد اتفاقات در بعضی بخش‌ها و پرداخت محدود به برخی شخصیت‌های فرعی، گاهی تمرکز روایت را کاهش می‌دهد. با این حال، این موارد آن‌قدر جدی نیستند که بتوانند کیفیت کلی قسمت را تحت تاثیر قرار دهند و قسمت دوم همچنان نشان می‌دهد که House of the Dragon در فصل سوم، مسیر رو به رشد خود را حفظ کرده است.

قسمت سوم؛ نمایش عمق شخصیت رینیرا

ااین قسمت با یکی از باشکوه‌ترین صحنه‌های سریال آغاز می‌شود و از همان ابتدا قدرت، تهدید و تنش را هم‌زمان به تصویر می‌کشد.

در نخستین سکانس، در ظاهر، دیمون تنها و با شمشیری در غلاف مقابل اورموند های‌تاور ایستاده است، اما دوربین به‌تدریج حقیقت را آشکار می‌کند؛ دیمون نه‌تنها کراکسس را در اختیار دارد، بلکه دو اژدهای دیگر نیز از او پشتیبانی می‌کنند. همین نمایش هوشمندانه باعث می‌شود قدرت واقعی دیمون و ناتوانی ارتش اورموند در برابر اژدهایان به شکلی تاثیرگذار به تصویر کشیده شود.

این افتتاحیه به‌خوبی حس تعلیق را به مخاطب منتقل می‌کند و در کنار آن، عظمت اژدهایان را بیش از همیشه به نمایش می‌گذارد. طراحی لباس‌ها و فضاسازی نیز نقش مهمی در انتقال حال‌وهوای سلطنتی و جنگی داستان دارند. از طرف دیگر، جلوه‌های ویژه اژدهایان نسبت به فصل‌های گذشته پیشرفت محسوسی داشته و همین موضوع باعث شده حضور آن‌ها واقعی‌تر و باورپذیرتر به نظر برسد.

بعد از تسلیم شدن اورموند، او مجبور می‌شود علاوه بر اعلام وفاداری به رینیرا، بنا به خواسته دیمون، خواهرزاده‌اش دائرون را نیز به‌عنوان گروگان تحویل دهد. دائرون، کوچک‌ترین پسر ویسریس و آلیسنت است که سال‌ها نزد خاندان های‌تاور بزرگ شده و تا این لحظه حضور پررنگی در داستان نداشته است.

اما مهم‌ترین غافلگیری قسمت زمانی اتفاق می‌افتد که مشخص می‌شود کودکی که تحویل داده شده، دائرون واقعی نیست. اورموند با زیرکی موفق شده او را مخفی نگه دارد و شخص دیگری را به جای او بفرستد. رینیرا پس از گفت‌وگو با آلیسنت به این فریب پی می‌برد و آلیسنت نیز ناچار می‌شود حقیقت را بازگو کند.

روایت این بخش با دقت زیادی ساخته شده و فضای پر از تردید و بی‌اعتمادی را به‌خوبی منتقل می‌کند. دیالوگ‌ها به ایجاد این حس کمک می‌کنند و بازی بازیگران، به‌ویژه جیمز نورتون در نقش اورموند و اما دارسی در نقش رینیرا، تاثیر این لحظات را دوچندان کرده است. در همین قسمت، اورموند بیش از گذشته به‌عنوان یک سیاستمدار باهوش و حسابگر شناخته می‌شود؛ شخصیتی که به نظر می‌رسد در ادامه فصل نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

البته خیانت اورموند خیلی زود خودش را نشان می‌دهد. او بلافاصله بعد از ادای سوگند وفاداری، کنترل شهر کوچک تامبلتون را در دست می‌گیرد. شهری که تا پیش از این بیشتر به‌دلیل زندگی همسر "هیو د همر" شناخته می‌شد، حالا به یکی از نقاط مهم داستان تبدیل شده است. این اتفاق آغاز مرحله تازه‌ای از رقابت بر سر قدرت را نشان می‌دهد و نفوذ خاندان های‌تاور را بیش از گذشته گسترش می‌دهد.

در سوی دیگر داستان، رینیرا با مشکلات متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کند. خزانه پادشاهی خالی شده، مردم با گرسنگی روبه‌رو هستند، کاخ پر از وفاداران های‌تاور است و در همین شرایط، دراگون‌سیدها نیز پاداش خود را مطالبه می‌کنند. از سوی دیگر، کورلیس از اینکه رینیرا حاضر نیست پسرانش را مشروع اعلام کند، ناراضی است؛ زیرا چنین تصمیمی می‌تواند مشروعیت فرزندان خود رینیرا را زیر سوال ببرد.

رینیرا برای مدیریت این بحران‌ها، اشراف‌زاده‌های کوچک را به ضیافتی دعوت می‌کند تا با آن‌ها مذاکره کند. با این حال، هم‌زمان اعلام می‌کند که برای تامین غذای مردم، اموال آن‌ها مصادره خواهد شد.

این بخش یکی از مهم‌ترین نقاط قوت قسمت سوم است؛ زیرا نشان می‌دهد رینیرا میان اخلاق و سیاست گرفتار شده و هر تصمیمی که می‌گیرد، بهایی سنگین دارد. همین تضاد، شخصیت او را عمیق‌تر و باورپذیرتر می‌کند. اما دارسی نیز این تردیدها و فشارهای روحی را به شکلی قابل‌قبول به تصویر می‌کشد. موسیقی و طراحی صحنه نیز فضای سرد، سنگین و پرتنش کاخ را تقویت کرده‌اند و دیالوگ‌ها به‌خوبی عمق بحرانی را که رینیرا با آن روبه‌رو است، نشان می‌دهند.

در ادامه، رینیرا برای برگزاری مراسم رسمی تاج‌گذاری به تایید سپتون اعظم نیاز دارد، اما او به دلیل پیدا نشدن جسد آگون دوم و همچنین باورش به شر بودن اژدهایان، از انجام این کار خودداری می‌کند. این اتفاق، تقابل میان قدرت سلطنت و قدرت مذهب را به تصویر می‌کشد و در عین حال، نشان می‌دهد اژدهایان همچنان نمادی از جادو و خطری هستند که بسیاری از مردم از آن هراس دارند.

این بخش از داستان، لایه‌های نمادین بیشتری را وارد روایت می‌کند. رویارویی حکومت با مذهب، یادآور کشمکش‌های تاریخی میان پادشاهان و کلیساست. کارگردانی این صحنه‌ها در کنار بازی بازیگر نقش سپتون اعظم، فضای جدی و سنگین این تقابل را به‌خوبی به مخاطب منتقل می‌کند.

در نهایت...

قسمت‌های دوم و سوم فصل سوم سریال House of the Dragon با حفظ روند رو به رشد سریال، همچنان روی روایت سیاسی، روابط خانوادگی و تقابل‌های مذهبی تمرکز دارند. کارگردانی قدرتمند، خلق صحنه‌های بزرگ، جلوه‌های ویژه چشم‌نواز و موسیقی هماهنگ با فضای داستان، باعث شده تماشای این دو قسمت همچنان تجربه‌ای جذاب و تماشایی باشد.

در این میان، شخصیت‌ها نسبت به گذشته عمق بیشتری پیدا کرده‌اند و مخاطب راحت‌تر می‌تواند دغدغه‌ها و چالش‌های رینیرا، دیمون و اورموند را درک کند.

با توجه به اتفاقات این قسمت، تاثیر آن‌ها بر ادامه داستان کاملا مشخص است. قدرت گرفتن های‌تاورها و افزایش بحران‌های رینیرا، زمینه را برای درگیری‌های بزرگ‌تر و تصمیم‌های دشوارتر در قسمت‌های آینده فراهم می‌کند. در مجموع، قسمت‌های دوم و سوم فصل سوم با حفظ کیفیت فصل‌های گذشته نشان می‌دهند که House of the Dragon همچنان توانایی غافلگیر کردن و سرگرم نگه داشتن مخاطبانش را دارد.

94
امتیاز ویجیاتو

مهم‌ترین نقطه قوت این قسمت‌ها، پرداخت دقیق به بازی‌های سیاسی، خیانت‌ها و رقابت‌های قدرت است. البته در کنار این نقاط قوت، همچنان می‌توان به ضعف‌هایی مانند پرداخت کمتر به برخی شخصیت‌های فرعی یا سرعت بسیار بالای روایت در بعضی لحظات اشاره کرد.

ایمان اکرمی
ایمان اکرمی

عاشق روایت و روانشناسی و ترکیب این دوتام. به نظرم روایت بدون داشتن بار روانشناسی نمی‌تونه زیاد ماندگار باشه... برای همین مطالبی می‌نویسم که داخلشون روانشناسی رو در روایت و شخصیت‌ها نشون بده.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی