۱۰ بازی که گیمرها خیلی زود قضاوتشان کردند و در نهایت پشیمان شدند
اشتباهی که بسیاری مرتکب شدند!
همهی ما آن لحظات را به خاطر داریم. یک بازی جدید نصب میکنیم، چند دقیقهای بازی میکنیم، از یک مکانیک خستهکننده یا یک شروع آرام کلافه میشویم و تصمیم میگیریم که دیگر هیچوقت به آن برنگردیم. ماهها یا سالها بعد، در یک بحث آنلاین یا یک پیشنهاد دوستانه، متوجه میشویم که آن بازی را خیلی زود قضاوت کردهایم و حالا دلمان میخواهد دوباره به آن فرصت بدهیم. بعضی بازیها شروعشان آرام، سنگین یا حتی کلافهکننده است، اما اگر کمی صبر کنید، به یکی از بهترین تجربههای زندگیتان تبدیل میشوند. در ویجیاتو، این بار سراغ ده بازی رفتهایم که گیمرها خیلی زود قضاوتشان کردند و در نهایت پشیمان شدند. با ما همراه باشید.
Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2 یکی از بزرگترین و جاهطلبانهترین بازیهای تاریخ است، اما شروع کند و سنگین آن، بسیاری از بازیکنان را کلافه کرد. بخش ابتدایی بازی در برفهای کوهستان، با حرکات کند و محدود، و دیالوگهای طولانی، باعث شد که خیلیها بازی را قبل از رسیدن به جهان باز و آزاد، کنار بگذارند. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد واقعگرا و کند است و نمیتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
اما کسانی که صبر کردند و از بخش ابتدایی عبور کردند، به یکی از عمیقترین و تأثیرگذارترین داستانهای تاریخ بازیها دست پیدا کردند. Red Dead Redemption 2 با شخصیتپردازی بینظیر، جهانسازی زنده و روایت احساسی، به یک شاهکار تبدیل شده است که هر گیمری باید آن را تجربه کند. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، بدانید که یکی از بهترین تجربههای زندگیتان را از دست دادهاید.
Yakuza 3

سری Yakuza همیشه طرفداران وفادار خود را داشته، اما Yakuza 3 یکی از بحثبرانگیزترین نسخههای این مجموعه است. بسیاری از بازیکنان که با نسخههای جدیدتر سری آشنا شده بودند، از گرافیک قدیمی، سیستم مبارزهی خشک و شروع آرام بازی در شهر اوکیناوا کلافه شدند. آنها انتظار یک ماجراجویی پر از اکشن و هیجان داشتند، اما با یک داستان آرام و خانوادگی روبرو شدند که بیشتر شبیه به یک درام ژاپنی بود تا یک بازی اکشن.
اما کسانی که صبر کردند و به عمق داستان کازوما کیریو در اوکیناوا نفوذ کردند، متوجه شدند که بازی دوست داشتنی Yakuza 3 یکی از احساسیترین و تأثیرگذارترین نسخههای این سری است. داستان دربارهی تلاش کیریو برای ساختن یک زندگی آرام و محافظت از کودکان یتیم، یکی از بهیادماندنیترین روایتهای این مجموعه است. اگر Yakuza 3 را زود قضاوت کردید، بدانید که یک درام عاطفی و عمیق را از دست دادهاید.
The Witcher 3: Wild Hunt

