ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

دسته بندی عمومی

بررسی بازی موبایلی Inmost – یک مترویدوانیای دوست داشتنی

اگر علاقه‌مند به تجربه بازی‌های مترویدوانیای موبایلی هستید، در این مطلب با بررسی بازی iOS و اندروید Inmost همراه ویجیاتو باشید.

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۱:۰۰

اگر علاقه‌مند به تجربه بازی‌های مترویدوانیای موبایلی هستید، در این مطلب با بررسی بازی iOS و اندروید Inmost همراه ویجیاتو باشید.

استودیوی سازنده: Chucklefish Limited
تعداد دانلودها در گوگل پلی‌استور:۱۰۰ هزار
امتیاز کاربران گوگل پلی‌استور: ۴.۷ از ۵
سال انتشار: ۲۰۲۵

بعضی بازی‌ها از همان ابتدا مشخص می‌کنند که قرار نیست صرفاً برای سرگرم کردن شما ساخته شده باشند. Inmost ساخته Hidden Layer Games یکی از همین آثار است؛ یک ماجراجویی دوبعدی و داستان‌محور که پلتفرمینگ، اکتشاف و مبارزه را در خدمت روایت خود قرار می‌دهد. بازی داستان سه شخصیت متفاوت را دنبال می‌کند؛ شوالیه‌ای که در دل یک قلعه تاریک پیش می‌رود، دختربچه‌ای که در خانه‌ای مرموز زندگی می‌کند و شخصیتی دیگر که درگیر جست‌وجوی حقیقت است. در ابتدا ارتباط میان این روایت‌ها چندان مشخص نیست، اما با پیشروی در بازی، قطعات مختلف داستان کنار هم قرار می‌گیرند. حاصل کار، تجربه‌ای کوتاه اما عمیق است که بیشتر از آنکه بخواهد بازیکن را با چالش‌های سخت سرگرم کند، تلاش می‌کند داستانی تلخ و احساسی را به شکلی متفاوت روایت کند.

داستان بدون شک مهم‌ترین بخش Inmost است و بهتر است با کمترین اطلاعات ممکن سراغ آن بروید. بازی به سراغ موضوعاتی مانند فقدان، تنهایی، رنج، عشق و امید می‌رود و فضای آن در بیشتر لحظات سنگین و غم‌انگیز باقی می‌ماند. با این حال، روایت هیچ‌وقت احساس نمی‌کند که صرفاً برای غمگین کردن مخاطب طراحی شده است. اتفاقات به‌تدریج معنا پیدا می‌کنند و بازی اجازه می‌دهد خودتان ارتباط میان شخصیت‌ها و وقایع را کشف کنید. حتی محیط‌ها نیز بخشی از داستان هستند و گاهی یک اتاق خالی، یک شیء ساده یا چند لحظه سکوت، بیشتر از یک گفت‌وگوی طولانی حرف برای گفتن دارند. همین شیوه روایت باعث می‌شود وقتی سرانجام تصویر کامل ماجرا شکل می‌گیرد، بعضی اتفاقات گذشته معنای تازه‌ای پیدا کنند.

گیم‌پلی در Inmost نسبتاً ساده است، اما همین سادگی به نفع بازی تمام می‌شود. شما در طول ماجراجویی میان شخصیت‌های مختلف جابه‌جا می‌شوید و هرکدام تجربه متفاوتی دارند. بخش‌های مربوط به شوالیه بیشتر با مبارزه و عبور از محیط‌های خطرناک همراه هستند، در حالی که قسمت‌های دیگر بیشتر روی اکتشاف و تعامل با محیط تمرکز دارند. مبارزات پیچیدگی خاصی ندارند و قرار نیست ساعت‌ها درگیر یادگیری کمبوهای مختلف باشید. دشمنان بیشتر برای ایجاد تنش و پیش بردن فضای بازی حضور دارند و مبارزه با آن‌ها معمولاً ریتم داستان را مختل نمی‌کند. در نتیجه، گیم‌پلی به‌جای اینکه خودش را به رخ بکشد، آرام‌آرام شما را در مسیر داستان جلو می‌برد.

پازل‌ها و بخش‌های پلتفرمینگ نیز از همین رویکرد پیروی می‌کنند. در طول مسیر باید راه خود را در محیط پیدا کنید، با اشیا تعامل داشته باشید و گاهی از ابزارهای مختلف برای عبور از موانع استفاده کنید. بعضی از این بخش‌ها به کمی دقت و توجه نیاز دارند، اما بازی هیچ‌وقت قصد ندارد شما را ساعت‌ها درگیر یک معمای دشوار کند. اگر جایی متوقف شوید، معمولاً با کمی دقت می‌توانید راه‌حل را پیدا کنید. البته همین موضوع می‌تواند برای بازیکنانی که به دنبال معماهای پیچیده یا پلتفرمینگ سخت هستند، نقطه ضعف محسوب شود. اما برای تجربه‌ای که داستان در مرکز آن قرار دارد، این سادگی کاملاً قابل قبول است و باعث می‌شود ریتم روایت حفظ شود.

