ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

۷ بازی جهان‌باز که هیچ دشمنی در آن‌ها وجود ندارند

آزادانه در دنیای این بازی‌ها غرق شوید!

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰

تا حالا شده وسط یک بازی جهان‌باز، خسته شوید از اینکه هر جا قدم می‌گذارید یک گروه سرباز یا یک هیولا به سمتتان حمله کند؟ دنیای بازی‌های ویدیویی همیشه پر از دشمن نیست. بعضی از آنها هستند که نه اسلحه دارند، نه جانوران ترسناک و نه حتی یک لحظه استرس. فقط شما، یک دنیای زیبا، و آرامشی که در کمتر بازی‌ای پیدا می‌شود. در ویجیاتو، این بار سراغ هفت بازی رفته‌ایم که هیچ دشمنی ندارند و تجربه‌ای کاملاً بدون خشونت به شما هدیه می‌دهند. اگر از جنگیدن خسته شده‌اید و دلتان می‌خواهد فقط در یک دنیای رویایی نفس بکشید، همراه ما باشید.

Shape of the World


قدم زدن در رویا چه حسی دارد؟ Shape of the World پاسخ این سوال است. این بازی هیچ داستانی ندارد، هیچ شخصیتی و هیچ هدفی. فقط شما در یک جنگل سورئال و روان‌گردان قدم می‌زنید. هر قدمتان باعث می‌شود درختان و گلها از دل زمین بیرون بزنند، مسیرها تغییر کنند و مناظری تازه خلق شوند. بدون هیچ دشمنی، بدون هیچ خطری. گویی خود دنیا با شما نفس می‌کشد و در پاسخ به حرکتتان شکل می‌گیرد. بازی خبری از مکانیک‌های پیچیده ندارد؛ فقط راه رفتن، دویدن و گاهی شنا کردن در آبی که عمقش هرگز نمی‌ترساندتان.

آنچه Shape of the World را به یک تجربه منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند، موسیقی متن پویای آن است که بر اساس حرکت شما شکل می‌گیرد. هر بار که بازی می‌کنید، یک آهنگ متفاوت شنیده می‌شود. گرافیک سایکدلیک و رنگ‌های زنده، شما را به سفری درون‌گرایانه می‌برد که در آن تنها چیزی که وجود دارد، خودِ لحظه است. این بازی برای آن لحظاتی ساخته شده که دوست دارید از ذهنتان خارج شوید و فقط یک تصویر متحرک از آرامش باشید.

Lake


چه می‌شود اگر به جای نجات جهان، فقط نامه برسانید؟ Lake شما را به سال ۱۹۸۶ می‌برد، به شهری کوچک کنار دریاچه‌ای در اورگن. شما مریدیت هستید، یک زن چهل ساله که برای دو هفته جای پدرش پستچی می‌شود. در این دنیا نه خبری از دشمن است و نه حتی یک عابر پیاده عصبانی. شما با ون آبی‌تان در جاده‌های خلوت می‌چرخید، نامه‌ها را می‌رسانید، با همسایه‌های قدیمی گپ می‌زنید و تصمیم می‌گیرید عصر را با یک لیوان شراب کنار دریاچه بگذرانید یا در کافه شهر به موسیقی گوش دهید.

حتی اگر این کارها در نگاه اول کسل‌کننده به نظر برسند، بازی دوست داشتنی و جذاب Lake جادوی خودش را در همین جزئیات ساده پنهان کرده. بازی به شما اجازه می‌دهد در دنیایی بدون استرس زندگی کنید؛ جایی که هیچ کس به شما شلیک نمی‌کند، هیچ هیولایی شما را تعقیب نمی‌کند و هیچ مأموریت فوری وجود ندارد که نتوانید یک روز به تأخیر بیندازید. موسیقی آرام، مناظر پاییزی و دیالوگ‌های صمیمی، Lake را به یک تعطیلات مجازی تبدیل کرده که در آن تنها دشمن شما، خودِ عجله کردن است.

The Witness


در جزیره‌ای خالی از سکنه بیدار می‌شوید که تنها ساکنانش پنل‌های سنگی با خطوط مرموز هستند. بازی The Witness شما را در جهانی بدون هیچ تهدیدی رها می‌کند، اما ذهن‌تان را به شدت به چالش می‌کشد. هر پنل یک معماست و هر معما بخشی از یک راز بزرگتر. بازی هیچ دستی از شما نمی‌گیرد و هیچ راهنمایی در کار نیست. شما خودتان باید الگوها را تشخیص دهید، قوانین را کشف کنید و پازل‌ها را به ترتیبی که می‌خواهید حل کنید. جزیره پر از مسیرهای مخفی و مناظر خیره‌کننده است که هر کدام معمای تازه‌ای را پنهان کرده‌اند.

عظمت بازی The Witness در نبود هرگونه دشمن بیرونی است. در این جزیره، چیزی جز ذهن خودتان شما را آزار نمی‌دهد. اما همین نبود تهدید، باعث می‌شود تمرکزتان روی همان یک چیزی باشد که واقعاً مهم است. بازی هرگز حواس‌تان را پرت نمی‌کند و هرگز برای نجات جان‌تان عجله ندارید. فقط شما و یک جزیره اسرارآمیز که اگر صبور باشید، تمام رازهایش را برایتان فاش خواهد کرد. The Witness یعنی آرامش در دل یک چالش بی‌پایان، جایی که تنها دشمن، ندانستن است.