بازی دوست داشتنی و جذاب The Witcher 3: Wild Hunt امروز به عنوان یکی از بهترین بازیهای تاریخ شناخته میشود، اما خیلیها در ابتدای بازی، آن را کنار گذاشتند. شروع آرام بازی در منطقهی وایت اُرچارد، سیستمهای پیچیدهی مبارزه و مدیریت معجونها، و حجم زیاد دیالوگها، بسیاری از بازیکنان تازهوارد را کلافه کرد. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد سنگین است و نمیتوانند با ریتم کند آن ارتباط برقرار کنند. اما کسانی که صبر کردند و از منطقهی اول گذشتند، به یکی از عمیقترین و تأثیرگذارترین جهانهای باز تاریخ دست پیدا کردند.
حالا سالها از انتشار بازی میگذرد و هنوز هم بسیاری از بازیکنان اعتراف میکنند که از این که ویچر ۳ را زود کنار گذاشتهاند، پشیمان هستند. این بازی با داستانهای فرعی عمیق، شخصیتهای بهیادماندنی و جهانسازی بینظیر، به یک استاندارد طلایی در صنعت بازی تبدیل شده است. اگر شما هم جزو کسانی هستید که ویچر ۳ را زود قضاوت کردید، شاید وقت آن رسیده که دوباره به آن فرصت بدهید.
Heavy Rain

Heavy Rain یکی از اولین بازیهای تعاملی و داستانمحور بود که در زمان انتشار با واکنشهای متفاوتی روبرو شد. بسیاری از بازیکنان که به بازیهای اکشن و سریع عادت داشتند، از کنترلهای کند، دیالوگهای طولانی و سبک سینمایی بازی کلافه شدند و آن را کنار گذاشتند. آنها احساس میکردند که بازی بیشتر شبیه به یک فیلم است تا یک بازی ویدیویی. اما کسانی که صبر کردند، به یکی از تأثیرگذارترین تجربههای تعاملی تاریخ دست پیدا کردند.
بازی Heavy Rain با داستان معمایی و احساسی خود، شما را درگیر یک پروندهی قتل سریالی میکند و هر تصمیم شما، سرنوشت شخصیتها را تغییر میدهد. این بازی با پایانهای متعدد و پیچشهای غیرمنتظره، یکی از بهترین نمونههای داستانسرایی تعاملی است. اگر Heavy Rain را زود قضاوت کردید، یک تجربهی سینمایی و احساسی را از دست دادهاید که هیچ بازی دیگری نمیتواند آن را تکرار کند.
Pokemon Sun and Moon

سری Pokemon همیشه به خاطر شروع سریع و سادهاش معروف بوده، اما Pokemon Sun and Moon این روند را شکست. بسیاری از بازیکنان از دیالوگهای طولانی، قطع کردنهای مکرر و آموزشهای وسواسگونهی بازی کلافه شدند و آن را کنار گذاشتند. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد دستشان را میگیرد و به آنها اجازهی کاوش آزادانه نمیدهد. اما کسانی که صبر کردند، به یکی از بهترین داستانهای سری پوکمون دست پیدا کردند.
داستان Pokemon Sun and Moon یکی از عمیقترین و احساسیترین روایتهای این مجموعه است که به موضوعاتی مثل خانواده، هویت و پذیرش تفاوتها میپردازد. شخصیتهای بهیادماندنی مثل لیلی و گلدن، و تغییرات اساسی در فرمول بازی، آن را به یکی از محبوبترین نسخههای سری تبدیل کرده است. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، یک داستان تأثیرگذار و یک تجربهی جدید از دنیای پوکمون را از دست دادهاید.
Driver

بازی Driver در زمان انتشار خود، یکی از پیشگامان سبک رانندگی و تعقیب و گریز بود، اما بخش آموزشی آن، بسیاری از بازیکنان را کلافه کرد. این بخش که در یک پارکینگ زیرزمینی جریان داشت، شما را مجبور میکرد تا یک سری مانورهای پیچیده را در زمان محدود انجام دهید و بسیاری از بازیکنان نتوانستند از این بخش عبور کنند و بازی را کنار گذاشتند. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد سخت و غیرمنصفانه است.
اما کسانی که صبر کردند و از این بخش عبور کردند، به یکی از بهترین بازیهای رانندگی و تعقیب و گریز تاریخ دست پیدا کردند. Driver با طراحی شهری دقیق و مأموریتهای چالشبرانگیز، به یک اثر کلاسیک و تأثیرگذار تبدیل شده است. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، یک تجربهی بینظیر از دوران طلایی بازیهای رانندگی را از دست دادهاید.
Spec Ops: The Line

بازی Spec Ops: The Line در ظاهر یک شوتر نظامی معمولی به نظر میرسد، اما بسیاری از بازیکنان آن را به خاطر گیمپلی متوسط و کلیشهای کنار گذاشتند. آنها انتظار یک تجربهی معمولی از ژانر شوتر را داشتند و نمیدانستند که در پشت این ظاهر ساده، یکی از عمیقترین نقدها بر خشونت در بازیهای ویدیویی پنهان شده است. اما کسانی که صبر کردند، به یکی از تأثیرگذارترین تجربههای تاریخ بازیها دست پیدا کردند.
بازی Spec Ops: The Line با داستان روانشناختی و پیچشهای غیرمنتظره، شما را به چالش میکشد و با سوالات اخلاقی سختی روبرو میکند. این بازی به شما نشان میدهد که گاهی خشونت در بازیهای ویدیویی، نه یک سرگرمی، که یک انتخاب اخلاقی است. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، یکی از عمیقترین تجربههای تاریخ بازیها را از دست دادهاید.
Wolfenstein: The New Order

Wolfenstein: The New Order با وجود گیمپلی سریع و اکشن نفسگیر، بسیاری از بازیکنان را با شروع آرام و داستانمحور خود کلافه کرد. بخش ابتدایی بازی که در یک بیمارستان روانی جریان دارد، با حرکات کند و دیالوگهای طولانی، باعث شد که خیلیها بازی را قبل از رسیدن به بخش اصلی کنار بگذارند. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد احساسی و کند است.
اما کسانی که صبر کردند، به یکی از بهترین بازیهای شوتر تاریخ دست پیدا کردند. Wolfenstein: The New Order با داستان عمیق، شخصیتهای بهیادماندنی و گیمپلی نفسگیر، به یک شاهکار مدرن تبدیل شده است. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، یک تجربهی بینظیر از تلفیق داستان و اکشن را از دست دادهاید.
Assassin's Creed III

Assassin's Creed III یکی از جاهطلبانهترین نسخههای این سری بود که بسیاری از بازیکنان را با شروع کند و سنگین خود کلافه کرد. بخش ابتدایی بازی که در نقش هایتام کنوی، پدر شخصیت اصلی، جریان دارد، با حرکات محدود و دیالوگهای طولانی، باعث شد که خیلیها بازی را قبل از رسیدن به بخش اصلی کنار بگذارند. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد کند و خستهکننده است.
اما کسانی که صبر کردند، به یکی از بهترین داستانهای سری Assassin's Creed دست پیدا کردند. این بازی با شخصیتپردازی عمیق، جهانسازی تاریخی و روایت احساسی، به یکی از محبوبترین نسخههای سری تبدیل شده است. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، یک داستان تأثیرگذار و یک تجربهی تاریخی بینظیر را از دست دادهاید.
Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

Metal Gear Solid V: The Phantom Pain با وجود گیمپلی فوقالعاده و مکانیکهای روان، بسیاری از بازیکنان را با شروع غیرخطی و پیچیدهی خود کلافه کرد. بخش ابتدایی بازی در بیمارستان، با حرکات کند و محدود، و دیالوگهای طولانی و گیجکننده، باعث شد که خیلیها بازی را قبل از رسیدن به بخش اصلی کنار بگذارند. آنها احساس میکردند که بازی بیش از حد پیچیده و سردرگمکننده است.
اما کسانی که صبر کردند، به یکی از بهترین گیمپلیهای تاریخ بازیهای مخفیکاری دست پیدا کردند. MGS V با سیستمهای پیشرفته، آزادی عمل بینظیر و داستانی که در لابهلای مأموریتها پنهان شده، به یکی از محبوبترین نسخههای سری تبدیل شده است. اگر این بازی را زود قضاوت کردید، یک تجربهی بینظیر از گیمپلی را از دست دادهاید.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.