بازی Inmost یک عنوان کاملا آفلاین موبایلی است!

کوتاه بودن بازی نیز یکی از نقاط قوت آن است. داستان اصلی را می‌توان در حدود چند ساعت به پایان رساند و این مدت زمان برای Inmost کاملاً مناسب به نظر می‌رسد. بازی آن‌قدر طولانی نیست که ایده‌هایش شروع به تکرار کنند و آن‌قدر کوتاه هم نیست که احساس کنید داستان فرصت کافی برای شکل گرفتن نداشته است. در کنار مسیر اصلی، گوشه‌های مخفی و آیتم‌هایی برای پیدا کردن وجود دارند که بازیکنان کنجکاوتر را به جست‌وجوی بیشتر تشویق می‌کنند. این موارد همچنین می‌توانند اطلاعات بیشتری درباره دنیای بازی و شخصیت‌های آن در اختیار شما بگذارند. بنابراین اگر دوست داشته باشید تمام جزئیات را کشف کنید، می‌توانید زمان بیشتری را در محیط‌های تاریک بازی سپری کنید.

اما جایی که Inmost واقعاً می‌درخشد، ظاهر و فضاسازی آن است. سبک پیکسلی بازی در ابتدا شاید ساده به نظر برسد، اما ترکیب نور و سایه، رنگ‌های محدود و طراحی دقیق محیط‌ها، دنیایی زیبا و در عین حال سنگین ساخته است. قلعه‌های فرسوده، خانه‌های تاریک و فضاهای عجیب بازی، هرکدام حال‌وهوای خاصی دارند و به‌خوبی با داستان هماهنگ شده‌اند. موسیقی نیز نقش بسیار مهمی دارد و در بعضی صحنه‌ها با یک ملودی آرام احساسات شخصیت‌ها را پررنگ‌تر می‌کند و در برخی لحظات با کنار رفتن موسیقی، سکوت را به بخشی از تجربه تبدیل می‌کند. صداهای محیطی نیز به اندازه کافی حضور دارند تا جهان بازی زنده به نظر برسد. این هماهنگی میان تصویر، موسیقی و روایت، یکی از بزرگ‌ترین دلایلی است که Inmost می‌تواند تأثیر عاطفی خود را حفظ کند.

نسخه موبایلی نیز به‌خوبی با ماهیت بازی هماهنگ است. Inmost به واکنش‌های فوق‌سریع یا کنترل‌های پیچیده وابسته نیست و به همین دلیل کنترل لمسی در بیشتر مواقع عملکرد قابل قبولی دارد. با این حال، در بخش‌هایی که نیاز به حرکت دقیق دارید، استفاده از کنترلر می‌تواند تجربه راحت‌تری ایجاد کند. نکته مهم‌تر این است که بازی از همان ابتدا تلاش نمی‌کند شما را با سیستم‌های متعدد و منوهای پیچیده درگیر کند؛ چند دقیقه کافی است تا با تمام چیزهایی که برای ادامه ماجراجویی نیاز دارید آشنا شوید و بعد، تمرکز اصلی روی داستان باقی می‌ماند.

در نهایت، Inmost بیشتر یک داستان تعاملی است تا یک بازی که بخواهد با مکانیک‌های پیچیده خودنمایی کند. گیم‌پلی ساده، مبارزات قابل قبول و معماهای نسبتاً آسان شاید برای همه جذاب نباشند، اما در خدمت تجربه‌ای قرار گرفته‌اند که نقطه قوت واقعی‌اش روایت و فضاسازی است. اگر بازی‌های داستان‌محور، پیکسل‌آرت و تجربه‌های کوتاه و احساسی را دوست دارید، Inmost می‌تواند انتخاب بسیار خوبی باشد. این بازی قرار نیست ساعت‌ها شما را سرگرم کند یا با صدها سیستم مختلف مشغولتان نگه دارد؛ در عوض، داستانی تلخ و انسانی تعریف می‌کند، شما را با شخصیت‌هایش همراه می‌کند و قبل از اینکه فرصت خسته شدن پیدا کنید، به پایان می‌رسد. شاید مهم‌ترین ویژگی Inmost همین باشد؛ بازی تمام می‌شود، اما بعضی از حرف‌هایش مدت‌ها بعد در ذهن شما باقی می‌مانند.

Inmost
Inmost
ناشر بازی: Chucklefish Limited
دسته بندی: مترویدوانیا ، اکشن
سیستم عامل: اندروید ، iOS
حجم: ۷۸۰ مگابایت
احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی