نقد سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) | فصل سوم؛ قسمتهای چهارم و پنجم
جنگ درونی رینیرا!
فصل سوم سریال خاندان اژدها در قسمتهای چهارم و پنجم بیش از هر زمان دیگری روی هزینههای سنگین قدرت تمرکز میکند. تاجوتخت همچنان برای شخصیتهای این جهان نه یک جایگاه باشکوه، بلکه باری سنگین و گاه ویرانکننده است. در مرکز این اتفاقات، رینیرا قرار دارد؛ شخصیتی که هنوز فرصت نکرده از پیروزی خود لذت ببرد و حالا با دشمنانی تازه، متحدانی متزلزل و تصمیمهایی دشوار روبهرو شده است.
این دو قسمت در کنار پیش بردن خطوط داستانی متعدد، تصویر واضحتری از وضعیت سیاسی وستروس ارائه میدهند. از پیشروی نیروهای لرد ارموند هایتاور گرفته تا جنگهای چریکی کریستون کول، جاهطلبیهای دیمین و آشفتگی ذهنی رینیرا، همه چیز نشان میدهد که فصل سوم بیش از آنکه درباره فتح تاجوتخت باشد، درباره حفظ آن است. در ادامه با نقد سریال خاندان اژدها همراه ویجیاتو بمانید.
قسمت چهارم؛ وقتی پیروزی طعمی تلخ پیدا میکند

شاید بتوان گفت مهمترین ویژگی قسمت چهارم سریال House of the Dragon، فروپاشی تدریجی آرامش رینیرا است. او در شرایطی بر تخت پادشاهی نشسته که تقریبا هیچ چیز مطابق انتظارش پیش نمیرود. دشمنی که تصور میشد شکست خورده باشد بار دیگر قدرت گرفته، قدیمیترین متحدش او را ترک کرده و حتی همسرش نیز حقیقت را از او پنهان کرده است.
قسمت چهارم زمان زیادی را صرف نمایش فشارهایی میکند که از جهات مختلف بر رینیرا وارد میشوند. نکته جالب این است که او در این قسمت تقریبا هیچگاه در موقعیت برتری قرار ندارد. حتی زمانی که اختیار تصمیمگیری را در دست دارد نیز تصمیمهایش با تردید و پیامدهای ناخواسته همراه میشوند.
از همان ابتدا مشخص است که تاجوتخت برای او به جامی زهرآلود تبدیل شده است؛ جایگاهی که بیش از آنکه به صاحبانش قدرت ببخشد، آنها را به سمت انزوا و سوظن سوق میدهد.
بزرگترین غافلگیری قسمت چهارم بدون شک شخصیت لرد ارموند هایتاور است. او تنها یک فرمانده نظامی نیست، بلکه شخصیتی است که حضورش به سرعت، تعادل داستان را تغییر میدهد.
ارموند پس از حرکت به سمت Tumbleton، سربازان خود را در خانههای مردم اسکان داده و عملا رینیرا را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. او نمیتواند شهر را هدف حمله اژدهایان قرار دهد، زیرا متحدان خودش نیز قربانی خواهند شد.
آنچه ارموند را به شخصیتی جذاب تبدیل میکند، تضادهای رفتاری او است. از یک سو شخصیتی خشن، غیرقابل پیشبینی و بیرحم دارد و از سوی دیگر وسواس او نسبت به نظم، پوشش و حتی محل استراحتش باعث شده شخصیتی متفاوت از بسیاری از شرورهای پیشین وستروس باشد.
اما مهمتر از همه، او یک ریاکار تمامعیار است. شخصیتی که اژدهایان را نفرینشده میداند، اما هیچ مشکلی با استفاده از قدرت آنها برای رسیدن به اهدافش ندارد.
دائرون؛ شاهزادهای که در میانه تاریکی قرار گرفته است

قسمت چهارم فرصت مناسبی برای معرفی دائرون فراهم میکند. برخلاف عمویش، او هنوز نشانههایی از مهربانی و انسانیت را در رفتار خود حفظ کرده است. هشدار دادن به خدمتکار برای دور شدن از محل درگیری و واکنش روحی او به اعدام لئو، نشان میدهد که شخصیت او هنوز میان وظیفه و وجدان گرفتار است.
سکانس اعدام لئو یکی از تلخترین بخشهای قسمت چهارم محسوب میشود. این اتفاق یادآور یکی از مهمترین لحظات قسمت نخست Game of Thrones است؛ جایی که ند استارک مسئولیت اجرای عدالت را شخصا برعهده میگرفت. تفاوت اما در این است که دائرون برخلاف فرزندان ند، نه برای آموزش عدالت بلکه برای اطاعت از عموی خود مجبور به انجام این کار میشود.
یکی از نکات جالب قسمت چهارم، نمایش ضعفهای شخصیتی رینیرا است. او همچنان به مایسریا تکیه میکند و تلاش دارد شورای کوچک خود را تکمیل کند، اما برخی تصمیمهایش بار دیگر به ضررش تمام میشوند.
پیشنهاد آلین درباره استفاده از گربهها برای مقابله با طاعون موشها، شاید در نگاه اول اتفاقی طنزآمیز به نظر برسد، اما در حقیقت نشان میدهد که رینریا گاهی سادهترین راهحلها را نمیبیند.
از سوی دیگر، تصمیم او برای زندانی کردن الف و همچنین عدم تعیین محدودیت برای نحوه برخورد گارد طلایی با عاملان شعارهای «ملکه حرامزادگان»، بار دیگر به خشونتی غیرضروری منجر میشود.
قسمت چهارم به خوبی نشان میدهد که مشکل اصلی رینریا تنها دشمنانش نیستند، بلکه بخشی از مشکلات او نتیجه تصمیمهایی هستند که شخصاً اتخاذ میکند.
دیمین و دروغی که آینده را تهدید میکند

خط داستانی دیمین در این قسمت نیز اهمیت زیادی دارد. ملاقات او با رینیرا و پیوند این شخصیت با اژدهای وحشی Sheepstealer، یکی از مهمترین اتفاقات قسمت چهارم محسوب میشود.
اما نکته اصلی زمانی رخ میدهد که دیمین حقیقت را پنهان کرده و سر بریده چوپانی ناشناس را پیش رینریا میآورد تا او را به عنوان اژدهاسوار Sheepstealer معرفی کند.
این اتفاق بیش از هر چیز نشان میدهد که حتی نزدیکترین افراد به رینیرا نیز حقیقت را از او پنهان میکنند. مسئلهای که در قسمت پنجم تاثیرات روانی آن را به وضوح مشاهده خواهیم کرد.
قسمت پنجم؛ آغاز پارانویای یک ملکه

اگر قسمت چهارم درباره فشارهای بیرونی بر رینیرا بود، قسمت پنجم به فروپاشی تدریجی وضعیت روانی او میپردازد.
در ابتدای قسمت این سوال مطرح میشود که آیا او بیش از حد بدبین شده یا واقعا جانش در خطر است؟ پاسخ این سوال تا حد زیادی هر دو گزینه است. او دشمنان واقعی بسیاری دارد، اما همین موضوع باعث شده که دیگر نتواند میان تهدیدهای واقعی و ترسهای شخصی خود تفاوتی قائل شود.
همین مسئله باعث شده House of the Dragon همچنان همان فضای پرتنش Game of Thrones را حفظ کند؛ جهانی که در آن تقریبا هیچکس نمیتواند به دیگری اعتماد کند.
شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از جذابترین شخصیتهای قسمت پنجم کریستون کول است. پس از یک فصل سرشار از افسردگی و پشیمانی، حالا او شخصیتی متفاوت پیدا کرده است. جنگهای چریکی او علیه نیروهای Riverlands و سخنرانیاش درباره ثبت شدن نامش در تاریخ، وجه تازهای از این شخصیت را به نمایش میگذارد.
غرور و خودشیفتگی کریستن نه تنها باعث منفورتر شدن او نشده، بلکه شخصیتش را نسبت به گذشته جذابتر کرده است. او اکنون هدف مشخصی دارد و حاضر است برای رسیدن به آن تا آخرین لحظه مبارزه کند.
دو برادر؛ دو قربانی قدرت

قسمت پنجم روایت جالبی از وضعیت اموند و ای گون ارائه میکند. هر دو شخصیت خود را قربانی بیمهری خانواده میدانند و هر دو به نوعی در حال مبارزه با گذشته خود هستند.
آلیس ریورز تلاش میکند اموند را آرام کند، در حالی که لاریس بدون هیچ ملاحظهای اگون را با حقیقت رفتارهای گذشتهاش روبهرو میکند.
نکته جالب این است که هر دو برادر مشکلات مشابهی دارند، اما مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردهاند. یکی در پی بازیابی قدرت خود است و دیگری تلاش میکند از زیر سایه خانوادهاش خارج شود.
با این حال، قسمت پنجم نشان میدهد که احتمالا هیچکدام از آنها هنوز آماده تغییر واقعی نیستند.
بدون شک یکی از درخشانترین شخصیتهای قسمت پنجم، هلانیا است. او حاضر نمیشود برای اهداف سیاسی فرزندش را قربانی کند و با وجود تمام فشارهای موجود، همچنان بر تصمیم خود پافشاری میکند.
تلاش آلیسنت برای نجات دخترش نیز از نقاط قوت قسمت پنجم محسوب میشود. او برای حفظ جان هلانیا حاضر است از بسیاری از باورهای خود چشمپوشی کند و حتی معجون سقط جنین را شخصا مصرف میکند.
رابطه مادر و دختر در این قسمت یکی از انسانیترین خطوط داستانی سریال است و در میان تمام جنگها و توطئههای سیاسی، یادآور این حقیقت است که مهمترین انگیزه بسیاری از شخصیتهای این جهان همچنان محافظت از عزیزانشان است.
رینیرا بیش از همیشه تنها شده است

در قسمت پنجم، مشکلات رینیرا تنها به دشمنان خارجی محدود نمیشوند. شورای کوچک او دچار اختلاف شده و تقریبا هیچکس بر سر اولویتهای موجود توافق ندارد.
میسریا از مردم سخن میگوید، دیمین نگاه متفاوتی به آینده هفت پادشاهی دارد و خود رینیرا تنها بر یافتن اموند تمرکز کرده است.
مشکل اصلی اما جای دیگری است. او دیگر نمیتواند مسائل را در مقیاسی بزرگتر ببیند و نگاهش روزبهروز محدودتر میشود. حتی زمانی برای رسیدگی به پسر کوچکش جافری، ندارد و بیش از گذشته به این باور رسیده که نیرویی تاریک در تلاش برای نابودی او است.
این نگاه وسواسگونه اکنون به بزرگترین ضعف شخصیت او تبدیل شده است.
سخنرانی دیمین برای گارد طلایی یکی از مهمترین بخشهای قسمت پنجم محسوب میشود. او از تبدیل شدن هفت پادشاهی به نه پادشاهی، دوازده پادشاهی و حتی والیریا جدید سخن میگوید.
این موضوع نشان میدهد که جاهطلبیهای دیمین بسیار فراتر از به قدرت رسیدن رینیرا است. او آیندهای متفاوت برای وستروس تصور میکند و همین تفاوت دیدگاه باعث شده فاصله میان او و همسرش روزبهروز بیشتر شود.
پایانی هولناک و انتظاری برای ظهور وگار

قسمت پنجم با اتفاقی هولناک به پایان میرسد؛ قتلعامی بیرحمانه که دیمین با آن روبهرو میشود و تصویری تکاندهنده از خشونت جنگ را به نمایش میگذارد.
در سوی دیگر، ارموند هایاور همچنان به اجرای نقشههای خود ادامه میدهد و دائرون را برای آینده آماده میکند. تنها حلقه مفقوده این نبرد بزرگ، وگار است؛ اژدهایی که حضور یا غیبتش میتواند توازن قدرت را در سراسر وستروس تغییر دهد.
در نهایت...
در این مقاله به نقد سریال خاندان اژدها قسمتهای چهار و پنج پرداختیم. قسمتهای چهارم و پنجم فصل سوم سریال House of the Dragon بیش از هر چیز بر پیامدهای قدرت تمرکز دارند. رینیرا آرامآرام در حال گرفتار شدن در سوظن و انزوای سیاسی است، دیمین رویاهایی فراتر از تاجوتخت در سر دارد، کریستون کول بار دیگر انگیزه مبارزه پیدا کرده و ارموند هایتاور نیز به یکی از خطرناکترین دشمنان داستان تبدیل شده است.
در این میان، سریال همچنان موفق شده تعادل مناسبی میان روایتهای سیاسی، روابط انسانی و جاهطلبی شخصیتهایش برقرار کند. اگر قسمتهای ابتدایی فصل سوم زمینهساز این نبرد بزرگ بودند، قسمتهای چهارم و پنجم نشان میدهند که هیچیک از شخصیتهای این جهان قرار نیست بدون پرداخت هزینه به خواستههای خود برسند؛ هزینهای که برای برخی از آنها شاید بسیار سنگینتر از آن چیزی باشد که تصور میکنند.
بیشتر بخوانید:
حضور بازیگر نقش زلدا در House of the Dragon واکنش برانگیز بوده است
نقد سریال خاندان اژدها | فصل سوم؛ قسمتهای دوم و سوم
پیام پنهان House of the Dragon با نمایش کرم پیلهساز چیست؟
نقد سریال House of the Dragon فصل سوم | قسمت اول
«نبرد گالت» سریال House of the Dragon چه تفاوتهایی با کتاب دارد؟
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.