A Short Hike


A Short Hike شما را به پارکی ملی می‌برد که در آن یک پرنده جوان باید به قله کوه برسد تا آنتن تلفن همراه پیدا کند. این بازی در نگاه اول ساده و کوتاه به نظر می‌رسد، اما دنیایش پر از جزئیات، مکان‌های مخفی و شخصیت‌هایی است که هر کدام یک داستان کوتاه و دل‌نشین دارند. خبری از دشمن نیست، اما پر از مأموریت‌های کوچک است. ماهیگیری، پیدا کردن صدف‌ها، مسابقه با یک پرنده دیگر و گفتگو با گردشگران، سفر کوتاه‌تان به قله را به یک ماجراجویی شیرین تبدیل می‌کند.

بازی هرگز به شما نمی‌گوید عجله کنید. شما می‌توانید ساعت‌ها در پای کوه بچرخید و از مسیرهای مختلف بالا بروید. گرافیک پیکسلی و موسیقی دل‌نشین، شما را به دوران کودکی می‌برد، جایی که مهم‌ترین چیز این بود که با دوچرخه به انتهای محله برسید. بازی A Short Hike یک پیاده‌روی کوتاه در جنگل است که تا مدت‌ها در قلبتان می‌ماند. بازی ثابت می‌کند برای خلق یک تجربه به‌یادماندنی، نیازی به صدها ساعت گیم‌پلی نیست.

Feather


Feather را نمی‌توان یک بازی معمولی دانست. شما در آن یک پرنده هستید. فقط یک پرنده در جزیره‌ای خیالی. هیچ هدفی ندارید، هیچ دشمنی، هیچ محدودیتی. بال‌هایتان را باز می‌کنید و پرواز می‌کنید. از میان درختان قدیمی عبور می‌کنید، روی سطح برکه‌ها سر می‌خورید و بر فراز کوهستان‌ها اوج می‌گیرید. با هر ضربه دکمه، یک نت موسیقی تولید می‌شود و هر نت، یک لایه جدید به ملودی بازی اضافه می‌کند. هر بار که بازی را باز می‌کنید، یک آهنگ منحصربه‌فرد خلق می‌شود.

در Feather، تنها چیزی که وجود دارد شما و آسمان است. اگر خسته‌اید از فکر کردن، Feather بهترین جایی است که می‌توانید بروید. شب‌ها که ماه کامل طلوع می‌کند و بازتاب آن در آب می‌درخشد، برای چند دقیقه حس می‌کنید دارید در یک رویای شفاف پرواز می‌کنید. بازی دارای بخش چندنفره غیرفعال است که به شما اجازه می‌دهد با پرنده‌های دیگر در آسمان همراه شوید. Feather یعنی همان حس سبکی که سال‌هاست فراموشش کرده‌اید.

Eastshade


تصور کنید نقاشی هستید که به جزیره‌ای افسانه‌ای سفر کرده. نه برای کشتن هیولاها، نه برای پیدا کردن گنج، بلکه برای برآورده کردن آرزوی مادرتان: نقاشی کردن از چهار منظره خاص. Eastshade شما را در جهانی بدون دشمن و استرس رها می‌کند که تمام شخصیت‌هایش حیوانات دوست‌داشتنی با لباس‌های قدیمی هستند و با شما درباره زندگی، هنر و دلتنگی حرف می‌زنند. شما با سه‌پایه‌تان در جنگل‌ها و کوهستان‌ها راه می‌روید و لحظاتی را که دوست دارید در قاب نقاشی ثبت کنید.

در بازی دوست داشتنی و جذاب Eastshade، هیچ تهدیدی وجود ندارد، اما پر از حس است. وقتی باران می‌بارد، زیر یک درخت پناه می‌گیرید و به صدای قطرات گوش می‌دهید. وقتی خورشید غروب می‌کند، رنگ‌های آسمان را روی بوم می‌کشید. این بازی به شما یادآوری می‌کند که گاهی بهترین ماجراجویی‌ها، درون خودمان و در یک قاب نقاشی پنهان است. شخصیت‌های بازی هر کدام داستانی برای گفتن دارند و کمک به آنها، بخشی از سفرتان می‌شود. Eastshade یعنی عشق به طبیعت، بدون نیاز به جنگیدن با آن.

Astroneer


در Astroneer، شما یک فضانورد هستید که در سیاره‌ای ناشناخته فرود آمده است. اما بر خلاف خیلی از بازی‌های فضایی، خبری از بیگانگان خشن و موجودات خون‌آشام نیست. شما در یک جهان رنگارنگ و جعبه‌ای هستید که هیچ دشمنی ندارد. فقط منابع معدنی، گیاهان عجیب، غارهای عمیق و آسمانی پر از ستاره. تنها چیزی که ممکن است شما را بترساند، کمبود اکسیژن یا یک طوفان گرد و غبار است، اما همه اینها قابل پیش‌بینی و مدیریت هستند. شما با یک ابزار ساده شروع می‌کنید و به تدریج فناوری‌های پیشرفته‌تری را می‌سازید.

جذابیت Astroneer در آزادی مطلق آن است. شما تصمیم می‌گیرید چه بسازید، به کدام سیاره بروید و چقدر زمان بگذارید. هیچ خط داستانی اجباری وجود ندارد و هر کس مسیر منحصربه‌فرد خود را می‌سازد. ساعت‌ها می‌توانید فقط با وسیله نقلیه‌تان در سطح سیاره بچرخید و مناظر را تماشا کنید. تنهایی شیرین یک فضانورد در جهانی که هیچ دشمنی در آن نیست، Astroneer را به یکی از آرام‌بخش‌ترین و در عین حال اعتیادآورترین بازی‌های جهان‌باز تبدیل کرده است.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی